Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

理系が恋に落ちたので証明してみた。

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Abbott Elementary S01E02 720p WEB H264-CAKES
Abbott Elementary S01E02 1080p WEB H264-CAKES
Abbott Elementary S01E02 720p WEB-DL x264 PaHe
Abbott Elementary S01E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Abbott Elementary S01E02 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Abbott Elementary S01E02 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
د لخوا تبصره Bahador18B
🔴‫🔴 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 | 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2022-04-06
ډاونلوډونه: 48
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- ده ثانیه مونده. ‫- باشه.

‫ما عاشق «اخبار محلی» هستیم.

‫زودتر میایم سر کار که بتونیم ببینیمش.

‫بعد از موندن تو ترافیکی که دل ‫آدم می‌خواد آینۀ ماشین‌ دیگران رو...

‫با آچار داغون کنه، دیدن اخبار آرامش‌بخشه.

‫در حالی که شاخص گرما به 40 درجه...

‫نزدیک می‌شود، فیلادلفیا همچنان...

‫از دمای 35 درجۀ سانتی‌گراد رنج می‌برد.

‫من یه زن متأهل و مسیحی هستم...

‫شوهرم و زندگیم رو هم دوست دارم.

‫ولی جیم گاردنر یه جذابیت خاصی داره.

‫اون بیان بدون لهجه‌اش.

‫همچین چیزی ندیده بودیم...

‫حمایت و قدردانی از خبررسانی محلی...

‫خیلی مهمه، خب؟ ‫هدف پنهانی‌ای درکار نیست.

‫این‌... خبرهای بسیار مهم از اتفاقات واقعی...

‫توی خیابون‌های شهره.

‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد ‫اون سگ تو ترافیک گیر کنه.

‫آره، جیم.

‫از اخبار خوشم میاد، ‫چون زمانیه که می‌تونم...

‫هر چی دلم می‌خواد بگم و ‫هیچ‌کس هم هیچ سؤالی نمی‌پرسه.

‫امروز رو می‌رم مرخصی. ‫با دوست‌هام می‌رم ماهی‌گیری.

‫به هر حال، دستمال توالت تو ‌‌کمده.

‫یه بار جیم گاردنر رو تو رستوران دیدم.

‫نمی‌دونین به چه زیبایی غذا سفارش داد.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫«کاری از بـهـادر» ‫«Bahador_Sub@»

‫- طارق، خدای من. این... ‫- فقط یه نمونه‌ست.

‫خیلی خوبه. ‫دیشب ضبطش کردی؟

‫آره، آره. تو 15 دقیقه.

‫- چیزی نیست. آره. خیلی سریع. ‫- وای.

‫طارق بیشتر از 10 ساله که دوست‌پسرمه...

‫و از دوران دبیرستان موسیقی کار می‌کنه.

‫معلومه که خیلی خیلی کارش خوبه.

‫همۀ کلیپ‎های «تیک‌تاک»ـش همه‌گیر می‌شن...

‫که این روزها نشونۀ موسیقیدان‌های واقعیه.

‫امشب دیر میام خونه، چون برنامه دارم.

‫بلیط‌های کل سالن فروش رفته.

‫- نه بابا. ‫- آره.

‫- وای خدای من! ‫- آره.

‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم! ‫- ممنون.

‫- شاید بتونم بیام. ‫- اوه، نه، نه، نه.

‫نمی‌شه بیای، چون درمورد ‫تعداد جمعیت خیلی سخت‌گیرن.

‫15 نفر ظرفیت داره.

‫پس اگه تو بیای، می‌شه 16...

‫و جمعیت بیش از حد مشکل ایمنی درست می‌کنه، ‫واسه همین برنامه رو تعطیل می‌کنن.

‫ولی میخوای شب شام رو باهم بخوریم؟

‫تقریباً ساعت 10 میام خونه. ‫غذای دریایی کارائیبی برات میارم.

‫- غذای مورد علاقه‌مه. ‫- می‌دونم. می‌دونم.

‫- مورد علاقه‌مه! باشه. ‫- می‌دونم. آره.

‫- باشه. خیلی خب. ‫- باشه، عزیزم.

‫صندلی رو چقدر آوردی جلو!

‫- می‌دونی که قدم کوتاهه. ‫- لعنتی. باشه.

‫خیلی خب، عزیزم. ‫من دیگه باید برم.

‫مثل چی گرسنه‌مه، ‫ولی همین گرسنگی...

‫باعث می‌شه که یه حرکتی کنم، ‫باید یه چیزی بخورم.

‫باشه. خب، می‌خوای ‫ساندویچ صبحونۀ من رو بخوری؟

‫- ها؟ ‫- آره. من تو مدرسه یه چیزی می‌گیرم.

‫- مطمئنی، عزیزم؟ ‫- آره. داخل یه چیزی می‌خورم.

‫- خیلی ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫- دوستت دارم. ‫- منم دوستت دارم.

‫آره.

‫ببین، دیشب نتونستیم ‫در این مورد صحبت کنیم...

‫چون داشتی آهنگ می‌ساختی، ولی...

‫اجاره‌مون داره بیشتر می‌شه، پس حسابِ ‫دخل و خرج‌مون رو دوباره انجام بدیم.

‫- اوهوم. ‫- اون...

‫جدول مخارج رو زدم به یخچال.

‫- اوهوم. آره. بهش می‌رسم. ‫- باشه.

‫آره، ولی نظر من این بود که...

‫زودتر بهش برسی چون اسم من تو اجاره‌نامه‌ست...

‫و قبلاً هم یه بار اجاره رو دیر دادیم.

‫حواسم هست، عزیزم. ‫ولی می‌شه بعداً در‌‌مور‌‌دش صحبت کنیم؟

‫هنوز ساعت 8 صبح هم نشده و می‌دونی...

‫که من 12 صبح زودتر از خواب بیدار نمی‌شم.

‫آره. ولی به‌نظرت می‌تونی ‫فقط یه نگاهی بهش بندازی؟

‫بهش می‌رسم. ‫قول می‌دم، عزیزم.

‫- باشه. ‫- باشه؟

‫- خیلی خب. دوستت دارم. ‫- منم دوستت دارم.

‫- واسه ساندویچ ممنونم. ‫- خواهش می‌کنم.

‫ملینا، چی شده؟

‫نمی‌خوام توی راهرو راه برم، خانم جنین.

‫ترسناکه.

‫نمی‎خوام بیام مدرسه.

‫چی... آهای، آقای جانسون.

‫این چراغ‌ها چند هفته‌‌ست روشن و خاموش می‌شن.

‫نمی‌خواین کار‌‎ی‌‌شون کنین؟

‫دیگه بچه‌‌ها اصلاً نمی‌خوان بیان مدرسه.

‫یه مقام بالاتر از من باید تصمیم بگیره، جنین.

‫بیشتر کارهای الکتریکی رو با یه سیستم موقت...

‫که از سال 92 تا الان داشتم، راه می‌‎ندازم.

‫واسه این، باید منتظر برق‌کار بشیم.

‫- ولی... ‫- می‌رم ماهی‌‌گیری.

‫بهش می‌رسم.

‫نگران نباش، ملینا.

‫من واقعاً بهش رسیدگی می‌کنم...

‫برعکس سرایدارها و دوست‌پسرها.

‫ها؟

‫فقط... بیا.

‫این برانزینو مال کیه؟

‫این ماهی واسه گذاشتن تو یه یخچال...

‫- که مشترک استفاده می‌شه بوش خیلی تنده. ‫- بهش دست نزن.

‫می‌خوام امشب خونۀ دخترعموم؛ «اَنِت» درستش کنم.

‫فکر می‌کنه بهترین آشپز خونواده‌ست.

‫به یه روش غیر تهدید‌آمیز حالش رو می‌گیرم.

‫می‌خوام یه کاری کنم ازش خوشگل‌تر هم باشم.

‫بچه‌‌ها، چند هفته‌ست که چراغ‌های ‫راهروی پشتی خاموش‌ان.

‫- مرسی خبر دادی. ‫- این چیه پوشیدی؟

‫و ما باید یه کاری‌ بکنیم. باشه؟

‫ملینا که تو کلاس توئه...

‫صبح می‌ترسید بیاد مدرسه.

‫می‌گفت راهرو مثل فیلم «درخشش» شده...

‫و من اصلاً نمی‌فهمم که ‫چه‌جوری این رو می‌دونه.

‫- ملینا عاشق «درخشش»ـه. ‫- فیلم کلاسیکیه.

‫این درست نیست، خب؟ ‫و با آقای جانسون هم صحبت کردم...

‫گفت هیچ کاری از دستش برنمیاد.

‫می‌خوای ما چی کار کنیم؟

‫نباید سخت باشه. فقط ‫باید چند تا لامپ جدید بندازیم.

‫جنین، فقط نگران چیزهایی ‫باش که می‌شه کنترل‌شون کرد.

‫دقیقاً. تو همچین روز گرمی‌...

‫فقط کار اصلی خودمون رو می‌تونیم انجام بدیم.

‫دقیقاً همینه! چرا هوای فِوریه...

‫از سوراخ کون شیطون هم داغ‌تر شده؟

‫تغییرات آب و هوایی.

‫داریم وسط اثرات فاجعه‌بار اون زندگی می‌کنیم.

‫لایۀ منجمد دائمی ‌در روسیه...

‫بچه خرخون.

‫ایوا، می‌شه یکی از شهرداری بیاد...

‫و چراغ‌های راهروی پشتی رو چک کنه؟

‫نه، دختر. مگه من حلّال مشکلات بچه‌هام؟

‫من قدرت کافی برای دستکاری...

‫مسائل داخلی شهرداری رو ندارم.

‫احتمالاً تابستون میان.

‫- تابستون؟ ‫- چه بدشانسی‌ای.

‫لقمۀ تخم مرغ می‌خوای؟

‫نه، وقت غذا خوردن ندارم.

‫لقمۀ تخمه مرغه. ‫فقط باید گذاشت‌شون تو مایکروویو.

‫من نمی‌تونم همچین چیزی رو قبول کنم.

‫می‌دونین، اون‌ها صورت ‫اون بچه‌‌ها رو نمی‌بینن.

‫انگار اومده بودن تونل وحشت شهربازی...

‫که خیلی هم جای ترسناکیه.

‫حالا بقیه هر چقدر می‌خوان بگن ترسناک نیست.

‫خب، روزهای هفته رو مرور کردیم. حالا ما...

‫خیلی خب، عزیزم، بشین.

‫ام... ساعت 9ـه.

‫خودشه.

‫مدرسه زودتر از 9 شروع... می‌شه.

‫ببین، می‌دونم تو جایگزین موقتی...

‫ولی این بچه‌‌ها باید تا قبل ‫ساعت 8 سر صندلی‌هاشون باشن.

‫- مقررات مدرسه‌ست. ‫- فهمیدم.

‫تو دو هفتۀ گذشته ششمین باره ‫که اون بچه دیر کرده.

‫به‌نظر فقط یه قطرۀ کوچیک از سطل‌ـه، ولی بعد...

‫اون سطل پر می‌شه و همه چی خیس می‌شه. ‫(شرایط سخت می‌شه.)

‫ما که نمی‌خوایم خیس بشیم، می‌خوایم؟

‫شما هم دارین این رو می‌بینین، نه؟!

‫هی، خانم هاوارد، ‫می‌شه راهنمایی‌م کنین؟

‫می‌خواستم از جنین بپرسم، ‫ولی به‌نظر سرش شلوغه.

‫- البته. بیا داخل. ‫- ممنون.

‫- باشه. ‫- بشین.

‫آره. آره.

‫خب یکی از شاگردهام دیر میاد...

‫دقیق بگم ساعت 9 میاد... ‫تقریباً از یه هفته هم بیشتر شده.

‫با پدر یا مادرش صحبت کردی؟

‫نه. نه. من معلم موقتی‌ام. نمی‌خوام...

‫با پدر و مادرها درگیر بشم. ‫غیر ضروریه.

‫عزیزم، نیومدیم دورهمی که.

‫تو معلم بچه‌شون هستی.

‫- کدوم یکی از بچه‌هاست؟ ‫- ویلیامز.

‫جوئل ویلیامز.

‫خب. خانواده‌شون رو می‌شناسم.

‫گوش کن، باید برم سالن ورزش دنبال شاگردهام...

‫پس چطوره تو وقت آزادم بیای پیشم...

‫که می‌شه زمان درست کردن ناخن‌هام، زمان ناهار.

‫می‌خواستم تو ماشینم غذا بخورم. ‫از خونه ساندویچ آوردم.

‫باشه. خب ساندویچ نِیسانی‌ت رو هم با خودت بیار.

‫معلم‌های قدیمی‌تر عادت کردن تسلیم بشن...

‫ولی من جوون، باهوش و چالاک هستم...

‫و جای نردبون رو هم ‌می‌دو‌‌نم.

‫یادم رفته بود از نردبون می‌ترسم.

‫صدای شکمم بود.

‫خیلی خب.

‫اوه، اینجا رو نگاه.

‫فقط یه سیم قطع بود.

‫وای!

‫وای خدا. ‫می‌شه یکی کمکم کنه بیام پایین؟

‫و از اونجایی که معلومه تو این مشکل رو ‫درست کردی، چرا باید کمکت کنیم؟

‫باشه. نمی‌دونستم با این کار کل برق قطع می‌شه.

‫خب، برق کلاً هم قطع نشده.

‫بعضی جاها برق دارن و بعضی جاها ندارن.

‫- برق کلاس من قطعه. ‫- سالن ورزش برق داره.

‫آره، برق کلاس منم قطعه.

‫خدا رو شکر خنک‌کننده داریم، ‫وگرنه همه‌مون الان داشتیم ذوب می‌شدیم.

‫خیلی خب، بهترین کار تو این ‫مواقع اینه که آروم بمونیم و...

‫خیلی خب! همین آخرشه! آخرالزمان!

‫سه ماه زودتر از موعده، ‫ولی داره اتفاق می‌افته!

‫نردبون رو تکون نده!

‫فقط گرگوری می‌تونه تو پناهگاه من بمونه، ‫پس دیگه‌ التماس نکنین.

‫معلومه که از اون‌هام که ‫برای روز قیامت آمادگی دارن.

‫چرا نباشم؟

‫نمی‌دونم چرا بقیۀ مردم هم همین کار رو نمی‌کنن.

‫فیلم «قطار بوسان» با اون ‫زامبی‌های خفن رو دیدین؟

More Farsi Persian subtitles for Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left