Extraordinary

Extraordinary

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Extraordinary S01E06 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E06 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E06 1080p WEBRip x264-GalaxyTV
Extraordinary S01E06 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
په خپور شو: 2023-05-18
ډاونلوډونه: 47
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫وای، وای، وای

‫جیزلرد، لطفاً از کری بپرس ‫این دایره‌های قرمز چی‌ان

‫کری، جن می‌خواد بدونه که...

‫به جنیفر بگو اون دایره‌های قرمز، برچسبن

‫و هر چیزی که متعلق به من باشه رو ‫تفکیک می‌کنن

‫و اگه من خریدمش، اون نمی‌تونه ‫ازش استفاده کنه

‫جن، کری میگه...

‫به کری بگو من کلی چیزمیز ‫واسه این آپارتمان خریدم

‫مثلاً...

‫مثلاً این

‫کری، جن میگه...

‫خب به جنیفر بگو نمی‌تونه واسه صبحونه ‫پیاز قرمز بخوره

‫جن، کری میگه نمی‌تونی واسه صبحونه ‫پیاز قرمز بخوری

‫جدی؟

‫ترجمه: ‫Thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫فقط خواستم برای برای سوم چک کنم ‫که مشاوره هنوز رایگانه یا نه

‫یعنی یه قرون هم نباید بدم؟

‫آره، می‌دونم قبلاً هم زنگ زدم

‫نه، نمی‌دونم از اون موقع چه چیزایی ‫ممکنه عوض شده باشه، دنیس

‫لازم نیست تیکه بندازی

‫امروز می‌خوای بری اون کلینیک؟

‫آره. اولین قدم به دست آوردن قدرت. ‫روز بزرگیه. خیلی‌خب، دسته‌کلید

‫میشه اینم بدی بهشون؟

‫- چی هست؟ ‫- خون

‫گفتم شاید بتونن تست دینا انجام بدن

‫چقدر زیاده

‫آره، ممنون

‫خیلی طول کشید. مدام خوابم می‌برد

‫منظورت تست دی‌ان‌ای‌ـه؟

‫احتمالاً آره

‫همونه که بهت میگن مامان و بابات کی‌ان؟

‫معمولاً باید آب دهنتو براشون پست کنی

‫باشه. حله

‫- میشه توی این کار کمکم کنی؟ ‫- امروز نه

‫نمی‌تونی همیشه به من اتکا کنی ‫که کمکت کنم

‫پشمام. وای

‫اسکل

‫حالا هم رفتم

‫این کار سالم نیست. باید پشت سرش بذاری

‫فکر می‌کنم عذاب وجدان داری. درسته؟

‫- آها ‫- پس برو جبران کن

‫از کسانی که ناامیدشون کردی عذرخواهی کن

‫خواهش می‌کنم. به خاطر من

‫دلم واسه دوست‌پسرم تنگ شده ها

‫واقعاً؟

‫آره. خیلی آدم باحالیه

‫- جذابم هست؟ ‫- آره بابا

‫موهای براق و درخشانی داره. ‫چشمای سیاه، کوهی از بلوغ عاطفی

‫خیلی‌خب، به خاطر تو انجامش میدم

‫سرخ‌کن برقی رو آوردی توی تخت؟

‫اینطوری لازم نیست واسه هش‌براون درست کردن ‫برم آشپزخونه

‫دارم دست و پا می‌زنم

‫بیا

‫عه، ممنون

‫کمر خیلی صافی داری

‫ممنون

‫راستی اسم من هانائه

‫- اسم منم... ‫- جم؟

‫می‌تونم رد نوشتنت رو حس کنم

‫جن، ولی نزدیک گفتی

‫الان روی کاغذ کیر کشیدی؟

‫قبلاً اینجا اومدی؟

‫آره، این بررسی ماهانه‌مه

‫هنوز قدرتی به دست نیاوردم

‫خیلی عجیبه

‫- صبر کن ببینم، تو 25 سالته؟ ‫- آره

‫منم همینطور

‫کسی رو ندیده بودم که انقدر...

‫- منتظر مونده باشه ‫- منتظر مونده باشه

‫تو هم مثل منی

‫عه، خوبه. تمومش کردی

‫بقیه‌اش اینجاست

‫فرم سوابق پزشکی. پرسشنامه‌ی بیمار

‫یه مقاله‌ی کوتاه شخصی هم باید بنویسی

‫دستم سُر خورد

‫پر کردن اینا چند ساعت طول می‌کشه

‫من یه جای بهتر واسه این کار بلدم

‫حس می‌کنید پرستار اصلی شما به میزان رضایت ‫شما را در آغوش گرفته است؟

‫اینا چه مدل سوالایی‌ان دیگه؟

‫آره. قشنگ توی زندگیت سرک می‌کشن

‫می‌خوان راجع به آسیب‌های روحیت ‫و احساساتت حرف بزنن

‫چقدر چندش‌آور

‫یه جراحی تجربی نمی‌تونن بکنن؟

‫نه. پرسیدم

‫- واسه چی تصمیم گرفتی بری کلینیک؟ ‫- راستشو بگم؟

‫به خاطر اون نگاه ترحم‌آمیز آدما ‫وقتی بهشون قضیه رو میگی

‫آره. طوری بهم نگاه می‌کنن که انگار ‫یه جوجه‌تیغی مریضم

‫نمی‌تونم تحملش کنم

‫می‌دونی بدترین چیزی که میگن چیه؟ ‫"موقعی که اصلاً انتظارشو نداری اتفاق می‌افته"

‫وای خدا، از این حرف متنفرم

‫- یعنی من همین الان اصلاً انتظارشو ندارم ‫- آره

‫اتفاقی افتاد؟ نه

‫می‌خوای یه نوشیدنی درست و حسابی بخوریم؟

‫نه، نباید بخورم. باید اینا رو برگردونم

‫باشه

‫یعنی یه نصف لیوان ایرادی نداره

‫- فقط یه نصف لیوانه دیگه ‫- یه نصف لیوان کوچولو

‫- نصفه ‫- نصفه دیگه

‫چرا با جن دعوا می‌کنی؟

‫چون بحثمون شد

‫- واسه چی؟ ‫- چون جن آدم خیلی گهیه

‫- واسه چی؟ ‫- چون خودخواهه

‫- واسه چی؟ ‫- چه می‌دونم. من که روان‌شناس نیستم

‫- واسه چی؟ ‫- بیش از حد احساساتمو دخالت میدم

‫اشتباه هم انتخاب رشته کردم

‫جن امروز صبح سرم داد کشید ‫و کمکم نکرد خونم رو تحویل بده

‫ما به جن احتیاجی نداریم

‫فکر کنم من بهش احتیاج دارم. ‫برام غذا می‌خره

‫کلکسیون پازل شهوانی‌مون

‫اینو چند سال پیش با جن پیدا کردیم...

‫و روش کار می‌کردیم که حلش کنیم

‫یه شب مخصوص واسش در نظر گرفتیم. ‫نقاب صورت. مارگاریتا

‫من یه سیستم خیلی دقیق واسه پازل دارم...

‫ولی جن همینطوری می‌رفت سراغش ‫و همه‌چی به هم می‌خورد

‫تمام شب طول می‌کشید

‫حیف میشد اگه نتونیم با هم تمومش کنیم

‫عه

‫جایی میری؟

‫نه بابا

‫خب آره. فلوریدا

‫یه مقدار از فضای بیرون می‌ترسم. از زمان...

‫از زمان دعوا

‫واسه همین گفتم دل به دریا بزنم. ‫به معنای واقعی

‫قراره برم با دلفین‌ها شنا کنم. ‫شنیدم خیلی آرامش‌بخشه

‫اونا هم ماهی‌ان، پس می‌تونم احضارشون کنم

‫دلفین‌ها پستاندارن رفیق

‫خواستم عذرخواهی کنم

‫خیلی برام ارزش داره

‫خب...

‫اونا واسه بقیه‌ی بچه‌هاست؟

‫آره. فلوریدا خوش بگذره

‫میشه منم باهات بیام ببینمشون؟

‫حقیقتاً دیگه دلم نمی‌خواد برم

‫این بیشتر یه کار تک‌نفره‌ست

‫نه یه جور تور خداحافظی

‫اگه واقعاً یه جور تور خداحافظی بود، ‫می‌تونستیم تی‌شرت براش درست کنیم

‫ولی یه طوریه که انگار همه فکر می‌کنن ‫از تو بهترن

‫ولی خیلی تصادفیه. همه‌اش تصادفیه

‫و بوم، می‌تونی پرواز کنی

‫بوم، می‌تونی آدما رو شفا بدی

‫بوم، می‌تونی با نون حرف بزنی

‫ولی برای به دست آوردنش هیچ زحمتی نکشیدی

‫لیاقت اینو نداری که بدونی نون ‫چه احساسی داره

‫دقیقاً. دقیقاً. خیلی ناعادلانه‌ست

‫حس می‌کنم تمام احتمالات علیه ماست

‫می‌دونی منظورم چیه؟

‫- دوباره. اولی رو بزن ‫- من اونو دوست دارم

‫- یالا ‫- آره

‫صبر کنید، صبر کنید. این یکی از همه بهتره

‫- آره ‫- آره، انجامش بده

‫آره، این خوبه. بذار همین بمونه

‫گمشو بابا

‫همینو بگو. منم این کارو بلدم. ‫بهش میگن کلاه‌گیس

‫می‌ترسم به این فکر کنم که پشماش چه شکلیه

‫تا حالا شده حس کنی همه توی ‫یه باشگاه بزرگ مخفیانه‌ان...

‫- و تنها کسی که دعوت نشده، تویی؟ ‫- کاملاً

‫ما دوتا باید یه باشگاه راه بندازیم

‫آره. بعدش اونا هستن که بیرون می‌مونن

‫آره

‫راستی تو خیلی خوشگلی

‫تو هم خیلی خوشگلی

‫و فکر می‌کنم...

‫نه، قطعاً برای گفتن این حرف ‫خیلی زود نیست

‫فکر می‌کنم تو پرنسس دایانای نسل مایی

‫جدی میگم

‫تمام عمرم منتظر بودم یه نفر ‫این حرفو بهم بزنه

‫- عه؟ ‫- یه نفر زیادی خورده

‫به چالش می‌کشمت که موهاشو قیچی کنی

‫- نمی‌تونم چنین کاری کنم ‫- چرا، می‌تونی

‫یه ثانیه‌ای درستش می‌کنه

‫واسه من یه قدرت مربوط به ماشینه

‫واقعاً؟ خیلی دوست دارم ببینمش. ‫یعنی ماشینت چیه؟

‫یعنی چی؟

‫ببخشید، ببخشید

‫نصفه‌شبی پنیر پیتزا می‌خوری؟

‫- یا خدا ‫- بیخیال بابا. از شوهرت که طلاق نگرفتی

‫ببخشید. ببخشید

‫منم. گفتم سورپرایزت کنم

‫مثل یه عروسک جهنده پرتش نکن تو صورتم. ‫این چه کاریه؟

‫گفتم بخوای راجع به اینکه مشاوره‌ات ‫چطور پیش رفت باهام حرف بزنی

‫تمومش نکردم

‫جن، چرا؟

‫با هانا رفتیم میخونه. زمان رو از دست دادیم

‫در ضمن دوباره برمی‌گردم

‫هانا کیه؟

‫هانا رفیق جدیدمه

‫راستش رفیق فابریکمه و خیلی آدم باحالیه

‫و طوری رفتار نمی‌کنه که انگار مامانمه

‫خب منم یه رفیق فابریک جدید پیدا کردم

‫کری، فروشنده‌های فروشگاه لاش ‫پول می‌گیرن که اونطوری باهات حرف بزنن

‫- قبلاً راجع بهش حرف زدیم ‫- جیزلرد

‫اون گربه‌ی منه. مرد... مرد منه

‫نه، نه، مرد من نیست. ‫ولی می‌دونی چی میگم دیگه

‫فکر می‌کردم با دوست جدید خفنت سرت شلوغه

‫همینطوره. هیچ برام مهم نیست که شما دوتا ‫چیکار می‌کنید

‫فردا شب قراره یه پازل شهوانی حل کنیم

‫- می‌خواید پازل بازی کنید؟ ‫- همه‌شو

‫- نه، نمی‌تونی. اونا مال منه. خودم خریدمشون ‫- نه خیرم

More Farsi Persian subtitles for Extraordinary

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left