لومړۍ 153 کرښې.
چاکريم
ببينيد بچه ها،نکته اساسي توي باز کردن قفل
خواست آهن و محکم اي تف،انداختمش
....ميشه که .برش دار
.بدش ديگه .چه عجب
.....به هر حال،داشتم ميگفتم که
ميدونم،به همين راحتي بود.الان بازه
.....چراغ رو اگه يه جايي نگهداري که بتونم
اي تف
....چرا نميتوني
....اگر که نودل ميخوايد
.بهتره که تو ساعات کاري سر بزنيد
شوخيت گرفته؟ گري
....الان رسيدم به قسمتي که دختر شيرفروش
.با کارگر اصطبل عاشق هم شدن
.ما راجع به دختر شير فروش صحبت نميکنيم
داريم راجع به اين صحبت ميکنيم که تو ديده بانيت رو ول کردي.تحويل بگير
ديديش؟پو اومده- چطوري؟-
....لعنت به تو گري.ببين اين شغل همينجوريشم سخت هست چه برسه
داري سعي ميکني دري رو باز بکني که کليدش زير حصيره؟
....دوس ندارم مزاحم بشم ولي - نه يه لحظه صبر کن-
ميدوني چيه گري؟ ....ديگه خسته شدم و حال بهم ميخوره ازين
.....علامه دهر بازيات و کلمات قلمبه سلمبه اي که ميگي و
.کتاب خوندنت.....با چشمات
.تو بدترين کروکديل راهزني هستي که ديدم
.....خب ....از قرار معلوم شماها حرفاي زيادي براي زدن داريد پس
نه نرو .ميخوام همه حرفامو بشنون
اوه جدي؟- ....فانگ-
.من از توهينات خسته شدم
....عدم توانايي تغيير تو
چه مرگت شده که اينجوري شدي؟
.و همينطور تلفظ کردن غلط اسم من
چي؟- اسم من گاري هستش-
گا-ري- جدي؟گا-ري؟-
.فکر ميکنم يه راه حلي براي مشکلت دارم
منم همينطور،من استعفا ميدم- تو اخراجي-
استعفا ميدم- اخراجي-
نه نه استعفا ميدم- تو نميتوني استعفا بدي-
چون تو اخراجي- من اخراجم؟-
نه تو اخراجي؟- چطور ميشه که من اخراج بشم؟من رهبر گروهم-
.من الان ميخوام که با شما بجنگم
هان؟اي بابا .شرمنده پسر
!همه به جز گري حمله کنيد
اوپس- چي؟-
همه به جز گري عقب نشيني کنيد
....هي،ممنون بابت
چرا همگي نريم تو و يه چاي دبش نزنيم؟
.کاشکي من ميتونستم بيام
....اما نزاريد که نبود من باعث بشه که شماها،ميدوني که
داري کجا ميري؟ ....نميشه که بري و منو با
يه کروکديل عر عرو تنها بزاري- شرمنده بابا ولي گشت شبانه امشب منم-
....خيلي مهمه،ميدوني که
.ميدونم که جنگجوي اژدهايي
.جناب شلوار گنده هميشه کار مهمي براي انجام دادن داره
.ممنون بابت درک کردنت
.خوشحال شدم از ديدنت گاري
!تو هم همينطور باي بابا
....دو،سه
بابا،بابا
گاري؟
بابا گاري براي چي برگشته؟- برگشته؟اون اصلا نرفته-
.با وجود روحيه لطيفي که دارم ولي لطفا باهام صادق باش
تو ميزاري که اون سوپ درست بکنه؟ توي آشپزخونت؟
با اون ملاقه خوبت؟ تو هيچ وقت نميزاشتي که من دست به اون بزنم
فوق العادست.تو مستعدي گاري .مستعدي
آبگوشت پختن تو خونشه .نودل تو روحشه
.منم داوري ميکنم راجع بهت .بده بخورم
نمکش کمه- نکته خوبيه-
.من هميشه از انتقادات سازنده استقبال ميکنم
.نه مثل اون تخريب هايي که فانگ ميکردش
.مشکلي نيست
.....چرا نميري يه استراحتي بکني
و به چند تا از ميزا برسي؟- ممنون آقاي پينگ-
نميدونم که بدون تو چيکار ميتونستم بکنم
.اوه گاري
بابا چرا ميزاري باهات وقت بگذرونه؟
اون يه کروکديل راهزن هستش- بودش،روزي روزگاري تو قديما-
!اين روزي روزگاري که ميگي همين ديروز بودا
.بعد حالا تو ميزاري به ملاقت دست بزنه
.گاري تغيير کرده پو
و تو که خيالت راحت به نظر ميرسيد وقتي منو ....ديشب باهاش تنها گذاشتي و
.و رفتي به وظايف جنگجوي اژدهات عمل بکني
.....اون خيلي ناراحت بود و من فکر نميکردم که باشه
....اما فکر نکن که من حواسم بهش نيست
.چون هستش اونم با هر دوتا چشمام
....بعد ازينکه يه کمي ازين
.خيلي خوشحالم که از غذاتون لذت برديد
....خواهشا بهم بگيد هرچيزيو
.هرچيزي که من بتونم براي شما دوتا خانوم دوست داشتني انجام بدم
ميشه يه دسر رو توصيه بکني؟
....ميدوني چيزي که محشره- داشتم با گاري صحبت ميکردم-
شرمنده- من به شدت دسر توپي نارگيلي رو توصيه ميکنم-
....اما پشت من- ....خانوم يون،اگه بخوام که بي پرده صحبت بکنم-
.شما به شکل مسحورکننده اي باريک اندام هستيد
.براتون دوتا ميارم .بين خودمون ميمونه
.اي پسر شيطون
....اون گرونترين چيزي هست که تو منو داريم
.و اون 5تا امروز فروخته
.نميتونم باور کنم که بدون اون تا حالا چطوري سر کردم
.عاليه
بابا بابا
چيه پو؟چي شده؟- چه بلايي سر اتاقم اومده؟-
گاري از وقتي که اينجا مستقر شده .يه کم تميزکاري کرده
.الان خيلي بهتر به نظر ميرسه
راحت ميشه توش راه رفت؟- گاري تو اتاق من اومده؟-
.پسرم،تو که الان تو قصر سبز هستي
....فکر نميکردم که برات- اکشن فيگورام کجان؟-
.خوب پيچيدتشونا
و تا زده .و روکش کشيده
.خب فکر ميکنم که خوب باشه
.گاري واقعا مسير زندگيشو عوض کرده
.آره تو اين هفته هيچي ندزديده
تحسين برانگيره- خوشحالم که ازش خوشت اومده پو-
.چون يه چيزي رو ميخواستم بهت بگم
.ميخوام به فرزندگي بگيرمش
بابا؟ !بابا
بابا ميشه راجع بهش صحبت بکنيم؟- پو بزار باشه براي بعد-
.....از وقتي داداش جديدت اومده
.من نميتونم که به اين همه مشتري جديد درست سرويس بدم
بزار که کمکت بکنم.....بابا
...اوه پو ميدوني که من- شکر ميون کلامتون-
....ولي اگه اين ميزارو تميز نکنيم
.موقع شلوغي وقت ناهار حاضر نيستيم
.چقدر سخت کوشه
.گوش کنيد بچه ها
....حالا که اون گري نمک نشناس رفته
.من به يه معاون جديد نياز دارم
.کسي که شماره دو گروه ميشه
....خب؟حالا ما اينجا- قدرنشناس کيه؟-
خب،باشه ....ميدوني،يه جورايي
.کسي که قدر چيزي رو ندونه رو ميگن فهميدي؟خوبه
....خب چيزي که من دنبالشم اينه که- خب مگه به اين نميگن ناقدرشناس؟-
.بگذريم ....من يه سري سناريو طراحي کردم تا
.....واکنش شماها رو تحت فشار ببينم پس
!سناريو
.خب،شماها داريد از يه مغازه بيرون ميايد
مغازه اي که همين الان ازش دزدي کرديد،خب؟
.اونوقت 2نفر رو تو نور ماه ميبينيد
به کي حمله ميکنيد؟ ....شماها در حد کسري از ثانيه
بلند شو،ولم کن
.اي تف بهتون بچه ها
ميدونيد چيه؟ اصلا بيخيالش
بريم واسه 5تا )
تو ميخواي که ما 5تا مشت ديگه بهت بزنيم؟
بيا اينجا- چيه؟-
اونو بده به من- تو کلاه خود رو ميخواي-
آره،ممنون- بفرما-
.نه منظورم اين نيست که 5بار ديگه منو بزنيد
.منظورم اينه که استراحت بکنيم
پو؟
مساوي؟- مساوي-
دلت براي رفيقت تنگ شده؟
.نه در واقع براش يه جانشين دارم پيدا ميکنم
No comments yet. Be the first to leave one.