لومړۍ 200 کرښې.
« الهام گرفته شده از وقایع حقیقی »
…در دسامبر۱۹۸۳ »
آرژانتین پس از هفت سال دیکتاتوری نظامی « .دموکراسی خود را پس گرفت
رئیسجمهور آلفونسین » دستور داد که فرماندهان سابق
« .بهجرم جنایت علیه بشریت محاکمه شوند
فرماندهان که حس میکردند » ،در جنگ علیه براندازی پیروز شدهاند
« .تنها حاضر به محاکمه در دادگاه نظامی بودند
هفت ماه از برقراری دولت جدید گذشته »
« .و محاکمه پیشرفتی نکرده
« شایعهای مبنی بر اینکه محاکمه ممکن است توسط دادگاه مدنی برقرار شود بهسرعت پخش شد. »
…اگر این اتفاق میافتاد »
دادگاه استیناف فدرال « .اجرای محاکمه را بهدست میگرفت
مسئولیت کیفرخواست به گردن » « تنها دادستان آن دادگاه میافتاد: خولیو استراسرا
« ترجمه از مـحـمـد آوازی و امـیـرحـسـین » .:: AmirH_Na & mojosan1999 ::.
خب؟ - .اومد و در اتاق رو روی خودش قفل کرد -
در رو قفل کرد؟ - .بله -
.تازه اومده
.بیا
.حرف بزن ببینم
.تو مغازه بتینیا رفت دنبالش
.رفتن بار و یه مدت اونجا بودن
کدوم بار؟ - .پلاس اولترا. تو خیابون لیبرتاد و آرنالز -
بعدش؟
.بعدش من رفتم
واسه چی رفتی؟ - .خب من یک ساعت اونجا بودم -
.از اون یارو خوشم نمیاد - .منم همینطور -
چیکار میکنید؟ درباره چی پچ پچ میکنید؟
.هیچی - .هیچی -
.نگران وروئیم
چرا؟
.دوست پسر جدیدش خیلی عجیبه
عجیبه؟ تو از کجا میدونی عجیبه؟ - .آره -
چطور به این نتیجه رسیدید؟
.بهش مظنونم، ممکنه عامل باشه
.ممکنه بخوان از طریق اون به من برسن
عامل؟
.یعنی جاسوس مامان
.خودم میدونم عامل چیه عزیزم
.خاوی برو بخواب
.برو
.پیژامه بپوش - .باشه -
!با شلوار گرمکن نخوابیها
.منتظرم توضیح بدی
.تو پلاس اولترا همدیگه رو دیدن این برات معنیای نداره؟
.نه
.نبش خیابون وزارت اطلاعاته
شوخیت گرفته؟
دخترمون رو تعقیب کردی؟
.نه - .خولیو -
سپردی دخترمون رو تعقیب کنن؟ - .خاویر تو خیابون دیدتش -
خولیو! پسرت رو مجبور کردی دخترت رو تعقیب کنه؟
.من که گفتم همچین کاری نکردم
.تو مریضی
.میدونیم که پسرخاله اون دختره تو مدرسهست
.که نوه یه خلبانه - .غیرنظامی، خولیو -
!یه خلبان غیرنظامیه - .تو خطوط لاده. لاده -
.اونا همهشون یهجوری نظامیان
.واسه جنگ داوطلب شده بودن !هم پدربزرگش و هم پدرش
متوجه هستی که داری دیوونه بارش میاری؟
چیه؟ - چرا داری آرایش میکنی؟ -
.چون دوست دارم، و میتونم
داریم تو دموکراسی زندگی میکنیم دیگه؟
.مدرسه من ممنوعش کرده
تو از کجا میدونی؟ .تو که هیچوقت واسه مدرسه آرایش نمیکنی
.البته فعلا - !نه، نه -
!بس کن - !بیا خاویر، خیلی خوشگل میشی -
!احمق - .بیا بریم -
.بسه، بس کن دیگه
.من از این طرفی میرم
به منم یکی میدی بابا؟ - .البته -
میخوای ناهار بخوریم؟ - .امروز نمیتونم -
.نگفتم کی
.فکر کردم امروز رو میگی
.هر وقت تونستی - .آره دوست دارم -
.هر وقت تونستی
.خداحافظ، شب میبینمت - .باشه. خداحافظ -
.صبح بخیر. بروسو زنگ زد
.قربان، آقای بروسو زنگ زدن .گفتن کارشون ضروریه
.شنیدم چی گفتی اگه نخوام با آقای بروسو حرف بزنم چی؟
میتونید این کار رو بکنید؟ - .معلومه که میتونم -
اگه دوباره زنگ بزنه چیکار کنم؟ - .قطع کن -
.نمیتونم قربان - .چرا میتونی -
.میتونی و باید بکنی. بهت دستور میدم
.تلفن رو روی آقای بروسو قطع کن
.یادت باشه، تو برای من کار میکنی - .نه قربان، من از کارکنان ثابت اینجام -
.نمیتونید اخراجم کنید
.سوزانا
.خواهش میکنم
.تلفن آقای بروسو رو قطع کن
.ممنون
.قربان - .خواهشا این لحظه رو برام خراب کن -
.بروسو - چی؟ -
.داره میاد اینجا
ازم متنفری، مگه نه؟ - .اگه بودم بهتون هشدار نمیدادم -
.درسته
.گوش کن
.من اینجا نیستم، رفتم .بگو رفتم با دخترم ناهار بخورم
.درستش میکنم - .ممنون -
« ۴ژوئیۀ۱۹۸۴ » « دیگر هرگز: پخش ویژۀ کمسیون ملی افراد مفقودی »
…شاهد گزارشی خواهید بود
که توسط کمیسیون ملی .راجع به افراد مفقودی تهیه گشته
آسیبهایی که بیشک …در شهادتها نمود پیدا خواهد کرد
.چقدر دیگه؟ بیشتر از پنج ثانیه نشهها .گوش کنید
،چیزی که در شرف دیدن آن هستید
تنها یک جنبه از سرگذشت .و خشونت آرژانتین است
.شروع کرد
…جنبه دیگر، وجهۀ دیگرش
…زمانی آغاز شد که براندازی و ترور
.بر سر آرژانتین آمد « آنتونیو تروکولی - وزیر امنیت ملی »
…که کشورهای دیگر از آن حمایت میکرد
واسه چی ماسرا رو واسه سخنرانی نذاشتن؟
.تمومه. خلاص. خلاص - !نه -
خاوی میشه روشنش کنی لطفاً؟
…استراتژی براندازانه
چی داره میگه؟ - انتظار داری چی بگه؟ -
.وضعیتی پیچیده برای کشورمان شده
.من باز میکنم
…جامعهای تضعیف شده که
چی داره میگه؟ .این اعلان دیکتاتوریه که
…و نه بلوغ سیاسی
!الان برمیگردم
!قرار بود درباره مفقودیها حرف بزنید
حالا میفهمی منظورم چیه؟
.به داخل مارپیچی پلید از مرگ و وحشت کشید
،جامعه ما شوکه شده و منقلب گشته
…و خواستار پایان یافتن این حمله براندازانه است
!نه، نه، داری تقصیرها رو میندازی گردن قربانیها
سلام، چطوری؟ - خوبی؟ -
خوبم. تو چی؟ - .منم خوبم -
.مفقودیها
وضعیتی که بر زندگی ،آرژانتینیهای زیادی اثر گذاشته
…وضعیتی فاجعهآمیز و بی سابقه
که به آرمانهای گذشته ما خیانت کرده .و کل دنیا را بهلرزه درآورده
…افراد زیادی شاهد این بودند که عزیزانشان
.از خانه ربوده شده و تا به الان مفقودند
،دختر من، لارا استلا کارلوتو
.همراه شریک زندگیش ربوده شد
.اون ۲۱ سالش بود
.ده ماهه باردار بود
در طول ربودهشدنش از طریق ،یک نامه ناشناس از وضعیتش خبردار شدیم
،نوشته بود که هنوز بارداره
،که داره به من و پدرش نامه مینویسه
.تا از زمان زایمانش باخبر باشیم
،در اون زمان، من مثل هر مادر دیگهای
.دنبالش گشتم، اطلاعات جمع کردم
…امید هر روز ما این بود
.که یه روز بیاد خونه و پیداش بشه
.درخواست قرار احضار زندانی دادم …شکایت کردم
.بروسو اینجاست
،جناب
میشه بیای داخل لطفاً؟
.بله البته
.بیا
.ممنون
.بشین لطفاً
.ببین بروسو، باهات بحث نمیکنم .برات احترام قائلم
،برای جایگاهی هم که بهم دادید ممنونم
اما یه صفاتی هست که حاضر نیستم داشته باشم. متوجهای؟
میدونم چه صفتی رو قبول ندارم؟
.میتونم تصور کنم خولیو - .احمق بودن -
به این داشتی فکر میکردی؟
…من اون احمقی نمیشم
که باید از چیزی دفاع کنه .که دولت بهش اعتقاد نداره
.خولیو - چیه؟ -
یه دفعه ساکن سرزمین عجایب شدیم؟
.یه دفعه همه دیکتاتورها میرن زندان
کی میندازتشون زندان؟ مارتین کاراداغیان؟
واقعاً فکر کردی دادگاه نظامی ژنرال ویدلا رو میندازه زندان؟
.خودشون هم توش دست داشتن بروسو
اگه دادگاه مدنی مسئول محاکمه بشه چی؟
.به من میگن دیوونهم اما نیستم
.همچین اتفاقی نمیفته کی اجازهش رو میده؟ تروکولی؟
دیشب به حرفهاش گوش ندادی؟ .ولمون کن بابا
تموم شد؟
.بشین لطفاً !بشین خولیو
متوجهای که اگه قضات محاکمهها رو قبول کنن نمیتونی درخواستشون رو رد کنی دیگه؟
.خودم از الزامات کارم خوب آگاهم
.من دادستانم
میتونی بگی چطور بود؟
.ترجیح میدم دربارهش حرف نزنم سیلویا
دارن انجامش میدن نه؟ - .نمیخوام دربارهش حرف بزنم سیلویا -
.پس انجامش میدن
.نمیتونن این کار رو بکنن
.چرا میتونن
.میدونی اگه قاضیها محاکمه بخوان، اتفاق میفته
.بهشون اجازه نمیدن
.از کجا معلوم
میشه دربارهش حرف نزنیم؟
میخوای از چی حرف بزنیم؟ - .هیچی -
.یه چیزی رو نمیفهمم
.سیلویا، خواهشا اوقاتم رو تلخ نکن
…نمیفهمم این وضعت - .سیلویا -
…بهخاطر اینه که میترسی - .خواهش میکنم -
.که این اتفاق نیفته - .سیلویا -
.یا اینکه میترسی اتفاق بیفته
گاهی اوقات حس میکنم .تو یه بیخایۀ ترسویی
.معلومه که بیخایۀ ترسوئم
.البته
از چی میترسی؟ - !همه چی سیلویا! از همه چی -
،از اینکه تله باشه
No comments yet. Be the first to leave one.