Hook, Line and Sinker

Hook, Line and Sinker

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Steins Gate 0 - 03
Steins Gate 0 - 03 AnimeSubtitle
[HorribleSubs] Steins Gate 0 - 03
د لخوا تبصره AnimeSubtitle
AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir/

تګونه

other
په خپور شو: 2018-04-27
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏me/animesubtitle

کریسمس پارتی؟

اوهوم‏‏!‏‏ دارم همه رو تو آزمایشگاه جمع می‌کنم‏‏.‏‏

اگه همه بیان می‌دونی چقدر بهمون خوش می‌گذره؟

من هم بیام؟

اشکالی نداره؟

هم فوبوکی‏‏-‏‏چان‏‏،‏‏ هم کائده‏‏-‏‏سان و هم یوکی‏‏-‏‏سان‏‏.‏‏ به هرحال شما دوستای کاسپلیِ من هستین‏‏.‏‏

معلومه که باید بیاین‏‏!‏‏ هرچی آدم بیش‌تر‏‏،‏‏ کیف و حال‌ش هم بیش‌تر‏‏!‏‏

واسه‌‌ی شما هم لباس بابانوئل درست می‌کنم‏‏،‏‏ پس حتما باید بیاین‏‏!‏‏

واقعا؟

می‌گم با این همه وسایل می‌خوای واسه‌مون لباس کومی‌ما‌ی زمستون رو هم درست کنی؟

هوهوم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ مایوشی می‌خواد بترکونه‏‏.‏‏

لباس‌هایی که دوست دارین رو درست می‌کنم‏‏،‏‏ پس منتظرش باشین‏‏!‏‏

اوه‏‏!‏‏ عروسم رو پیدا کردم‏‏!‏‏‌ زنم می‌شی؟

دوباره فوبوکی‏‏-‏‏چان جوگیر شد‏‏!‏‏

تو هم لباس‌ـه رو می‌پوشی دیگه؟ لباس بابانوئل رو‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

هه؟ ولی تخصص مایوشی درست کردنِ لباس‌ـه‏‏،‏‏ نه پوشیدنش‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

بنده اعتراض دارم‏‏!‏‏

منم با یوکی‏‏-‏‏سان موافقم‏‏!‏‏ حیفه خوشگلی‌ت هدر بره‏‏!‏‏

راس می‌گه‏‏.‏‏

درضمن‏‏،‏‏ مطمئنم وقتی اوکابه‏‏-‏‏سان مایوشی‏‏-‏‏چان رو تو اون لباس ببینه‏‏،‏‏ کف و خون قاطی کنه‏‏.‏‏

واقعا اوکارین خوشش میاد؟

اوکارین‏‏-‏‏سان کی‌ـه؟

آها‏‏،‏‏ دوست‌پسرِ مایوشی‌ـه‏‏.‏‏

هه؟ نه بابا چی می‌گی‏‏.‏‏

رابطه‌ی بین من و مایوشی اونطوری نیست‏‏.‏‏

باشه باشه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

شما دوتا انقدر به هم میاین که باور کردنِ حرفت خیلی سخته‏‏.‏‏

به خدا راست می‌گم‏‏.‏‏

چون‌که‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اوکارین یکی دیگه رو دوست داره‏‏.‏‏

واقعا؟

اوهوم‏‏!‏‏

جور بودنِ مایوشی و اوکارین به خاطر اینه که از بچگی باهم‌دیگه دوستیم‏‏.‏‏ اینطوریاست‏‏.‏‏

*

پروتکل انجیل دوطرفه X‏‏-‏‏day پروتکل

ساختمان هفتم دانشگاه توکیو دنکی

مگه بهت نگفته بودم وقتی سرِ کلاسم‏‏،‏‏ به من زنگ نزن؟

ولی وقتی زنگ زدم کلاس نداشتی خب‏‏.‏‏

چی شد؟

از تو وبسایت دانشگاه زمان‌بندی کلاس‌هات رو گرفتم تا حواسم جمع باشه‏‏.‏‏

می‌دونستم داری می‌پیچونی‏‏.‏‏

الآن درگیر یه سری مشکلاتم‏‏،‏‏ باشه؟

حالا این مثلا مشکلاتت چی هست؟

خب‏‏،‏‏ چیزه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اگه قراره دروغ بگی‏‏،‏‏ باید از قبل بهونه‌هات رو آماده کنی‏‏.‏‏

به هرحال‏‏،‏‏ انقدر زنگ نزن تا مجبور شم جواب بدم‏‏.‏‏

به خاطر اینه که جنابعالی سر یه‌دونه از قولات هم نموندی‏‏.‏‏

قول‌هام؟

یادت نمیاد نه؟ خودت گفته بودی یه روز من رو به آزمایشگاهت می‌بری‏‏.‏‏

حالا گفتیم یه آزمایشگاه داریم‏‏،‏‏ ولی اونجا مکانِ ولِ چرخیدنِ ما بچه‌هاست‏‏.‏‏

ولی بازم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

منِ اصلی قبلا اونجا رفته بود‏‏،‏‏ مگه نه؟

خب‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

خیلی لایی می‌کشی‏‏،‏‏ می‌دونستی؟

دریافت تماس‏‏:‏‏ مایوری

تلفن دارم‏‏.‏‏ فعلا خداحافظ‏‏.‏‏

سلام؟

اه‏‏،‏‏ اوکارین؟

می‌دونی چی شد؟ فوبوکی‏‏-‏‏چان و بقیه گفتن می‌تونن به کریسمس پارتی بیان‏‏.‏‏

واقعا؟ خیلی خوبه‏‏.‏‏

بعدش چیزه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

یه عالمه وسیله واسه درست‌کردن لباس کاسپلی خریدم‏‏،‏‏

می‌خواستم بدونم وقت می‌کنی کمکم کنی تا خونه ببرمشون؟

باشه‏‏.‏‏

بعد دانشگاهم‏‏،‏‏‌ می‌تونی یه سر بیای آزمایشگاه؟

اوهوم‏‏!‏‏

پس منتظرتم‏‏!‏‏

اوکارین گفت میادش‏‏!‏‏

عالی شد‏،‏ مگه نه‏،‏ میو؟

فقط می‌مونه سوزو‏‏-‏‏سان‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

هنوز بهش نگفتی‏،‏ میو؟

گفتم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

ولی نمی‌دونم میاد یا نه‏‏.‏‏

حالا مگه همیشه تو آزمایشگاه پلاس نیست‏،‏ میو؟

چرا‏‏،‏‏ اما وقتی یکی پیداش می‌شه‏‏،‏‏ خودش رو یه جا گم و گور می‌کنه‏‏.‏‏

غصه نخور درست می‌شه‏،‏ میو‏!‏

تا فریس رو داری‏‏،‏‏ غمت نباشه‏،‏ میو‏!‏

هه؟ پس این آکیهابارا ست؟

خیلی زشته به موبایلم نگاه کنم و راه برم‏‏.‏‏

قطع می‌کنم‏‏.‏‏

وایسا‏‏.‏‏ اگه بذاری تو جیبت تا من جلو رو ببینم‏‏،‏‏ دیگه مجبور نیستی به گوشی نگاه کنی‏‏.‏‏

اوکی‏‏.‏‏

وای‏‏!‏‏

نسخه‌ی محدود و کامل

آه‏‏!‏‏ وایسا‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ هیچی بی خیال‏‏.‏‏

شلوغ‌تر از چیزی‌ـه که فکرش رو می‌کردم‏‏.‏‏

ساختمون رادیو؟

آه‏‏!‏‏

ئه‏‏!‏‏ داری چی‌کار می‌کنی؟‏‏!‏‏

ساختمان رادیو آکیهابارا

آه‏‏!‏‏ هوی‏‏!‏‏

تعمیرگاه تلویزیون‌های قدیمی CRT

آه‏‏!‏‏

اوه؟ اوکابه اومده‏‏.‏‏

سلام‏‏!‏‏

سلام‏‏،‏‏ خیلی وقته ندیدمتون‏‏.‏‏

کیه؟

یه لحظه ببند‏‏.‏‏

پسر‏‏،‏‏ کی فکرش رو می‌کرد نه؟

مثل یه دانشجوی با پدر و مادر شدی‏‏.‏‏

با همین فرمون بری‏‏،‏‏ یه چی می‌شی‏‏.‏‏

مگه گنده لاتی چیزی بودی نمی‌دونستیم؟

خفه شو دیگه‏‏!‏‏

هاه؟

این آزمایشگاهه‏‏.‏‏

اینجا؟

چه کثیفه‏‏.‏‏

فقط همین؟ این بود نتیجه‌ی زحماتِ من؟

شرمنده‏‏،‏‏ بذار حرفم رو اصلاح کنم‏‏.‏‏

چقدر اینجا پرِ آشغاله‏‏!‏‏

ای بابا‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

آزمایشگاه‌ها همیشه درطول زمان شلوغ‌پلوغ می‌شه ولی این‌یکی دیگه نوبرش‌ـه‏‏!‏‏

بهت گفته بودم تصوری که ازینجا داری اون چیزی نیست که واقعا می‌بینی‏‏.‏‏

شبیه خونه خرابه‌س تا یه آزمایشگاه‏‏.‏‏

بازم صد رحمت به اتاقِ ماهو‏‏-‏‏سنپای‏‏.‏‏

درمورد حریم خصوصی دیگران چیزی بهت یاد ندادن؟

می‌شه لطف کنی تو هم بهش یه چی بگی؟

بگو که اتاق‌ش رو تمیز کنه‏‏.‏‏

عه نه‏‏،‏‏ اگه بهش بگم‏‏،‏‏ پوست سرم رو می‌کنه‏‏.‏‏

ولی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

ولی همیشه آرزوش رو داشتم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ که با بقیه هم خونه بشم‏‏.‏‏

با قاشق چنگال‌های شخصی‌مون و باقیِ چیزها‏‏.‏‏

اوه‏‏!‏‏ اوکارین‏‏،‏‏ اینجایی که‏‏!‏‏

تو‏‏-‏‏تو‏‏-‏‏رو‏‏!‏‏

داری آهنگ گوش می‌دی؟

دوستته؟ می‌خوام که‌ــ

خداحافظ‏‏.‏‏

عا‏‏!‏‏ هی‌ـــ

داشتی صحبت می‌کردی؟

مشکلی نیست‏‏.‏‏

این‌هارو می‌گفتی؟

چقدرم زیاده‏‏.‏‏

چون که واسه کومی‌مای زمستون و کریسمس می‌خوام لباس درست کنم‏‏.‏‏

همین کریسمس پارتی؟ بقیه هم میان؟

اوهوم‏‏!‏‏

فوبوکی‏‏-‏‏چان‏‏،‏‏ کائده‏‏-‏‏سان‏‏،‏‏ یوکی‏‏-‏‏سان‏‏،‏‏ روکا‏‏-‏‏کون و فریس‏‏-‏‏چان‏‏.‏‏

حتی یوکی‏‏-‏‏سان هم میاد؟

معلومه دیگه‏‏!‏‏

می‌دونی مایوشی تو چه فکری‌ـه؟

دارو‏‏-‏‏کون و یوکی‏‏-‏‏سان خیلی به هم میان‏‏،‏‏ مگه نه؟

فوبوکی‏‏-‏‏چان گفت‏‏،‏‏ نه‌خیر‏‏!‏‏ عمرا بهم بیان‏‏!‏‏

ساختمان رادیو

پیدا کردنِ این اولین ماموریت خودم و خودت‌ـه‏‏.‏‏

چیزه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ باشه‌ماشه؟

آفرین دختر خوب‏‏.‏‏

اوه‏‏،‏‏ رومی‏‏-‏‏نه‌سان‌‌ـه که‏.‏

هوم؟ رومی‏‏-‏‏نه‌سان؟

اون دیگه کیه‏،‏ میو؟

فریس‌ فریس‌ـه دیگه‏،‏ میو‏!‏

اگه بری و خیلی کم سر و کله‌ت پیدا شه‏‏،‏‏ بقیه نگرانت می‌شن دیگه‏،‏ میو‏!‏

اگه بر اونجا‏‏،‏‏ مامانم‌ــــ

هیچی‏‏،‏‏ تنهایی بیش‌تر به من می‌سازه تا با جمع بودن‏‏.‏‏

واست خوراکی آوردم‏‏،‏‏ میو‏‏!‏‏

هرچی که دوست داری‏‏،‏‏ توشه‏‏،‏‏ میو‏‏!‏‏

تا فردا هم خراب نمی‌شه‏‏،‏‏ پس کلی وقت داری تا توی تنهایی‌هات بخوری‌‏‏،‏‏ میو‏‏!‏‏

ممنونم‏‏.‏‏

تحقیقاتِ ماشین زمانِ دارو در چه وضعیه‏‏،‏‏ میو؟

داره زورش رو می‌زنه‏‏،‏‏ ولی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

خیلی هم آسون نیست‏‏،‏‏ مگه نه میو؟

می‌بخشی که همه‌ش زحمتم‏‏.‏‏

مشکلی نیس میو‏‏.‏‏

فریس هیچ‌کاری جز اجاره دادن این طبقه با طبقه‌ی زیرش که نکرده‏‏،‏‏ میو‏‏.‏‏

هیچ‌کاری؟

به خدا‏‏،‏‏ انقدر بهت بده‌کارم که خبر نداری‏‏.‏‏

نمی‌خواد نگرانش باشی میو‏‏.‏‏

اگه این قیمتی‌ـه که باید برای نجاتِ المنتال‌های دنیا از دست بایاکها پرداخت شه‏‏،‏‏ میو‏‏!‏‏

فریس همیشه پایه‌ی کمک‌کردنه‏‏،‏‏ میو‏‏!‏‏

و‏‏-‏‏واقعا؟

من که سردر نیاوردم ولی مرسی‏‏.‏‏

نه‌سان‏‏،‏‏ بابایی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

به خاطرِ بقیه هم که شده‏‏،‏‏ باید عمو اوکارین رو سر عقل بیارم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

تا به ورودی اشتاینز گیت برسیم‏‏.‏‏

موسسه‌ی علوم مغزی

همین بیست‌و‌چهارم؟ عید پاک کریسمس؟

چرا گزارش رو یه روز دیگه نده؟

لینتالو خودش گفت که مشکلی با اومدن به اینجا نداره‏‏.‏‏

تو خودت اون‌روز وقت نداری؟

نه راستش‏‏.‏‏ کاری ندارم انجام بدم‏‏.‏‏

پس چرا لباس بابانوئل نپوشی و نبریش یه جای دیگه؟

تو این کشور‏‏،‏‏ وقتی تو روز ۲۴م‏‏،‏‏ برنامه‌ای نداشته باشی‏‏،‏‏ یعنی این‌که کسی رو نداری که دوستت داشته باشه؛ درسته؟

پس یعنی لینتالو هم کسی رو نداره که‌ـــ

چرا همیشه بحث به اینجا ختم می‌شه؟‏‏!‏‏

می‌شه تو و اون دختره واسه‌م آستین بالا نزنین؟‏‏!‏‏

چرا نه؟ من که خیلی داره خوشم میاد‏‏.‏‏

هاه؟

کنجکاوی‌ت گل نکرد تا بفهمی که چه رابطه‌ای بینِ

آمادئوس و لینتالو شکل می‌گیره؟

نمی‌خواد نگران مسایل امنیتی باشی‏‏.‏‏

اون سیستم از بر پایه‌ی خاطره‌ها کار می‌کنه که ذاتا خیلی امن‌ـه‏‏.‏‏

اون چیزی نیست که فکرم رو مشغول کرده‏‏.‏‏

ها؟

میوه فروشی ارگانیک اوکابه

کسی که نگرانشم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

چی می‌خوای؟

همه‌‌ش همین رو بلدی بگی؟

کسی که نگرانشم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

رفتارِ جایگزین‏‏.‏‏ بازیافتنِ خود بعداز ازدست دادن کسی از عزیزان‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ رفتار جایگزین چرا روی می‌دهد؟ یکی از نظریات این است که

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ خودِ اوکابه رینتاروـه

کیک کریسمس

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left