لومړۍ 200 کرښې.
پس سه تا تون تو این مسابقه ازدواج شرکت می کنین
بابا من با تمام احترامی که بهت دارم
باید بگم این واقعا درست نیست
من نمی تونم تو یه پروژه غیر منصفانه شرکت کنم
خوب گفتی هیونگ
پس آپارتمان مال خودم میشه
ایول
اگه کس دیگه ای علاقه نداره
پس آپارتمان میرسه به سوجه
یک لحظه صبر کن بهمون فرصت بدین فکر کنیم
نمیشه که یهو جواب بدیم
اینقدر فکر کردی که مجرد موندی
سوجه رو ببین
بهش که یه شانس میدی سریع میگیره
...پدر بزرگ
من وقتی دانشجو بودم با مادرت ازدواج کردم
و تنها چیزی که داشتیم عشقی بود که به هم داشتیم
و تا الان یه بارم از تصمیمم پشیمون نشدم
خب اینجور نبوده که شما بیگدار به آب زده باشی
بابا بزرگت پشتت بود
...ما هم الان داریم همین کارو می کنیم
با وجود اینکه از شما جوون تر بودیم
از این نظر، شما سه تا ترسوئین
- مامان من چرا؟ - تو خودتو قاطی نکن
منم تو مسابقه ام چرا قاطی نکنم؟
می تونیم سه تایی با هم صحبت کنیم؟
آره حتما
...اینکه تو این مسابقه شرکت کنین
یا نکنین به خودتون بستگی داره
واقعا که ، اونها چشون شده؟
...چند وقته پیله کردن زن بگیرم
نمی تونن خودشونو راضی کنن و بیخیال بشن
تو 40 سالگی با کی میخوای ازدواج کنی؟
تو چرا اینقدر پررو شدی بچه؟
فکر میکنی واسه چی تو رو قاطی کردن؟
طعمه است
حرکت هوشمندانه ای بود از طرف اونها
یعنی میگین چون من برنده نشم میخواین زن بگیرین؟
...نمی تونین که
به عنوان یه پزشک و یه وکیل، شما به اندازه کافی غرور دارین
فقط بخاطر یه آپارتمان که نباید زن بگیرین
آپارتمان چه ربطی به غرور داره بچه
یه آپارتمان تو سئول موقعیت اجتماعی آدمو می سازه
من الان تو وام و بهره غرق شدم
یه سری تجهیزات جدیدم قسطی خریدم
هر طوری شده باید اون آپارتمان رو بگیرم
همش تقصیر توئه دیگه
وگرنه چرا باید مسابقه بذارن
برا همین گفتم یه زن برا خودت پیدا کن
مگه میشه تا حالا یه دوست دخترم نداشته باشی؟
هی هی کی گفته من با هیچ کس نبودم؟
منم قبلا با زنها بودم بچه
فقط رابطه مون دوام نداشته
خودت چی ..تو چرا زن نگرفتی؟
من قبلا خیلی دوست دختر داشتم
اما فعلا رو پول در آوردن تمرکز کردم
میخوام اون آپارتمان بگیرم که دیگه جابجا نشم
علاوه بر این، من خودم خوب کار می کنم
...کدوم وکیله که کارش
خوب پیش بره و خونه نداشته باشه
از تو بهترم که نزول خورا دنبالم بیفتن
هی از خودت خجالت نمی کشی؟
میدونی باز کردن یه کلینیک چقدر پول میخواد؟
من و تو از یک خط شروع نکردیم
- بعدشم من مجبور شدم بیشتر درس بخونم - لعنتی، یخ زدم
من بر میگردم خونه
برا شما دوتا زندگی شادی آرزو میکنم
خوبه دعوا کنین سر اینکه کی بدبخت= تره
قطعا بزرگترای ما خیلی عاقلن
...این بهترین کاری بود که می تونستن بکنن
وقتی بهتون پیشنهاد طلایی کردن
من مثل شما دوتا نمیشم
فکر کردی هر طور که تو میخوای میشه؟
هی
اگه تو هستی پس منم هستم
- فهمیدی؟ - لعنتی
قطعا بزرگترامون عاقلن
طعمه خوشمزه ای گذاشتن
همه ما گیر افتاده ایم
بیا تو ماشین حرف بزنیم
-بیا بیرون حرف بزنیم - هیون می را
فکر کردی این همه مدت تحملت کردم که به اینجا برسیم؟
با من اینطوری حرف نزن
الان مدل حرف زدن من مهمه؟
من هر کاری که کردی تحمل کردم چون می دونستم اشتباه از خودم بوده
اما تو داری از پشت به من خنجر میزنی
من کاری جز مهربونی با تو نکردم
فکر کردی من اینقدر سادم؟
اون دیگه چی بود؟ داری با من حرف میزنی؟
تو اول شروع کردی
فکر کردی فقط خودت میتونی عصبانی بشی؟
اگه میدونی بهم ظلم کردی نباید عذر خواهی کنی و عقب بشینی؟
فقط سعی کردم یه لطفی بهت کنم
اما تو از خشونت استفاده کردی
من کی از خشونت استفاده کردم؟
کاغذو پاره کردی و پرت کردی تو صورتم
فکرکردی میتونی همچین کاری باهام بکنی؟
من از اون زنهام که همه چی رو تحمل میکنم به جز دروغ
امروز منفجر شدن منو می بینی
پس تا حالا داشتی فیلم بازی میکردی
وانمود میکردی خیلی متواضع و با فکری
تو هم بهم دروغ گفتی با اون رفتارت
پس بیا همینجا همه چی رو تموم کنیم
واسه چی اینقدر بهم چسبیدی و وسواس نشون میدی؟
فکرکردی از دوست داشتنت اینجوری میکنم؟
مامانم سهم منو بهم نمیده مگه با تو ازدواج کنم
پس فقط سه ماه متاهل بمون
وقتی طلاق گرفتیم آپارتمان رو می فروشم و پولشو با تو تقسیم می کنم
تو کی هستی که تصمیم بگیری من چیکار کنم؟
اگه بخوام طلاق بگیرم به خودم مربوطه تو چیکاره ای
تو حق تصمیم گیری نداری
کجا میری؟ حرفم هنوم تموم نشده
خون ، خون
داشتم خودمو از دستت نجات میدادم
واسه چی منو چنگ زدی؟
تو انگار دیوونه ای
میدونی چرا ازت دوری کردم؟
نمی خواستم اون روی منو ببینی
نمیخوام کسی که ازش متنفرم اون روی منو ببینه
فقط صبر کن و ببین
اونطور که تو میخوای نمیشه
من واقعا صبوری کردم
نمیخواستم شما نگران بشی
منم همینطور
وقتی تو ناراحت بودی نمیخواستم اوضاع رو بدتر کنم
اما میدونی
ما مثل دوتا دوستیم
بیشتر از اون چیزی که بقیه تصور کنن
...من الان با بزرگترین
بحران زندگیم روبرو شدم
نمی خواستم اینجوری منو ببینی
بخاطر همین احساس تنهایی میکردم
هرچند من تنها نبودم
من باباتو دارم
آه
فکر کردم قراره با هم خوش بگذره بهمون
نمیشه درست و حسابی دلداریم بدی؟
من نمیخوام بهت دروغ بگم
پس باید یه پسر خوب پیدا کنی و ازدواج کنی
نمی تونم بگم هیچ وقت تنها نمیمونی
اما گاهی اوقات میتونه یه آرامش عالی باشه
من که نمی تونم فقط برا یه ذره آرامش ازدواج کنم
من ترجیح می دم گاهی اوقات احساس تنهایی کنم
برا فراموش کردن یه مرد باید از یه مرد دیگه استفاده کنی
بعد از تموم شدن این پرونده باید دوباره دوست پسر بگیری
میتونی از نو شروع کنی
واقعا فکر میکنی من میتونم یه پسر خوب پیدا کنم؟
شروع وحشتناکی دارم
منظورم فقط دوست شدن نبود
میتونی از خانواده هایی که می شناسیم یه پسر خوب انتخاب کنی
میدونی که من با برادر دوستم ازدواج کردم
- مامان - جان؟
من یه بطری دیگه می خوام
ایوای مست کردی؟
نه نکردم
ببخشید لطفا یه شیشه دیگه بیارین
وای خدا
ایوای می ره ایجوری نمیشه بازوی منو بگیر
مامان
- مامان - خدای من
-خدایا - مامان
زیاد مشروب خوردی
تو مستی، می ره
بیا پیش من مامانتو خسته نکن
فقط خستگی مامانو می بینی؟
نمی بینی من چه حالی دارم؟
باشه باشه بیا پیش خودم با هم بریم
نمیخوام من به کسی نیاز ندارم
به هیچکس احتیاج ندارم
مشکل زندگی من چیه؟
هی مواظب باش ممکنه زمین بخوری
واقعاً باید زمین بخورم؟
نه نه
تو چطوری ...خوبی؟
هر وقت مست میکنه همینجوری میشه
احساس میکنم بد بزرگش کردم
کی گفته
چون احساساتشو سرکوب میکنه اینجوری منفجر میشه
از بس بچه خوبیه
فقط بلد نیست چطوری با جریان حرکت کنه
چیزی نیست بیا بریم تو
!مادر بزرگ
مادر بزرگ
مشروب خوردی؟
آره مشروب خوردم
از دنیا متنفرم
من می خوام یه زندگی خوب و صادقانه داشته باشم
واسه چی اینجوری میشه آخه
ببخشید که داد زدم
شب بخیر
درسته
دوستت دارم
مامان هنوز بیداری؟
با این اوضاع میتونم بخوابم؟
نمیخواستم چیزی بگم
اما شماها به عنوان پدر و مادرش ، حتی نگران نیستین؟
فکر کردین الان وقت خوشگذرونی و مشروب خوریه؟
پس چیکار کنیم گریه کنیم؟
حالا که شده باید وانمود کنیم چیز مهمی نیست
فقط اینجوری می ره میتونه از پسش بر بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.