لومړۍ 200 کرښې.
** اين زيرنويس ، رايگان است و متعلق به هيچ انجمن يا فروشگاهي نمي باشد **
*** قسمت يازدهم ***
خيلي خوشگله
نظرت چيه ؟
اين براي آزمايشگر هان, خيلي قشنگه... مگه نه ؟
اينو دوست نداري ؟
سايز بزرگ ترش رو نداريد ؟
اين بايد مناسب باشه... درسته ؟
ما دفعه ي بعدي ميايم
اين خيلي زيباست
ميخواي ديگه چرخيدن و گشتن را تمومش کني ؟
الان زمان انتخاب کردن وسيله ست
ولي تولد آزمايشگر هان ـه... بايد يه چيز شيک و خوشگل براش بخريم
اين چطوره ؟
خوبه
و اين ؟
اين هم خوبه
اين از همه شون بهتره
چيزاي خيلي خوشگلي اينجا هست
بايد يخورده بيشتر اينجا چرخ بزنم
هِي تو
اين خيلي خوشگله
افسر چا
نميخواي گياهي مثل اينُ پرورش بدي ؟
اونا ميگند که اين گياه به تسکين دادن روح و مهارت هاي اجتماعي, کمک مي کنه
فکر مي کنم که اين براي تو عالي باشه
تو چي فکر مي کني ؟...يه گياه ؟...من وقت ندارم که به چيزهاي بي اهميت
بخوام اهميت بدم
داري ميگي که من, بي اهميت هستم ؟
توي واحد بازجويي ويژه, آدمهاي بي اهميت, زياد هست ؟
افسر چا
راه بيفت
چي ؟
طبق گزارش ماٌمورين و پيشکاران گشتي
اونا به دنبال کسي که جيغ زده, اومدند
يه نفر با چاقوي خوني اينجا ايستاده بوده
بعد از اينکه اونها رسيدند
اون به اون طرف مستقيماً فرار کرده
من نميدونم چي شده
مي اتوني هويتش را تشخيص بدي ؟
اون, نشان هويت به همراه نداشته
به نظر نميرسه که سن زيادي داشته باشه
افسر چا اون مرد را نکشته
افسر چا ؟...به من بگو که با چشمانت چي ديدي ؟
رئيس شين
زمان زيادي گذشته
اون تحت نظر منه...ماٌمور چانگ
من چانگ سونگ هو هستم
چا گون وو, همون مرد جوانه ؟
سابقه ي کثيف و وحشتناکي داره براش ايجاد ميشه
بازرس هان
چون زيردست توئه داري ازش محافظت مي کني ؟
ولي ديدي که من به خاطر زيردست تو, يکي از افرادم را از دست دادم
من بايد اينجا صداي خودم را بالا ببرم
داري ميگي که اون از گاردهاي اداره ي پليس بوده ؟
اون ماٌمور من و يکي از افرادم بود
از اونجايي که مظنون, يک افسر ويژه ست, ما خودمون به اين موضوع رسيدگي مي کنيم
پس بدون اينکه به صحنه ي جرم يا بدن اون, دست بزني, فوراً اينجا را ترک کن
خيلي زوده که افسر چا را مظنون بدوني
اگر مظنون نيست, پس چرا فرار کرده ؟
از اون وقتي که تو اونو زير بال و پر خودت گرفتي, من ميدونستم که اين اتفاق ميفته
تو که ميدوني مردم نمي تونند علتش را انکار کنند
ما بايد چي کار کنيم ؟
گارد هاي پليسي
اونها هميشه سعي مي کنند که خودشونو به ما برسونند
من مطمئنم اونها خيلي دلشون ميخواد که ما را به جُرمي که مرتکب نشديم, متهم کنند
ولي چرا گون وو فرار کرده ؟
از اينکه اينجا نمي تونم هيچ کاري کنم, دارم ديوونه ميشم
ولي بازرس سو کجا رفته ؟
اون يکي از شواهد بوده... اونو به گارد پليس برده اند
من بايد يک درخواست ويژه از آزمايشگر پارک داشته باشم
اين همه ي اون چيزيه که تو ديدي ؟
چند دفعه ي ديگه بايد تکرار کنم ؟
شايد مشکل حافظه يا مشکل شنيدن داري ؟
تو داري دروغ ميگي
خودت ميدوني که بدجوري مجازات خواهي شد... مگه نه ؟
هر کاري که دلت ميخواد بکن
من فقط اونچه که ديدم را گفتم
چند وقته که چا گون وو را مي شناسي ؟
چه ربطي به اين موضوع داره ؟
تو ميدوني اون چطور شخصيتي داره ؟
چطور شخصيتي داره ؟
منظورت چيه ؟
من نميدونم تو داري چيزي را مخفي مي کني يا
واقعاً چيزي را نمي دوني
اون چا گون وو
پدرت, صاحب شرکت تجاري هواشينه ؟
همينطوره
من فکر مي کردم که خيلي بي پروا باشي
ولي تو به کسي اعتماد کردي
لطفاً اين بحث رو تمومش کن
Sپس افسر چا چه مشکلي داره ؟
*** مکاني که توسط روستاي کره, تهيه شده ***
استاد
ببين کي اينجاست ؟
حالتون خوبه ؟
بهتريد ؟
چي ميخواد منو در اين پست بي اهميت, خوب نگه داره ؟
چي باعث شده که دو نفري به ديدن اين پيرمرد بياييد ؟
اين
اين
يک جسد را امروز به اينجا اوردند... مگه نه ؟
خيلي سخته ؟
ماٌمور چا
اون ارزش همه ي اين چيزها را داره ؟
بله... قطعاً داره
لطفاً
اگر شما دو نفر بهش ايمان داريد
من هم چاره اي به جز اينکه بهش ايمان داشته باشم, ندارم
ما صادقانه به خاطر اين درخواستمون ازتون عذرخواهي مي کنيم
بسيار خب
من هم يک بار در چنين موقعيتي بودم
اگر بعد از اون اتفاق, از همديگه جدا نشده بوديم
اونوقت من الان اونجا بودم
يه نگاهي بندازيد
ممنون
اون اتفاق ؟ درباره ي چيه ؟
ما زمان زيادي نداريم...بايد عجله کنيم
واقعاً اين خانه ي افسر چائه ؟
مطمئن نيستم
اين اولين باريه که به اين خونه ميام
سلام
اتاق افسر چا کجاست ؟
چطور ممکنه که اتاق يه نفر, اينقدر خالي باشه ؟
اين همه مدت, افسر چا تنهايي زندگي ميکرده ؟
يه لحظه صبر کن
گون وو از کِي اينجا زندگي مي کرده ؟
حدود سه سال پيش...اون يه چندتا گردن کلفت که اينجا مست شده بودند را کارشونو ساخت
اون از ما يه اتاق خالي خواست
اتاق هاي خالي و زيادي در هانسونگ هست
داري مي پرسي که چرا اون اومده در بين آدم هاي بي ارزشي مثل ما زندگي مي کنه ؟
نه
دقيقاًاينطور نيست
باشه
ما هم در اين مورد, کنجکاو بوديم
از اونوقتي که اينجا زندگي کرده, ديگه برخوردي با گردن کلفت ها و مشتري هاي مست نداشتيم
ما فقط مي تونيم سپاسگذار باشيم
اگرچه اون اين کارها را انجام داده
ولي معمولاً ما ازش چيزي نمي پرسيم...شماها که اينو ميدونيد
ما فقط گوش مي کنيم
شايد به خاطر همينه که احساس آرامش داره
به نظر ميرسه که تو خيلي چيزها درباره ي اون ميدوني
بعد از ديدن اون براي سه سال, که فقط توي يک اتاق بوده
در واقع فکر مي کنم که خيلي خوب نيست که درباره ش زياد ندونم
اون هيچ مهماني يا ملاقات کننده اي نداشته ؟
اتاقش را ديدي
هيچ کسي واقعاً نيومده
صبر کن... دوروز پيش بود ؟؟؟
يک نفر اومد که اونو ببينه
اين اولين باري بود که کسي به ديدن افسر چا ميومد
به خاطر همينه که اينو به ياد دارم
اون چي گفت ؟
تو بايد به خاطر گون وو, خيلي به دردسر افتاده باشي
دردسر ؟...اصلاً اينطور نيست
مطمئني ؟
متاٌسفم که اينو مي پرسم ولي شما چه نسبتي با افسر چا داريد ؟
بله
من مثل پدرش هستم
يک لحظه بعدش که برگشتم اون رفته بود
کسي مثل پدرش ؟
حالا اون چه پدرش باشه چه نباشه
کي شبيه به پدرشه ؟
اونها مثل هم نبودند
ولي اونها به يک شکل بو مي کشيدند ؟؟؟
بو ؟
بعد از ماٌمورين پليس, ما در بو کشيدن, بهترين هستيم
فقط چنين احساسي داشتم
ولي بعد از اينکه اون شخص به اينجا اومد, افسر چا متفاوت بود و با قبلش فرق مي کرد
با قبلش فرق مي کرد ؟
انگاري نمي تونست بخوابه
پدر افسر چا ؟
بله درسته
افسر چا بعد از ملاقات اون شخص, دلواپس بوده... اين همه ي اون چيزيه که تونستيم بفهميم
اون زن يادش هست که اون شخص چه شکلي بوده ؟
اون گفت که اون يارو مثل نجيب زاده ها بوده
مطمئن نبودم ولي هر اطلاعاتي که اون داد را توصيف کردم
چيزي پيدا کرديد ؟
اين
خيلي پيچيده ست
فرم و شکل چاقويي که به بدن برخورد کرده
تقريباً مثل چاقوي افسر چا هستش
حمل کردن يک سلاح ديگر توسط يک ماٌمور
شما بهش اين اجازه ي ويژه را داديد ؟
علاوه بر اين, با توجه به نحوه ي گرفتن چاقو
بسيار واضحه که اين کار, تصادفي نبوده
هيچ سرنخي از تشخيص هويت پيدا نشد ؟
يک پينه ي کهنه در روي انگشت چهارمش و همچنين در کف دستش داشت
اون يک شمشير زن بوده
يک علامت روي کتفش بود
ولي اين
حکاکي هانجا نيست ؟
بازرسين ويژه اومده بودند اونجا
معنيش اينه که تو نمي توني بياي ؟
اگر نمي توني جاي ديگه اي بري
پس پيش من برمي گردي ؟
من
من نمي تونم قول بدم
اون چيه توي دستت ؟
خرت و پرت هايي که از جشن, باقي مونده ست
من هرچي که اونجا باقي موند را آوردم
No comments yet. Be the first to leave one.