لومړۍ 200 کرښې.
زندگيت داره تموم ميشه
همتون خواهيد مرد
در زمان باقيماندتون روي زمين
چطور ميخواين زندگي کنيد؟
بعنوان يک ستاره درخشان؟
يا مثل يک روح سرگردان؟
ميخواي در تاريکي زندگي کني؟
يا نور درونت رو آشکار کني
امروز خود واقعيتون متولد ميشه
همه ما با موهبتي بزرگ آفريده شديم
تنها کار شما روي زمين
تنها کارتون
به اشتراک گذاشتن اون موهبته
تنها اون زمان وقتي ما
نور درونمون رو به دنيا پخش کرديم
هدف واقعيمون رو تجربه ميکنيم
تکامل واقعي لذت حقيقي
بذار چيزي درباره خودم بهتون بگم
من 12 سال از دوران بلوغم رو
در بدبختي گذروندم چون از موهبتم استفاده نکردم
چند نفر از شما زندگي اشتباهي داريد؟
شايد شما حساب دار باشيد
اما جايي در تاريکي ذهنتون
چيزي قلقلکتون ميده
اون قلقلک داره موهبتتون رو بيادتون مياره
شايد عشق نقاشي کردن باشه
و عشقي که داشتي
از قبل از زبون باز کردنت
درست نميگم سينتيا استروبل؟
ممکنه پيکاسوي بعدي باشي
چرا دنيا رو از موهبتتون محروم کرديد؟
و تو چطور رالف پريچارد؟
دوست داري يک روز ديگه اون رييس غير قابل تحملت رو ببيني؟
يا ميخواي همون تجارت روياييت رو شروع کني؟
وقتش نرسيده که از موهبتون استفاده کنيد
همين الان همين جا همين کارو ميکنيم
شروع ميکنيم
هنوزم باورم نميشه
صد سال هم
هم فکر نميکردم حضورا ببينمتون
و بعد اسمم رو صدا کردي
سينتيا
باعث افتخارمه
يک لطفي بمن کن
برو بيرون و موهبتت رو بدنيا نشون بده
همين کارو ميکنم
بهت قول ميدم
خداحافظ سينتيا
آخرين مشاوره اختصاصي بود
چند نفري منتظر امضا گرفتن هستند
الان نه
نياز دارم تنها باشم
کي برميگردي؟
هر چي تو بخواي بري
ببخشيد
آقاي فلاين براي جلسه دير کرده
اولين قدم رو بردار
آماده مقاومت باش
بقيه ممکنه سعي کنند جلوت رو بگيرن
بهشون اجازه نده
نذار دل سردت کنند
نگذار مانعت باشن
بهشون بگو بهت اعتماد کنند و اتفاقات فوق العاده اي خواهد افتاد
خداي من
دريک يک لطفي ميکني
چندتا کلمه بگي...
درخواست افتخار حضورتون
توسط سفير اعليحضرت درخواست شده Jason A. Ryder
لقب افتخاري فرمانده -
از طرف سفارت انگليسه
اجازه ميدي؟
ببخشيد نميدونم يکهو چم شده
دعوتنامه وسوسه انگيزش رو ديدم و نتونستم جلوي خودم رو بگيرم
اينجا از اين چيزهاي باکلاس نميبينيم
مثل جعبه کفش يک آدم محتکر
ميتوني فراموشش کني
چرا؟ چون من نميرم
مگه جيسون دوست قديميت نيست؟
قبلا اسمش رو شنيدم
کي قراره سخنراني کنه اگه تو نکني؟
نميدونم اما من نخواهم بود
ما عاشق انگليس هستيم يادته؟
ميشه بي خيالش بشيم؟
باهات ميام
کسي نميره
لنزهام رو ميذارم
چي گفتم؟
براي کي بايد لنز بذارم؟
دو نفر بيرحمانه در سياتل چاقو خوردن
در دو روز گذشته لينکولن بل 28 ساله
جمعه شب پيدا شده
سينتيا استروبل 43 ساله
جسدش ديشب پيدا شد
هردوشون در آپارتمان خودشون کشته شدند
پليس مطمئنه کار يک نفر بوده؟
آره چون يک پيغام بجا گذاشته
شيطانت رو بشنو شيطانت رو ببين
آيا اين جمله
شيطان نبين شيطان نشنو نيست؟
آره معنيش رو عوض کرده
که درباره پاکدامن موندنه
حتي اگر با شياطين احاطه شدي
سوال اينه که قاتل عبارت رو اشتباه نوشته
يا شايد ميخواسته پيغام متفاوت تري رو بده؟
قاتل ممکنه انگليسي زبان بومي نباشه
اما اين روش به شناسايي زبان اولش کمک نميکنه
و سوال بعد اينه که اين پيغام براي کي بوده؟
پليس رو دست انداخته؟
براي توجيح قتل ها استفاده ميشه
اگه کلمات رو ادبي در نظر بگيري
بنظر مياد داشته مستقيما با قرباني حرف ميزده
پيغام با خون قرباني نوشته شده بود؟
جواب آزمايشگاه هنوز نيومده
شاهدي وجود نداره؟
بنظر نمياد
يعني ورودي آپارتمان ها کاملا با برنامه بوده,
اما قتل ها بي نظم و بي ضابطه انجام شده
شايد متهم اونها رو ميشناخت
و زمان گذاشته تا نقشه ورودش رو بکشه
اما وقتي نزديک شده عصبانيتش بهش غلبه کرده و منحرف شده
يک چيز رو قطعي ميدونيم حداقل با 30 ضربه چاقو
به هر قرباني زده شده اين متهم خشم زيادي داشته
جوابهاي بيشتري نياز داريم
بريم بسمت سياتل
خداي من تو چي...
ز
زي
زير
زيرن
زيرنو
زيرنوي
زيرنويس
زيرنويس و
زيرنويس و ت
زيرنويس و تر
زيرنويس و ترج
زيرنويس و ترجم
زيرنويس و ترجمه
زيرنويس و ترجمه s
زيرنويس و ترجمه so
زيرنويس و ترجمه soo
زيرنويس و ترجمه soog
زيرنويس و ترجمه sooga
زيرنويس و ترجمه soogan
زيرنويس و ترجمه soogand
زيرنويس و ترجمه soogand1
زيرنويس و ترجمه soogand19
زيرنويس و ترجمه soogand198
زيرنويس و ترجمه soogand1983
زيرنويس و ترجمه soogand1983@
زيرنويس و ترجمه soogand1983@y
زيرنويس و ترجمه soogand1983@ya
زيرنويس و ترجمه soogand1983@yah
زيرنويس و ترجمه soogand1983@yaho
زيرنويس و ترجمه soogand1983@yahoo
زيرنويس و ترجمه soogand1983@yahoo.
زيرنويس و ترجمه soogand1983@yahoo..
زيرنويس و ترجمه [email protected]
زيرنويس و ترجمه [email protected]
زيرنويس و ترجمه [email protected]
استعدادهاي زيادي در دنيا گم شدند
بخاطر وجود کمي شجاعت
سيدني اسميت
بنظر نمياد دو قرباني بهم ارتباطي داشته باشند
جنسيت ، نژاد و سن مختلف
اونها در نقاط مختلف شهر زندگي ميکردند
لينکولن بل کارش فروش بليط بود
در سالن کنفرانس ال پورتال براي 3 سال
سينتيا استروبل حسابدار بود
يک سال قبل اومد به سياتل
احتمالش کمه که جايي همو ديده باشند
مگه اينکه سينتيا ازش بليط خريده باشه
بر اساس گفته هاي مادرش آرزوي لينکلن مهندس شدن بود
اگه کار نميکرد درس ميخوند
و سينتيا از گروه هاي موسيقي و سخنراني در موزه ها خوشش ميومد
پس تنها وجه اشتراکشون
روش زندگي نسبتا کم ريسکشون بوده
سينتيا در يک مجموعه مسکوني کاملا امن زندگي ميکنه
از اونهايي که نياز به کليد الکترونيکي براي ورود داري
و لينگولن در يک آپارتمان فلت طبقه آخر
يک ساختمان 6 طبقه زندگي ميکرد
پس متهم بقدر کافي صبور و باهوش بوده
که از حراست ورودي رد بشه
يا با کلک يا قاطي شدن با ساکنين وارد شده
و ميبايد از نظر فيزيکي در شرايط خوبي باشه که تونسته لينکولن رو بکشه
اون از کنار قربانيهاي آسون تر و شاهدين مهم گذشته
تا مرتکب اين قتل ها بشه
ماموريتش هدف دار بوده
يارو خيلي از مسيرش منحرف شده براي کشتن اين دو نفر
عکس هاي صحنه جرم رو ببين
هيچ نشوني از پشيموني نيست متهم کاملا مصمم و بي رحم بوده
انگار کشتنشون کافي نبوده
تيپ هاي متفاوت يعني اينها جايگزين کسي نبودند
پس احتملا هر کدوم از قربانيها کاري انجام داده بودند
که باعث خشم متهم شدند
اما يک چيز باعث ايجاد انگيزش شده
چون قتل ها مشابه هم بودند
پس خارج از محدوده زندگي بي ريسکشون يک مورد مشترک داشتند
نياز به يک نقطه همگرايي داريم
يک شخص يا مکان مشترک بين متهم و دو قرباني
No comments yet. Be the first to leave one.