لومړۍ 200 کرښې.
ارائهای از تیم ترجمه وبسایت انیمو •• ••
انیمو، سایتی برای دانلود انیمه، فیلم و سریالهای روز دنیا •• ••
دودکش بزرگ
به دودکش کوچولو چی میگه؟
بی بدن و دماغی؟* - ...کاکتوس - «هم آوا با: هیچکس نمیدونه»
شلوار جینها؟
اون چیه که میتونی بگیری اما نمیتونی پرت کنی؟
.بگو. یدونه حدس بزن ...کاکتوس چی میگه به
...شلوار جین
.این مورد علاقمه
...میخواستم بگم پنیر
چرا گلفباز دو تا شلوار جین همراهش میاره؟
دودکش بزرگ به دودکش کوچولو چی میگه؟
.خیلیخب. اینو از همه بیشتر دوست دارم
چی میگی به یه...؟ چرا گلفباز...؟
...چندتا جـ
...میخواستم بگمـ
!عالیه
کلیدها رو برداشتی؟ - .آره. اینجان -
.روی کلیدای ماشین. بذار ببینیم
شاید اینه؟
.میرم چند تا وسیله بردارم
.آره، آره، آره
به پدرمادرت کمک میکنی؟
.من "لارا" هستم - .منم "مگان" ام -
.از آشنایی باهات خوشحالم
کی قبلاً اینجا زندگی میکرده؟
.ام... یه خانم پیر کوچولو
کجا رفته؟
.از اینجا رفته
رفته کجا؟
مگان؟
.مامانت داره صدات میزنه
همسایههای جدید؟ باهات صحبت کردن؟
.یه دختر کوچولو دارن
.نازه
ناز تر از من؟
.اون سمتی رفت - .خیلیخب. میبینمتون -
.سلام، مامان - .سلام -
فکر میکنی مامانش کجاست؟ به نظرت تو راهه؟
.نمیدونم
.میخواستیم بریم خونهی کیتلین
.زودباش، خب .دارم از گرسنگی میمیرم
.از گرسنگی نمیمیری
.میرم چک کنم ببینم حالش خوبه - !مامان -
!مامان
.سلام عزیزم حالت خوبه؟
مامانت میاد دنبالت؟
.نمیدونم
خب، میخوای صبر کنیم؟
میشه منو برسونید؟
.مطمئنم مامانت تو راهه
.خواهش میکنم، دارم یخ میزنم
.اجازهی چنین کاری ندارم، عزیزم - .فقط به معلم بگو -
.لطفاً
.بیا، خب .فقط همین یه بار
!خدای من
.کمربند
.عالی شد
روز خوبی تو مدرسه داشتی مگان؟
از مدرسه خوشت میاد؟
.بد نیست .کایت سواری رو ترجیح میدم
...خب
.همهی باشگاههای بعد مدرسه بافندگی اینجور چیزاست
.کاش کایت سواری هم داشتن
خب، هرچیزی بهتر از ریاضیه، مگه نه تایگ؟
.باید به مامانم بگم یه همستر داریم تو کلاس
حیوون خونگیای زیادی داشتین؟
.قبلاً یه سگ هاسکی داشتم - !عجب -
.و گربهام پنج تا بچه داشت
!پنجتا - آره. اما دو تاشون خفه شدن -
.چون همش روی هم دیگه میخوابیدن
مامان، یادت باشه
من دارم میرم خونهی "اسمیکر" این آخر هفته، باشه؟
چیکار میکنی؟ - .میرم خونهی اسمیکر -
.گفتی میتونم بمونم - .همچین حرفی نزدم -
.مامان - .اینطوری "مامان" نگو -
اونجا رو یادته؟
!ایناهاشی مگان کجا رفته بودی؟
.رفتم مدرسه و اونجا نبودی
ببین، مرسی برای اینکه آوردیش خونه، باشه؟
.مشکلی نیست
.میبینمت - .میبینمت -
.افتضاحه
.داری زبون خودتو لیس میزنی
.خوبه
.باید مگان رو برای شام دعوت کنی
.عمراً
،خوب میشه براش که بفهمه ما اینجاییم
.اگه یه وقت مامانش فراموشش کنه
فراموشش کنه؟
.مامان رسوندش - رسوندیش؟ -
.آره میگم که خیلی تو چشم بود
پرسیدی چیزی؟
.گفت ماری دیر کرده
.خیلیخب، پس
خیلیخب پس، چی؟
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
.فقط یکم شاخوبرگشو جدا میکنم
یه جورایی دوست دارم فکر کنم
.که به عنوان یه گلِ برفیای چیزی برمیگردم
.یکم تمیزش کنم
.داستان من و "اعتقاد" رو میدونی دیگه
.نمیدونم به چی اعتقاد دارم
.من میدونم
...فکر کنم دوست دارم که
.خب
.جوسی، جوسی - .قرمزا رو بردار -
.آره، دوسشون داشت
.من عاشقشونم
چجوری این رنگی میکننشون؟
.من که جرعت پرسیدن ندارم
.به نفس کشیدن ادامه بدید
.خیلیخب، با اون ور میریم
.با اون کلنجار میریم
.مقاومت رو حس کنید
.و یه بار دیگه روی زین، دو، یک
.خیلیخب، یه زور آخر. بزن بریم
...آماده، بیاید بالا ببریمش تا پنجـ
تا حالا به این فکر کردی اون الان چه شکلی میشد؟
.همیشه، عزیزم
.آره
!تایگ؟ تایگ. تایگ، تایگ
.اون خوابه
.این کار رو خیلی سال بود نکرده بود
.از گوشی خانم مککین بهش پیام دادم
.مامانم داره میاد
خوبه! مگان، میخوای برای شام بیای؟
خونتون؟ - .آره -
اگه دوست نداشتم غذا رو مجبورم بخورم؟
.نه. از مامانت بپرس - .باشه -
.مهربونه
.کریس
.بفرما
.بیا، پسرم
.بیا، پاس بده مرد کوچک
بابا... بابا، به نظرت چی تتو کنم؟
تتو؟ - یه چی مثل... مانگا*؟ - «کامیک یا کتاب مصور ژاپنی»
.باید یه چیز باشه که بعداً حالت ازش بهم نمیخوره
.یه چیز که معنی داشته باشه - .آره -
شاید اگه بخوای شبیه یکی بشی
که انگار تازه از زندانِ مُقبری فرار کرده
خیلیخب، مراقب خودت باش، باشه؟ - .بعداً میبینمت کریس -
.بعداً میبینمت، رفیق
.داری میخندی
.قسمت زیادیش خوششانسیه فقط
تایگ، این کثیفی رو تو کشوندی تو این خونه؟
چرا از کریس خوشت نمیاد؟
!تایگ - چون تتو داره؟ -
.گفتم بهت، وقتی ۱۸ سالت شد میتونی کل صورتتو تتو کنی
.مگانِه
همه نوشیدنی دارن؟
حالت خوبه؟
اون صورت سُسی رو انجام میدی؟
.آره
.خداحافظ - .خداحافط -
.بعداً میبینمت
.اینو ببر داخل - .خیلی سنگینه -
.خیلی سنگین نیست
.اگه بود نمیتونستی بلندش کنی، مگه نه؟
.نمیخواستم بترسونمت
حالت چطوره؟ - کاملاً خوب -
تو چطور؟ - خوبم خوبم -
.اینجا خیلی خوبه ساکته، مگه نه؟
.آره. هست، آره .باید یه تغییری بوده باشه نسبت به جایی که بودی
.خب، اینارو ببرم داخل
و مگان چطور؟ تو مدرسهش جا افتاده؟
.اوه آره. دوست داره چیزمیز بسازه .پر از خیاله
.مخصوصاً تو اون سن، آره
تایگ یه بار بهم گفت یه بازوکا قرض گرفته
.و شلیک کرده به سر معلمش
یه بازوکا؟ - .آره، آره -
.هممون میخواستیم این کار رو بکنیم تو مدرسه
.ببین، مگان یه چیزی راجع به تایگ گفت
چی؟ چی گفت؟
.مشکلی نیست اگه نمیخوای واسه یه چایی بیاد اونجا
...اما
.اوه خدای من، اون فقط داره بچه بازی درمیاره. ببخشید
.به مگان گفت نمیخواد بیاد اونجا
.مگان بیچاره
.میکشمش
...خب
.عذرخواهی میکنه
.میبینمت دوباره - .خداحافظ -
موضوع چی بود؟
.اونجا نشسته داره کلافهش میکنه
.بی ادب بود - پسرمون رو ندیدی تا حالا؟ -
راستشو بخوای، فکر میکنم حقشه که
.نخواد یه دختر کوچیک بیاد اینجا
چی شده؟
،اون شب
.منتظر بود که براش... صورت سسی درست کنم
.آره
.اونم همین سنی میشد
،وقتی داشتم میرسوندمش خونه
...از قبرستون رد شدیم
چی، وقتی ماری دیر کرده بود؟
آره. باهاش ملاقات کردی؟ - .نه -
چایی میخوری؟ - .آره -
،خب، اون روزی که مگان رو سوار کردید
No comments yet. Be the first to leave one.