لومړۍ 200 کرښې.
پنجاهمین سالگرد استودیو شوچیکو اوفونا
تولید شده توسط شرکت شوچیکو
منطقه سینمایی آساکوسا توکیو، ۱۹۳۳
زیر آسمان نیلی...
مثل ماهیهای ریزِ سبز، اینور و آنور میپرند.
در اوج بهار، شکوفهها فراوانند...
توکیو در شکوفاییِ کامل.
در تاریکی قبل از شروع فیلم...
یه جورایی گلِ عشق شکوفا شد
چه خاطرات جوانهایی...
که در آساکوسا- گلِ توکیو- بدنیا آمدند
در دهه ۱۹۳۰ فیلمهای ژاپنی ...
به هنر سینما تبدیل شدند...
برای ژاپنیها... نه برای مردم سراسر جهان
فیلمها پادشاه سرگرمی بودند.
- کراکر، کارامل، کیک ماهی ... - کیک ماهی - بله.
خیلی ممنون.
هی خانم! اسمت چیه؟
اومدی فیلم تماشا کنی، یا اینکه به صورتم نگاه کنی؟
اومدیم تو رو نگاه کنیم، البته!
کراکر! کارامل
هی خانم! تو واقعا ناز هستی!
به این پول نگاه کن!
هنوز مرطوبه.
این دختران جوان روستایی ... خیلی محکم فشارش میدن.
"عمو... این فیلم خوبه؟" این چیزیه که اونها میپرسن.
"البته که خوبه!"
"بلیت بخر و بیا داخل."
پس فیلمهای خوب بساز میتونم با اطمینان اینو بگم.
از طرف دیگه...
اگه اون فیلمهای هنری رو بسازی ...
من در به مشکل میخورم!
این یک سرگرمی نیست ... این یک تجارته.
فیلم جدید استودیو کاماتا شوچیکو رو ببینید. حالا در امپریال، "بهار در ۱۹ سالگی".
متاسفم...
- کوهارو! مدیر میخواد تو رو ببینه! - چرا؟
نمیدونم.
و من حساب میکردم با دیدن فیلم
- منو میخواستین قربان؟ - کوهارو... بیا بیا.
ایشون... آقای اوگورا هستن.
فیلمی که در حال نمایش هستیم، "بهار در ۱۹ سالگی"... اون کارگردانه.
میخواست از نزدیک بهت نگاه کنه...
این میتونه برای تو خوب باشه.
یه قهوه سفارش میدم بلافاصله، آقای اوگورا.
لطفا... بشین.
اسمت کوهارو هست؟
بله...
اسم من تاناکا کوهارو هست.
بگو...
چطوره یه بازیگر سینما بشی؟
بچههای استودیو گفتن ...
یک دختر واقعا زیبا وجود داره که در امپریال کار میکنه ...
به نظر جسارت داری و صدات هم خوبه
فیلمهای ناطق به زودی روی کار میان...
ما به افرادی نیاز خواهیم داشت با صدای خوب، نه؟
گلها شکوفا میشن، پرندگان آواز میخونن. گلبرگها میریزن، مردم گریه میکنن.
زندگی میتونه بسیار بیثبات باشه.
اما چرا سرنوشت اینقدر بیرحمه با این زن جوان؟
آقای اوگورا... آیا اون یک ستاره سینما میشه؟
تو درجا شروع نمیکنی به عنوان یک ستاره سینما
اولش نقشهای کوتاه و فرعی بهت میدن. بعدش قدمبهقدم راه میفتی و بالا میای
همه چیز به تلاش خودش بستگی داره
چرا ناراحتی؟
دوست نداری... در سینما کار کنی؟
چه اشکالی داره؟
این خیلی ناگهانیه
من هنوز در شوک هستم.
اشکهاش برق میزد.
بهار غمگین... اون فقط نوزده سال داره.
هنگام چیدن بنفشه در شبنم صبح، گریه میکنه...
بهار غمگین... اون فقط نوزده سال داره.
تهیه کننده اجرایی: اوکویاما تورو
برداشت نهایی: عصر طلایی سینما "کینما نو تِنچی"
فیلمنامه: آسامه یوشیتاکا یامادا تایچی اینو هیساشی
فیلمبرداری: تاکابا تتسو کارگردانی هنری: میتسوئو دگاوا موسیقی یاماموتو نائوزومی
کیچی ناکای ناریمی آریموری
کیوشی آتسومی
کیکو ماتزوزاکا چیکو بایشو
کی سوما جون میهو چیشو ریو
ماتسوموتو کوشیرو فوجیما کانبی
تهیه کننده: یوشیتارو نومورا
نویسنده و کارگردان: یوجی یامادا
صبح بخیر
فیلم جدیدت چطوره؟
"پدر کجاست؟" ملودرام ناب.
مادر همه فیلمهای اشکآور.
واحد نایتو ... عکسبرداری لوکیشن به دلیل بارش باران لغو شد
شروع!
برداشت نهایی! سر صحنه ساکت!
پس این یک فیلم ناطقه
آماده... شروع!
"پدر کجاست؟" ۹۲-۱۱
وای خدا! اینقدر محکم نزن دیگه!
متاسفم
حال و هوا رو درک کن و بعد انجامش بده.
اگه نتونی، تو هرگز کارگردان نخواهی شد
آماده...!
شروع!
دکتر...
دخترم...
اون هنوز نیومده؟
بله!
باشه!
بعدی ... نمای باز.
موزیک رو آماده کنید...
خونه اینطور تمیز نمیکنی، درسته؟
تمیز میکنم ...
ای دروغگو...
- خوبی؟ - بله.
پدر! من هستم... سومیکو!
اون از دنیا رفته.
ساعت ۲:۳۶...
پدر!
من فکر میکردم ما سه نفر دوباره با هم زندگی میکنیم...
چرا؟ چرا؟
دستهای پدر...
کات!!
- چیزی کمه. - بله.
پرستار کجاست؟ قرار بود یک پرستار باشه!
مدیر!
چه خبر شده؟
قرار شد از اوتسونه استفاده کنیم.
اما اون دلپیچه داره.
یکی رو از یه جایی بگیر
اوکادا امروز از سیاهیلشکر استفاده نمیکنه...
و نایتو فقط از بچهها استفاده میکنه.
پس خودت لباس پرستاری بپوش...
و اونجا بایست و خوشگل به نظر برس.
این خنده دار نیست!!
یک بیمارستان باید پرستار داشته باشه.
بیمار در حال مرگه!
شما بچهها بی فایدهاید!
برو بیرون و یکی پیدا کن!
یک دختر نودلفروش، یا آب نباتفروش ... از پسش برمیان!
تو! ما در امپریال ملاقات نکردیم؟
بله.
زمان خوبیه! من به تو نیاز دارم که پرستار باشی
هی! بیا اینجا...
این دختر ... براش لباس بگیر ... موهاشو درست کن
من قراره چیکار کنم؟
همین الان برداشت رو دیدی؟
بله.
فقط پشت دکتر بایست...
مجبور نیستی کاری انجام بدی.
یعنی میتونم؟
هی رفیق!
میتونی عجله کنی؟
میدونم...
بچههایی که این روزها استخدام میکنن...
حالا عزیزم... به این سمت نگاه کن.
عجله کن عجله کن
بله!
ظهر بخیر
متاسفم!
حالت خوبه؟
بله.
همین الان... کاواشیما سومی نبود؟
خودش بود.
عجله کن
بله!
آماده؟
- بله. - باشه
درسته... تست! فقط یک بار
آماده...
اقدام!
پدر!
یک دقیقه صبر کن! اونجا ایستاده چیکار میکنی؟
وقتی اونجایی چطور میتونم بازی کنم؟
وقتی وارد ورودی میشه...
فقط کمی به عقب برگرد... اینجا
متوجه شدی؟
بله.
متاسفم ... متاسفم ...
باشه... بیاین یک برداشت دیگه انجام بدیم!
سر صحنه ساکت!
آماده...
برو!
پدر!
من هستم... سومیکو!
از دنیا رفته...
ساعت ۲:۳۶ بود
پدر!
کات!
هی پرستار...
چرا گریه نمیکنی؟
اما...
من پرستارم پس...
آقا، پرستارها معمولا اینجور مواقع گریه نمیکنن...
من ... میدونم که!
شاید در واقعیت اینطور باشه...
اما این یک صحنه غم انگیزه و اون باید گریه کنه ...
دهانتو ببند! ما داریم زمان رو از دست میدیم!
شنیدی چی گفتم
گریه کن
سر صحنه ساکت!
آماده...
اجرا!
پدر!
من هستم! سومیکو!
کات!
No comments yet. Be the first to leave one.