Tender Cousins

Tender Cousins (Tendres Cousines)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Tendres Cousines 1980 FRENCH 1080p BluRay H264 AAC-VXT mp4 fa
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-07-16
ډاونلوډونه: 10
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫ اسم من ژولینه. ۱۵ سالمه. ‬

‫ این منم. ‬

‫ خب، بذار بگیم چهارده و نیم سالمه. ‬

‫ تقدیرم اینه که عاشق ‫دخترعموم ژولیا بشم. ‬

‫ خوب تماشا کن. از هر طرفی ‫بهش نگاه کنی، می‌ارزه. ‬

.‫ اون از ونوس هم زیباتره ‫همون زن برهنه توی صدف دوکفه‌ای. ‬

‫ لااقل من این‌طور فکر می‌کنم. ‬

‫ این پونه‌ست، خواهر ژولیا. ‬

‫ البته اونم دخترخاله‌مه. ‬

خیلی رو مخه

‫ می‌تونه پنج دقیقه بدون ‫نفس کشیدن یا فکر کردن حرف بزنه. ‬

‫ مشکل اینجاست که اون عاشق منه. ‬

‫ حتی دست از سرم برنمی‌داره ‫تا بتونم برم یه جیش بکنم. ‬

‫ اینم خاله آدل، مادر دخترخاله‌هامه. ‬

‫ اون نگران کالری‌هاییه ‫که دنبالش می‌فتن تا چاقش کنن. ‬

‫ اینم خواهرم کلره. ‬

‫ همیشه با آرامش زیر آفتاب ‫موهای بدنش رو اصلاح می‌کنه. ‬

‫ خوشبختانه دوباره درمی‌ان، وگرنه ‫روزهاش هیچ‌وقت تموم نمی‌شدن. ‬

‫ اون قراره واسه پول با این یارو ازدواج کنه. ‬

‫ موضوع خیلی جالب و جذابی نیست. ‬

‫ مامانم، خیلی مهربونه ولی وقتی ‫پولی دستمون رو نمی‌گیره، قاطی می‌کنه. ‬

‫ پولم که انگار اصلاً قصد نداره بیاد. ‬

‫ واسه همین بالاخره تصمیم گرفت ‫مستأجر بیاره. ‬

‫ یه دانشمند آلمانی ‫که از فاشیسم فرار کرده، ‬

‫ به همراه دخترش، ‬

‫ و یه بازیگر زن ‫که از سینمای ناطق فرار کرده. ‬

‫ در نهایت، اینم بابامه. ‬

‫ همیشه شیک و پیک کرده ‫و ادکلن‌زده. ‬

‫ حس می‌کنیم فامیل‌های فقیرش ‫یا بادیه‌نشین‌هاش هستیم. ‬

،‫ در واقع، بین بادیه‌نشین‌ها ‫این‌ها رو هم پیدا می‌کنیم: ‬

‫ آقای لاکروا، مباشر. ‬

‫ خانم لاکروا، همسرش. ‬

‫ ماتیلد، خدمتکار شخصی... ‬

‫ ژوستین. ‬

‫ مادلین، ‬

‫ و آنژل، خدمتکارها. ‬

‫ آنتوان، ‬

‫ و متیو، کارگرهای مزرعه. ‬

‫ آقای بازو، پستچی. ‬

،‫ در غیر این صورت ‫تابستون نویدبخشی به نظر میاد. ‬

‫ سال ۱۹۳۹ هستیم، ‬

‫ و زندگی هیچ‌وقت این‌قدر آروم نبوده. ‬

‫دخترخاله‌های دوست‌داشتنی‬

‫عجله کن ‫بین راه هم لفتش نده.‬

‫منظورت از «لفتش نده» چیه؟‬

‫حتماً داری شوخی می‌کنی!‬

‫صبحانه آماده‌ست، خانم.‬

،‫ماتیلد، بیا اینجا ‫باید باهات حرف بزنم.‬

.‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر خانم... یعنی دوشیزه.‬

‫- چطوری؟ خوب خوابیدی؟ ‫- آره، خوب بودم.‬

!‫- چقدر زشته ‫- کی؟‬

،‫موسولینی با مایو شنا ‫واقعاً وحشتناکه.‬

‫شنیدم عاشق اسپاگتیه.‬

‫ساکت! حالا نوبت منه...‬

.‫- صبح بخیر، خانم‌ها ‫- صبح بخیر، آقای بازو.‬

‫- بهش غذا دادی؟ ‫- همیشه گشنه‌شه. رکس!‬

‫- واسه من چیزی نیست؟ ‫- نه، خانم کلمنتین.‬

‫از یه کشور به این دوری!‬

‫بازم لوله‌کش نه!‬

...‫واسه خانم آدل ‫یه سنگریزه رگه‌داره.‬

.‫- قشنگه ‫- فقط یه سنگه!‬

‫می‌شه لطفاً دوچرخه‌ت رو ‫از روی مربای من برداری؟‬

،‫ببخشید! خب، روز خوبی داشته باشین ‫خانم‌ها. فردا می‌بینمتون.‬

.‫کیفتون، آقای بازو ‫تویش چیه؟‬

.‫- سنگریزه‌هام ‫- سنگریزه؟‬

‫دارم واسه خودم یه قصر می‌سازم.‬

.‫- صبح بخیر عزیزم ‫- صبح بخیر خاله اگنس.‬

‫- صبحانه‌ت رو خوردی؟ ‫- آره.‬

.‫- صبح بخیر ‫- خب، من رفتم.‬

.‫- خیلی استرس دارم ‫- مواظب خودت باش!‬

‫اولین باره که داره سوار اسب ماده‌ش می‌شه.‬

‫یه گل شقایق پیدا کردم.‬

‫حیوان موذی کثیف!‬

‫ببخشید، فکر کردم سگه.‬

‫- درد آورد؟ ‫- نه، خوبم.‬

‫گیره‌م کجاست؟‬

‫دوستم داره... دوستم نداره...‬

!‫- بس کن، داری رو اعصابم راه می‌ری ‫- دوستم داره.‬

!‫- خودت رو واسه من به موش‌مردگی نزن ‫- من که کاری نمی‌کنم.‬

‫دست از سرم بردار!‬

‫صبح بخیر آنتوان، به نظر میاد ‫امروز روز عالی‌ای واسه چک خوردنه.‬

‫اونجا چه معرکه‌ایه، طفلکی!‬

.‫می‌خوام یه راز رو بهت بگم ‫من عاشق شدم.‬

.‫ما به مردهای جدی و قوی نیاز داریم ‫بفرما، اینم از تو!‬

‫اصلاً خودت رو تو آینه دیدی؟ ‫این سینی رو بگیر.‬

!‫- خودت رو هم بپوشون ‫- خب، دستام بند بود.‬

‫داری با یه چوب‌دستی بازی می‌کنی؟‬

‫هیتلر قطعاً اشتهای اون رو کور نمی‌کنه!‬

‫وقتی مادلین اومد ‫واسمون نوشیدنی بیاره.‬

،‫زیر سایه‌بون ‫دست می‌زنیم به زیردامنی‌ش‬

‫و با یه چوب بزرگ ‫زنش رو کتک زد.‬

‫و با یه چوب بزرگ ‫زنش رو کتک زد...‬

‫یالا، بجنب!‬

‫چرا بندهای لباست رو باز کردی؟‬

.‫- می‌دونم منظورت چیه ‫- واسه اینه که رد بند نمونه.‬

‫- چته تو؟ ‫- دلم می‌خواد.‬

‫درست رفتار کن. مواظب روغن برنزه‌م باش.‬

‫بیا.‬

‫نمی‌تونی یه لحظه دست از سرم برداری؟‬

...‫من اجازه دارم ‫به خدا قسم اجازه دارم.‬

‫قرارمون شد یه بار توی ونیز.‬

‫صبحانه.‬

‫وای خدای من، چه شیرتوشییریه!‬

.‫نظم و ترتیب فقط یه ظاهره ‫با زمان حل می‌شه.‬

‫جداً؟‬

‫- همش همین؟ ‫- همین کافیه!‬

.‫به دستور خانم اگنس ‫تا وقتی مستأجرها پول ندادن...‬

‫حتی دوشیزه کلمنتین‬

‫بدهی بالا آورده.‬

.‫- از برلین نامه داری ‫- ممنون.‬

‫- می‌شه‌ تمبرش رو واسم نگه داری؟ ‫- حتماً.‬

‫- چرا واسم یه اسب نمی‌خری؟ ‫- وقتی رفتیم ونیز یکی واست می‌خرم.‬

‫برو دیگه، برو پیش ژوستین!‬

‫ژوستین مثل منه. دنبال عشق آزاده.‬

‫- آره واقعاً؟ ‫- آره.‬

‫اون یه زن امروزیه.‬

.‫- احمقم نیست ‫- احمق؟‬

‫صبح بخیر، روز عالی‌ای واسه چک خوردنه.‬

!‫- چقدر احمقه ‫- طفلکی رو نگاه کن.‬

‫پونه، بس کن. این اسباب‌بازی نیست.‬

...‫- بالاخره ژولین اومد ‫- ژولین!‬

‫ژولین، عشق من‬

‫تن رکس لباس خلبانی پوشوندم.‬

.‫- هفت سانت قد کشیدم ‫- نگاه کن...‬

‫همه دندونامم سالمه‬

.‫ژولیا واسه قبولی دیپلمش یه اسب ماده گرفت ‫ولی واسه من هیچی!‬

.‫- سلام مامان ‫- سلام عزیزم.‬

‫سلام گل‌پسر، منتظرت بودم.‬

‫این شماره درست نیست.‬

‫بوسه‌های پر سروصدا، بهترین بوسه‌ها هستن.‬

‫- گشنه‌ته؟ ‫- آره گشنه‌شه. مگه نه؟‬

.‫برو تو آشپزخونه ‫خاله‌ت همه‌چیز رو خورد، حتی رومیزی رو.‬

‫بدو دیگه.‬

‫نه این‌قدر بزرگ!‬

.‫- سلام ‫- آقای ژولین!‬

‫چقدر هیکلی شدی!‬

‫- گشنه‌مه، می‌تونم یه چیزی بخورم؟ ‫- البته، ژوستین!‬

.‫- یه چیزی واسش ردیف می‌کنم ‫- برو اون‌ور.‬

‫- آقای ژولین، یه ذره شراب ارزون؟ ‫- نه، مرسی.‬

‫کجا بودی؟ ‫لپت باد کرده.‬

‫من؟ سرم خورد ‫به در طویله.‬

!‫درِ پنج‌انگشتی ‫یالا، نون تست بردار.‬

،‫بیدار شو متیو ‫کره رو بده به من.‬

.‫یالا بیدار شو ‫باسنش رو بده من.‬

‫شما دوتا واقعاً رو اعصابین!‬

‫یالا، کفشات رو نشونشون بده.‬

‫کفشاش رو دیدین؟‬

‫- مگه کفشام چشه؟ ‫- هی، این برجستگی دیگه چیه؟‬

!‫- بس کنین ‫- متیو، نگاه کن.‬

.‫خوابیده دیگه، بس کنین ‫مواظب بچه‌ها باشین!‬

‫نگران نباش. ما این کاره‌ایم.‬

‫دیدی؟ فقط تویی که از این چیزا سر در نمیاری.‬

.‫دست از سرم بردار ‫برو به همون درت برس.‬

.‫- توپ‌ها توی شیشه‌ان ‫- باشه.‬

‫- راکتت رو برداشتی؟ ‫- آره.‬

.‫- عالیه ‫- بدش به من.‬

،‫دیدی؟ از نظر تئوری ‫واسه پرتاب کردن به توپ نیاز دارم.‬

‫- عزیز دلم شو، شروع نکن، باشه؟ ‫- ببین خوشگلم...‬

‫ماشین اینجاست، پس حسابی برقش بنداز!‬

.‫- خوبه ‫- خب، بریم.‬

‫بسیار خب، شروع کنیم.‬

‫آماده‌ای؟ من سرو می‌زنم.‬

‫صبر کن، این جوراب‌شلواری‌های مسخره پامه!‬

‫- داری با جوراب‌شلواری بازی می‌کنی؟ ‫- خب...‬

‫خب که چی؟ ‫شلوارت رو کثیف کردی.‬

‫- خب، امتیاز چنده؟ ‫- هنوز ۱۵ به ۵.‬

‫سگ خوب.‬

‫این‌طوری حرکت کن، این‌طوری، این‌طوری ‫عروسک‌های کوچولو، عروسک‌های کوچولو...‬

.‫- داداشت اومد ‫- ژولین نگاه کن، دارم پینگ‌پنگ بازی می‌کنم.‬

‫- کرم‌های من چی؟ ‫- روی تختتن.‬

‫- مامان رو دیدی؟ ‫- عزیزم، لطفاً.‬

.‫- وقت واسه این کارا نداریم ‫- هول نکن بابا!‬

.‫- جدی‌جدی خنده‌م می‌ندازی ‫- ولی من رو نه.‬

‫- سلام... نمی‌خوای بوسم کنی؟ ‫- بذار تمرکز کنه.‬

‫خب...‬

‫- فهمیدی؟ ‫- آره.‬

‫اول از همه، دست چپ...‬

‫- سوتین می‌بندی؟ ‫- معلومه که آره.‬

‫اصلاحم می‌کنم.‬

‫دوم، زانوی چپ...‬

‫نامه‌هام به دستت رسید؟‬

‫نامه‌هات؟ منظورت رمان‌هاته!‬

‫آره، متوجه شدم.‬

‫سوم، سینه صاف...‬

‫دیدی بوته‌های رزمون ‫چقدر رشد کردن؟‬

‫چی؟ آهان آره...‬

...‫- و چهارم ‫- یه چیزی واست آوردم.‬

‫مرسی.‬

‫دستت درد نکنه! ناخنم شکست.‬

‫زیبایی یا ورزش، بالاخره تکلیف خودت رو روشن کن.‬

‫می‌دونی چیه؟ ‫من تکلیفم رو روشن کردم، خداحافظ!‬

،‫وای تو رو خدا ‫الان وقتش نیست!‬

‫اون سنگریزه رو بیار!‬

‫ژولین، همیشه آخرین نفریه که پیداش می‌شه.‬

‫ممنون واسه کرم‌ها...‬

‫نه، سگ رو نمی‌خوام!‬

‫امروز، ۵ جولای ۱۹۳۹‬

،‫بعد از سال‌ها تحقیق ‫فکر کنم تونستم روح رو جداسازی کنم.‬

!‫- فوق‌العاده‌ست ‫- می‌خوای بفروشیش؟‬

‫شارل، آخه به کی؟‬

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left