لومړۍ 200 کرښې.
گروه سون دی ال تقدیم میکند
عالیجنابان
این زن یک ماهه
بارداره
مطمئنی؟
این موضوع مهمیه
من جرات نمیکنم اشتباه کنم
عالیه
حتی اگرم اینطور باشه، که چی؟
مقامات زن میتونن به راحتی
از قصر خارج بشن
خدا میدونه
پدر این بچه کیه
شاهزاده چانگ گوآن
اون روز من
عفتم رو بهتون بخشیدم
عالیجناب
ملکه مادر
باید از من حمایت کنید
آه شان
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
گیجم کردید
مادر
داستانش طولانیه
نمیشه در کوتاه مدت حلش کرد
چطور نمیشه حلش کرد؟
اگر چیزی که آه بی گفت درست باشه
شما و معشوقه اعظم هیچ فرزندی ندارید
آه شان ولیعهده
اگر پسر باشه
اون احتمالا
ولیعهد آینده میشه
باورم نمیشه
نوه دار میشم
آه شان، بچه ای که در شکم آه بی هست
مال تو هست یا نه؟
کی این اتفاق افتاد؟
اونم بی سر و صدا
کی میخواستی پس
اونو به کاخ خودت بیاری؟
شاهدخت
برای این حرف ها کمی زود نیست؟
حرف های یک دکتر
چطور میتونه اثبات کنه
اون واقعا بارداره؟
یوآن فو
دونفر از پزشکان سلطنتی رو خبر کن
اطاعت
بنظر میاد یه نفر
از همین اولش داره رنگ می بازه
معشوقه سلطنتی، شما هرگز یک مادر نبودید
نمیدونید که یک مادر در انتظار فرزندش
نمیتونه توی یک روز سرد روی زانوهاش بمونه
سریعا بلندش کنید
پزشکان سلطنتی به
امپراطور درود میفرستن
کارتون رو همینجا انجام بدید
بدون هیچ خطایی
به امپراطور و ملکه مادر بگید
اون باردار هست یا نه
چشم
ببین، اگر واقعا باردار بود
چرا قیافش اینطوری شده؟
اون رو قطعا لو شی فرستاده
تا تو رو فریب بدن
امپراطور
من ضربانش رو گرفتم
مثل مروارید روی ظرف
اون قطعا باردار هست
میتونید برید
بله
شاهزاده
باورم میکنید حالا مگه نه؟
نمیتونی گریه کنی
الآن نمیتونی گریه کنی
دختره احمق
این موضوع خیلی مهمه البته که باید مراقب باشیم
اینکه امپراطور پزشکان دیگه ای رو هم فراخوندن
برای خودت
هم خوبه
میتونی برای خانواده سطلنتی
جانشینی بیاری
این خیلی خوبه
من این بچه رو نمیخوام
آه شان
اینجا هیچ غریبه ای نیست
رک حرفمو میزنم
شما خودتون از قبل
لو شن رو بعنوان همسر آینده من پذیرفتید
پس بجز اون
هیج بچه ای رو از زنی دیگه
قبول نخواهم کرد
سرورم، شما مسئول حرمسرا هستید
لطفا خودتون به همه چیز برسید
دیوونه شدی؟
این اولین فرزندته
درسته، آه شان
میخوای کمی بیشتر فکر کنی؟
هرچی نباشه بالاخره
جنگ اول بهتر از صلح آخر
من تصمیمم رو گرفتم
لطفا نخواید دیگه منو منصرف کنید
من قبول نمیکنم
شاهزاده، از قدیم گفتن یه ببر گرسنه هم فرزنداشو نمیخوره
تو به اندازه کافی فکراتو نکردی
میدونم
به لو شن وفاداری
ولی این بچه فعلا تنها
وارث خانواده سلطنتیه
چطور میتونی دورش بندازی؟
درسته
این بچه وارث سلطنته
ولی از مهم تر
فرزنده منه
هیچکس توی قصر
اندازه من
روی این بچه حقی نداره
ملکه مادر
دست از تظاهر بردارید
اینکه چرا اون شب
با آه بی خوابیدم
معتقدم شما و لو چینگ جیانگ
بهتر از من دلیلش رو میدونید
درسته
امپراطور الآن هیچ فرزندی ندارن
ولی سالم و جوانن
نیازی به نگرانی نیست
و این بچه هم
فقط نتیجه
یک اشتباهه
منم از راه
درستش استفاده میکنم
و خلاصش میکنم
امپراطور، سرورم
من حرفمو زدم
برای بقیه جزئیاتش هم
هر دوتون زحمتش رو بکشید
کجا میری؟
چینگ جینگ دیان
شاهزاه
لطفا بچه من
رو سقط نکنید
بچه من رو سقط نکنید
لطفا، التماس میکنم
شاهزاده
به بچه من
کاری نداشته باشید
آه بی، متاسفم
در آینده برات جبرانش میکنم
نه
شاهزاده چانگ گوآن
نرید، بانو هنوز ناراحتن
عالیجناب، چرا
آه شن، گوش کن
من همه چیز رو مرتب کردم
از امروز به بعد
نمیزارم دیگه زجر بکشی
میخوای اون بچه رو سقط کنی؟
آره، باید اینکارو بکنم
ولی هرچی نباشه
اون بچه ی تو...
آه شن
ما با هم بچه های بیشتری
در آینده خواهیم داشت
آه شان
چطور میتونی اینقدر خون سرد باشی؟
بحث سر
جون یه نفره
منم اولش شک داشتم
ولی شیائو هوآن یون درست میگفت
لو شی نقشه داره
از آه بی برعلیه من
استفاده کنه
اگر بچه رو نگه دارم
برامون مشکل ساز
خواهد شد و
در آينده دردسرهامون
خیلی بیشتر میشه
آه شن
منو بخاطر بی رحمی سرزنش نکن
من ترجیح میدم کل دنیا ازم ناامید بشن
تا اینکه تو ازم ناامید بشی
ولی اگر اینکارو بکنی
چه فرقی با یه هیولا داری؟
دیگه تو نباید این حرفو بزنی
اون بچه منه
این تصمیم بیشتر از هرکسی
برای من ناراحت کنندست
ولی حالا که کار به اینجا کشیده
باید قلب خودم رو
سنگ و سخت کنم
نه، بدون گوشت مردم میتونن
جون سالم بدر ببرن
ولی اگر این بچه از بین بره
هیچ چیزی دیگه اونو برنمیگردونه
آه شان، نمیتونی اینکارو بکنی
هرچی نباشه
اون بچه بی گناهه
من همه این کارارو
دارم بخاطر تو میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.