لومړۍ 200 کرښې.
این دیگه چی بود؟ کابوس دیدم
پس چرا انقدر واقعی به نظر می رسید؟
میگن درمورد کابوس حرف نزنید بدشگونه
معلم پارک
مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد
شما به صندوق صوتی وصل میشوید- جواب نمیده-
شاید چون رفته جنگل شارژ گوشیش تموم شده
چرا منتظر نشدی من بمیرم بعد زنگ بزنی؟
باورم نمیشه بجای من اول با برادرت تماس گرفتی
میدونی چقدر نگران بودم؟
من الان فرودگاه اینچئونم
دارم میرم نیویورک الان نوبت پروازم میشه
چی؟ نیویورک؟
آخه چرا داری میری
تقصیر تو که نبوده پس چرا؟
یکم زمان احتیاج دارم تا از سرم بیاد بیرون
مامان اگه جای من بودی، کره می موندی؟
چجوری می تونی منو اینجا تنها بذاری خودت بری؟
حداقل بذار منم باهات بیام
برادرت همین روزاست که بیرونم کنه
میدونی که بهم گفته از اینجا برم
اوپا قرار شد یکم بیشتر باهات راه بیاد
پس دیگه سر به سرت نمیذاره
واقعا؟ مطمئنی؟
اوهوم
من از اوپا خواهش کردم
پس دیگه نیازی به نگرانی نیست
وقتی حالم بهتر شد باهات تماس می گیرم
سه ریون
تو
قول بده فکرای اشتباهی به سرت نزنه، باشه؟
بهم خوردن این ازدواج بهترین اتفاق ممکن بود
اگه با اون عوضی ازدواج کرده بودی بعدش می فهمیدی می خواستی چیکارش کنی؟
شانس آوردی زود متوجه شدی
مامان دیگه باید قطع کنم شماره پروازمو خوندن
هی سه ریون...
ای خدا، با سه ریون بیچارم چیکار کنم آخه
وای واقعا که
عذرخواهی کنم؟ ضربه روحی خوردید؟
الان فکر کردید کی باید معذرت خواهی کنه
فکر نمی کنید اونی که بیشتر ضربه روحی خورده من بودم؟
زبونم بند اومد
... اونی که جلوی مردم آبرو ریزی کرد و
مراسم عروسیو بهم زد، کی بود؟
نگو که همه این کارارو
برا اینکه دخترتو پیش خودت نگهداری کردی؟
چی؟
خجالت نمی کشی؟ دیگ به دیگ میگه روت سیاه
وقتی پسرت دوست دختر حامله داره چطوری روش میشه با یکی دیگه ازدواج کنه؟
کی گفته بارداره؟
مدرک داری؟
بعدشم کی گفته قبل ازدواج دوست دختر نداشته
یعنی دخترت با مردی قرار نمی ذاشته؟
باید تحقیق کنم
این احمق عوضی
چی؟ احمق عوضی؟
باید ازم ممنونم باشی که
اجازه دادم پسر نازنینم با دختر یه معشوغه ازدواج کنه
اونوقت تو چه زری زدی؟
چی؟ معشوقه؟ توی احمق...
هی تو
وای نه- چطور جرأت کردی-
خانم وانگ لطفا
تو- نه-
بمیر
به چه جرأتی
معشوقه؟
بگیر که اومد
داری میری بیرون؟
دارم میرم سرکار- یه لحظه واستا-
اول جوابمو بده بعد برو
به خواهرت چی بگم؟
بهش بگم میریم اونجا
قبلا بهت گفتم که نه
چرا که نه؟ خواهرت خودش بهمون پیشنهاد داد
اگه تو نمیخوای بیای، ما خودمون میریم اونجا
چی؟
چرا می خوای بری اونجا؟ عقلتو از دست دادی؟
حالا چرا سرم داد میزنی؟
خواهرت می خواد کنار برادرش زندگی کنه
برا همین ازم خواهش کرد راضیت کنم
بهش می گفتم نمی تونم؟
حالا مگه چی میشه از خواهرت کمک بگیریم؟
چرا فقط به خودت فکر می کنی؟
فقط حفظ ظاهر خودت اهمت داره؟
دبوم تو فروش مرغ ورشکسته شده
... اون الان احتیاج داره
تو یه خونه بهتر زندگی کنه تا خودشو جمع کنه
چجوری توقع داری وقتی تو این خرابه زندگی میکنه کاراش خوب پیش بره؟
الان به نظرت با عقل جور در میاد؟
چرا با عقل جور در نیاد؟
اگه نمی خوای بریم اونجا
باید برای کار دبوم پول قرض بگیری
بخاطر اون کامیون قراضه ـشون تو کار شکست خوردن
چی؟
ای خدا
عزیزم
آیش
گوشی مشترک مورد نظر خاموش می باشد
بعد از صدای بوق پیام بگذارید
دیگه تا الان باید از کوه اومده باشه
یعنی جای دوری رفته؟
از دست رئیس
چرا گوشیشو خوب شارژ نکرده؟
نمیدونست من نگران میشم
حسابشو میرسم
زود سفارش دادم
یخاش آب شه بدمزه میشه
من اومدم همه چیز رو به راهه؟
بله خانم کیم؛ خسته نباشید، شام می خورید؟
دیر شده، یه شام سبک می خورم
خودتو به زحمت ننداز
یعنی این وقت شب آقای کو باهام چی کار داره؟
الو، آنا هستم
ببخشید که این موقع مزاحمتون شدم
نه مشکلی نیست بفرمائید
یه کار مهم و فوری با رئیس لی داشتم
ولی موبایلش خاموشه
احتمالا رئیس پیش شماست؟
اگه خونست لطفا بگید با من تماس بگیره
... یونگ گوک؟ یه لحظه گوشی
یونگ گوک اومده؟
نه هنوز نیومده
... امروز صبح رفت کوهنوردی ولی هنوز خونه نیومده
بنظرم عجیب میاد تا این موقع نرسیده
رفته کوهنوردی؟
بله، ایشون هیچوقت نشده بدون خبر دیر بیاد خونه
من فکر کردم شاید با کسی قرار شام داره
آها آقای کو
یونگ گوک امروز صبح رفته کوه نوردی
ولی هنوز برنگشته
امروز رفته کوهنوردی؟
ولی هنوزم برنگشته؟
بله
ان هیچ وقت بدون خبر دیر برنمی گرده
غیر ممکنه
خانم کیم
ممکنه اتفاقی برای یونگ گوک افتاده باشه؟
منظورت چیه؟
یعنی اتفاقی افتاده؟
بذارید بررسی کنم بهتون خبر میدم
اگه یه وقت خبری شد
لطفا با من تماس بگیرید
باشه حتما باهاتون تماس میگیرم
ممکنه برای رئیس اتفاقی افتاده باشه؟ وای چیکار کنیم؟
آیگو خدایا دستم
چرا دستم انقدر درد میکنه؟
خانم یوجو، اون کاسه کیک برنجی رو بده من
زیاد شام نخوردم گرسنمه
خانم وانگ، الان موقع کیک برنجی نیست
رئیس لی از صبح رفته کوهنوردی موبایلشم جواب نمیده
فکر می کنیم یه اتفاقی براش افتاده
آیگو چه اتفاقی حتما باطری موبایلش تموم شده
کاش همینطور باشه
تازه امروز نه برف اومده نه بارون
چرا باید یه روز آفتابی براش اتفاقی بیفته؟
اینروزا خیلی ها میرن کوهنوردی
اگه براش اتفاقی افتاده بود خبرش بهمون میرسید
حق با شماست
بیخود نگران نباش کیک برنجیمو گرم کن
یه کمم برام روش عسل بریز
امیدوارم اتفاقی براش نیفتاده باشه و فقط باطری موبایلش تموم شده باشه
بعد خوردن دوتا لاته توت فرنگی خوش به حالم شده
برای آخرین بار یه دفعه دیگه باهاش تماس می گیرم
گوشی مشترک مورد نظر خاموش می باشد
یعنی چه اتفاقی برای رئیس لی افتاده؟
یعنی گوشیشو تو کوه گم کرده؟
نکنه اتفاقی براش افتاده باشه؟
نه نه نه اتفاق دیگه چیه
احتمالا رئیس قرارشو با من یادش رفته
مستقیم رفته خونه
درسته باید زود برم خونه
چی شد؟ هنوز از یونگ گوک خبری نشده؟
نه
واقعا عجیبه؟ نکنه واقعا
اتفاقی برای یونگ گوک افتاده باشه؟
وای خدای من یعنی چی شده؟
من اومدم
معلم پارک
کجا رفته بودی که تا الان بچه هارو خونه تنها گذاشتی؟
در ضمن از یونگ گوک خبری نداری؟
چی؟ امروز؟
خوب راستش من با دوستام بیرون بودم
امروز روز استراحت معلم پارکه
معلم پارک دو روز مرخصی گرفته
میتونه وقتی تو مرخصیه بره پیش دوستاش
اینارو ببین تورو خدا
اگه با دوستاش رفته بیرون
یعنی با یونگ گوک نبوده؟
من اشتباه می کردم؟
هرچند فاصله سنی ـشونم خیلی زیاده
یونگ گوک مگه دیوونست با دختری مثل اون قرار بذاره
راستی، مشکلی پیش اومده؟
رئیس لی هنوز نیومده خونه؟
... نه از صبح که رفته کوهنوردی هنوز
هنوز نیومده؟
وای
بله آقای کو
چی؟ واقعا؟
چی؟ چی شده؟ آقای کو چی گفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.