لومړۍ 139 کرښې.
آقای ترنر
شنیدم دنبال جریکو میگردین
شما؟
خاله جوزفین
میشه این رو بگیرین و بذارین یه جای امن؟
یه هدیهست واسه لین. دستگاه بتامکس
پس می و عمو جورج چی شدن؟
اونا دیگه توی این جریان نقشی ندارن
میتونم بیام تو؟
...چیـ
میتونین به من اعتماد کنین
دوروتی ترنر
بانوی مبارز
شما؟
خاله جوزفین
خاله جوزفین؟
خاله جوزفین
جریکو کجاست؟
میشه بیای پیشم بشینی؟
میخوام کنار هم باشیم
بلایی سرش آوردین؟
نه
حتماً این جریانها حسابی سردرگمت کردن
بیا بغلم
هیچکس حقش نیست باری به این سنگینی رو بهدوش بکشه
...چیکار میکنی
دوروتی
از اول هم نباید پات به این جریان باز میشد
میدونم بهخاطر پسرت چیکارها کردی
این حجم تلاشت برای برگردوندنش واقعاً شگفتانگیز ـه
ولی دیگه وقتشـه این جریان رو خاتمه بدیم، مگه نه؟
لایق این هستی که به آرامش برسی
نمیفهمم چرا این حرفها رو میزنی
همهش رو الکی میگی
اگه راست میگی، پسرم رو برام میآوردی
میخوام بهم فرصت بدین لین رو ببینم
شدیداً به کمک من نیاز داره
نه
نه، تا پسرم بغلم نباشه نمیذارم بری پیشش
متأسفانه این فرمانیـه که حتماً باید انجام بشه
رسم و رسومهای خاص خودمون رو داریم
...دوروتی، شاید بهتر باشه کهـ - نخیر -
اجازه نمیدم ببینیش
همچین کاری نمیکنم. متوجهای چی میگم؟
دیگه به این بازیهاتون تن نمیدم
مدت زیادیـه که در حال مبارزهای، نه؟
میتونی خودت رو رها کنی
دیگه همهچی درست میشه
دوروتی، بهنظرم ایشون اومده که بهمون کمک کنه
فقط پونزده دقیقه اجازه داری پیشش باشی
بعدش باید جواب همۀ سؤالهام رو بدی
اگه این کار رو نکنی از اینجا بیرونت میکنم و .دیگه هیچوقت نمیتونی لین رو ببینی
قسم میخورم
جریکو رو در قبال لین میخوام
تمام
یه نفر اومده تو رو ببینه
بگو ببینم کیه
گفت خالهتـه
اسمش رو بگو
.گفت اسمش خاله جوزفین ـه .پشت سرم داره میاد
خواهش میکنم من رو باهاش تنها نذار
بهبه پس اینجاست! لین کوچولوی ما
این تور چرا روی صورتتـه؟
دوست دارم بدونم خواستهت چیه، لین
دلم میخواد اینجا پیش خونوادۀ ترنر بمونم
متأسفانه اصلاً مقدور نیست
چرا؟ - جات اینجا نیست -
چرا، هست
چه خیالی تو سرت داری؟
فکر میکنی اینجا میتونی شاد باشی؟
فکر میکنی این خونواده دوستت دارن؟
دوستت ندارن
من و لین امشب از اینجا میریم
بهت قولی دادم که میخوام بهش وفا کنم
این چیه دیگه؟
حقیقتـه، عزیزم
.سلام، جولیان. یه اتفاقی افتاده .باید فوراً باهام تماس بگیری
دوروتی؟
داری چیکار میکنی؟ حالِت خوبـه؟
در رو باز کن
دوروتی
ای بابا
!یعنی چی؟
!دوروتی
!دوروتی
!دوروتی
آمادهست؟
بله
این چیه؟
آخرین هشدار. پس خوب دقت کن
خوش اومدید، اعضای نیککردار کلیسای لسر سینتس
اسم من عمو فردریک ـه
و نحوۀ اجرای مراسم الحاقِ دوباره رو بهتون آموزش میدم
بهتون نشون میدیم که چطور یک عضو رهگمکرده رو .دوباره به سمت نور و نیکی هدایت کنیم
به برزیدن، برنامهریزی و باریکبینی نیاز ـه
«سه تا «ب
برای شرح بهتر، ماریانِ جوانِ همخونمون
کمکم میکنه
این مراسم چهار مرحله داره
مرحلۀ اول توسل ـه
ببینید که بستگانمون در «لنکستر» مرحلۀ توسل رو .به چه نحو اجرا میکنن
موسیقیای رو انتخاب میکنیم که
در زندگی مادیمون برامون حائز اهمیت بوده
مثلاً مربوط به زمان عاشق شدنمون یا ...وقتی که اتفاق خوبی افتاده و
بعد به جسممون آسیب میزنیم .تا خودمون رو از این حس دروغین جدا کنیم
از هر موسیقیای که دوست دارید استفاده کنید
هرچیزی که در درونتون احساس ارتباط با .زندگی مادی رو بیدار کنه
مرحلۀ بعد تقدیس ـه
اول بیناییشون رو ساقط میکنیم
میشه با یک چاقو، دست خالی و یا روغن انجامش داد
،قدم بعدی در مرحلۀ تقدیس .شکافتن گوشت دست و پاست
،هنگامی که به این نحو با خنجر گداخته دست و پا رو برش زدید
روح میتونه از این جسم آزاد، و به خدا ملحق بشه
!دوروتی
!دوروتی
فقط یک مرحله باقی مونده
رهاسازی
باید جسد رو روی یک تلِ هیزمِ دستساز سوزوند
از شاخهها و چوبهای معمولی .میشه بهعنوان آتشگیره استفاده کرد
سرعت و توالی انجام این مراحل خیلی مهمـه
در غیر این صورت ممکنـه مرگ مورد قبول واقع نشه
شاید انجام این کار هم از نظر روحی و هم جسمی دشوار باشه
اما باید مدام دلیل اهمیتش رو .به خودتون یادآور بشید
...چون وقتی یکی از ما به بیراهه بره
بازگشتی در کار نخواهد بود
با سریع وارد عمل شدن، میشه مردان و زنان بیگناه رو نجات داد
،با اینکه شاید زمانی عضوی از خانواده بوده باشن
اما هرگز یادتون نره دشمن حقیقی شما کیه
براتون آرزوی موفقیت میکنم
خداوند بهتون قدرت ببخشه
تصمیم گرفتی که از مسئولیتت سر باز بزنی و .بیای پیش این خونواده
دوست دارم دلیلش رو بدونم
دوروتی به کمکم نیاز داشت
و تونستی کمکش کنی؟
بله
ولی لین، ما توی این دنیا فقط و فقط یک هدف داریم
خدمت به خدا
بیا. ببینیم میشه نجاتت داد یا نه
!دوروتی
No comments yet. Be the first to leave one.