F is for Family

F is for Family

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

5 فصل

د خپرونې معلومات

F is for Family S05E04 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
F is for Family S05E04 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
F is for Family S05E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-PALEALE
F is for Family S05E04 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
په خپور شو: 2021-12-07
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫به نوزدهمین نیم‌سالانه‌ی رژه‌ی ‫روز شکرگزاری شهر راستلند خوش اومدید

‫و رژه‌مون بدون دیدن...

‫محبوب‌ترین شخصیتای کارتونی آمریکا که ‫کامل نمیشه

‫رامیرز خواب‌آلود

‫یه نکته‌ی جالب، خواب‌آلود تنها بادکنک ‫رژه‌ی امروزه که از لحاظ آناتومی...

‫درست طراحی شده

‫عضو خر خواب‌آلود که با هلیوم پر شده...

‫به قدری بزرگه که 757 لیتر ‫مایع رنگ سفید نقاشی رو...

‫توی خودش جا میده

‫ریدی، رِی

‫تو لکه‌ی ننگ اجرای مراسم‌ها هستی

‫خرطومت رو از کونم بکش بیرون. ‫بادوم‌زمینی داخلش نیست. وایستا

‫فقط لطف خدا...

‫و علاقه‌ی غیرقابل مهار جنسی ‫به زنان حامله بود...

‫که من الان جای اون نیستم

‫بزنید به افتخار اعضای ‫مورد اعتماد شورای شهرمون

‫شهردار لعنتی، دوباره کیر زد بهم. ‫جای منو داد به زن سرایدار

‫توی روسیه من متخصص سرطان کودکانم

‫روی ماشین من عکس یه پسر ‫با یه کیر تو دهنشه

‫و درست مثل اون پسر باید ‫لبخند بزنی و بخوریش

‫وقت عرض اندامه

‫عید شکرگزاری مبارک

‫جلوی عوارضی رو بگیرید. ‫تولفث وارد رو نجات بدید

‫مادرجنده. از اول صبح این سومین باره ‫که با ماشینت می‌کوبی به من

‫شاید اگه از سر راه پیشرفت ‫می‌رفتی کنار اینطوری نمیشد

‫پیشرفت تو مردم منو آواره‌ی ‫خیابونا می‌کنه. همه‌شون ازت متنفرن

‫ببینم بعد از اینکه بوقلمونای ‫عوارضی منو بگیرن چه احساسی پیدا می‌کنن

‫بفرما

‫همه بوقلمون گیرشون میاد. از الطاف شهردار

‫این پیشرفت به نظر خوشمزه میاد

‫داره مردممو علیه من می‌کنه

‫شهردار تنجنتی عاشق معلول‌هاست

‫حالا دیگه نمی‌تونم چیزی ببینم

‫ولی می‌تونم بوی این ‫پرنده‌ی خوشمزه رو حس کنم

‫مادرقحبه

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫عالیه

‫ای کاش خودم زن خودم بودم

‫خدایا!

‫انقدر با چشم شیطانی من ور نرو

‫انقدر در برابر بازداشت مقاومت نکن

‫ای ریدم به سر تا پاتون!

‫ببخشید بچه‌ها

‫این جشن شکرگزاری خیلی برام مهمه

‫فقط باید تا وقتی همه‌چیو ‫آماده می‌کنم تو دست و بالم نباشید

‫اگه نمی‌تونید سر جاتون بشینید، ‫خواهش می‌کنم لطف کنید...

‫عوضش باباتونو اذیت کنید

‫داره چرت صبحگاهی بعد آبجوشو می‌زنه

‫امشب بعد از فوتبال...

‫برنامه‌ی اختصاصی شکرگزاری اِی‌بی‌اس‌ـه

‫با درخشش کلت لوگر...

‫دوباره بروس اومده!

‫سرکار پلیس!

‫شعبده‌باز ساحل

‫سگ رئیس‌جمهور من!

‫و وزیر کشاورزی، ارل باتز!

‫فرانک؟ فرانک؟

‫و همه‌ی اینها با بازگشت ‫بدلکار افسانه‌ای...

‫باستر تاندر جونیور تموم میشه!

‫این دکتر می‌گفت من دیگه هرگز ‫نمی‌تونم مشت بزنم

‫حالا کی دکتره؟

‫فرانک، خوابیدی؟

‫- دوباره حامله شدم ‫- گه خوردی!

‫این گندکاری رو ببین. وقتی مامان بابام میان ‫خونه باید عین دسته گل باشه

‫طوری که انگار کسی اینجا زندگی نمی‌کنه

‫عزیزم، سخت نگیر. ‫انقدر به خودت فشار وارد نکن

‫مجبورم. واقعاً بابت امروز نگرانم

‫خیلی کار برد که تونستم لوئیس و بابامو ‫راضی کنم توی یه اتاق با هم باشن...

‫و اگه درست پیش نره هرگز ‫فرصت دیگه‌ای پیدا نمی‌کنیم

‫متوجه‌ام عزیزم. هر کاری ‫برای کمک بهت می‌کنم

‫میشه بچه رو بگیری و سریع تا مغازه بری...

‫سس زغال‌اخته بگیری؟

‫ای خدا، الان مغازه عین باغ وحشه

‫آخه بیخیال، هرچی که نداریم مطمئنم...

‫کلی کسشر دیگه درست کردی بخوریم

‫بیل و مارین زغال‌اخته‌ای که ‫بابام عاشقشه رو خراب کردن

‫خب باباتم همه‌ی چیزایی که ‫من عاشقشم رو خراب می‌کنه

‫خواهش می‌کنم

‫اَه

‫خیلی‌خب

‫میرم می‌خرم

‫تنبیه‌تون به خاطر تری که زدید...

‫اینه که با باباتون وقت بگذرونید

‫- بی‌انصافیه ‫- بی‌انصافیه

‫عجب تعطیلات عنیه

‫باید با ماشین بابام برم چون ‫کمربند ایمنی داره

‫به گمونم حالا باید ناز بچه‌ها رو بکشیم

‫صندلی لعنتی. چرا این مسخره وصل نمیشه؟

‫یا خدا!

‫فکر نکنم لازم باشه اینو به مامانتون بگیم

‫چی به من می‌ماسه؟

‫- خب کریسمس رو دوست داری؟ ‫- آره

‫دوست داری زنده بمونی ‫که یه کریسمس دیگه رو ببینی؟

‫آره

‫پس خفه‌خون بگیر و توی ‫صندلی این بچه کمکم کن

‫یالا، آلیس. گوشی رو بردار

‫آلیس، سلام، کوین مورفی هستم، ‫همونی که...

‫دوست پسرته

‫هستی؟ لطفاً گوشی رو بردار

‫واقعاً بابت اون شب که...

‫عجیب‌غریب شدی متأسفم. فقط می‌دونم که...

‫- کوین؟ ‫- آلیس! عاشقتم

‫می‌دونم از دستم عصبانی هستی، ‫ولی همه‌چی درست میشه...

‫اگه با ممه‌هات بازی بوس‌بوس بازی بکنیم

‫- مامانتم ‫- وای خدا

‫توی خونه‌ی آلیس چیکار می‌کنی؟ ‫دارید در مورد من صحبت می‌کنید؟

‫گوشی رو بذار که بتونم ‫زنگ بزنم به همسایه‌ها...

‫بگم کِی واسه قهوه و کیک بیان

‫مامان، عین دیوونه‌ها شدی

‫میشه گوشی رو بدی به آلیس؟

‫مامان؟ مامان؟

‫اروین؟

‫گوشی کیری رو بذار

‫چه پدرکشتگی با گوشی داری؟

‫وای، تخت رو چروک کردی. ‫باید بعداً روش کت بندازم

‫عه، شرمنده که جاذبه منو کشید پایین. ‫می‌خوای چیکار کنم؟

‫خیلی مسخره‌ست

‫برنامه‌ی یه روز کامل قهر و اخم چیده بودم

‫بعد یه ذره دارچین

‫این رمز دستور پخت خوراک سنتی...

‫تالیاتله باچاگالوپ مخصوص عید شکرگزاریه

‫سلام داداش خودم

‫فکر کنم اسمت پیتی بود. مامانت خونه‌ست؟

‫الان دستش بنده. قیافه‌ات مثل همیشه نیست

‫نمی‌تونم نبض زدن چشماتو ببینم

‫خب به خاطر اینه که ‫دیگه ویتامینای مخصوصی که...

‫شنگولم می‌کرد مصرف نمی‌کنم

‫منظورت مواد مخدر درجه دوئه؟

‫آره

‫خیلی‌خب کوچولو، میشه ‫یه لحظه آروم باشی؟

‫داری بابایی رو دستپاچه می‌کنی

‫گوش کن پیتی، من یه مشکلی دارم

‫مجبورم کوچولومو خودم بزرگ کنم...

‫چون مامانش با یه کوتوله‌ی ‫بابانوئل فرار کرد...

‫واسه همین میشه از مامانت بپرسم ‫چطور میشه به یه بچه‌ی لوس غذا داد؟

‫تا حالا مشکلی از این بابت نداشته

‫به‌به. می‌دونی چیه؟ می‌دونی چیه؟

‫به‌به.

‫می‌دونی چیه؟ می‌دونی چیه؟

‫- آخی ‫- می‌دونی چیه؟

‫اشتهای شکرگزاری زیادی داری

‫می‌تونم حس کنم لوزه‌هات داره باد می‌کنه

‫یه بار رفتم تیخوانا ‫و سی پزو دادم تا چنین چیزی ببینم

‫دیگه هرگز این کارو نمی‌کنم

‫اَه، نمی‌فهمم چرا ما همه باید ‫می‌رفتیم بیرون که مامان بتونه دیوونه باشه

‫اون که دیوونه نیست. ‫فقط دیوونه‌بازی در میاره. باشه؟

‫این مهمونی واسش مهمه

‫واسه همین باید مراقب رفتارتون باشید ‫تا کمکش کرده باشید

‫تو به خاطر دوست دخترت ‫سرتو از کونت بکشی بیرون...

‫و اگه مامانت گفت بابابزرگتون به خاطر ‫تومور مغزی داره می‌میره ناراحت نشی

‫بابابزرگ داره می‌میره؟

‫نه، ولی دایی لوئیس ‫فکر می‌کنه داره می‌میره

‫چرا اینطوری فکر می‌کنه؟

‫چون مامانتون بهش اینطور گفته

‫چرا اینو گفته؟

‫چون دیوونه‌ست. آدما وقتی کسی رو ‫دوست داشته باشن کارای عجیبی می‌کنن

‫مثل تو که روی جعبه‌ی بابابزرگ که روش ‫نوشته بود 91 گریه می‌کردی؟

‫هنوز میگم احتمالاً شونزدهه...

‫و ممکنه معنای خاصی داشته باشه

‫لعنتی!

‫این چه کوفتیه؟

‫به گمونم هنوز رژه برقراره

‫اَه، شکرگزاری کیری

‫برید خونه غذاتونو بخورید چاقالا

‫بیایید به مغازه‌ی پوستی

‫اگه وحشت کنید پولتونو پس میدیم

‫- بقیه‌ی مرغ کجاست؟ ‫- جایی که بهش تعلق داره، توی سطل آشغال

‫عه، یه بوقلمون عوارضی

‫همه بوقلمون می‌گیرن

‫آهای، انقدر کاسبی منو خراب نکن

‫من باید شکمشونو پر کنم

‫آخ

‫مستقیم خورد توی ایمپلنت سینه‌ام

‫کسی به جز من دخترامو نمی‌زنه

‫پرنده‌های کثیفتو پیش خودت نگه دار

‫کص ننت. نوه‌هاتو بوقلمونی می‌کنم

‫نه! نه!

‫رویای سه هفته‌ایم

‫بفرما. عالیه

‫وای لعنتی

‫میجر، نه. میجر

‫نگهش دار. نگهش دار عزیزم

‫سلام فرشته

‫خب این نشانه‌ی خوبیه

‫سلام مامان، سلام بابا. شرمنده بابت...

‫مهم نیست. بیایید داخل

‫خب، اون شوهرت کجاست؟

‫یه کار جدید توی شرکت ناامیدی پیدا کرده؟

‫نه، بچه‌ها رو برده مغازه...

‫اون زغال‌اخته‌های مخصوصی ‫که دوست داری رو بگیرن

‫حالا که صحبت از میوه‌های خاص کنسروی شد...

‫استن، قول دادی با لوئیس خوب رفتار کنی

‫اونم با اومدنش به اینجا داره ‫تلاش می‌کنه درستش کنه

‫باشه بابا، ولی اگه به من تیکه بندازه...

‫رزرو زاپاس توی رستوران سشوان داریم

‫برنجای سفید فوق‌العاده‌ای می‌پزن

‫ابداً هیچ مزه‌ای نداره

‫58، 59، 60

‫61، 62...

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left