لومړۍ 200 کرښې.
به نوزدهمین نیمسالانهی رژهی روز شکرگزاری شهر راستلند خوش اومدید
و رژهمون بدون دیدن...
محبوبترین شخصیتای کارتونی آمریکا که کامل نمیشه
رامیرز خوابآلود
یه نکتهی جالب، خوابآلود تنها بادکنک رژهی امروزه که از لحاظ آناتومی...
درست طراحی شده
عضو خر خوابآلود که با هلیوم پر شده...
به قدری بزرگه که 757 لیتر مایع رنگ سفید نقاشی رو...
توی خودش جا میده
ریدی، رِی
تو لکهی ننگ اجرای مراسمها هستی
خرطومت رو از کونم بکش بیرون. بادومزمینی داخلش نیست. وایستا
فقط لطف خدا...
و علاقهی غیرقابل مهار جنسی به زنان حامله بود...
که من الان جای اون نیستم
بزنید به افتخار اعضای مورد اعتماد شورای شهرمون
شهردار لعنتی، دوباره کیر زد بهم. جای منو داد به زن سرایدار
توی روسیه من متخصص سرطان کودکانم
روی ماشین من عکس یه پسر با یه کیر تو دهنشه
و درست مثل اون پسر باید لبخند بزنی و بخوریش
وقت عرض اندامه
عید شکرگزاری مبارک
جلوی عوارضی رو بگیرید. تولفث وارد رو نجات بدید
مادرجنده. از اول صبح این سومین باره که با ماشینت میکوبی به من
شاید اگه از سر راه پیشرفت میرفتی کنار اینطوری نمیشد
پیشرفت تو مردم منو آوارهی خیابونا میکنه. همهشون ازت متنفرن
ببینم بعد از اینکه بوقلمونای عوارضی منو بگیرن چه احساسی پیدا میکنن
بفرما
همه بوقلمون گیرشون میاد. از الطاف شهردار
این پیشرفت به نظر خوشمزه میاد
داره مردممو علیه من میکنه
شهردار تنجنتی عاشق معلولهاست
حالا دیگه نمیتونم چیزی ببینم
ولی میتونم بوی این پرندهی خوشمزه رو حس کنم
مادرقحبه
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
عالیه
ای کاش خودم زن خودم بودم
خدایا!
انقدر با چشم شیطانی من ور نرو
انقدر در برابر بازداشت مقاومت نکن
ای ریدم به سر تا پاتون!
ببخشید بچهها
این جشن شکرگزاری خیلی برام مهمه
فقط باید تا وقتی همهچیو آماده میکنم تو دست و بالم نباشید
اگه نمیتونید سر جاتون بشینید، خواهش میکنم لطف کنید...
عوضش باباتونو اذیت کنید
داره چرت صبحگاهی بعد آبجوشو میزنه
امشب بعد از فوتبال...
برنامهی اختصاصی شکرگزاری اِیبیاسـه
با درخشش کلت لوگر...
دوباره بروس اومده!
سرکار پلیس!
شعبدهباز ساحل
سگ رئیسجمهور من!
و وزیر کشاورزی، ارل باتز!
فرانک؟ فرانک؟
و همهی اینها با بازگشت بدلکار افسانهای...
باستر تاندر جونیور تموم میشه!
این دکتر میگفت من دیگه هرگز نمیتونم مشت بزنم
حالا کی دکتره؟
فرانک، خوابیدی؟
- دوباره حامله شدم - گه خوردی!
این گندکاری رو ببین. وقتی مامان بابام میان خونه باید عین دسته گل باشه
طوری که انگار کسی اینجا زندگی نمیکنه
عزیزم، سخت نگیر. انقدر به خودت فشار وارد نکن
مجبورم. واقعاً بابت امروز نگرانم
خیلی کار برد که تونستم لوئیس و بابامو راضی کنم توی یه اتاق با هم باشن...
و اگه درست پیش نره هرگز فرصت دیگهای پیدا نمیکنیم
متوجهام عزیزم. هر کاری برای کمک بهت میکنم
میشه بچه رو بگیری و سریع تا مغازه بری...
سس زغالاخته بگیری؟
ای خدا، الان مغازه عین باغ وحشه
آخه بیخیال، هرچی که نداریم مطمئنم...
کلی کسشر دیگه درست کردی بخوریم
بیل و مارین زغالاختهای که بابام عاشقشه رو خراب کردن
خب باباتم همهی چیزایی که من عاشقشم رو خراب میکنه
خواهش میکنم
اَه
خیلیخب
میرم میخرم
تنبیهتون به خاطر تری که زدید...
اینه که با باباتون وقت بگذرونید
- بیانصافیه - بیانصافیه
عجب تعطیلات عنیه
باید با ماشین بابام برم چون کمربند ایمنی داره
به گمونم حالا باید ناز بچهها رو بکشیم
صندلی لعنتی. چرا این مسخره وصل نمیشه؟
یا خدا!
فکر نکنم لازم باشه اینو به مامانتون بگیم
چی به من میماسه؟
- خب کریسمس رو دوست داری؟ - آره
دوست داری زنده بمونی که یه کریسمس دیگه رو ببینی؟
آره
پس خفهخون بگیر و توی صندلی این بچه کمکم کن
یالا، آلیس. گوشی رو بردار
آلیس، سلام، کوین مورفی هستم، همونی که...
دوست پسرته
هستی؟ لطفاً گوشی رو بردار
واقعاً بابت اون شب که...
عجیبغریب شدی متأسفم. فقط میدونم که...
- کوین؟ - آلیس! عاشقتم
میدونم از دستم عصبانی هستی، ولی همهچی درست میشه...
اگه با ممههات بازی بوسبوس بازی بکنیم
- مامانتم - وای خدا
توی خونهی آلیس چیکار میکنی؟ دارید در مورد من صحبت میکنید؟
گوشی رو بذار که بتونم زنگ بزنم به همسایهها...
بگم کِی واسه قهوه و کیک بیان
مامان، عین دیوونهها شدی
میشه گوشی رو بدی به آلیس؟
مامان؟ مامان؟
اروین؟
گوشی کیری رو بذار
چه پدرکشتگی با گوشی داری؟
وای، تخت رو چروک کردی. باید بعداً روش کت بندازم
عه، شرمنده که جاذبه منو کشید پایین. میخوای چیکار کنم؟
خیلی مسخرهست
برنامهی یه روز کامل قهر و اخم چیده بودم
بعد یه ذره دارچین
این رمز دستور پخت خوراک سنتی...
تالیاتله باچاگالوپ مخصوص عید شکرگزاریه
سلام داداش خودم
فکر کنم اسمت پیتی بود. مامانت خونهست؟
الان دستش بنده. قیافهات مثل همیشه نیست
نمیتونم نبض زدن چشماتو ببینم
خب به خاطر اینه که دیگه ویتامینای مخصوصی که...
شنگولم میکرد مصرف نمیکنم
منظورت مواد مخدر درجه دوئه؟
آره
خیلیخب کوچولو، میشه یه لحظه آروم باشی؟
داری بابایی رو دستپاچه میکنی
گوش کن پیتی، من یه مشکلی دارم
مجبورم کوچولومو خودم بزرگ کنم...
چون مامانش با یه کوتولهی بابانوئل فرار کرد...
واسه همین میشه از مامانت بپرسم چطور میشه به یه بچهی لوس غذا داد؟
تا حالا مشکلی از این بابت نداشته
بهبه. میدونی چیه؟ میدونی چیه؟
بهبه.
میدونی چیه؟ میدونی چیه؟
- آخی - میدونی چیه؟
اشتهای شکرگزاری زیادی داری
میتونم حس کنم لوزههات داره باد میکنه
یه بار رفتم تیخوانا و سی پزو دادم تا چنین چیزی ببینم
دیگه هرگز این کارو نمیکنم
اَه، نمیفهمم چرا ما همه باید میرفتیم بیرون که مامان بتونه دیوونه باشه
اون که دیوونه نیست. فقط دیوونهبازی در میاره. باشه؟
این مهمونی واسش مهمه
واسه همین باید مراقب رفتارتون باشید تا کمکش کرده باشید
تو به خاطر دوست دخترت سرتو از کونت بکشی بیرون...
و اگه مامانت گفت بابابزرگتون به خاطر تومور مغزی داره میمیره ناراحت نشی
بابابزرگ داره میمیره؟
نه، ولی دایی لوئیس فکر میکنه داره میمیره
چرا اینطوری فکر میکنه؟
چون مامانتون بهش اینطور گفته
چرا اینو گفته؟
چون دیوونهست. آدما وقتی کسی رو دوست داشته باشن کارای عجیبی میکنن
مثل تو که روی جعبهی بابابزرگ که روش نوشته بود 91 گریه میکردی؟
هنوز میگم احتمالاً شونزدهه...
و ممکنه معنای خاصی داشته باشه
لعنتی!
این چه کوفتیه؟
به گمونم هنوز رژه برقراره
اَه، شکرگزاری کیری
برید خونه غذاتونو بخورید چاقالا
بیایید به مغازهی پوستی
اگه وحشت کنید پولتونو پس میدیم
- بقیهی مرغ کجاست؟ - جایی که بهش تعلق داره، توی سطل آشغال
عه، یه بوقلمون عوارضی
همه بوقلمون میگیرن
آهای، انقدر کاسبی منو خراب نکن
من باید شکمشونو پر کنم
آخ
مستقیم خورد توی ایمپلنت سینهام
کسی به جز من دخترامو نمیزنه
پرندههای کثیفتو پیش خودت نگه دار
کص ننت. نوههاتو بوقلمونی میکنم
نه! نه!
رویای سه هفتهایم
بفرما. عالیه
وای لعنتی
میجر، نه. میجر
نگهش دار. نگهش دار عزیزم
سلام فرشته
خب این نشانهی خوبیه
سلام مامان، سلام بابا. شرمنده بابت...
مهم نیست. بیایید داخل
خب، اون شوهرت کجاست؟
یه کار جدید توی شرکت ناامیدی پیدا کرده؟
نه، بچهها رو برده مغازه...
اون زغالاختههای مخصوصی که دوست داری رو بگیرن
حالا که صحبت از میوههای خاص کنسروی شد...
استن، قول دادی با لوئیس خوب رفتار کنی
اونم با اومدنش به اینجا داره تلاش میکنه درستش کنه
باشه بابا، ولی اگه به من تیکه بندازه...
رزرو زاپاس توی رستوران سشوان داریم
برنجای سفید فوقالعادهای میپزن
ابداً هیچ مزهای نداره
58، 59، 60
61، 62...
No comments yet. Be the first to leave one.