Caught

Caught

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Caught 2017 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 25 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-26
ډاونلوډونه: 15
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫صبر کن، توبی

‫پروژه‌ی هنرت

‫یادت باشه ‫کارهای جمعه برای شب‌های جمعه هست

‫نه صبح‌های دوشنبه ‫باشه؟

‫باشه، مامان

‫خیلی‌خب، بیا اینجا

‫حالا برو مدرسه

‫خداحافظ، مامان

‫اندرو، اونجایی؟

‫این پشت هستم

‫بیا یه نگاهی به این بنداز

‫دوباره روباه، ها؟

‫یا این، یا جن‌هایی که دنبال ‫جواهرات قدیمی تو میگردن

‫ها ها ‫خیلی خنده دار بود!

‫توبی اونا رو برده مدرسه، باشه؟

‫میدونستم

‫اون دوباره دیرش شده ‫از مدرسه با ما تماس میگیرم

‫مطمئنم

‫اون سبح ها خیلی خسته میشه

‫ببین ‫در سن اون کابوس ها طبیعی هستن، جولی

‫نشانه یک تخیل فعال هست

‫اون هیچ مشکلی نداره

‫هی، من گفتم مشکلی داره؟

‫نه، اما به نظر میاد ‫معلمش اینطور فکر میکنه

‫توضیح های اون رو در مورد ‫داستان توبی خوندی؟

‫مترسک داخل کمد با چشم های سیاه!

‫همم

‫خوب، آقای بارتون تحت تاثیر دیگران هست

‫به هرحال، برای دیشب روباه ها رو سرزنش کن

‫احتمالاً ناله های اونا توبی رو بیدار کرده

‫این صدا بیدارش میکنه

‫وقتی میان اینجا ‫فوراً بیدار میشم

‫این نشون میده که تخیل اون از کجا اومده

‫چطور؟

‫این موقع سال نمیان

‫روباه ها فقط وقتی ناله میکنن ‫که دنبال جفت میگردن

‫آه؟

‫و نه، این برای تو جواب نمیده

‫الو؟

‫اوه، سلام

‫بله

‫هردومون دنبال کار هستیم ‫جف هست

‫امیدوارم یک هفته بشه

‫حداکثر دو هفته

‫بله، درسته

‫نه، این دفعه جدی میگم

‫به هرحال، خوشحالم تماس گرفتی

‫روزهای اولیه هست ‫اما برای یک داستان دیگر ایده پیدا کردیم

‫شاید برای روزنامه شنبه

‫بله، یک داستان محلی دیگر

‫در واقع، خیلی محلی هست

‫یه خبری در مزرعه مورس ‫در نزدیکی ما هست

‫در نزدیکی منطقه آقای جیم

‫بله، جف قاتل!

‫به هرحال، ارتش داره یه کاری میکنه

‫تمام ورودی های مورس رو بستن

‫و ما چند ماشین نظامی سنگین دیدیم

‫که شبانه میرفتن اونجا

‫به نظر میاد دارن یک پایگاه جدید میسازن

‫آره، میدونم ‫اما چرا اینجا؟

‫آخرین باری که کسی به اینجا فرود اومد ‫سال 1066 بود

‫نه، اونا به هیچ سوالی جواب نمیدن

‫نه، من شک دارم ربطی به ‫اون زن گمشده داشته باشه

‫من فکر میکنم مربوط به بمب هسته ای هست ‫در غیر اینصورت مخفی کاری برای چیه؟

‫تو فکر نمیکنی رنگ کردن یک ‫بمب بزرگ برای روسی ها

‫درست در وسط یکی از زیباترین مکان ها ‫در انگلیس ، داستان خوبی باشه؟

‫نیمبی؟!

‫در هیچ جای این کشور نباید ‫بمب هسته ای وجود داشته باشه

‫این خلبازیه که ما وانمود کنیم ‫یک جور نیروی برتر داریم

‫اما بله، اون لعنتی ها نباید در کینتری باشن

‫با چند مایل فاصله از بچه های من

‫بدش به من

‫ببین، جولی اینجاست ‫میخواد با تو صحبت کنه

‫بله، میبینمت

‫کوتاه نیا

‫سلام ، جف

‫نه، اون فقط کمی خسته هست

‫توبی دیشب کابوس میدید ‫همه ما رو بیدار کرد

‫ببین جف، تو خوشحال میشی که بدونی ‫ما داستان جنتلمن رو تموم کردیم

‫این یکی بزرگ تره

‫بله، قطعاً بزرگ تر از برمه هست

‫ببین، اندرو چند تا عکس خوب گرفته

‫از اتفاقی که در اونجا میفته

‫بزار اونا رو پرینت کنه و برات بفرسته ‫و من به تحقیق ادامه میدم

‫ببینم چی میتونم پیدا کنم

‫فکر میکنم این داستان ‫میتونه موفق باشه

‫مخصوصاً برای خوانندگان مسن تر

‫نه، واقعاً اینطور فکر میکنم

‫خوب، یه نگاهی بنداز ‫ببین چی فکر میکنی

‫باشه، عالیه

‫به مری سلام برسون

‫باشه

‫فعلاً خداحافظ

‫خوب، میتونست بهتر از این پیش بره

‫گور باباش

‫در لندن بیشتر از یک سردبیر هست

‫شنیدی چی گفت؟

‫کثافت به من میگه نیمبی

‫اون شوخی میکنه

‫اون جف هست

‫میدونی چه اخلاقی داره

‫اون از تو خوشش میاد ‫اگر براش مهم نبود زنگ نمیزد

‫میدونم ‫میدونم

‫چی شده؟

‫مطمئن نیستم

‫اوه، اونا احتمالاً ‫شهود جاهوا هستن

‫آره، نشانه اینکه ‫کینتری بالاخره روی نقشه دیده شد

‫وقتی که روانی های مذهبی پیداشون میشه

‫کتاب جنتلمن جیم ‫یک اشتباه بود

‫اینو قبول دارم

‫اما به زودی دوباره شروع ‫میکنیم به پول درآوردن

‫شعار ما چیه؟

‫بریم دنبال هرچیزی که پیدا کردیم

‫بله

‫بریم دنبال هرچیزی که پیدا کردیم

‫ما کارمون رو خوب بلدیم

‫و اونجا در مزرعه مورس یک خبر وجود داره

‫و وقتی ته و توشو در آوردیم ‫جف براش التماس میکنه

‫و ما دوبرابر پول میگیریم ‫و تو اینو میدونی

‫میدونی که عاشقت هستم، مگه نه؟

‫بله، میدونم

‫حتی اگر اینکارو کردی ‫بزار در مورد اون کتاب لعنتی راضیت کنم

‫نگران نباش ‫دیگه هیچ وقت

‫اوه اوه

‫خدا اونا رو فرستاد به طرف ما

‫دارن میان

‫اوه، لعنت

‫چیه؟ ‫تو نمیخوای تبدیل بشی؟!

‫امیلی

‫اوه، لعنت ‫زنگ در لعنتی!

‫درست به موقع رسیدم

‫نگران بودم بچه رو بیدار کنید

‫خوب، میتونم کمکتون کنم؟

‫ما الان تمام دین و مذهبی ‫که نیاز هست، داریم!

‫اما اگر دنبال صدقه هستید

‫تو با کی صحبت کردی؟

‫ببخشید؟

‫اسم اون آقای کی هست

‫قبل از اومدن ما با اون صحبت کردی؟

‫من واقعاً نمیدونم از چی حرف میزنید

‫ببخشید، شما از چه سازمانی هستید؟

‫برج مراقبت؟

‫شواهد جاهوا؟

‫ما از کینتری مور اومدیم

‫ما میخواهیم با شما صحبت کنیم

‫ما از شما و همسرتون سوالاتی داریم

‫مطمئنید سراغ آدم های درستی اومدید؟

‫بله

‫ما دنبال شما میگشتیم

‫این در مورد ...

‫پروژه هست

‫سلام

‫اونا از پایگاه اومدن ‫در مزرعه مورس

‫میخوان در مورد اتفاقات اونجا ‫با ما صحبت کنن

‫چند تا سوال از ما بپرسن

‫از ما سوال بپرسن؟

‫خوب، من نمیدونم

‫اممم

‫زیاد طول میکشه؟

‫نه

‫زیاد طول نمیکشه

‫خوب، فکر میکنم ‫میتونیم به چند تا سوال جواب بدیم

‫خواهش میکنم ‫بیاین تو

‫اندرو، چرا اونا رو نمیبری ‫به اتاق نشیمن

‫و من میرم چای درست کنم

‫حتماً

‫بیاین تو ... آقای؟

‫بلیر

‫ما آقا و خانم بلیر هستیم

‫لطفاً بنشینید

‫اوه، بند کفشتون

‫باز شده

‫بند کفشتون

‫باز شده

‫ما متاسفیم

‫ما ترتیبش رو خواهیم داد ‫به موقعش

‫بسیار خب

‫من میرم ببینم درست کردن چای ‫چطور پیش میره

‫زود برمیگردم

‫من میخوام حرف های اون کشاورز ‫گنده رو ضبط کنم، باشه؟

‫ما داریم چه غلطی میکنیم؟

‫اون آدم ها واقعاً خیلی عجیب هستن!

‫من خیلی راحت تر بودم وقتی ارتش ‫برمه به طرف ما کلاشینکف گرفته بودن

‫اگر اونا برای تحقیق از ما آدم میفرستن

‫ما باید وارد یک ماجرایی شده باشیم

‫تو اسم اونا رو شنیدی؟

‫چی، بلیک؟

‫بله، این جعلیه!

‫اون یک مغازه در پائین جاده هست

‫اونا یه چیزی رو مخفی میکنن ‫یه چیز بزرگ

‫جولی، من از این خوشم نمیاد، باشه؟

‫بیا سعی کنیم هرچه زودتر ‫اونا رو بیرون کنیم

‫خیلی خب، باشه ‫اینو باید کجا بزارم؟

‫اونجا

‫آره

‫اونو میبینی؟

‫مشکلی نداره

‫فقط چائی خودت رو جلوش نگه دار

‫باشه

‫اندرو گفت شما از طرف مورس اومدید؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left