لومړۍ 200 کرښې.
صبر کن، توبی
پروژهی هنرت
یادت باشه کارهای جمعه برای شبهای جمعه هست
نه صبحهای دوشنبه باشه؟
باشه، مامان
خیلیخب، بیا اینجا
حالا برو مدرسه
خداحافظ، مامان
اندرو، اونجایی؟
این پشت هستم
بیا یه نگاهی به این بنداز
دوباره روباه، ها؟
یا این، یا جنهایی که دنبال جواهرات قدیمی تو میگردن
ها ها خیلی خنده دار بود!
توبی اونا رو برده مدرسه، باشه؟
میدونستم
اون دوباره دیرش شده از مدرسه با ما تماس میگیرم
مطمئنم
اون سبح ها خیلی خسته میشه
ببین در سن اون کابوس ها طبیعی هستن، جولی
نشانه یک تخیل فعال هست
اون هیچ مشکلی نداره
هی، من گفتم مشکلی داره؟
نه، اما به نظر میاد معلمش اینطور فکر میکنه
توضیح های اون رو در مورد داستان توبی خوندی؟
مترسک داخل کمد با چشم های سیاه!
همم
خوب، آقای بارتون تحت تاثیر دیگران هست
به هرحال، برای دیشب روباه ها رو سرزنش کن
احتمالاً ناله های اونا توبی رو بیدار کرده
این صدا بیدارش میکنه
وقتی میان اینجا فوراً بیدار میشم
این نشون میده که تخیل اون از کجا اومده
چطور؟
این موقع سال نمیان
روباه ها فقط وقتی ناله میکنن که دنبال جفت میگردن
آه؟
و نه، این برای تو جواب نمیده
الو؟
اوه، سلام
بله
هردومون دنبال کار هستیم جف هست
امیدوارم یک هفته بشه
حداکثر دو هفته
بله، درسته
نه، این دفعه جدی میگم
به هرحال، خوشحالم تماس گرفتی
روزهای اولیه هست اما برای یک داستان دیگر ایده پیدا کردیم
شاید برای روزنامه شنبه
بله، یک داستان محلی دیگر
در واقع، خیلی محلی هست
یه خبری در مزرعه مورس در نزدیکی ما هست
در نزدیکی منطقه آقای جیم
بله، جف قاتل!
به هرحال، ارتش داره یه کاری میکنه
تمام ورودی های مورس رو بستن
و ما چند ماشین نظامی سنگین دیدیم
که شبانه میرفتن اونجا
به نظر میاد دارن یک پایگاه جدید میسازن
آره، میدونم اما چرا اینجا؟
آخرین باری که کسی به اینجا فرود اومد سال 1066 بود
نه، اونا به هیچ سوالی جواب نمیدن
نه، من شک دارم ربطی به اون زن گمشده داشته باشه
من فکر میکنم مربوط به بمب هسته ای هست در غیر اینصورت مخفی کاری برای چیه؟
تو فکر نمیکنی رنگ کردن یک بمب بزرگ برای روسی ها
درست در وسط یکی از زیباترین مکان ها در انگلیس ، داستان خوبی باشه؟
نیمبی؟!
در هیچ جای این کشور نباید بمب هسته ای وجود داشته باشه
این خلبازیه که ما وانمود کنیم یک جور نیروی برتر داریم
اما بله، اون لعنتی ها نباید در کینتری باشن
با چند مایل فاصله از بچه های من
بدش به من
ببین، جولی اینجاست میخواد با تو صحبت کنه
بله، میبینمت
کوتاه نیا
سلام ، جف
نه، اون فقط کمی خسته هست
توبی دیشب کابوس میدید همه ما رو بیدار کرد
ببین جف، تو خوشحال میشی که بدونی ما داستان جنتلمن رو تموم کردیم
این یکی بزرگ تره
بله، قطعاً بزرگ تر از برمه هست
ببین، اندرو چند تا عکس خوب گرفته
از اتفاقی که در اونجا میفته
بزار اونا رو پرینت کنه و برات بفرسته و من به تحقیق ادامه میدم
ببینم چی میتونم پیدا کنم
فکر میکنم این داستان میتونه موفق باشه
مخصوصاً برای خوانندگان مسن تر
نه، واقعاً اینطور فکر میکنم
خوب، یه نگاهی بنداز ببین چی فکر میکنی
باشه، عالیه
به مری سلام برسون
باشه
فعلاً خداحافظ
خوب، میتونست بهتر از این پیش بره
گور باباش
در لندن بیشتر از یک سردبیر هست
شنیدی چی گفت؟
کثافت به من میگه نیمبی
اون شوخی میکنه
اون جف هست
میدونی چه اخلاقی داره
اون از تو خوشش میاد اگر براش مهم نبود زنگ نمیزد
میدونم میدونم
چی شده؟
مطمئن نیستم
اوه، اونا احتمالاً شهود جاهوا هستن
آره، نشانه اینکه کینتری بالاخره روی نقشه دیده شد
وقتی که روانی های مذهبی پیداشون میشه
کتاب جنتلمن جیم یک اشتباه بود
اینو قبول دارم
اما به زودی دوباره شروع میکنیم به پول درآوردن
شعار ما چیه؟
بریم دنبال هرچیزی که پیدا کردیم
بله
بریم دنبال هرچیزی که پیدا کردیم
ما کارمون رو خوب بلدیم
و اونجا در مزرعه مورس یک خبر وجود داره
و وقتی ته و توشو در آوردیم جف براش التماس میکنه
و ما دوبرابر پول میگیریم و تو اینو میدونی
میدونی که عاشقت هستم، مگه نه؟
بله، میدونم
حتی اگر اینکارو کردی بزار در مورد اون کتاب لعنتی راضیت کنم
نگران نباش دیگه هیچ وقت
اوه اوه
خدا اونا رو فرستاد به طرف ما
دارن میان
اوه، لعنت
چیه؟ تو نمیخوای تبدیل بشی؟!
امیلی
اوه، لعنت زنگ در لعنتی!
درست به موقع رسیدم
نگران بودم بچه رو بیدار کنید
خوب، میتونم کمکتون کنم؟
ما الان تمام دین و مذهبی که نیاز هست، داریم!
اما اگر دنبال صدقه هستید
تو با کی صحبت کردی؟
ببخشید؟
اسم اون آقای کی هست
قبل از اومدن ما با اون صحبت کردی؟
من واقعاً نمیدونم از چی حرف میزنید
ببخشید، شما از چه سازمانی هستید؟
برج مراقبت؟
شواهد جاهوا؟
ما از کینتری مور اومدیم
ما میخواهیم با شما صحبت کنیم
ما از شما و همسرتون سوالاتی داریم
مطمئنید سراغ آدم های درستی اومدید؟
بله
ما دنبال شما میگشتیم
این در مورد ...
پروژه هست
سلام
اونا از پایگاه اومدن در مزرعه مورس
میخوان در مورد اتفاقات اونجا با ما صحبت کنن
چند تا سوال از ما بپرسن
از ما سوال بپرسن؟
خوب، من نمیدونم
اممم
زیاد طول میکشه؟
نه
زیاد طول نمیکشه
خوب، فکر میکنم میتونیم به چند تا سوال جواب بدیم
خواهش میکنم بیاین تو
اندرو، چرا اونا رو نمیبری به اتاق نشیمن
و من میرم چای درست کنم
حتماً
بیاین تو ... آقای؟
بلیر
ما آقا و خانم بلیر هستیم
لطفاً بنشینید
اوه، بند کفشتون
باز شده
بند کفشتون
باز شده
ما متاسفیم
ما ترتیبش رو خواهیم داد به موقعش
بسیار خب
من میرم ببینم درست کردن چای چطور پیش میره
زود برمیگردم
من میخوام حرف های اون کشاورز گنده رو ضبط کنم، باشه؟
ما داریم چه غلطی میکنیم؟
اون آدم ها واقعاً خیلی عجیب هستن!
من خیلی راحت تر بودم وقتی ارتش برمه به طرف ما کلاشینکف گرفته بودن
اگر اونا برای تحقیق از ما آدم میفرستن
ما باید وارد یک ماجرایی شده باشیم
تو اسم اونا رو شنیدی؟
چی، بلیک؟
بله، این جعلیه!
اون یک مغازه در پائین جاده هست
اونا یه چیزی رو مخفی میکنن یه چیز بزرگ
جولی، من از این خوشم نمیاد، باشه؟
بیا سعی کنیم هرچه زودتر اونا رو بیرون کنیم
خیلی خب، باشه اینو باید کجا بزارم؟
اونجا
آره
اونو میبینی؟
مشکلی نداره
فقط چائی خودت رو جلوش نگه دار
باشه
اندرو گفت شما از طرف مورس اومدید؟
No comments yet. Be the first to leave one.