Moonshine

Moonshine (꽃 피면 달 생각하고)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Moonshine E14 HD-WEB[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

web
HD
په خپور شو: 2022-04-16
ډاونلوډونه: 29
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

!ای مرتیکه

!جانابی

...تو

سر بازرس نام

سر بازرس نام، حالت خوبه؟

چقدر بی احتیاطی

نزدیک بود بمیری

شیم هون چی شد؟

اون افتاد

میفهمی چه خبره نه؟

بیا کاری به همدیگه نداشته باشیم

فرار کن

چرا میذاری برم؟

فقط باید کارمو انجام بدم

...منطقه رو خوب بگردین

و باقی مونده ها رو دستگیر کنین

بله، قربان- چشم، قربان-

بریم

::::::::: آيــــ(مهشید)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

بازرگان شیم دستور دادن دستگیرشون کنیم

خدا- وای خدا-

الان، بذارین برم

،وقتی بانو رو دیدی

بهش بگو کمکت کردم باشه؟

نگران نباش

برادرش حلش میکنه

واقعا؟

وای خدا

خدایا

الان شبیه برادر بانو شدی

بریم شیم هون رو پیدا کنیم

چی؟

مگه نمیریم پیش بانو؟

من بزرگترین پسر خانواده‌ام

...نمیتونم بذارم خواهرم تنهایی

انتقام مرگ پدرو بگیره

باید افراد جمع کنم

خودم میکشمش

چرا اینجوری میکنی؟

چطور جرات میکنی؟

،سم تو اتاق صیغه اوم پیدا شد

و بازجویی بلافاصله انجام شد

(اداره دولتی برای بازجویی کسانی که به کشور خیانت می کنن)

هیچ تردیدی تو اعدامش با سم وجود نداشت

تعجب میکنم چرا هیچ کس اعتراض نکرد

رئیس شورای دربار مسئول بود

داشتن درمورد بانو کانگ و انتقامش حرف میزدن

اونا گفتن نباید بذارن هیچ کس درمورد پیدا شدن سم

تو اتاق صیغه اوم چیزی بدونه

فرمانده ارتش گفت که بانوی دربار اینکارو کرده؟

بله

عالیجناب

درباره بانو پارک تحقیق کردی؟

بله

اون قبلا تو دفتر تدارکات قصر کار میکرد

دفتر تدارکات قصر؟

عادیه که بانوی درباری از دفتر تدارکات قصر

بیاد به حضور پادشاه کار کنه؟

نه، این چیز عادی ای نیست

مگر اینکه یه نفر منصوبش کرده باشه

کی به خدمت ملکه در اومده پس؟

ماه دهم تو سال میمون بود

ماه دهم سال میمون؟

و ده سال بیشتر طول نکشید به محفل پادشاه بیاد؟

باید یه چیز بزرگ پشتش داشته باشه

اماده بیرون رفتن شو

باید داییم رو ببینم

چی داری میگی؟

کی حرفاتو شنید؟

خب... یکی حرفامو شنید

ولی نمیدونم کی

وای، مردک احمق

چطور میتونی هیچ کاری رو درست انجام ندی؟

...داشتی به چی فکر میکردی وقتی سم رو

گذاشتی تو اتاق صیغه اوم؟

همه چیو قاطی کردی

یادتون نیست

...اونروز، شما و شاهزاده سونگ هیون

دعوای شدیدی درمورد گارد سلطنتی داشتین

و بدتر از همه، شاهزاده همون روز مرد

همه فکر کردن شما مسمومش کردین

دهنتو ببند

...واقعیت ماجرای صیغه اوم

باید به هر بهایی یه راز بمونه

ابروی خانواده ما تو خطره

بانو پارک بخاطر تو تبدیل به مشکل شد

خودت راست و ریستش کن

بله، پدر

...جسد شیم هون رو

پیدا کردی؟

بله، و همون نزدیکیا دفنش کردم

،وقتی آبا از اسیاب افتاد

همه الکل رو به پایتخت برمیگردونم

بهشون بگو واسه مدتی جلب توجه نکنن

چشم

درمورد بازرس و رو سو چیکار باید بکنم؟

،اگه هیچ راه دیگه‌ای نیست

باید تصمیم بگیریم

،اگه از دست دادن عفت انتخاب خودت بود

پس خودت جونتو بگیر

..اون عوضی

بهم تجاوز کرد

کس دیگه ای اینجا بوده؟

ولیعهد یکم پیش اینجا بودن

...اگه ندیدینشون

پس چرا بهم نگفتی؟

...ولیعهد بهم گفتن نگم

چون انگار قبل ایشون مهمون داشتین

خدافظ، مامان

مامان

!خانم

سربازرس نام عجله کن برو

دیگه شانسی واسه تموم کردن همه اینا بدست نمیاری

خانم

اگه امروز بمیره تا آخر عمرت پشیمون نمیمونی؟

که اونوقت باید باهاش میرفتی؟

...مهم نیست چقدر دلت میشکنه

بعد از دست دادن یک چیز باارزش

هیچ فایده ای نداره

برو ازش محافظت کن

کنارش بمون

...مامان

مامان

جانابی؟

معنی اولین کلمه شین یعنی دوباره رد شدن از

شاخه های زمینیه، این کلمه نهمه

این یعنی میمون

...جانابی

درسته، اون جانابی صداش میزد

...پس پدرت دنبال شیم هون نبود

دنبال مردی با لباس سفید بود

جانابی

اگه جانابی صداش کرده، پس حتما همدیگرو میشناختن

حتما یکی هست که درباره جانابی چیزی بدونه

چیشده؟

میترسم

پوسترهایی که ما گذاشتیم شاید اونو تو دردسر بندازه

ولی اگه اون تلاش کنه هر کی که در مورد اون روز میدونه رو بکشه

کسی که تو خطر بزرگیه

تویی

...میترسم

که از دستت بدم

میترسم که نتونم ازت محافظت کنم

نمیذارم این اتفاق بیفته

...پس

منو تنها نذار

منم تنهات نمیذارم

تنهات نمیذارم

هیچوقت

لطفا من رو ببخشید اعلیحضرت

حالا که شیم هیون مرده

کی نیست که در مورد اون روز ازش سوال پرسیده بشه

اگر میخواین حقیقت در مورد اون روز رو بدونین

یه شاهد وجود داره

یه شاهد؟

اون منم

چی گفتی؟- اون روز-

من در معبد مانگوول بودم

داری میگی مرگ هو یون رو دیدی؟

بله

من با چشمای خودم دیدم شیم هیون، به ایشون شمشیر زدن

...البته

...کسی که آخرین نفس نگهبان کانگ رو گرفت

یه شخص دیگه بود، نه شیم هیون

اون شخص لباس عزا پوشیده بود

،در عزاداری ولیعهد سونگ هیون

مطمئنم که اون یک مقام دولتی بود

صورتش رو دیدی؟

متاسفم که این رو میگم، ولی صورتش رو ندیدم

...اما

...من شنیدم نگهبان کانگ

اون رو "جانابی" صدا کرد

جانابی؟

بعد از اون روز، شیم هون مردم رو در هانیانگ جمع کرد

و یک صنف فرعی تشکیل داد

اولین اداره دولتی که گواهینامه دولتی به او داد

دفتر ممنوعیت بود

...اون باید شخصی

مرتبط با اداره ممنوعیت ده سال پیش باشه

حالتون خوبه، سرورم؟

ادامه بده

...اون مرد سعی کرد

تا دختر نگهبان کانگ رو بکشه

اون قانون رو

..‌.شکسته، اما من از شما خواهش میکنم

به او رحم کنین

...نگهبان کانگ مرد

چون من قدرتی نداشتم

چرا من به دخترش رحم نکنم؟

...ما باید بفهمیم کی نگهبان کانگ رو کشته

تا بتونیم به دخترش کمک کنیم

سربازرس نام

جانابی رو پیدا کن

اما باید محتاط باشی

بله، سرورم

جانابی

جانابی

جانابی

عالیجناب

More Farsi Persian subtitles for Moonshine

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left