射雕英雄传
لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه محمد
اصلاح و ویرایش محمد
Legend Of The Condor Heroes (2017) 射雕英雄傳 (2017)
قسمت 7
تکون بخور
گمشو کنار
همینجاست
حرکت کن
شماها دنبال کی می گردین؟
شماها با من به عمارت شاهزاده جائو میاین
شاهزاده جائو
بذارید بریم
پدر.
عصبانی نشید زخماتون هنوز خوب نشده
اون شاهزاده ی کوچیک جین
ما رو اینجا زندانی کرده حتما قصد خوبی نداره آروم-
پدر.
اینجور که من می بینم شاهزاده ی کوچیک نمی خواد سر راه ما وایسته
فکر می کنم دلیل دیگه ای داره که ما رو آورده اینجا
بچه ی احمق
من تو مبارزه دیدم که
این پسر شیطان,حیله گر و غیر قابل اعتماده
دوستش داری؟
نباید فریبشو بخوری
باشه پدر,عصبانی نشو
کشیش وانگ گفت,باید خوب از خودت مراقبت کنی تا درمان بشی
ممنون تردید نکنید,بفرمایید-
خدمتکار,شراب خوبه-
پیشخدمت گفت که عمو مو و خانم مو خیلی وقته از اینجا رفتن ولی نمی دونه که به کجا
همینطوری رفتن چون حتما از دست من عصبانی بودن
ممکنه یه کار فوری براشون پیش اومده باشه
اما زخم های عمو مو خوب نشدن چطور می تونن همینطوری رفته باشن
شما اون دو نفر که پدر و دختر بودن دیدین
مردمو راهنمایی کنید تا دنبالشون بگردن
اگه اونا رو دیدین,بیارینشون به عمارت شاهزاده
اطاعت
هنوز یه خواهش دیگه دارم امکان داره استاد به خونه ی من بیان؟
صحبتمون تموم شده
فکر نمی کنم که نیاز باشه به خونه ی تو بیام
استاد وانگ شما نمی دونید
پدرم دوست داره که مبارزان بزرگ رو به خونه دعوت کنه
تا با هم دیگه کونگفو یاد بگیرن و کارهای بزرگی انجام بدن
در موقعیت هایی مثل این میشه استادها رو مستثنی کرد
اما اگه پدرم بدونه منو بخاطر بی ادب بودن سرزنش می کنه
برادر گوا هم غریبه نیست اونم می تونه بیاد
به نظر من هم باید بیام
گوا جینگ
از اونجایی که شاهزاده ی کوچیک دعتمون کرده نمی تونیم ذعوتشو رد کنیم
همراه من بیا ...من-
وگرنه برای شاهزاده ی کوچیک مشکل درست میشه
بیاید تو
عمارت شاهزاده جائو شاهزاده جائو کیه؟
شاهزاده جائو پدرمن وانین خولیه هست
وانین خولیه؟فکر کنم تو مغولستان دیدمش
اگه منو بشناسه چی؟
نباید برای استاد مشکلی درست کنم
شاهزاده ی کوچیک
استاد وانگ برادر گوا
من همینطور چندتا مبارز دیگه رو هم دعوت کردم
امروز سوءتفاهمی پیش اومد
بعدش که اونا اسم استادو فهمیدن
خواستن مستقیما از شما معذرت خواهی کنن
جرات قبول کردن ندارم
ایشون مرد هزار دست پنگ لین خو,رئیس خو هستن
من بی ادب بودم ببخشید
ایشون گین سنگ جاوید,لیانگ زی ونگ,ارشد لیانگ هستن
اسم ارشد وانگو خیلی وقته که شنیدم
اون روز تو جاده,من اشتباه کردم لطفا منو ببخشید
ایشون سایه ی دست بزرگ شی یو,لینگ جی شانگ رن هستن
راهب شانگ رن از ملاقاتتون خوش بختم-
ایشون خو تانگ خای هستن آقای خو
شاهزاده ی کوچیک
شما استاد وانگ چو یی رو دعوت کردید من ساکت موندم
اما چرا این پسره ی فاسد گوا جینگ هم اینجا اومده؟
چی شده؟
مشکل اقای خو با برادر گوا چیه؟
شاهزاده ی کوچیک نمی دونن
این بچه ی فاسد همون کسی بود که نقشه ی بزرگ شاهزاده ی ششمو در مغولستان خراب کرد
پسره ی فاسد
چهار شبح رودخانه ی زرد نتونستن مراقبت باشن
که تونستی فرار کنی
دنیا کوچیکه
به این زودی نمی تونی فرار کنی
دوباره دیدمت
این بار دیگه نمی تونی در بری
این پسره ی فاسد
شاگرد هفت عجیب جیانگ ننه
حالا هم با فرقه ی چوئن جنه
به نظر پشت هفت عجیب جیانگ نن حمایت چوئن جن قرار داره
جای تعجب نیست که خود سره
مضخرف نگو
مشخصه که شماها افرادی بودین که چهار شبح رود خانه ی زردو فرستادین تا منو بگیرن
معلومه که دارین,مضخرف می گین
تو
شما پادشاه اژدها,ارشد شا هستین؟
از اونجایی که منو میشنی زیاد حرف نمی زنم.
وانگ چویی
زودباش این بچه رو تحویل بده
می دونی که من آدم تند مزاجیم نذار عصبانی بشم
تو به چه علت می خوای برای وارث دنیای هنرهای رزمی مشکل درست کنی؟
ارشد شا لطفا آروم باشید
استاد وانگ مهمان من هستن
من فکر می کنم که یه سوءتفاهمی اینجا به وجود اومده بهتره بشینیم و صحبت کنیم
بفرمایید
امروز خونه ی من خیلی شلوغه
زودباشید شراب بیارید
می خوام شما رو به شراب دعوت کنم
صبر کنید
قبل از نوشیدن شراب باید یه چیزی رو خیلی روشن بپرسم
شاهزاده ی کوچیک
امروز شما منو دعوت کردید واقعا چرا؟
وقتی که من استاد دعوت کردم بهتون گفتم
پدرم مبارزان بزرگی رو به خونه دعوت کرده
امیدوارم شما هم
برای پشتیبانی از جین به ما بپیوندین
من فقط یه آدم سرخودم می ترسم شاهزاده ی ششمو نا امید کنم
استاد وانگ شما خیلی متواضع هستید
هنوز نفهمیدم که شاهزاده ی ششم واقعا چی می خوان که
نیازه این مبارزان بهش کمک کنن
استاد وانگ,حرفاشونو باور نکنین
برای جین کار نکنین
تو هیچ حقی نداری که دخالت کنی
استاد وانگ
اینا امروز اینجا جمع شدن که به طرف جین برن
و قطعا شوروش کنن
نذارید اساتید دیگه بهشون ملحق بشن
شاهزاده ی کوچیک ما رو به عنوان مهمان دعوت کرده
برادر کوچیک شما باید مودب باشه و به مردم حرف بد نزنه
اینجا عمارت شاهزادست جایی نیست که شما هرکاری کنین
برادر گوا هم مهمان منه نذارید ما دشمن بشیم
استاد وانگ
این یه فرصت عالی برای شماست نا توجه پدرمو به دست بیارید
تضمین می کنم که آینده ی شما محدود نخواهد بود
می خوای برای جین کار کنم؟
جرات زیاده
انتظارشو نداشته باش
که ما بتونیم تو یه خط با هم باشیم
گوا جینگ
ما می ریم باشه-
صبر کنید
این بچه نباید بره امروز باید بکشمش
ارشد شا
چرا با این بچه مشکل دارین؟
وانگ چو یی
تو بی سوادی؟
در حال حاضر نسبت به شاهزاده گناه کاری
اما هنوزم دخالت و از این بچه ی فاسد محافظت می کنی
به نظر می خوای که ما با هم دشمن باشیم
چطور می تونیم ولت کنیم؟
من مسئولیتشو قبول می کنم برای استاد وانگ مشکلی درست نکنین
چرا اینقدر اصرار داری که از این بچه محافظت کنی؟
چون من آوردمش اینجا
پس باید حودمم برش گردونم
همه ی ما با دعوت شاهزاده ی ششم اینجاییم
اگه امروز حریف این پسر کوچیک نشیم
چطور می تونیم سرمونو بالا بیاریم و
چطور می تونیم شاهزاده ی ششمو ملاقات کنیم
امروز من اینجام
انتظار نداشته باشید که بتونید به گوا جینگ دست بزنید
صبر کنید
شاهزاده ی کوچیک
شانگ رن
استاد وانگ و برادر گوا مهمان من هستن
لطفا به من گوش کنین و بذارید اونا برن
ممنون
دوباره می بینمتون
استاد
شانگ رن
صبر کن
وانین کانگ تو قولتو شکستی
بذارید برن می ریم-
شاهزاده ی کوچیک
همینجوری میذارید برن؟
تقسیم بشید
تو با من بیا
تقسیم بشید تقسیم بشید
استاد وانگ,چی شده؟
به وسیله ی مشت سمی شانگ رن صدمه دیدم
وانین کانگ تسلیم نمی شه
به افرادش گفته که دنبالمون بگردن
نمی تونیم به مسافرخونه ی قدیمی برگردیم
باید به مسافرخونه ی تازه پیدا کنیم باشه-
استاد وانگ بذارین شما رو ببرم
استاد وانگ,چطورید؟
گوا جینگ,اضافه کردن آبو قطع نکن
سریع
استاد
آب سیاه شده
کونگفوی شانگ رن بسیار سمیه
حالا من
فقط می تونم از نیروی درونیم برای حذف کردن سم استفاده کنم
شاهزاده ی کوچیک هنوز پیداشون نکردین؟
وانگ چویی تو مسافر خونه ی قدیمی نبود
واتگ چویی با مشت سمی صدمه دیده و نمی تونه فرار کنه
افراد بیشتری رو بفرستین دنبالش
باید هردوتاشونو پیدا کنین
من مشت های سمی زیادی دیدم
اما مشت لینگ جی شانگ رن سمی ترینه
درسته زندگیم دیگه در خطر نیست
اما سم هنوز تو خونمه
No comments yet. Be the first to leave one.