Sandokan

Sandokan

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Sandokan S01E07 WEB-DL
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی قسمت هفتم سریال سندوکان شاهزاده دزدان دریایی

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-12-25
ډاونلوډونه: 107
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زیرنویس shine021

لندن 1828

سندوکان شاهزاده دزدان دریایی

این پدرت بود که جون پدرمو گرفت.

دیگه نباید نگران چیزی باشی، بانو.

دیگه تمومه. هیچ‌وقت دیگه اون دزد دریایی رو نمی‌بینی.

و به زودی تو بغل پدرت در امان خواهی بود.

چند وقته که برای پدرم کار می‌کنی؟

از وقتی اونقدر بزرگ شدم که به عنوان یه پیشخدمت جوون، واکس بزنم چکمه‌هاشو.

تا حالا تو این جنگل باهاش بودی؟

تا حالا به قبیله‌های 'دایاک' برخوردی؟

منظورم ۳۰ سال پیشه...

سی سال پیش اینجا هیچ پاسگاه انگلیسی وجود نداشت.

اینجا همه‌ش قلمرو سلطان بود.

انگلیسیا دختر رو گرفتن.

ولی دیگه نباید از اونا بترسیم.

به زودی افراد سلطان می‌رسن.

اونا همینجان.

اونا پدر مادراشونو کشتن!

بهت هشدار داده بودم...

زن سفیدپوستش دشمنو به خونمون راه داد!

از کجا معلوم این نقشه از اول مال خودت نبوده؟

اگه من خائن بودم، برمی‌گشتم بهتون خبر بدم؟

الان میرسن. باید همین الان بریم.

زن‌ها، پیرمردا و بچه‌ها رو یه جایی قایم می‌کنیم که فکرشم نکنن.

دهکده 'کایان'. اونجا قایم میشیم.

بعد از اینکه قبیله رفت دهکده 'کایان'، جلوشونو می‌گیریم.

من از تو دستور نمی‌گیرم!

'ساندوکان'!

'ماریان'؟

چی شده؟

اون انتخاب خودشو کرد و منم انتخاب خودمو.

من این درخت نخل سوخته رو قبلا دیدم.

یه لحظه وایسا، بذار یه نگاهی بندازم.

ما گم شدیم. فقط قبول کن.

انگار داری این کارو عمداً می‌کنی...

اگه می‌خوای بدونی از اینکه 'ساندوکان' رو ول کردیم و رفتیم خوشحالم یا نه،

جوابش اینه که نه، نیستم.

'ساندوکان' کسیه که

تصمیم گرفت پیش قبیله بمونه و افراد خودشو ول کنه.

- ولی من... - اگه می‌خوای برگردی، برو.

ما داریم میریم 'جاکارتا'.

باید نزدیک معدن‌ها باشیم.

شاید سرنوشت یه دستی به ما داده.

می‌خوای تو معدن‌ها یه قایق بدزدی؟

تو ایده بهتری داری؟

شب بهمون کمک می‌کنه.

بزن بریم!

- اونجا! - رد پا...

...بیا دنبالشون کنیم. از اون طرف!

به جلو!

هیچ‌کس اینجا نیست.

این یه تله‌ست! فرار!

'لانگ'! الان!

حالا باید چیکار کنیم؟

اون بلا رو سر قبیله آورد.

'لانگ'!

حالا بذارید تاوان اشتباهاتشو پس بده.

این کارو نکنید! وایسید!

این 'دایاک' نیست، یه دزد دریاییه.

بریم!

یکی داره میاد.

ما افراد سلطان رو شکست دادیم.

'ساندوکان' کجاست؟

تو جنگ کشته شد.

همه‌ش تقصیر منه.

من اونو آوردم اینجا.

بیا تو.

می‌خواستم مطمئن شم هرچی لازم داری رو داری.

ممنون، من...

باورم نمیشه واقعاً اینجام.

قول میدم، هستی.

شاید یکم برندی کمکم کنه به خودم بیام.

بعد از این همه ماجرا،

اگه کل بطری رو هم سر بکشی، حق داری.

معلومه وقت گذروندن با دزدای دریایی روت تاثیر گذاشته.

اوه!

بهتر یا بدتر؟

تو اون جنگل چی گذشت؟

چی میخوای بدونی؟

چرا 'ساندوکان' تو رو برد اونجا، پیش آدم‌خورا؟

- چون خودش یکیشونه. - 'ساندوکان'؟

یه 'دایاک'؟

واسه همینه اون همه سوال از 'موری' می‌پرسیدی؟

'ساندوکان' بهم گفت...

پدرم هم قبیله‌شو کشته، هم پدر مادرشو.

بیست و پنج سال پیش،

وقتی که فرمانده یه گردان از سربازای انگلیسی بود.

از 'موری' شنیدی که اون موقع هیچ انگلیسی‌ای تو 'بورنئو' نبود.

چرا باید یه همچین حرفی بهم بزنه؟

چرا باید بهم دروغ بگه؟

خب...

فقط خودت می‌تونی جواب این سوالو بدونی.

چیزی که من می‌دونم اینه که...

من توسط یه دزد دریایی گروگان گرفته شدم.

ولی...

تو اون جنگل، پیش قبیله 'دایاک'...

اون... اون یه آدم دیگه شده بود.

شاید واقعاً فکر می‌کنه

که پدرت پدر مادرشو قتل عام کرده.

یا شایدم بهش انداختن که اینطوری فکر کنه.

یه جوری مغزشو شستشو دادن.

خب، این چیزی از این حقیقت کم نمی‌کنه که الان دیگه فقط یه دزد دریایی نیست.

اون از سلطان بدش میاد، از انگلیسیا بدش میاد، از تو هم بدش میاد.

حالا استراحت کن.

اگه خواستی، یه سری لباس تمیز اونجاست.

یه روزی همه‌ اینا واست میشه یه خواب بد.

جیمز...

ممنونم.

ببندینش!

لعنتی!

کافیه.

کار کنید. گفتم بسه! دیگه نخونید!

خفه شید! کار کنید.

نشونه بگیر!

آتش!

پدرسگا! پدرسگا!

آدمکشا! جنایتکارا!

اونا چی؟

کاری از دستمون برنمیاد.

الان یا هیچوقت.

حرکت کنید!

اگه باد موافق باشه، تا چند روز دیگه 'جاکارتا'ایم.

ما هممون سرنوشت خودمونو انتخاب می‌کنیم.

مثل 'ساندوکان'.

و اون زن.

'سانی' هم همین کارو کرد.

درسته.

چی؟ هی، 'امیلیو'!

'امیلیو'!

'امیلیو'!

'ساندوکان' هنوز آزاده.

معلوم میشه 'ماریان' تحت تاثیر اون دزد دریایی قرار گرفته.

من یه زمانی زندونی فرانسویا بودم.

اونا باهام بد تا نکردن.

حتی یکم از شرابشونم بهم دادن.

و نزدیک بود باور کنم که از آبجو بهتره.

ولی وقتی برگشتم خونه،

اولین کاری که کردم این بود که چند پینت 'استاوت' زدم.

هیچ جا خونه آدم نمیشه، کاپیتان.

'ماریان' فقط یکم زمان لازم داره...

تا دوباره به زندگی عادی برگرده.

کاپیتان.

انگار مخصوص خودت دوختنش.

مطمئن نیستم عمه‌م خوشش بیاد.

- حتماً مال دایه‌ته. - اون خوشحال میشه ببینتت تو این لباس.

ابریشم، طلا.

خیلی دوسش داری، نه؟

'هیتا' فقط دایه من نیست.

یعنی چی؟

تو این سفر، من همه چیمو به خاطر تو به خطر انداختم.

پولمو، آبرومو، زندگیمو.

واسه همینه که نمی‌خوام هیچ رازی بینمون باشه.

'هیتا' مادرمه.

تا حالا به هیچ‌کس نگفتم.

اگه کسی بفهمه، کارم تمومه.

چرا به من میگی؟

چون می‌خوام زندگیمو بسپرم دست تو.

جیمز، من...

منم می‌خوام باهات رو راست باشم.

وقتی تو جنگل بودم...

هر چی تو جنگل اتفاق افتاده، دیگه گذشته.

فقط آینده مهمه. و من می‌خوام با تو باشم.

لازم نیست الان جواب بدی. صبر می‌کنم.

- کجا در میری؟ - بیا اینجا!

'ساندوکان'...

شاه دزدای دریایی.

تو جنگل، نوکر وحشیا شده.

چی بهت دادن؟

گوشت میمون و آش نخل؟

یا یه دختر خوشگل بومی؟

شاید از جنده‌های 'سنگاپور' خسته شدی.

چقدر می‌گیری؟

طلا؟

زن؟

بخشش واسه خودت و قومت؟

هر چی بخوای بهت میدم.

تو هیچی نیستی...

جز یه نوکر کنسول انگلیس.

آخرین باری که یه دندون ببر این شکلی دیدم...

داشتین قوم منو قتل عام می‌کردین.

تو کی هستی؟

پسر ببر.

اونقدر شکنجه‌اش کنید تا جای قبیله‌های یاغی رو لو بده.

خدایا، 'جیمز'، پسر عزیزمو حفظ کن.

اوه، به من اهمیت ندین، فقط محو این مراسم کوچیکتون شده بودم.

لطفاً ادامه بدین.

دعا دسته‌جمعی قشنگتره.

من امروز صبح تو کلیسا برای 'ماریان' دعا کردم.

منم به اندازه تو نگران برگشتنش هستم... bete؟

اگه اشتباه نکنم، تو زبان هندی یعنی...

"پسر."

"پسر عزیزم."

درست متوجه شدی.

من بزرگش کردم، همونطوری که تو 'ماریان' رو بزرگ کردی.

جیمز.

خبردار!

سلام نظامی!

استراحت!

یه قرون هم نمی‌خوام.

More Farsi Persian subtitles for Sandokan

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left