لومړۍ 200 کرښې.
برگردان ســونــیــا بـارکـزهـی، مـهـدی تـرابـی
کانال تلگرام sonyabarakzai_sub@
کارولینا
کارولینا، عزیزم بیدار شو
عشقم، منم
کارول، کارول، چیزی نیست
عزیزم چیزی نیست
عزیزم
کابوس دیدی، چیزی نیست
منم، عزیزم
سعی کن بخوابی هنوز شبه
چیزی نیست، چیزی نیست
چیزی نیست
صبح بخیر عزیزم
صبح بخیر
حتما تمام شب نذاشتم بخوابی
خوب خوابیدم
حالت بهتر شد؟
همش به اون زنه فکر میکنم
اگه راست بگه چی؟
اگه توی کشتی یه قتل دیگه اتفاق بی افته چی؟
اره، قتل و روح
فرناندو، تو صاحب این کشتی هستی لطفا این قضیه رو جدی بگیر
هیچ شاهد و سرنخی وجود نداره اون زنه راست میگه
عزیزم، این چند روز خیلی سخت گذشته
چرا این قضیه رو فراموش نمیکنیم و از ماه عسل مون لذت نمی بریم؟
ببین چی اوردم
عجب جشنی بشه
زنم لیاقت بهترینا رو داره
داری میری؟ - اره -
باید کاپیتان رو متقاعد کنم سرعت رو بیشتر کنه.
کلی کار داریم، وقتی واسه تلف کردن نداریم
بعدا می بینمت
از طرف مرگ
هیچکس حرفشو باور نکرد
هیچکس بهش اعتماد نکرد
فقط ما
واسه همینه که جون سالم بدر بردیم
از کجا باید میدونست که کشتی قراره منفجر بشه؟
چون اون قدرت داره
هیچکس همچین قدرتی نداره، خانم
داری چرت و پرت میگی
کاساندرا داره
اون اتفاق ها رو قبل از اینکه اتفاق بی افته می بینه
اگه اون نبود، همه مون می مردیم
دوست دارم کاساندرا رو ببینم
همه دارن راجع بهش حرف میزنن
اره
اگه راجع به روح حرف بزنی اون موقع مردم هم راجع بهت حرف میزنن
وقتی گفت یه زن مرده، مو به تنم سیخ شد
نگو که حرفشو باور کردی
نه، معلومه که نکردم
نمیخواستی ببینیش؟
اونجاست
خیلی عادی بنظر می رسه
خب اصلا عادی نیست
خدا کنه اینور اونور راه نیوفته چرت و پرت بگه
اوضاع به اندازه کافی سخت هست
فرناندو کجاست؟ فکر میکردم قراره بیاد پیشمون
کارولینا
با تو ام
فرناندو کجاست؟
فرناندو
فرناندو رفت کاپیتان رو ببینه با هم ملاقات داشتن
گفت از طرفش ازتون معذرت خواهی کنم
میرم ببینم حال عمو چه طوره، میای؟
نه
صبح بخیر
صبح بخیر
تو برو، من باید وسایلمو تو کابین مرتب کنم
زندگی عالیه تازه عروس
بعضیا اینجورین
اشکالی نداره تنهات بذارم؟
معلومه که نداره عزیزم
به این چیزا عادت دارم
نه، مرسی
خانم، بیاتریس
حالت خوبه؟
اوه، کارولینا
چیه؟
چی شده؟ - اوه، چیزی نیست -
اعصابم یکم بهم ریخته چون
چون چیزایی راجع به زندگیم گفتم
که کمتر کسی میدونه
میدونم
چه جور چیزایی؟
اگه میتونی بگو
چیزایی راجع به زندگیم
مسائل پیش پا
افتاده ای که فراموش کردم
اونا رو توی کارتش دید، اعصابمو بهم ریخت
اره
انگار می تونست داستان زندگیم رو از توی اون عکسا بخونه
حتما فکر میکنی دیوونه شدم که همچین چرت پرتایی رو باور کردم
نه، اصلا
نه روز دیگه باید توی ریو باشیم
دو روز از برنامه عقبه
تاخیر داریم کاپیتان باید یه جوری وقتشو جبران کنیم
مگه نه شرکت ورشکسته میشه
ریسک بزرگیه
موتور نمیتونه واسه مدت طولانی همچین گرمایی رو تحمل کنه
کاپیتان ریسک نیست
تمام فرصت های خوب مون به این بستگی داره
با تمام توان میریم جلو
مرسی کاپیتان
مرسی که همکاری کردی
نیکلاس
هر دو ساعت یه بار برو موتور خونه و وضعیت موتور هارو بهم گزارش کن
و اون دختره سوفیا رو
ولش کن
واسه زندانی کردنش به اندازه کافی دلیل نداریم
هعی چی شده؟
از طرف زنمه
توی برزیله
زنده اس
منتظر منه
خبر غیر منتظره ای بود
خوش حالی؟
معلومه که خوش حالم زندس
کاش همچین پیامی بدست من می رسید
تا می تونستم زنم رو حتی واسه یه ثانیه هم که شده ببینم
نگرانی
به خاطر اواست
نمیدونم چی کار کنم
باهاش رو راست باش
همیشه بهترین کار همینه
بیا، بریم
کی رسیده؟
دیشب
قسم میخورم نمیدونستم زندس
باید حرفمو باور کنی
باور میکنم
اخرین باری که ازش خبر بدستم رسید، توی زندان کمپ بود
دنبالش گشتم
چند ماه دنبالش گشتم
مطمئن بودم که مرده
اوا
اتفاقی که بین مون افتاد جدی بود
نمیخوام از دستت بدم
جوابشو دادی؟
هنوز نه
واسه اولین بار توی زندگیم
گیج شدم، نمیدونم چی کار باید بکنم
اول باید جوابشو بدی
بعدش؟
هنوزم دوسش داری؟
اون زنمه
خودتم داری میگی، اون زنته نیکلاس
اتفاقی که بینمون افتاد فقط واسه چند روز بود
اخر عاقبتی نداشت
اوا، اینجوری نگو
بیشتر از چند روزه
اون زندس، خبر خوبیه
فکر کردن دیگه بسه
اوا
شیش، هفت، بچرخ
قدم بذار، شیش، هفت، زانو
زانو، سه، افرین
یک، دو، سه
دوست داری بیای کلاس؟ ادامه بدین، شیش، هفت
دوست داری برقصی؟ - دو، سه، شیش، هفت -
دو، سه، افرین، شیش، هفت
همه می شناسنت و میدونن چی کار میتونی بکنی
اره میدونم
حالت خوبه؟ - اره، خوبم -
!کارولینا
میتونی بری، مرسی اریک
چه طوری؟ - خوبم
میخواستم برم سالن ناهار خوری تا بقیه رو ببینم
میخوای باهام بیای؟
اره
حالت خوبه؟ - اره -
فقط یکمی خستم
مطمئنی؟
فقط همین؟
می ترسم
وقتی گفتی توی کشتی روحه
خب، راستش
حرفت رو باور نکردم
ولی، امروز صبح اتفاق عجیبی افتاد
خیلی عجیب بود، نمی تونم توضیح بدم
حتی به خواهرم نگفتم
چی شده؟
کارولینا
میتونی بهم اعتماد کنی
واقعا
خب
خب
..توی حموم کابینم بودم که همم
وقتی اومدم بیرون، دیدم یه دفعه
تمام لباس هام روی زمین افتاده
در کمد باز بود
در کمد که خود به خود باز نمیشه
به کس دیگه ای گفتی؟
نه، نه
نمیخوام کسی رو نگران کنم
نه فرناندو رو، نه اوا رو
کارولینا
خیلی ادم مهربونی هستی
سعی میکنی از کسایی که واست مهمن مراقبت کنی
No comments yet. Be the first to leave one.