Mo

Mo

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Mo S01E07 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Mo S01E07 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Mo S01E07 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
Mo 2022 S01E07 720p/1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-KHN
Mo S01E07 720p WEB H264-KOGi
Mo S01E07 1080p WEB H264-PECULATE
Mo S01E07 WEBRip x264-ION10
Mo S01E07 WEBRip x265-ION265
Mo S01E07 1080p WEBRip x265-RARBG
Mo S01E07 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► هومن صمدی و مرتضی لک‌زایی ◄ T.me/RaylanGivensSubs

تګونه

other
په خپور شو: 2022-09-05
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 175 کرښې.

:نکته « با رنگ سبز مشخص شده‌اند عربی با رنگ نارنجی، و بخش‌های اسپانیایی بخش‌های »

« جنگ خلیج فارس، 1991 »

« احــمــدی، کــویــت »

!سمیر، توپ رو بگیر

!ضربۀ آزاد

عجله داریم، اون‌وقت تو داری این بازی گند رو می‌کنی؟

گندیده صورت توئه

حمودی، به حرف خواهرت برو، وقت تلف نکن. بذار حواس‌شون جمع باشه

بابا، «واکمن»‌م رو هنوز درست نکردی؟

نه هنوز. برو به مامان‌ت کمک کن

نترس

مامان‌جان، این پس‌اندازمونه. اگه عراقی‌ها پیداش کنن، می‌گیرن‌ش

ایست، ایست، ایست

« ایست بازرسی عراق »

یالا، همه از اتوبوس پیاده شید وْ باروْبنه‌تون رو هم همراه‌تون بیارید. سریع. یالا

نادیا، نزنی زیر گریه ها، مامان‌جان. گیرمون می‌ندازی

سمیر، دنبال نادیا برو، مامان‌جان. من یه نقشه‌ای دارم

حمودی

حمودی، مامان‌جان، مواظب سمیر باش. باشه؟

آها - باشه؟ برو -

برو، حبیبی. خدافظ

نمی‌تونم بذارم وقتی پول توی ساک‌هامونه، بگردن‌شون

خدایا، گره توی این کار ننداز و ساده‌ش کن

و در پیش روی آنان سدّی قرار دادیم، و در پشت سرشان» «سدّی؛ و چشمان‌شان را پوشانده‌ایم، لذا نمی‌بینند

باید خراج بدید. قانونه

اگه قبل از این‌که خودتون پیش‌قدم بشید پول پیدا کنیم، کُل‌ش رو مصادره می‌کنیم

سوار اتوبوس شید

یالا. سریع

یه دقیقه وایسا ببینم. ندیدم تو از اتوبوس پیاده شی

من رو خر فرض کردی؟ می‌شنوی یا نه؟

جسارتاً، خواهش می‌کنم. ما مفلس‌ایم

...عیب نداره، بگیریدشون

مایکل‌آنجلو رو بگیرید

همه می‌دونن اون بهترینه. محض رضای خدا

هی، چی‌کار داری می‌کنی؟

یابو برت داشته، هان؟ اشک زن‌ها وْ بچه‌ها رو درمیاری؟

این‌ها همه‌شون گشته شدن. ببین چه کثیف‌کاری‌ای کردن

چرا هنوز وایسادی این‌جا؟ فوراً از اتوبوس پیاده شو

نترس، حبیبی. نترس. «لاک‌پشت‌های نینجا» دوست داری، درسته؟

با خودت ببر وْ کِیف کن. فلسطینی‌اید، درسته؟

بله، فلسطینی - بین خانواده‌اید -

خدا خیرتون بده

خدا حفظ‌تون کنه. الهی که سلامت برسید

!دست‌تون درد نکنه - خدا یارتون. راه بیفت -

حمودی، از کجا یاد گرفتی اون‌جوری اشک بریزی؟

پس به‌نظرت «واکمن» رو چجوری گرفتم؟

ناقلا

یکی بردار

یکی بردار

هی. هنوز که من رو مقصر می‌دونی. بگیر. بگیر

چند کیلو از اون مرغه مونده؟ - پنج کیلو -

ببخشید این‌قدر دیر کردم. از دیدن همه‌تون خوش‌حال‌ام. بیاید تو

تو... ضدّاسید که نداری، داری؟

نه. یه‌خرده عسل خام وْ چای دارم

اوه، یه بلور هم دارم که ممکنه جواب بده. فقط بذارش روی قفسۀ سینه‌ت

کجا متولد شُدید، خانم نجار؟ - آ... من فلسطین متولد شدم -

و، و بعد، بعد از قضیۀ صهیونیست‌ها، نقل‌مکان کردیم به کویت، من وْ شوهرم

و بعد، از کویت هم به ایالات متحده - می‌دونید چیه؟ -

نباید روی جایگاه شهود این‌قدر سراسیمه بشید. کُلی سؤال حواله‌تون می‌کنن

باید آروم، خونسرد و متمرکز بمونید. فهمیدید؟ - من کلافسیمه نیستم، لیزی عزیز -

فقط سعی دارم سناریویی که نوشتی رو واوبه‌واو به یاد بیارم

مامان، اون کارتِ‌نکات‌هایی که برات درست کردم رو یادته؟

نه، مو، بسه، دیگه تحمل‌ش رو ندارم

این داره من رو یاد تمام سختی‌هایی که کشیدیم می‌ندازه

نیروهای دفاعی اسرائیل مجبورمون می‌کنن از «حیفا» بریم بورین»، کویت رو بعد از «جنگ خلیج فارس» ترک می‌کنیم»

،عراقی‌ها درِ جلویی رو می‌شکنن، کویتی‌ها درِ کناری رو می‌شکنن

و آخرش آمریکایی‌ها درِ پشتی رو می‌شکنن

و از اون‌طرف، مجبورم تماشا کنم شوهرم به‌خاطر اتهامات دروغین زندانی می‌شه و بابت‌ش شکنجۀ جسمی می‌شه

گوش کن، لیزی

من خیلی چیزها دیده‌ام

اما هیچی بدتر از تمرین این سناریوی احمقانۀ تو نیست

عیب نداره، مامان، عیب نداره

...خانم نجار

همون‌جوری

منهای اون بخشی که من سناریوتون رو نوشته‌ام

همون‌جوری

همین؟

مورد دیگه‌ای نیست، مامان؟

نه، حبیبی - مطمئن؟ -

همه‌چی رو گفتم

خیلی‌خب، کاغذبازی‌ها در شرایط خوبی قرار داره

تو وْ سمیر روی شهادت‌تون مسلط شُدید

این آخرین امر کاری‌مون بود، و گُل کاشتیم

به‌امیدخدا، تا چند روز دیگه، همه‌تون پناهنده می‌شید

ان‌شاءالله .اوه، خدا - ایول -

یارو تا دو ساعت دیگه می‌خوادش، اگه مشکلی نیست؟ رواله

« ...به حبیبی: ببین باز شکاف کون کیه »

رامون، اگه یه بار دیگه اون شکاف کون رو ببینم، روغن‌موتور می‌ریزم توش

« دادگـــاه مـــهـــاجـــرت »

مواظب این باش، برمی‌گردم دنبال‌ش

یالا، مامان. یالا - آره -

ممنون

روال‌ایم

سلام، می‌خواستم اتاق دادگاهِ امروزِ موکلین‌م رو تأیید کنم

...-نجار. ن-ـَ - وایسا، وایسا، وایسا، یواش‌تر -

...ن

...ـَ - صبر کن -

رایانه باز قفل کرد

اوه. باشه

بیا، مامان‌جان. «پپتو بیزمول» دارم. بذار یه‌خرده به‌ت بدم - بسه .مامان، «پپتو بیزمول» خوردم دیگه -

از فشار عصبیه. به‌ش می‌گن اضطراب جدایی - چرا؟ -

همون چیزهایی که با اون دختره داره از سر می‌گذرونه. ماریا

اون به‌ش اسهال داد

،اگه به حرف من بری، مامان‌جان، و ببینی که فیضه، و چیز مثبتیه

دست یه دختر خوب رو می‌ذارم توی دست‌ت، مامان‌جان

مامان، نمی‌شه که رابطه‌م رو خراب کنی و بعد برام دلالگی کنی، باشه؟

من خراب‌ش کردم؟

با دادن چطوری، پسرم؟ چطوری، مامان‌جان؟ دست‌بندم به‌ش و مهربونی و لطف‌کردن؟

راست‌ش رو می‌خوای؟ تو اصلاً به‌ش فرصت ندادی

اتاق 107

‏‏‏107. مطمئن‌اید؟

همین رو گفتم

باشه. ممنون

خیلی‌خب، یالا. از این‌طرف

از این‌طرف

خیلی نازن

خیلی شیطون‌ان - معلومه -

به‌خصوص کوچیکه

دوری از «نیجریه» سخته؟

من توی «هیوستن»ام. جایی که زندگی می‌کنم «نیجریۀ کوچک»ـه

اوه، جداً؟ با چی اومدید این‌جا؟

«با «مِی‌فلاور

من هم با «کریستوفر کلمبوس» اومدم

دنبال ادویه‌جات بودم. توی «باهاما» گم شدم

...اوه

روم سیاه

سمیر، مامان‌جان - بله؟ -

من واقعاً با ماریا خیلی بد بودم؟

نه

فقط خیلی خیلی گستاخ بودی

نه، نه. من فقط می‌خواستم حمودی با دختر مناسبی ازدواج کنه. همین

!اوه، خدا

روبه‌راه‌ای اون‌تو؟

آره، روال‌ام

هی، مامان؟ - هوم -

چرا هیچ‌وقت از من راجع به ازدواج‌کردن نمی‌پرسی؟

منظورت چیه؟

من پسر بزرگ‌ت‌ام، اون‌وقت هیچ‌وقت از من نمی‌پرسی

چون من یه چیزی‌م هست؟ - نه، نه، نه، نه، نه، نه. نه. نه، نه -

هیچ‌وقت از این فکرها نکن

تو هیچی‌ت نیست، مامان‌جان ماشاءالله

حالا، به‌م بگو - هان -

بگو - هان -

آره؟

چیه؟ - توی زن آینده‌ت دنبال چی می‌گردی؟ -

من یه دختر یمنی می‌خوام

می‌خوام روز دامادی‌م خنجر ببندم

خنجر، خنجر مثل دشنه؟ - آره، خنجر -

...لذت ببرید

!لذت ببرید وْ درد

هی، دادا - من اسپانیایی بلد نیستم -

نه، انگلیسی بلدم. از اون‌ها باز هم اون پشت داری؟

همون موقع

همون موقع چی، پسر؟ همون موقع پول‌م رو خورد. یه دلار گذاشتم توش وْ پرید

خرابه

اگه می‌دونستی خرابه پس چرا گذاشتی امتحان‌ش کنم؟

خب، صفحه‌ش باید بزنه که دستگاه کار نمی‌کنه، ولی، صفحه‌ش کار نمی‌کنه

چه می‌شه کرد؟

چه می‌شه کرد؟ کاری که باید بکنی اینه که خودت یه اعلامیه درست کنی و بزنی روـش

این کار رو می‌شه کرد

بله، قربان

من توی «ماتریکس»ِ وامونده‌ام

این‌جائی که. داشتم دنبال‌ت می‌گشتم - آره -

آ... عین عن شدی

احساسات‌ت رو بریز روی داریه. آب داری؟ - نه، همین الآن توقیف‌ش کردن -

ولدِزنا

‫مریض‌ای؟ چون من نباید مریض بشم، دارم می‌رم «نیواورلینز»...

‫خدایا، نترس. خوب‌ام

‫- از اعصابه؟ چی... ‫- آره، از اعصابه

‫خیلی‌خب. باشه، باشه، باشه. مشکلی پیش نمیاد

‫- تُف ‫- چی گفت الآن؟

‫برای یه زن مکزیکی یه مترجم فرانسوی گذاشتن

‫پرونده‌ش شیش ماه به تأخیر افتاده

‫تُف توش

‫- خب، باید بریم ‫- آره، بیا گورمون رو از این‌جا گم کنیم

More Farsi Persian subtitles for Mo

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left