لومړۍ 200 کرښې.
این خوراک واقعاً داره بهم میچسبه الان
آره، چون داری به عنوان غذا ازش استفاده میکنی
نه به عنوان یه مکانیسم تجدید قوا
ببین، دوباره اون ماشینه اینجاست
!لعنتی یعنی داری بهم میگی
قراره آمریکاییهای نفرتانگیز تو این پیاده روی باشن؟
چون این آخرین چیزیه که میخوام ببینم
هی، بچه ها یه لحظه صبر کنین
فرانک، چرا این همه چیز با خودت آوردی؟
داریم میریم پیادهروی روزانه - ...نه، فقط میخوام مطمئن شم -
چارلی بفهمه که هنوز به درد میخورم
برای وقتی که اون و شلی نیاز به چیزی برای خوردن و نوشیدن داشتن
توی اون قمقمه شاشیدی؟
نه، توی اون قمقمه شربت ریختم
توی اون یکی شاشیدم برای وقتی که اوضاع خراب شد
ایناهاش
!چارلی - سلام -
سلام، رفیق
چارلی - اوه، سلام -
میبینم که همتون گول خوردین
کدوم گول؟ ازمون خواستی بیایم پیادهروی
با پدرت و ما گفتیم "باشه"؟
قدیمیترین حقهست
اینکه از کسی بخوای کاری کنه؟
دقیقاً
و بعد اونا انجامش بدن؟
دقیقاً بله - یه لحظه صبر کن -
شلی کجاست؟ گفتی باهامون میاد
آره، شلی باهامون میاد
اون میاد پیادهروی درست تا بالای کوه
فقط مسئله اینه که اون نمیتونه راه بره
پس ما باید حملش کنیم
چی؟
توهین نباشه، چارلی ولی شلی خیلی چاقه
توهین نبود، دنیس چون اون واقعاً خیلی چاقه
اما ناراحت نمیشه از این حرفمون چون اون مُردـه
چی؟ راجب چه کوفتی داری حرف میزنی؟
دارم راجب شلی کِلی ..حرف میزنم، پدرم
اون مُردـه
!لعنتی
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
:تــرجــمــه ..TAra..
این دیوونگیـه - نه، اونقدرم دیوونگی نیست، مک -
باشه؟ ببین، این یه روش سنتی خاکسپاری خانوادهی کِلیهاست
فقط این مرد رو تا بالای کوه حمل میکنیم
و بعد از کنار پرتش میکنیم پایین
من این کارو نمیکنم
آره، میدونی چیه منم این کارو نمیکنم
اما نه واسه اینکه فکر کنم کار فوقالعاده ای نیست
فکر میکنم واقعاً فوق العادهست
فقط یکم نگران کمرم هستم
کمرت؟ - تو همیشه میگفتی کمرت -
تناسبات مرد ویترویوسیرو داره
و بنیاد ساختار گوهر وجودیته
آره، چرا باید گند بزنم به گوهر وجودیم، مک؟
من این کارو نمیکنم
ببینین، بچه ها مردهای خانوادهی من هزاران ساله
دارن اینکارو انجام میدن و این واقعاً برام مهمـه
که این سُنترو ادامه بدیم، باشه؟
متنفرم که اینو دارم میگم اما مورد اورژانسیـه
پس همینجوری میگم
رفاقت از جک و جندهها مهمتره
حق با اونه
آره، گیرمون انداخت - خدای من، آره -
رفاقت از جک و جندهها مهمتره، بچه ها
اینجا کاربرد نداره رفاقت از جک و جندهها مهمتره؟
چه ربطی به این قضیه داره؟
یه اصطلاح کُلیـه، دی
باشه، بیاین یه تیکه از
کیسه رو بگیریم و کارو یه سره کنیم
این قراره خیلی گند باشه ...اما بیاین، فقط
رفاقت از جک و جندهها مهمتره ...رفاقت از
رفاقت از جک و جندهها مهمتره زود باشین
جک و جندهها هم همینطور
باید یه راه بهتری باشه
سورتمهای گاریای چیزی نیست؟
نه، اونا اجداد منو نمیکشیدن بالای تپه
با گاری نمیبردنشون حملشون میکردن
بچهها، راستشو بگم
دارم یکم نگران کمرم میشم
میتونم یه چیزی پیشنهاد بدم؟
اگه جسد رو بسوزونیم و خاکسترشو ببریم بالای تپه چی؟
نه، نه - من میتونم متبرکش کنم -
کسی قرار نیست آتیشش بزنه یا کار دیگه ای روی بابام انجام بده
آره، ما برای چارلی اینجاییم
چارلی، گرسنهای؟ خوراکی میخوای؟
تخم مرغ دارم یا یکم آجیل میخوای؟
یا شراب گازدار چطور؟
من شراب گازدار میخوام - رفاقت از جک و جندهها مهمتره، دی -
فرانک، میتونم یه شراب سفید گازدار داشته باشم؟
نه، نه،اونا مال چارلیـه
چارلی، دستور بده بهم شراب سفید گازدار بده، لطفا
خیلی خوب، لطفاً یه شراب گازدار بده به مک، فرانک
چارلی برای منم دستور بده
خب، رفاقت از جک و جندهها مهمتره
و همه ی رفقا شراب گازدار نگرفتن
به دنیس شراب گازدار بده، چارلی - راستش من نمیخوام -
بچه ها، میتونم یه پیشنهاد دیگه بدم؟
...اگه چیز بهم فرصت بدین حرفمو بزنم
اگه جسد رو تیکه تیکه کنیم چی؟ - بیخیال -
و تیکه هاش رو حمل کنیم یا یه جوری ذوبش کنیم
مثل کاری که با اون یارو دکترِ دی کردی؟ - چی؟ -
فرانک، خفه شو مَرد - چرا؟ مگه بهش نگفتی؟ -
چی رو نگفته؟ - خب، اون دکتره سر و کله اش پیدا شد -
اومد قلعه و تو اونجا نبودی
پس دنیس روغن داغ ریخت روش
...چارلی، مطمئنی نمیخوای که - چیه؟ -
!خفه شو! بیخیال
بیخیال - میشه لطفاً بابامو نندازین؟ -
راجب چی حرف میزنه، دنیس؟
نگرانش نباش، دی بیخیال
اونقدرم داغ نبود
از سوراخ قتل استفاده کردی؟
دی، از دست من عصبانی نشو، باشه؟
یارو اومد اونجا و تو نبودی
چیکار باید میکردم؟
نمیدونم، شاید نباید میسوزوندیش - بیخیال -
تو نبودی که ازش لذت ببری پس من ازش لذت بردم
با درخواست قلعه
هنوز داری با قلعه حرف میزنی؟
فکر میکردم به خاطر کروناست
دی، بیخیالش شو بیخیالش شو
!خدای من، باورم نمیشه من از اینجا میرم
صبر کن، صبر کن تو نمیتونی بری
تو با نفرین احمقانهی بنشیـت بابامو کشتی
چیه احمقانهام؟ - واسه همین مُرد -
همهی کِلیها قبل از مرگ یه بنشی دیدن
بابای من تورو دید پس تو باید اینجا باشی
!چارلی، بنشیها واقعی نیستن
اینه؟ همینجوریه؟ - آره، میتونه همین باشه -
خیلی خب !میدونی چیه؟ باشه
برو، ما بهت نیازی نداریم ...احتمالاً از بالا
مینداختیمت پایین به هرحال - من بهش فکر کردم -
تو هم بهش فکر کردی؟ - آره، منم -
منم داشتم بهش فکر میکردم
باید جوانب احتیاط رو در نظر بگیری نمیدونی که
باید مطمئن بشی - اگه جادوگر باشه چی؟ -
فرانک، تو حالت خوبه؟
من خوبم...آره - هواتو دارم، پلهست -
دیدمش
بریم
اینجا پیچ داره - آره -
دوست ندارم اینو اعتراف کنم
ولی بدون دی خیلی سنگین تره
چقدر وزن داشت تحمل میکرد؟ - نمیدونم -
به خاطر ستون فقرات هیولاییشه
انحراف ستون فقراتش باعث شده به یه چوب فسیلی سخت تبدیل شه
برعکس کمر من که تقریباً همش ماهیچهست
حالت خوبه؟ - خوبی؟ -
آره، خوبم، خوبم
پات به چی گیر کرد؟
نمیدونم، یه چیزی روی زمین بود
بذار برگردم بگیرمش، باشه؟
یه لحظه صبر کن بچه ها توجه کردین
وقتی دنیس جسد رو ول کرد سنگینتر نشد؟
یه جورایی سبکترم شد
به طور قابل توجهی سبکتر
...عجیبـه
خب، نمیدونم چطور همچین چیزی ممکنه اتفاق بیفته
چی همچین چیزی رو توجیه میکنه؟
ممکنه نفرین بنشی باشه؟
..میتونه ربطی داشته باشه - حملش نمیکردی؟ -
...حملش نمیکر چی داری میگی مرد؟
حملش نمیکردم؟ چرا داشتم حملش میکردم
چرا سبک تر شد؟ - خدای من -
انگار داشت اون پشت پاشو میکشید زمین
آویزون شده بودی بهش؟ - ...اون حتما -
پاش پیچ خورد، تعادلشو از دست داد
واسه این افتاد - داشتی سواری میگرفتی؟ -
حتی کیسهرو نگرفته بودی - نه، بیخیال رفیق -
صبر کنین، وقت تمومه وقت تمومه بچه ها
میشه لطفا پرت کردن بابام عادتـتون نشه؟
اگه کلافه شدین فقط بذارینش زمین، باشه؟
ببخشید، من وقتی کلافه میشم پرت میکنم
خب، گوش کنین، گوش کنین بچهها آره، باشه
آره من یکم آویزون کیسه شده بودم
فقط بعضی اوقات اونم یه کوچولو، باشه؟
میخواستم فشار از روی ستون فقرات !ویترویوسیم برداشته شه، متاسفم
بهتون گفتم این چیزیـه که بابتش نگرانم
بچهها، ما مشکلات بزرگتری از این داریم
چطوری میخوایم اینو ببریم بالای اون تپه؟
...خیلی خب - اوه، سربالاییـه -
پدرمون درمیاد ولی مجبوریم حملش کنیم
خب، یه لحظه صبر کن، چارلی بیا راجبـش فکر کنیم
با اینکه دنیس از بابای مردهـت سواری بگیرهرو تایید نمیکنم
ولی فکر میکنم باید راجب این فکر کنیم
از دید مهندسی
حالا به عنوان یه مرد هلندی ...فکر کنم
به این قضیه به چشم آسیاب بادی یا سد آب نگاه کنم
خوبه، آسیاب بادی چطوری میخواد کمکمون کنه؟
اونقدر هلندی نبودم که بدونم
خب، اگه یه آسیاب بادی گنده داشتیم
میتونستیم فوتش کنیم بالای تپه
آسیاب بادی بزرگ
میتونست فوتش کنه بالا، خوبه
توی کیفت آسیاب بادی بزرگ داری؟
یه لحظه صبر کنین
بذارین یه پیشنهاد دیگه بدم
اگه از قسمت سربالایی تپه بکشونیمش بالا چی؟
آره، صبر کن، صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.