لومړۍ 30 کرښې.
بيش از حد نوشيدن من
مسئله بزرگي است، اما من خوبم
با سلام، تو به دوستاي خودت بگو
وقتي اونا رو ديدي
اما من اميدوارم كه هرگز دوباره اونا رو نبيني
من ميدونم كه قلبت شكسته
تو قلبت در ماشين من شكست و به يه شهره ديگه نقل مكان كردي
و چهار سال، بدون تماس
و حالا نگاه زيباي تو در باره يك هتل
ميتونه به توقف قلبــــــ
نه، ميتونه به توقف قلبـــــ
من مثل يه بچه مات موندم و نميتونم جلو بيام
مثله اينكه تو در مريخ اومده باشي
که من می دونم تو نمی توني هزینه
قلب شكسته خودت رو
با خيانتي كه من بهت كردم جبران كنم
ميدونم ك من قلبت رو به سرقت بردم
اون روز در اتاقي در بولدر
ما نميتونيم بدون هم پير بشيم
ما نميتونيم بدون هم پير بشيم
ما نميتونيم بدون هم پير بشيم
تونبايد اون روزه خوبي كه همديگرو ملاقات كرديم از ياد ميبردي
ميدونم من اون روز رو فراموش كردم، من يه دیووونه ام
اقامت در اتاق 182 و بازي پلك نزدن
ما با ضرب و شتم در توسان مرگ رو تجربه كرديم
من ميدونم ك قلب تو شكسته
در ماشين من قلبت شكست و به يه شهره ديگه نقل مكان كردي
و چهار سال، هیچ تماسي نداشتيم
و حالا من تو رو در باره زيباي يك هتل ميبينم
قلبم داره مي ايستـــــه
No comments yet. Be the first to leave one.