MacGyver

MacGyver

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

MACGyver (2016) - 04x12 - Loyalty Family Rogue Hellfire TBS English
د لخوا تبصره M_I_S

تګونه

other
په خپور شو: 2020-05-06
ډاونلوډونه: 14
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

آنچه در مک گایور گذشت...

من فقط میخوام فضایی که مک و دزی لیاقتشو دارن بشون بدم.

این اونچیزیه به خودت میگی؟

وادارم نکن بزبون بیارم

من خاله گوین هستم.

فایل 47 یه طرح فرضی هستش

که اگر عملی بشه دنیارو به اشوب میکشه

این کلید بازگشت اولیه است.

تونمیتونی همه رو نجات بدی.

وفتی که در باره پیوستن به کدکس

اون دروغو بت خوروندم با اشتیاق پذیرفتی.

البته, تو داشتی دروغ میگفتی.

حتما.

روزقشنگیه, مگه نه؟

گوین.

اره, من همیشه بعد از یه پیاده روی خوب در دامان طبیعت . گشنم میشه

نظرت چیه؟

یه صبونه کوچلو با خاله گوین عزیز و همیشه حاضر

به نطر نمیاد که انتخابی داشته باشم.

یالا, بچه جون. 27.5

لوکاس تیل در مکگایور 27.6

با هنرمندی هنری ایان کیوسیک

M_I_S این قسمت وفاداری + خانواده +رند + آتش جهنم -

تو زود اومدی

یا باید بگم دیر؟

تو میدونی که متخصصینمون شبانه روز مشغولن.

تو واقعا باید بری خونه و کمی بخوابی.

درمورد انگس نگرانم.

فکر میکنم ممکنه تحت نفوذ کدکس قرار بگیره.

رو چه حسابی اینو میگی؟

چیزی هست که تو میدونی و من بیخبرم؟

نه این فقط احساسمه

باشه,خوب, از انجاییکه ما احساستمونو درمیون میذاریم,

منم در مورد تو نگرانم.

راس, به من گوش بده.

اشتباه نکن افکار اوهامیتو برا ی تمرکز با اراده

تو فوقالعاده ای, اما دیوانه نشو.

من اشتباهات زیادی مرتکب شدم.

باید اعتراف کنم بیشترش در مورد کدکسه.

من فقط نمیخوام که مک رو هم ازدست بدم,

خوب, این وزنه سنگینیه که فقط یه نفر از ما بتونه از پسش بربیاد.

وفتشه که قدم بعدیو برداریم.

چی تو ذهنت داری؟

بذار نشونت بدم

جوری غذا میخوری انگار اخرین وعده غذایته

مم.

تعارف نکن

ذغال اخته همیشه مورد علاقت بوده.

اینو ازکجا میدونستی؟

میدونی, یادمه

اولین تلسکوپتو بت دادم.

تو معمولا با نفس نفس کردن تمام راهو تا سقف میرفتی

تا یه دید خوبی داشته باشی.

درست مثل من.

اون تلسکوپی که تو میگی

پدرم بم داده بودش.

واقعا؟

پدرت ویژگیهای قابل تحسین زیادی داشت ولی...

صداقت جزوشون نبود.

وقتی مادرم مرد...

همه گفتن او ...

به من نگاهی انداخته, پس

او تلسکوپ, در ذهن من,

میذاره که من...

یه جورای اونو بیاد بیارم

اره

من قول دادم که مواظبت باشم.

به خاطر او.

گرچه...

درحقیقت من بنوعی بدترین فرشته نگهبان جهانم

میدونی, وقتی بدنیا اومدی,

مثه یه بیگانه کوچلو مچاله شده به نظر میرسیدی

بشدت زشت. اما من یه نگاهی بت انداختم

و قلبم...

فقط باز شد.

یه پاسخ بیولوژیکی بود. خوب, دقیقا.

کلید زنده ماندن گونه ما,

اما احساسات...

این این احساس...

تعجب اوربود.

چرا من اینجام؟

کدکس بشدت به افرادی مثه تو نیاز داره.

چی, مهارتهای مهندسیم منو ارزشدار میکنه؟

اره. و باضافه اینکه, تو تنها خانواده ای هستی که برام مونده.

درسته من وتو

با همدیگه... دوباره دنیارو.

بسازیم

درست مثله مادرت که خواسته بود

تمسک به مادر مرده ام منو برای یه نقشه ای

که میلیاردها نفرو میکشه فروشیم نمیکنه

این نقشه... نقشه او... رستگاری جهانه.

خوب, ببین, اگر واقعا میخوای منو تو کار داشته باشی,

شاید وقتشه که منو درجریان بذاری.

تلاش خوبی بود.

میدونی,یکی از بهترین مامورمو دراختیار دارین... اسکارلت

خواهرش الا نگارانشه.

او تنها خانواده الاست که مونده

او حالش خوبه.

برعکس تو, ما دوست نداریم به ادمهای بیگناه اسیب بزنیم.

اره, پدرت

بت تلقین کرده که باور کنی داری برای

افراد خوبی داری کار میکنی.

همیشه داشتن مبانی اخلاقی بالا,

اما...

اما این سرطان نبود که مادرتو گرفت.

این کار دولت بود.

مثه سیا که سعی کرد منو بکشه.

من متاسفم. من...

تو حداقل باید مشکوک شده باشی من داشتم حقیقتو بت میگفتم.

شاید

پس بالاخره تو میتونی ببینی مسیر دنیای رو که من میبینم.

وقت داره تمام میشه.

ما فقط روزهایی با یه شب بلند زمستانی فاصله داریم .

و من ترجیح میدم جا نمونی...

خوب, جا موندن در سرما.

این بستگی به تو داره که انتخاب کنی.

فینیکس یا کدکس.

به هرحال همه اینها قراره بزودی امتحان بشه.

کسی مک رو دیده؟

قبل از اینکه بیدار بشم رفته بود,

و... فرض کردم اینجا ست.

نه, وما تقریبا تمام شب اینجا بودیم.

هی

هی

چه اتفاقی برات افتاده؟

در دوی صبگاهی کدکس منو گرفت

چی؟ اره.

خالم بود چی؟

گوین فقط میخواست با هم صبونه بخوریم,

اما مثل یه شام اخر بود.

خوب چطوری گذاشت بری؟

او فقط اجازه داد برم.

که اینطور.

او گفت ما فقط روزهایی با یه شب بلند زمستانی فاصله داریم.

پس هر نقشه ای دارن ما زیاد وقت نداریم

رایلی, با محل جدید ستاد کدکس به کجا رسیدیم

شماره ایکه از تاجر بدست اوردیم

لینک میشه به یه مودم دایال آپ.

دارم از یه حمله بروت فورث روی شبکه

ایزوله رمزگذاریشون استفاده میکنم. قرار نیست سریع و تضمینی باشه

منم به اژانسهای اطلاعاتی رسیدم,

وچیزهای یکمی عجیب بدست اوردم.

خوب, این اخر دنیاست

اونها به چیزهایی رسیدن که میتونن لیست ارزوهارو حذف کنن.

نه یجورایی ترسناک , تو میترسی.

دانشمندان سطح بالا وپرسنل ارتش دارن فرار میکنن

یا-یا یه راست گم میشن.

پس, قراره عوامل کدکس به زمین بیان.

این تأیید یک حمله قریب الوقوعه.

من و تیلوربا جت میریم واشنگتن

وقتش گذشته تا زنگ خطر رو در بالاترین سطح به صدا در بیاریم.

نه

یعنی, توخودت گفتی به کسی نمیتونیم اعتماد کنیم.

یقینانه به کسایی که مادرمنو به قتل رسوندن

و کل تیمش.

اما مادرت براثر سرطان مرد

این چیزیه که سیا ساخته تا اینجور به نظر بیاد.

گوین کامل بم گفت.

انگس, گوین ترو تحت تاثیرخودش قرار داد.

ببین, اجازه دادن به سیا و یا هرکس دیگه ای به این معنیه

که افراد بیشتری طبق دستوراتشون بشون خدمت خواهند کرد

مک, بجاش چی کار میکنی؟

هنوز فکری براش ندارم

کدکس در لبه حمله به جهانه,

پس ما وقت نداریم بدون نقشه باشیم.

من ترتیبشو میدم باشه, مک,

من میفهمم توچه احساسی داری ,

اما ختم کلام.

من و تیلور از منابع قدرتمنتری کمک میگیریم,

در این میان شما 4تا از تمام منابع فینیکس

برای یافتن محل کدکس استفاده کنید

با اون مامورشون اسکارلت شروع کنید...

من اوردمش به اطاق بازجویی پس,...

هی

جریانه غیب شدنای دیروقتت چیه؟

تاحالا به گوشت خورده موقع رفتن یاداشت میزارن؟

متاسفم. خیلی ذهنم درگیره. بذار ببینم. پدرم مرده.

من یه مرد خوب اهل خانواده رو در نیروگاه کشتم.

و اوه, اره, حالا هم مادرم به قتل رسیده, پس این سرگرمیه .

به همین خاطر من اینجام... برای کمک بتو.

دزی, اگر یه فکری برای این جریان نکنیم هیچ اینده ای برای من وتو نیست.

ببین...

... الان چیزی که احتیاج داریم اینه که

تمرکزمون روی بحرف اوردن اسکارلت باشه.

هی اسکارلت .

ما واقعا میخوایم بت کمک کنیم برگردی پیش خواهرت,

اما باید بدونیم نقشه کدکس چیه.

کمکون کن اونارو متوقف کنیم,

و ما قدرتو داریم هرچی بخوای بت بدیم.

این راه اسونشه.

اوه, اگر اینارو باز کنید خوشحال میشم یه چیزهایی رو از راه سختش انجام بدم.

ببین, من ناگزیر باور دارم یه جای در اعماقت میدونی

کاری که کدس میخواد انجام بده اشتباست

کمکمون کن,

الا رو ازاد میکنیم. ما میتونیم شما دوتا رو بهم برسونیم.

خوب, ازاونجای که داریم راجع به خانواده حرف میزنیم ...

پس خانواده تو چی؟

خوب , انگس اینجاست, یه بچه تنها, اما...

بوزر نزدیکترین چیزی بوده که مجبور بودی بجای برادر داشته باشی

دزی یه برادر داره,

More Farsi Persian subtitles for MacGyver

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left