Peppermint Soda

Peppermint Soda (Diabolo menthe)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Peppermint Soda 1977 1080p BrRip 30nama 30NAMA fa
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-05-05
ډاونلوډونه: 14
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫این فیلم برنده جایزه لویی دلوک در سال ۱۹۷۷ شد‬

‫- تا دو روز دیگه آماده می‌شن. - ممنون.‬

‫باید برام بفرستیشون. یه شنای آخر؟‬

‫- میای، آن؟ - نه، حوصله ندارم.‬

‫زیاد طولش نده، فردریک. بابا منتظرمونه.‬

‫اون از دست اون عصبانی می‌شه، نه من.‬

‫شربت نعناع‬

‫خداحافظ. یادت نره نامه بنویسی.‬

‫بابا، چک مامان چی شد؟‬

‫نه توی تعطیلات.‬

‫بهش بگو، ماه دیگه.‬

‫یادت نره بنویسی.‬

‫خداحافظ.‬

‫سفر بخیر.‬

‫کجا بودی؟‬

‫توی اون یکی دستشویی. این یکی پر بود.‬

‫برای خواهرم،‬

‫که هنوز ژاکت نارنجی منو پس نداده...‬

‫اگه با مارتین و سیلوی نباشم درخواست می‌دم کلاسم رو عوض کنن.‬

‫اگه لیست‌ها بسته شده باشن نمی‌تونی عوض کنی.‬

‫خب، وقت رفتنه.‬

‫روز اول نباید دیر برسی.‬

‫تاثیر خوبی بذار.‬

‫سعی کن ردیف جلو بشینی.‬

‫آن! مارتین!‬

‫- اوضاع چطوره؟ - خوبه.‬

‫سلام.‬

‫- کجا بودی؟ - نورماندی.‬

‫- چطور بود؟ - عالی.‬

‫کچله رو نگاه!‬

‫کت جدید پوشیده.‬

‫هرچند هنوز هم کوتوله‌ست.‬

‫سلام!‬

‫- فرانسواز رو دیدی؟ - نه.‬

‫شانس آوردیم که توی یه کلاسیم.‬

‫می‌دونستم همین‌طور می‌شه.‬

‫چقدر برنزه شدی.‬

‫تعطیلات کجا رفتی؟‬

‫رفتم مسافرت.‬

‫- خوب بود؟ - آره، خیلی خوش گذشت.‬

‫بنازراف.‬

‫اون دیگه اینجا نیست. اسمش رو خط زدم.‬

‫هیچ‌کس هیچی به من نمی‌گه.‬

‫- خانم، دو تا از دستشویی‌ها گرفتگی دارن. - خب بازشون کن!‬

‫من... ندارم...‬

‫الان وقتش نیست. یه جوری ردیفش کن.‬

‫اون هر روز احمق‌تر می‌شه.‬

‫سلام.‬

‫- اتیکت اسمت رو دوختی. - معلومه که دوختم.‬

‫- و کلاس جدیدت. - دیگه برای خودم خانمی شدم!‬

‫موهای جدیدش رو دیدی! نباید کوتاهشون می‌کرد.‬

‫فعلاً «دمیل» رو اینجا گذاشتم.‬

‫بریم.‬

‫ساکت!‬

‫به صف بشید.‬

‫برین سر جاتون. یالا، عجله کنین.‬

‫موریس.‬

‫مارفوا.‬

‫مایر.‬

‫پیشون.‬

‫رانونت.‬

‫آن!‬

‫خوبی؟‬

‫دنبال من بیا.‬

‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

‫چرا با کلاس خودت نیستی؟‬

‫اسمم رو نخوندن.‬

‫«خانم اجازه.»‬

‫خانم اجازه.‬

‫- اسمت چیه؟ - مونیک مارتینز.‬

‫- «خانم اجازه!» - خانم اجازه.‬

‫- سال اولته؟ - بله خانم.‬

‫- اهل کجایی؟ - وهران.‬

‫وهران؟ کدوم گوریه؟‬

‫باید مدرسه خصوصی باشه.‬

‫با من بیا. کلاسی رو برات پیدا می‌کنیم.‬

‫عجله کن!‬

‫- کجا می‌ری؟ - دستشویی، خانم اجازه.‬

‫روز اول وقت تلف کردن نداریم.‬

‫چشم خانم.‬

‫- نشسته بمونید. همه چی مرتبه؟ - بله.‬

‫بیا اینجا ببینم.‬

‫امروز این رو با خودت ببر.‬

‫حتماً از یه مدرسه خصوصی اومده.‬

‫وهران یا یه همچین جایی.‬

‫در الجزایر؟ طفلکی!‬

‫برو یه جا برای نشستن پیدا کن کوچولو. نگران نباش، درستش می‌کنیم.‬

‫الجزایر! طفل معصوم.‬

‫بعداً می‌بینمت.‬

‫بشین!‬

‫توی راهروها ندوید!‬

‫اطلاعات زیر رو با حروف درشت یادداشت کنید:‬

‫نام خانوادگی،‬

‫نام،‬

‫آدرس،‬

‫شغل والدین.‬

‫با حروف درشت و خوانا،‬

‫نام خانوادگی، نام، آدرس و شغل والدینتون رو بنویسید.‬

‫اوه، و همچنین ذکر کنید که بیوه هستن یا طلاق گرفتن.‬

‫بیوه... یا مطلقه.‬

‫پاهاش رو نگاه!‬

‫ظاهراً پارسال یه قیچی به سمت کلاس پرت کرده.‬

‫اون هر سال دیوانه‌تر می‌شه.‬

‫می‌رم خواهرم رو ببینم.‬

‫سلام. این خواهرم آنه. دو سال از ما کوچک‌تره.‬

‫موریل جدیده.‬

‫- سلام.‬

‫حدس بزن جغرافی با کی داریم. پرونه.‬

‫پس موفق باشی!‬

‫- هنر با گرویر داری؟ - آره.‬

‫و ادبیات فرانسه با پتی‌بون.‬

‫بیچاره‌ها!‬

‫پسلیه؟‬

‫پلیه. حاضرم.‬

‫- پولو. - حاضرم.‬

‫- ریوال؟ - مادرم چی می‌گه؟‬

‫- باز هم هست؟ - بله.‬

‫- الان همه‌ش ریخت روی دستت. - لعنتی.‬

‫روبو؟‬

‫روبان هست، خانم اجازه.‬

‫- استایب؟ - حاضرم.‬

‫- وبر؟ - حاضرم.‬

‫خواهرى توی این مدرسه داری؟‬

‫بله خانم.‬

‫خدا به دادمون برسه!‬

‫فرم همیشگی رو پر کنید.‬

‫توی دفترهاتون، از بالا شروع کنید.‬

‫واضح بنویسید.‬

‫چهار تا خونه از حاشیه فاصله بذارید.‬

‫نام خانوادگی...‬

‫- فردریک! - چی؟‬

‫یه نامه برات روی میزه.‬

‫بسه دیگه. پسش بده.‬

‫تمومش کنین. کاری به کارش نداشته باشین.‬

‫ضدحال!‬

‫عجله کن!‬

‫شبیه شترمرغ شدی!‬

‫خیلی خب. برگرد سر جات.‬

‫وقتشه رژیم بگیری، تپلی!‬

‫نام یه سنگ سخت رو بهم بگو؟‬

‫برای سقف‌ها ازش استفاده می‌شه.‬

‫- بله؟ - سفال؟‬

‫سنگ لوح. و حالا یه سنگ نرم؟‬

‫هیچ‌وقت نمی‌فهمید. کائولنه. کائولن برای چی استفاده می‌شه؟‬

‫پودینگ سیاه.‬

‫نه!‬

‫تالک.‬

‫اینجا نمونه‌هایی از هر نوع سنگ هست.‬

‫دست به دست کنید.‬

‫نفر آخر لطفاً در پایان درس اون‌ها رو برای من بیاره.‬

‫داری چیکار می‌کنی؟‬

‫- خودشه؟ - آره.‬

‫چند سالشه؟‬

‫۱۶ سالشه.‬

‫بانمکه.‬

‫اون کیه؟‬

‫پدر و مادرم.‬

‫پدر و مادرم طلاق گرفتن.‬

‫- مامانت چیکار می‌کنه؟ - توی یه لباس‌فروشی کار می‌کنه.‬

‫تا حالا به فرار کردن فکر کردی؟‬

‫- کجا برم؟ - نمی‌دونم.‬

‫اونم خونه زندگی می‌کنه؟‬

‫نه، ولی مشکل این نیست.‬

‫نمی‌خوام فرار کنم. فقط می‌خوام ببینمش.‬

‫شاید کریسمس.‬

‫آن، تمومش کن!‬

‫مامانت واقعاً اون‌قدر سخت‌گیره؟‬

‫باید بهش بگم کجا می‌رم.‬

‫و باید تا نیمه‌شب خونه باشم.‬

‫پدر و مادر تو این‌طوری نیستن؟‬

‫مادرم پارسال فوت کرد.‬

‫خودکشی کرد.‬

‫خودکشی کرد؟‬

‫مریض بود، افسردگی شیدایی داشت.‬

‫من با بابام کنار میام. شاید دوباره ازدواج کنه.‬

‫نمی‌تونم تصور کنم مامانم دوباره ازدواج کنه.‬

‫نه که برام مهم باشه.‬

‫می‌شه بگم نامه‌هام رو برای تو بفرستن؟‬

‫تو با پسرهای زیادی می‌ری بیرون.‬

‫تا حالا با پسری خوابیدی؟‬

‫من با یه پسر خوابیدم.‬

‫راست می‌گم.‬

‫چی شد؟‬

‫هیچی. رفتم پیشش.‬

‫منظورم اینه که خونه پدر و مادرش.‬

‫رفتیم بالا توی اتاقش. اون دهنم رو بوسید.‬

‫- زبونش رو هم آورد جلو؟ - معلومه.‬

‫چقدر حال‌به‌هم‌زن!‬

‫راهش همینه.‬

‫بهم گفت لباس‌هام رو دربیارم.‬

‫و تو این کار رو کردی؟ جلوی اون؟‬

‫آره. بعد بهم گفت لخت روی تخت دراز بکشم.‬

‫باورت نمی‌کنم.‬

‫- قسم می‌خورم راسته. - بعدش چی؟‬

‫- منظورت چیه؟ - بعدش چی شد؟‬

‫هیچی. اون کنارم دراز کشید و یه کتاب کمیک خوند.‬

‫- همین؟ - آره.‬

‫- بریم یه قدمی بزنیم؟ - آره.‬

‫تا حالا به پسرهای توی ساحل دقت کردی؟‬

‫بعضی وقت‌ها یه جوری برآمدگی توی مایوشون دارن.‬

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left