لومړۍ 200 کرښې.
این فیلم برنده جایزه لویی دلوک در سال ۱۹۷۷ شد
- تا دو روز دیگه آماده میشن. - ممنون.
باید برام بفرستیشون. یه شنای آخر؟
- میای، آن؟ - نه، حوصله ندارم.
زیاد طولش نده، فردریک. بابا منتظرمونه.
اون از دست اون عصبانی میشه، نه من.
شربت نعناع
خداحافظ. یادت نره نامه بنویسی.
بابا، چک مامان چی شد؟
نه توی تعطیلات.
بهش بگو، ماه دیگه.
یادت نره بنویسی.
خداحافظ.
سفر بخیر.
کجا بودی؟
توی اون یکی دستشویی. این یکی پر بود.
برای خواهرم،
که هنوز ژاکت نارنجی منو پس نداده...
اگه با مارتین و سیلوی نباشم درخواست میدم کلاسم رو عوض کنن.
اگه لیستها بسته شده باشن نمیتونی عوض کنی.
خب، وقت رفتنه.
روز اول نباید دیر برسی.
تاثیر خوبی بذار.
سعی کن ردیف جلو بشینی.
آن! مارتین!
- اوضاع چطوره؟ - خوبه.
سلام.
- کجا بودی؟ - نورماندی.
- چطور بود؟ - عالی.
کچله رو نگاه!
کت جدید پوشیده.
هرچند هنوز هم کوتولهست.
سلام!
- فرانسواز رو دیدی؟ - نه.
شانس آوردیم که توی یه کلاسیم.
میدونستم همینطور میشه.
چقدر برنزه شدی.
تعطیلات کجا رفتی؟
رفتم مسافرت.
- خوب بود؟ - آره، خیلی خوش گذشت.
بنازراف.
اون دیگه اینجا نیست. اسمش رو خط زدم.
هیچکس هیچی به من نمیگه.
- خانم، دو تا از دستشوییها گرفتگی دارن. - خب بازشون کن!
من... ندارم...
الان وقتش نیست. یه جوری ردیفش کن.
اون هر روز احمقتر میشه.
سلام.
- اتیکت اسمت رو دوختی. - معلومه که دوختم.
- و کلاس جدیدت. - دیگه برای خودم خانمی شدم!
موهای جدیدش رو دیدی! نباید کوتاهشون میکرد.
فعلاً «دمیل» رو اینجا گذاشتم.
بریم.
ساکت!
به صف بشید.
برین سر جاتون. یالا، عجله کنین.
موریس.
مارفوا.
مایر.
پیشون.
رانونت.
آن!
خوبی؟
دنبال من بیا.
اینجا چیکار میکنی؟
چرا با کلاس خودت نیستی؟
اسمم رو نخوندن.
«خانم اجازه.»
خانم اجازه.
- اسمت چیه؟ - مونیک مارتینز.
- «خانم اجازه!» - خانم اجازه.
- سال اولته؟ - بله خانم.
- اهل کجایی؟ - وهران.
وهران؟ کدوم گوریه؟
باید مدرسه خصوصی باشه.
با من بیا. کلاسی رو برات پیدا میکنیم.
عجله کن!
- کجا میری؟ - دستشویی، خانم اجازه.
روز اول وقت تلف کردن نداریم.
چشم خانم.
- نشسته بمونید. همه چی مرتبه؟ - بله.
بیا اینجا ببینم.
امروز این رو با خودت ببر.
حتماً از یه مدرسه خصوصی اومده.
وهران یا یه همچین جایی.
در الجزایر؟ طفلکی!
برو یه جا برای نشستن پیدا کن کوچولو. نگران نباش، درستش میکنیم.
الجزایر! طفل معصوم.
بعداً میبینمت.
بشین!
توی راهروها ندوید!
اطلاعات زیر رو با حروف درشت یادداشت کنید:
نام خانوادگی،
نام،
آدرس،
شغل والدین.
با حروف درشت و خوانا،
نام خانوادگی، نام، آدرس و شغل والدینتون رو بنویسید.
اوه، و همچنین ذکر کنید که بیوه هستن یا طلاق گرفتن.
بیوه... یا مطلقه.
پاهاش رو نگاه!
ظاهراً پارسال یه قیچی به سمت کلاس پرت کرده.
اون هر سال دیوانهتر میشه.
میرم خواهرم رو ببینم.
سلام. این خواهرم آنه. دو سال از ما کوچکتره.
موریل جدیده.
- سلام.
حدس بزن جغرافی با کی داریم. پرونه.
پس موفق باشی!
- هنر با گرویر داری؟ - آره.
و ادبیات فرانسه با پتیبون.
بیچارهها!
پسلیه؟
پلیه. حاضرم.
- پولو. - حاضرم.
- ریوال؟ - مادرم چی میگه؟
- باز هم هست؟ - بله.
- الان همهش ریخت روی دستت. - لعنتی.
روبو؟
روبان هست، خانم اجازه.
- استایب؟ - حاضرم.
- وبر؟ - حاضرم.
خواهرى توی این مدرسه داری؟
بله خانم.
خدا به دادمون برسه!
فرم همیشگی رو پر کنید.
توی دفترهاتون، از بالا شروع کنید.
واضح بنویسید.
چهار تا خونه از حاشیه فاصله بذارید.
نام خانوادگی...
- فردریک! - چی؟
یه نامه برات روی میزه.
بسه دیگه. پسش بده.
تمومش کنین. کاری به کارش نداشته باشین.
ضدحال!
عجله کن!
شبیه شترمرغ شدی!
خیلی خب. برگرد سر جات.
وقتشه رژیم بگیری، تپلی!
نام یه سنگ سخت رو بهم بگو؟
برای سقفها ازش استفاده میشه.
- بله؟ - سفال؟
سنگ لوح. و حالا یه سنگ نرم؟
هیچوقت نمیفهمید. کائولنه. کائولن برای چی استفاده میشه؟
پودینگ سیاه.
نه!
تالک.
اینجا نمونههایی از هر نوع سنگ هست.
دست به دست کنید.
نفر آخر لطفاً در پایان درس اونها رو برای من بیاره.
داری چیکار میکنی؟
- خودشه؟ - آره.
چند سالشه؟
۱۶ سالشه.
بانمکه.
اون کیه؟
پدر و مادرم.
پدر و مادرم طلاق گرفتن.
- مامانت چیکار میکنه؟ - توی یه لباسفروشی کار میکنه.
تا حالا به فرار کردن فکر کردی؟
- کجا برم؟ - نمیدونم.
اونم خونه زندگی میکنه؟
نه، ولی مشکل این نیست.
نمیخوام فرار کنم. فقط میخوام ببینمش.
شاید کریسمس.
آن، تمومش کن!
مامانت واقعاً اونقدر سختگیره؟
باید بهش بگم کجا میرم.
و باید تا نیمهشب خونه باشم.
پدر و مادر تو اینطوری نیستن؟
مادرم پارسال فوت کرد.
خودکشی کرد.
خودکشی کرد؟
مریض بود، افسردگی شیدایی داشت.
من با بابام کنار میام. شاید دوباره ازدواج کنه.
نمیتونم تصور کنم مامانم دوباره ازدواج کنه.
نه که برام مهم باشه.
میشه بگم نامههام رو برای تو بفرستن؟
تو با پسرهای زیادی میری بیرون.
تا حالا با پسری خوابیدی؟
من با یه پسر خوابیدم.
راست میگم.
چی شد؟
هیچی. رفتم پیشش.
منظورم اینه که خونه پدر و مادرش.
رفتیم بالا توی اتاقش. اون دهنم رو بوسید.
- زبونش رو هم آورد جلو؟ - معلومه.
چقدر حالبههمزن!
راهش همینه.
بهم گفت لباسهام رو دربیارم.
و تو این کار رو کردی؟ جلوی اون؟
آره. بعد بهم گفت لخت روی تخت دراز بکشم.
باورت نمیکنم.
- قسم میخورم راسته. - بعدش چی؟
- منظورت چیه؟ - بعدش چی شد؟
هیچی. اون کنارم دراز کشید و یه کتاب کمیک خوند.
- همین؟ - آره.
- بریم یه قدمی بزنیم؟ - آره.
تا حالا به پسرهای توی ساحل دقت کردی؟
بعضی وقتها یه جوری برآمدگی توی مایوشون دارن.
No comments yet. Be the first to leave one.