لومړۍ 179 کرښې.
نمی تونی داشته باشیش، مال خودمه
کجایی؟
پیدات می کنم
گیر افتادی، می کشمت
ویلانل
هی
داشتی تماشا می کردی؟
چیه؟ می خوای بگم دستت درد نکنه؟
خدایا، می دونم کجا اند
یا بهتره بگم کجا می رن
خیلی وقت نداریم
کنستانتین گفت بلدی این و رمزگشایی کنی
موبایل هلنه
جدیدا موبایل مرده ها رو می دزدی؟
هنوز نمی دونن مرده. تنها شانسیه که می تونیم پیداشون کنیم
الان برای همین این جایی؟
خودت می دونی برای چی این جا ام
تو هم اندازه ی من می خوایش
چه بلایی سرش آوردی؟
چیه؟ می خوای ازم الهام بگیری؟
ویلانل
خدایی که آماتوری
اوه، شوخیت گرفته؟
ویلانل
یا خدا
ویلنل
خدایا داره میاد
بدو بدو. خدای من
جیززززز
می کشمتون عوضیا
ویلانل
ویلانل
آنتن نمی ده
شاید بتونیم به هم وصلشون کنیم. موبایلت کار می کنه؟
کمک می کنی یا نه؟
کلا درکی از قضیه نداری، نه؟
تو نمی خوای به زبون بیاریش. باشه. مهم نیست. خودم می گم
بهت نیاز دارم ویلانل
کل این راه و اومدم تا با تو باشم
و الان تو وسط این ...
معلوم نیست کجا هستم
تو عصبانی ای؟، من هم عصبانی ام
تو آسیب دیدی، من هم آسیب دیدم
چون زندگی همینه. حالا هم داریم زمانمون رو از دست می دیم
حالا هم باید دست از اخم کردن و گرفتن این قیافه به خودت برداری و باهاش همراه شی
نه.بس کن
اوه خد..خدا خدایا وایسا نکن نکن
شوخیت گرفته؟
هی
شما دو تا حالتون خوبه؟
همه چیز خوبه ممنون
فرودگاه هیثرو
خوش اومدی لودمیلا
لهجه ت فاجعه ست مثل یه خفاش مست می مونه
بریم. زود
یه کلبه ی اسکاتلندی
اوه آه
مری پاپینز
همچین طوفانی این اطراف سابقه نداشته
نمی تونستیم تو اون وضعیت تنهاتون بذاریم
-می تونستیم؟ -معلومه که نه عزیزم
احتمالا تا صبح آروم میشه
تا اون موقع به نظرم بهتره هم دیگه رو بشناسیم
گفتگو
باید باحال باشه
خب شما چطور با هم آشنا شدید؟ هممم
اوه اون من و پایید. شوهرم رو فراری داد
-کل زندگیم رو ازم گرفت -اون من و پایید
من و انداخت زندان، بعدش هم با رییسم ریخت رو هم
اوه نه
من خیلی زودباورم
اوه، شما دو تا چطور؟
خب، ام...
من خودم، ... من می گمش
مگ...ببخشید. مگی کلیه ش رو بهم داد
رفته بودم بیمارستان عیادت یه دوست
و دانی تخت کناری داشت دیالیز می شد
به نظرم بانمک بود
بهش می خورد یه کلیه یدک داشته باشه، شوخی می کنم
و شش ماه بعدش...
نشون بدیم؟...آره
بفرمایید. این هم از این
دوقلوهای کلیه ای
آااا
به هم متصل ایم، برای همیشه
-درسته عزیزم -آره همینه
خانه ی امن MI6
این جا قبلا توسط یه زن اتریشی اداره می شده
که وقتی بچه بوده تو پروژه ی جابجایی کودکان اومده به این جا
وقتی مرد، این جا رو با کل وسایل و همه چی
اهدا کرد به دولت بریتانیا، به عنوان یه جور تشکر از کشور
مطمئنم اگه می دید داری با ظرف و ظروفش بدرفتاری می کنی، زهره ترک می شد
می خوای بدونی چرا اومدم تو این کار؟
بگم نه نمی گی؟
چون به کاری که می کنیم باور دارم
و می دونم ممکنه باعث تعجبت بشه
ولی باعث افتخارمه که از کشورم محافظت کنم
خل البته، بخش های خوبش رو نه بدهاش
و کارای ناخوشایندی رو که باید انجام می دم
چون باور دارم برای کارای خوب بزرگترمون لازمه
ولی تو ...
به نظرم تو عاشق اون کارای ناخوشایندی. همین جوری دروغ می گی
و این دور و بر می چرخی و با تکون دادن سرت تایید می کنی
که یکی هزار مایل اون ور تر کشته بشه
حتی یه ذره هم از خودت شرمسار نیستی؟
دستگاه شنودات رو قطع کن
همه شون رو
همینا بودن
دوست دختر خوب جدیدت از هوم ملانی
در واقع یه مامور روسی اهل ولووستوکه
-یا خود خدا -از این کیس ها زیاد دیدم
کلی عکس های آلت براش فرستادی
اون هم خیلی سریع باهات اوکی شد، این طور فکر نمی کنی؟
شاید هم کسی با تکبر تو خیلی بهش توجه نکنه
احتمالا الان هم اون جاست، تنها، آزاده که کل کثافت کاری هات رو زیر و رو کنه
میشه قبل رفتنت چمدونام رو ...؟
-خب آماده ای -اوه نه نه نه نه نه نه می ترسم
همه چی خوبه. آروم باشه. ریلکس
باشه باشه باشه انجامش بده
ماه اومد
من عاشق این کارتم. به نظرم مرموزه
به بینش درونت اعتماد کن عزیزم
-الانه که برم بکشمشون -کمک خواستی هستم
می خواید فال تاروت شما رو هم بگیرم؟
باید امتحانش کنید. انگار روحتون رو باهاش می بینید
اوکی
عالیه
خب یه فال سه کارته ی ساده می گیرم
اولی نمایانگر گذشته ت هستش، دومی حالت،
و سومی آینده ت
من پیچیده ام
خیلی خب
برج. گذشته ی نا آروم و پرهرج و مرجی داشتی
ممکنه بدونی دلیلش چیه؟
بیا یه نگاهی به حالت بندازیم
مممم. عشاق
معمولا یکی شدن رو نشون میده. ولی الان برعکس اومده
پس بیانگره عکسشه
کشمکش حلل نشده ای تو رابطه ت وجود داره؟
آینده م رو بگو
خورشید
خورشید؟
این بهترین کارتیه که می تونه بیاد
خورشید باشکوه و مقدسه
هر مسیری رو که ازش عبور کنی، پر از نور آسمانی می شه
خورشید، خود زندگیه
خب، می دونی چیه. حالا آیبنده ی من
-رو خورشیدم سایه ننداز ایو -برو بریم
می تونم سه کارته ش رو هم برات انجام بدم
نمی خوامش. آینده رو بگو. آخریش
باشه
مرگ
خب. چی می خوای؟
24 ساعت
و یه تاکسی به همپستید
فقط چند تا کارته ایو
-چیزی به اسم تقدیر وجود نداره -جدا؟
پس این الان چیه؟
-امروز خیلی رو مخی -هر روز خیلی رو مخم
یکی از اعضاش تو بدن اون یکیه بعد هنوز جلو هم دستشویی نمی کنن
من جات بودم انقدر جدیش نمی گرفتم
هی، مشکلی ندارین از یه کیسه خواب مشترک استفاده کنید؟
چی کار می کنی؟
میای ون کمپ مسخره شون رو بدزدیم؟
آره
خب نزدیک ترین ایست کامیون زیاد ازمون دور نیست
شاید شارژر داشته باشن
باورم نمیشه گوشی هلن الان باید خاموش شه
اصلا تو این ایست کامیون ها چی دارن؟
کامیون
اوه
یه دونه بذار دهانم عزیزم
چرا که نه عشقم
اوه
قهوه ش بهت افتاد؟
-آره -کارما کارش و می کنه
ولی فراموش نکن من اونی بودم که به این جا رسوندمت
و می تونم باز برت گردونم به مکان قبل
مگه، مگه تو من و نمی خوای؟
No comments yet. Be the first to leave one.