Pomegranate Orchard

Pomegranate Orchard (Nar Bağı)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Pomegranate Orchard 2017 1080p FILMATIQUE WEB-DL AAC2 0 fa
د لخوا تبصره OldMan505
معرفی و زیرنویس فارسی فیلم‌های مهجور @oldman505

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-08-15
ډاونلوډونه: 0
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫O.

‫B.

‫J.

‫N.

‫L.

‫N.

‫گفتی از پشت‌بوم افتاده؟‬

‫بله آقای دکتر. پارسال.‬

‫ولی جدیداً بینایی‌ش ضعیف‌تر شده.‬

‫ربطی به اون داره؟‬

‫ممکنه.‬

‫ممکنه به سیستم عصبیش آسیب رسیده باشه.‬

‫شاید بچه‌ ترسی به دلش افتاده،‬

‫وقتی افتاده.‬

‫این‌جور چیزا پیش میاد‬

‫تو مسائل عصبی.‬

‫چی بگم؟‬

‫خب خیلی طولش دادی‬

‫تا بیاریش پیش دکتر.‬

‫باید زودتر می‌اومدی.‬

‫به محض اینکه فهمیدم آوردمش.‬

‫می‌دونین، تک‌فرزنده‌.‬

‫همه چیزِ منه.‬

‫تازگی‌ها خبری از باباش داری؟‬

‫می‌دونی که درمانش‬

‫خیلی گرونه.‬

‫بیا اینجا، پسرم.‬

‫بیا نزدیک‌تر.‬

‫آفرین.‬

‫بذار اینو روزی سه چهار ساعت ببنده.‬

‫چشم ضعیف‌تر تلاش می‌کنه‬

‫و یه ذره قوی‌تر می‌شه.‬

‫این کمک می‌کنه.‬

‫رنگا چی؟ می‌تونه تشخیص‌شون بده؟‬

‫نمی‌دونم.‬

‫این چیه‌؟‬

‫یه سیب.‬

‫نه، اسمشو نپرسیدم. ‫چه رنگیه؟‬

‫- سبز؟ ‫- درسته‌.‬

‫این یکی چی؟‬

‫زرد؟‬

‫این یکی؟‬

‫مشکی؟‬

‫دوباره نگاه کن پسرم.‬

‫با دقت.‬

‫خاکستری.‬

‫نه، مشکیه.‬

‫باغ انار‬

‫- قدمت روی چشم. ‫- حرفمو گوش کن.‬

‫علاقه‌ای ندارم. ‫وقتی میگم نه، یعنی نه.‬

‫- عمو شامل. ‫- من هر کسی نیستم.‬

‫می‌دونی چیا کشیدم؟‬

‫حالا می‌خوای تف کنی به کل زحماتم؟‬

‫باغم رو نابود کنی؟‬

‫برو بیرون!‬

‫فقط یه ذره روش فکر کن.‬

‫نذار بدهکار بشیم.‬

‫کی ازت خواست؟‬

‫تو بودی که نقشه‌ کارخونه رو کشیدی.‬

‫برو یه جای دیگه بسازش. ‫من نمی‌فروشم.‬

‫تا وقتی زنده‌ام و نفس می‌کشم، ‫دستت به این زمین نمی‌رسه.‬

‫- باشه. ‫- برو بیرون.‬

‫باشه. اطمینان دارم خیلی طول نمی‌کشه. ‫به‌زودی اون روز رو می‌بینیم.‬

‫چی شده؟ ‫چرا افتادین به جون هم؟‬

‫یه کم بهش عقل یاد بده.‬

‫تو چی می‌خوای؟ ‫تو هم اومدی باغ رو بخری؟‬

‫صبر کن، عمو شامل.‬

‫ازت چند تا نهال انار خواسته بودم.‬

‫اومدم ببرمشون.‬

‫مگه فقط منم که اینجا انار پرورش میدم؟‬

‫هرکی نهال می‌خواد میاد سراغ من.‬

‫عصبانی نشو.‬

‫دیگه پیش کی بریم؟‬

‫از اونا که نمی‌تونیم بریم درخواست کنیم.‬

‫بیا، ایناهاش.‬

‫ببرشون.‬

‫خیلی ممنونم. ‫خدا خیرت بده.‬

‫تو این آبادی هیچ باغی نیست ‫که اثری از باغ تو توش نباشه.‬

‫باشه، برام چاپلوسی نکن.‬

‫اون چیه روی چشمت؟‬

‫دستور دکتره.‬

‫انارا چه رنگین؟‬

‫باید مغزش رو نشون دکتر می‌دادی.‬

‫انار چه رنگیه.‬

‫سرخن. یا سبزن.‬

‫رنگای مختلف دارن.‬

‫یالله، بزن به چاک.‬

‫برو به حساب انارای گندیده برس.‬

‫دیشب یه خواب عجیبی دیدم.‬

‫خواب دیدم شاخه‌های درخت به پنجره‌ها می‌خوردن.‬

‫انارا به شیشه می‌خوردن و له می‌شدن.‬

‫آبشون مثل خون از روی شیشه جاری می‌شد.‬

‫به نظرت تعبیرش خوبه؟‬

‫ببین کی برگشته!‬

‫حتی فکرشم نکن.‬

‫می‌بینم مثل همیشه گرم تحویل می‌گیری.‬

‫سلام کردنم به همون گرمیِ خداحافظی کردنت بود.‬

‫لباسا رو گذاشتم روی تخت.‬

‫برو عوضشون کن.‬

‫تلویزیون ندارین؟‬

‫نه.‬

‫خرابه. گذاشتمش تو بالاخونه.‬

‫تلویزیون به چه دردم می‌خوره‬

‫تو این سن و سال؟‬

‫تنها چیزی که دارم همین درختاست.‬

‫سرما می‌خوری.‬

‫اینو بخور.‬

‫به اون زهرماری که بهش عادت داری شبیه نیست، ‫مگه نه؟‬

‫به این جور چیزا عادت نداری.‬

‫داروهای همیشگیت نیست.‬

‫اون عادتم رو ترک کردم.‬

‫خیلی وقت پیش.‬

‫باور نمی‌کنم.‬

‫چی شده بابا؟‬

‫چند سال غیبت می‌زنه.‬

‫حالا یهو،‬

‫نصفه‌شبی از هیچی پیدات می‌شه،‬

‫بعد از من می‌پرسی «بابا چی شده؟»‬

‫این همه مدت کجا بودی؟‬

‫اصلاً یه لحظه به فکر خانواده‌ت بودی؟‬

‫مادرت که خدا بیامرز شد به کنار.‬

‫زن جوونت رو‬

‫۱۲ سال تنها گذاشتی، ‫با یه بچه.‬

‫نه خبری، نه سرزدنی.‬

‫هیچ‌چی.‬

‫می‌دونم بابا.‬

‫همه‌ اینا رو درک می‌کنم.‬

‫ولی جویای حال همه‌تون بودم.‬

‫کاریش نمی‌شد کرد.‬

‫- سرنوشت. ‫- تو رو خدا بس کن.‬

‫هیچی نگو.‬

‫تقدیرم همین بوده.‬

‫خداروشکر،‬

‫الان دیگه همه‌چی روبه‌راهه.‬

‫الان پول هم دارم.‬

‫گونی طلا که این اطراف نمی‌بینم.‬

‫انگار فقط همین لباسای تنته.‬

‫دیگه گونی‌های طلا شکل قدیم نیستن.‬

‫تو روسیه اوضاعم خوب بوده.‬

‫همه منو می‌شناسن.‬

‫همون‌طور که خدا بیامرز مادرم می‌گفت،‬

‫سرآمد بقیه بودم.‬

‫مردم رو بیدار نکن.‬

‫امشب تو اتاق مادرت بخواب.‬

‫صبح،‬

‫برو سر مزار مادرت.‬

‫تو خودت اونو دق دادی.‬

‫تو رو خدا اینجوری نگو بابا.‬

‫یکم رحم داشته باش.‬

‫تو لایق هیچ رحمی نیستی.‬

‫صبح بخیر.‬

‫صبح بخیر عزیزم.‬

‫سرما خوردی؟‬

‫تمام شب داشتی سرفه می‌کردی.‬

‫خوابت تعبیر شد.‬

‫این باباته.‬

‫برو بهش سلام کن.‬

‫آفرین.‬

‫واقعاً بزرگ شده.‬

‫چشمش چی شده؟‬

‫از پشت‌بوم افتاده.‬

‫بعد از اون چشمش ضعیف‌تر شد.‬

‫دکتر گفته باید اینو ببنده.‬

‫وقتی افتاد تو کجا بودی؟‬

‫نشنیدی؟‬

‫دیشب،‬

‫نزدیک بود آب خونه رو ببره.‬

‫یعنی چی؟‬

‫متوجه نشدی؟‬

‫از بالاخونه آب می‌چکید.‬

‫تمام شب.‬

‫شاید باید سقف رو تعمیر کنیم.‬

‫تو چی میگی؟‬

‫جلال،‬

‫می‌بینی چه باغ قشنگی داریم؟‬

‫ببین از اینجا چقدر قشنگه.‬

‫اون رو بذار زمین.‬

‫بیا یه نگاهی بنداز.‬

‫می‌بینی چقدر قشنگه؟‬

‫چشم‌بندت رو دربیار.‬

‫بابات دیگه برگشته.‬

‫از این به بعد،‬

‫همه‌تون با هم زندگی می‌کنین.‬

‫من نمی‌خوام اون با ما زندگی کنه.‬

‫اینجوری نگو پسرم.‬

‫اون باباته.‬

‫من پیر شدم.‬

‫چیزی از عمرم نمونده.‬

‫یکی باید مراقبتون باشه.‬

‫جلال.‬

‫جلال.‬

‫خب، اینم جای من.‬

‫انگار جایی برای من نیست.‬

‫اصلاً چرا به جا نیاز داری؟‬

‫مگه قراره اینجا تو خونه بمیری؟‬

‫تو یه قبرستون روسی چالت می‌ککنن‬

‫و تمام.‬

‫می‌دونم.‬

‫من هیچ وقت هیچ جایی تو این خونه نداشتم.‬

‫تو فقط به فکر رفتگان بودی.‬

Pomegranate Orchard subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left