The Honor List

The Honor List

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Honor List 2018 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 43 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-20
ډاونلوډونه: 19
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫پایپر، بذار هانر رانندگی کنه

‫اینجا بپیچ! ‫همین‌جا بپیچ!

‫حرف نزن! ‫نمی‌تونم تمرکز کنم!

‫وای خدای من! ‫ما قراره بمیریم!

‫ما قرار نیست... ما فقط 10 مایل سرعت داریم ‫آروم باش!

‫آروم باشم؟ بعد از اینکه همه‌مون بمیریم ‫دیگه چه اهمیتی داره؟

‫جیغ نزن! ‫فقط بزن کنار

‫پایپر، فقط بزن کنار

‫پایپر!

‫حسابی گند زدیم ‫غروب آفتاب رو از دست دایدم

‫ایزابل، همش تقصیر توئه

‫چی؟ ‫من؟

‫ممکن بود بمیریم

‫ما چطوری برمیگردیم خونه؟

‫ما به پائین اون تپه نمیریم

‫مسافرت مفتی! ‫مسافرت مفتی؟!

‫تو میخوای ما آخرش ...

‫کنار جاده بمیریم و تکه تکه بشیم؟

‫چون این بلائیه که سر مسافران مفتی میاد

‫اوه، آروم باش... اینجا بیرون لس آنجلسه ‫نه تیروانا

‫من پول میدم تا صورت تو رو روی ‫یک کارت شیر ببینم

‫جای سوفی استیونز خالیه

‫من یه کاری باهات میکنم ... ‫اوه، فقط تلاش کن!

‫میدونستم که باید توی خونه بمونیم

‫و خاطرات خون آشام ببینیم

‫خون آشام ها خیلی کسل کننده هستن

‫اوه، خواهش میکنم ‫اون موقع که تیم ادواردز بودی یادم میاد

‫و حتی سعی نکن ‫چون اون عکس ها رو دارم

‫ولی تو بهم گفتی فقط میخوای از اونا ‫برای دفتر خاطرات خودت استفاده کنی

‫200 و شاید 300 سال پیش ...

‫تمام این منطقه از آب پر شده بود

‫مشکل این شماره چیه؟ ‫سرطان و سوراخ ها؟

‫اوه ...

‫من گفتم میتونی بیای تو؟

‫ما داریم صبحانه میخوریم ‫یه کمی میخوای؟

‫با اون دو نفر بخورم؟

‫نه، ممنون

‫مامان و بابا به نظر میاد ‫دارن باهم کنار میان

‫مثل ایالات متحده و چین؟

‫ایزابل ...

‫همه چی درست میشه

‫تو با 10 مایل فاصله در دانشگاه زندگی میکنی

‫و هیچ وقت اینجا نیستی ‫پس تو چی میدونی؟

‫من داشتم در مورد امروز حرف میزدم

‫ممکنه خیلی بیرحمانه به نظر بیاد ‫وقتی کسی با این استعداد

‫زیبایی و هوش... مثل هانر ‫از ما گرفته شده

‫مرد... اون همشو داشت

‫اون منتظر بورسیه تحصیلی بود

‫سال آینده در مدرسه رقص سلطنتی در لندن

‫اما هانر میدونست که آینده تضمین نشده

‫به خاطر مشکل قلبی که داشت

‫هانر هر روزش رو به صورت کامل زندگی میکرد

‫پس امروز ‫به من ملحق بشید در به خاطر سپردن

‫بانوی جوان شگفت انگیزی ‫که هانر لیانگ بود

‫بیائید دعا کنیم

‫خداوندا... ما برای کسانی که ‫سوگواری میکنن دعا میکنیم

‫والدین و بچه ها ‫دوستان و همسایه ها

‫تو پایپر رو دیدی؟

‫نه ‫اون ها رو آرام کن ...

‫در اندوه خودشان

‫آنها رو از عذاب نا امیدی و گناه رهایی بخش

‫کنارشون باش

‫از ناجی ظهور کرده ما ‫عیسی مسیح... ارباب ما ...

‫آمین

‫اگر هانر یک باکره مرده باشه چی؟

‫میدونی، هیچ وقت در مورد این فکر نکردم

‫فکر میکنی باکره بود؟

‫نمیدونم

‫ممنون

‫تو سال اول در کلاس تاریخ بودی

‫سوفی، درسته؟

‫من آرون هستم

‫تو اپلیکیشن ارزش صبر رو ‫اختراع کردی، درسته؟

‫هممم

‫خوب... چی... اون ...

‫اون یک پیغام هشداری چیزی برات میفرسته

‫قبل از اینکه... میدونی ... ‫یه پیغام سکسی بفرستی؟

‫درسته ‫آره

‫باحاله

‫باحاله

‫وسایل مورد علاقه هانر ‫با اون سوزانده خواهند شد

‫پایپر؟

‫سلام خانم والکر ‫آقای والکر

‫پایپر، از دیدنت خوشحالم ‫علیرغم این شرایط

‫منو ببخشید

‫متاسفم که هنوز رفتار خیلی عجیبی با تو دارن

‫عیبی نداره

‫در غیر اینصورت حالت چطوره؟

‫تو خیلی خوشگل شدی

‫ممنون ‫اما میخوام این حقیقت رو نادیده بگیرم

‫که تو داری در مراسم هانر به من نخ میدی

‫آه... من به کسی نمیگم چی تو فنجان خودت داری

‫اوه نه ... ‫اون چیزی نیست که تو فکر میکنی

‫من میرم با خانم لیانگ صحبت کنم

‫خانم لیانگ

‫خانم لیانگ

‫خوب ...

‫خوب؟

‫تشییع جنازه چطور بود؟

‫تو چی فکر میکنی؟

‫سوزناک بود

‫مدح پدر هانر خیلی تاثیرگذار بود

‫عالی بود که دیدیم خیلی ها اومده بودن

‫همه چی واقعاً عالی بود

‫نمیتونم صبر کنم که یک تشییع ‫جنازه عالی داشته باشم

‫خوب، تو به اندازه همون افسرده کننده هستی

‫حداقل من اونجا بودم ‫تو کجا بودی؟

‫نمیتونستی جیمی چوز درست رو پیدا کنی؟

‫تشییع جنازه ها به اندازه کافی ‫برای تو باحال نیستن؟

‫بس کن ‫شما چتون شده بچه ها؟

‫بهترین دوست ما مرده

‫بهترین دوست ما ‫وقتی که همه ما بهترین دوست هم بودیم!

‫همم

‫مثل اینه که داریم یه سیگار با اون میکشیم

‫میدونی... اینا سیگارهای هانر هستن

‫زیر تختش اونا رو پیدا کردم ‫اونا کهنه نیستن

‫پس فکر کنم اونا رو میکشیده ‫تا وقتی که ...

‫فوت کرد

‫شما میدونستید اون سیگار میکشه؟

‫اوه... من به پدرش نگفتم

‫الان آرزو دارم کاش اجازه میدادم ‫هرکاری میخواست بکنه

‫میدونی... قوانین خیلی زیادی وجود داره

‫رقص باله جوک نبود ...

‫انضباط و رژیم غذایی و ...

‫من... من همه اینا رو گذروندم ‫اما کشیدم کنار

‫میدونی... نمیخواستم هانر ...

‫اما الان ...

‫الان مهم نیست پس ...

‫پس ...

‫من میخوام اجازه بدم ‫هرکاری میخواد بکنه

‫در مورد این یک کار آخر

‫اون آخرین آرزوها رو برای تمام ‫کسانی که دوست داشت نوشته

‫برای شما هم نوشته

‫همه شما باهم یک لیست درست کردید ‫درسته ...

‫یک لیست آرزوها یا همچین چیزی؟

‫آره ‫درسته

‫آره ‫خوب... هانر میخواد که شما ...

‫تمام کارهای داخل اون لیست رو انجام بدید

‫آه... قبل از فارغ التحصیلی ‫همونطور که برنامه ریزی کرده بودید

‫پایپر! ‫هی!

‫هیچ وقت از طرف من حرف نزن

‫تو فکر کردی کی هستی؟

‫تو باید میپرسیدی پایپر

‫من نمیتونم اون لیست رو انجام بدم ‫نمیتونم همه چی رو رها کنم

‫باشه... شما دو تا فقط خفه بشید

‫ما واقعاً اون لیست رو انجام نمیدیم

‫تو الان گفتی که ما ...

‫تو دیدی خانم لیانگ چقدر ناراحت بود

‫پس تو دروغ گفتی؟

‫وای!

‫اون هیچ وقت نمیفهمه

‫پایپر... این قیافه رو به خودت نگیر

‫کدوم قیافه؟ ‫این قیافه واقعی منه

‫اون باید داخل شکلک ها باشه

‫نه!

‫منو تا دماغ میبری زیر آب!

‫اوه! ‫او... او ...

‫از اینجا برو دیلون ‫دور شو!

‫خیلی خب بچه ها... زود باشید ‫عجله کنید

‫از کادر برو بیرون ‫یک... دو ...

‫دلیون برو کنار

‫از کادر برو بیرون... بیا تو ‫زود باش

‫من میگیرم ‫زود باش هانر

‫ما الان یک ساندویچ

‫لایه لایه بی نقص خوش اخلاق هستیم

‫آره، مثل یک تبلیغات تامپون

‫اوه، عاشقتونم بچه ها

‫خیلی خب... بگید مانکی بات!

‫مانکی بات!

‫آماده ای؟

‫آماده ای؟ ‫آره

‫محکم ببندش

‫من تا 30 میشمارم ‫باشه

‫و اگر بیرون نیای اون طناب رو میکشم

‫آماده؟ ‫باشه

‫شروع شد

‫1, 2, 3,

‫4, 5, 6,

‫7, 8, 9,

‫10, 11, 12...

‫نمیتونم باور کنم اون رفته

‫چرا؟

‫منظورت چیه چرا؟

‫شما باهم دوست نبودید

‫آره، ولی دختر باحالی بود

‫خوب ما بعد از مدرسه هنوز ‫میریم پوست برنزه کنیم؟

‫معلومه که آره... من به اندازه کون ‫یه خرس قطبی سفید شدم!

‫از طرف موریست ها

‫کریسی و من یک برنامه خیریه ‫بسکتبال راه انداختیم

‫برای پروژه نجات قلب ‫به اسم هانر

‫بلیط های خودتون رو بخرید

‫هانر یک شب زنده داره

‫اون حس تمامیت و کمال داره

‫قطعاً یک پوشش U2 میخواد

‫هی پایپر ...

‫میدونم که با هانر واقعاً دوست نبودی

‫اما من یک پیج خاطره هانر درست کردم

‫از اونجایی که نماینده کلاس هستی ‫میتونی ...

‫اونو به اشتراک بزاری ‫تا همه ازش باخبر بشن؟

‫رنگ پس زمینه رو صورتی کن

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left