لومړۍ 200 کرښې.
نه، نه، ولم کن
خیلیخب، آقایون. میدونید باید چیکار کنید
دو دقیقه، یه تماس. باشه؟
الو؟ سلام، کلیت وینزلو هستم
میشه لطفاً با روبی صحبت کنم؟
کجاست؟
نه، نه، نه. دخترم کجاست؟
آهای، یه تماس بیشتر نمیتونی بگیری
- یه تماس، لاشی - آره، ببخشید
از جات بلند نشو!
آهای، بهشون بگو اعتراف میکنم
- ترتیبشو بده. توی اداره - بیا بریم ببینم، وینزلو
با پلیسها تماس بگیر و بگو مُقر میام. باشه؟
این شرایط منه
خیلیخب، خیلیخب
میخوام از تمام حامیان مالی که امشب به اینجا اومدن از طرف...
حزب دموکرات کالیفرنیا تشکر کنم
به زودی سخنرانی کاندیدای شورای شهر...
ویویان کیم رو میشنویم...
جوانا، امشب خیلی خوشگل شدی
برت، تیم رامز برندهی سوپرجام میشه
- آره - نگفتم کِی برنده میشه...
فقط گفتم برنده میشه
وای، چقدر خوشگل شدی
ممنون
میشه بریم بیرون؟
الان؟
آره
چرا که نه
امشب سخنرانی بزرگی در پیش داری
حامیان مالی کلهگندهای رو هم باید تحت تأثیر قرار بدم
آره. مشکلی برات پیش نمیاد. همیشه همینطوره
چیه؟
غمانگیزه
طوری با هم حرف میزنیم انگار غریبهایم
پاتریک، واقعاً فکر نکنم الان وقت یا زمان مناسبی باشه
اتفاقاً بهترین زمان و مکان...
برای صحبت راجع بهش همینه
درست نیست
منصفانه نیست که ازت بخوام وانمود کنی...
که ما یه زوج متأهل خوشبخت هستیم
مدیر کمپین انتخاباتیت گفت...
میدونی، استراتژی پیروزیت همینه، تو هم اینو میخوای
پس مشکلی باهاش ندارم
چرا، داری
باهاش مشکل داری
منم باهاش مشکل دارم
یه دروغه
آره
همینطوره
فکر میکنم وقتشه که از رابطهمون دست بکشیم
به خاطر ایزی
به خاطر همدیگه
به ایزی گفتم هرگز نمیتونم ترکش کنم
اونو ترک نمیکنی
منو ترک میکنی
ببین
ممنون که اومدی
هنوزم هوش از سرم میبری
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
باشه اومدم. خدایا. بله؟
تو دروغ گفتی. بهم دروغ گفتی
فکر میکردم میتونم بهت اعتماد کنم
اِما...
دیروقته. اینجا چیکار میکنی؟
در رو باز میکنم بیای بالا
نه، نه، نه. وایستا، نرو. بیخیال
سید، منو که میشناسی. از سهیم شدن چیزی خوشم نمیاد
- نه، اون چیزی که فکر میکنی نیست - باهات تماس میگیرم
چرا بهم نگفتی؟
بیخیال...
خیلیخب، باید کمکم کنی چون نمیدونم...
- از چی حرف میزنی - خواهرم فاحشه بود
تنفروش بود
چرا بهم نگفتی، سید؟ باید بهم میگفتی
چون به این چشم بهش نگاه نمیکردم
تو هم مشتریش بودی؟
اولش آره
- کارش خوب بود؟ حال میداد؟ - میدونی چیه؟ تمومش کن
تو حق نداری قضاوتش کنی
هیچ کدوم از ما نمیدونیم چه بلایایی سر جن اومده...
یا چه تصمیماتی مجبور بوده بگیره
خدای من، انقدر به مالری نگو جن
اون واسه من اسمش همینه
بود
متأسفم، اِما...
که انقدر برات سخته...
ولی من بابت اینکه سعی کردم تلاش کنم که تو...
خواهرت رو به بهترین شکل به خاطر بیاری...
عذرخواهی نمیکنم
اون خیلی فراتر از...
شغلش بود
چه بلایی سرش اومد؟
این همه مدت زنده بود و نیومد خونه
واسه چی؟
سعی دارم همینو بفهمم
از اینجا به بعد...
هرچی که میدونم رو بهت میگم
باشه؟
ببین، اِما. وقت نمیکنم صبحانه درست کنم
اونم توی آدمربایی مالری مظنون بود؟
مطمئن نیستم. بذار ببینم. خیلیخب
شخص توی چهرهنگاری هرگز شناسایی نشد...
چون پلیس گولتا هرگز پیگیری نکرد
ببین، بهم پیام بده، اِما
فقط باید بدونم که حالت خوبه
با هم پشت سر میذاریمش
سید برنت. الان که سر صبحه
چی تنته؟
یه چیز خیلی سکسی
عه
دارم با تلفن حرف میزنم
فلچر، میخوام رد یه گوشی رو برام بزنی
فقط میخوام بدونم روزها کجا میره
دهنتو. معشوقهات بهت خیانت کرده؟ تو لایق بهتر از اینایی دختر
نه، فلچر. موضوع خواهر جن، اِما میچلـه
کارآگاهبازیش گل کرده و...
منم میخوام به قول معروف باهاش پیش برم
عجب خانم آبزیرکاهی هستی، سید
عه. الان چی گفتم؟ چی گفتم؟
فلچر، اصلاً کجایی؟
میدونی چیه؟ اصلاً نمیپرسم
شماره رو برات میفرستم. باشه، فلچر؟
در خدمتم، بانوی من. خیلیخب
مزاحم تماسم با دوستدخترم شدید
اینو میگن تلافی
اِما به تماسم جواب نداده و منم دوبار بهش پیام دادم
جواب میده
میخواست بدونه شخص توی چهرهنگاری مظنون بوده یا نه
یعنی نباید اولش بپرسه که اون کیه؟
- فکر میکنی اِما میشناستش؟ - بهت پیام میده
خیلیخب. جریان چیه؟ اصلاً گوش نمیدی چی میگم
- هیچی - وای
الان مثل نوجوونهای وحشتزده بهم جواب دادی: «هیچی»
مثلاً: «عه، شما دوتا توی اتاقتون...»
«با در بسته چیکار میکردید؟»
«هیچی.» چی شده؟
حالا طبقهی بالا با در بسته چیکار میکردی...
سیدنی گیل برنت؟
اسم وسط منو به زبون نیار و موضوع رو هم عوض نکن
- تو رئیسم نیستی - آها
مقتول مربی ریکی لیون، کُری هرنز هستش
مطبوعات حسابی این تحقیقات رو زیر نظر میگیره...
چون فقط یه روز تا مبارزه مونده
وزنکشی هم امشبه
اونا بهمون فشار میارن که یه جواب بگیرن، شهردار هم همینطور
پس هرچی سریعتر سرنخی گیر بیاریم بهتره
ریکی لیون شبیه اون عکسه با عنوان "پسر بدشانس" شده
آره، میتونه مقابله به مثل...
تمام اتفاقات محلهی کرهایها باشه
یه نفر سعی داره پیامی بفرسته
که ممکنه به این معنی باشه که اتفاقات بیشتری در راهه
بیایید دست بجنبونیم
اثری از شکستن قفل نیست، ماشین مظنون اون بیرون پارک شده...
مدرکی دال بر این نیست که ماشین...
یا شخص دیگهای تا رسیدن ریکی اینجا اومده باشه
خب آخه اون یارو که مشخصه خودش خودشو دار نزده
خودکشی نبوده. واسه همین...
دارم میگم، فقط یه رد لاستیک توی گِل و لای بیرونه
حالا قشنگی بارون اینه که...
میدونی کِی شروع میشه و کِی تموم میشه
هرنز هم بعد از بند اومدن بارون رسیده اینجا
پزشکی قانونی میگه از دمای بدنش به نظر میاد دو روز از مرگش میگذره
خب یه جنازه که نمیتونه پشت فرمون بشینه
- یه جای دیگه کشته شده - پس قاتلمون...
ماشین هرنز رو به همراه...
جنازهی هرنز داخلش آورده به اینجا
یعنی یکی خیلی به دردسر افتاده...
که اون جنازه رو در معرض دید ریکی لیون قرار بده
این چیزی فراتر از یه پیامه. یه تهدیده
ما راجع به هرنز تحقیق میکنیم
شماها بگردید ببینید چی میتونید راجع به ماشینش پیدا کنید
ببین، اون کتشلواری کیه پیش ریکی؟
شاید بهتر باشه بفهمیم
ریکی، یه لحظه وایستا ببینم. کجا میری؟
هنوز باید چندتا سوال دیگه ازت بپرسیم
تا الان هرچی باید میگفتم رو گفتم
باشه؟ وارد شدم و اونو اونطوری دیدم
هرچی دیگه هست باید با وکیلم صحبت کنید
بیخیال داداش. سختش نکن
ما که اتهامی وارد نکردیم
فقط سعی داریم پروندهی قتل رفیقت رو حل کنیم
فکر میکنی نمیدونم این چه جلوهای داره؟
ها؟
اول روبن، بعدش چوی؟
حالا هم هرنز مُرده
میدونی، ریکی جنازه رو پیدا کرد
- بلافاصله میشه مظنون شمارهی یک - یا هدف بعدی
واقعاً باید به لغو کردن مسابقهات فکر کنی
خب چنین چیزی شدنی نیست
اگه تو و افرادت وظیفهتونو انجام بدید...
جای هیچ نگرانی نیست
میدونی چیه حاجی؟
شایدم بهتر باشه مسابقه رو لغو کنیم
نه، ریکی. این راهش نیست
یه نگاه به اطرافت بنداز حاجی
هرکی دور و بر منه داره کشته میشه
No comments yet. Be the first to leave one.