L.A.'s Finest

L.A.'s Finest

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

L A s Finest S02E07 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
په خپور شو: 2022-06-08
ډاونلوډونه: 26
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫نه، نه، ولم کن

‫خیلی‌خب، آقایون. می‌دونید باید چیکار کنید

‫دو دقیقه، یه تماس. باشه؟

‫الو؟ سلام، کلیت وینزلو هستم

‫میشه لطفاً با روبی صحبت کنم؟

‫کجاست؟

‫نه، نه، نه. دخترم کجاست؟

‫آهای، یه تماس بیشتر نمی‌تونی بگیری

‫- یه تماس، لاشی ‫- آره، ببخشید

‫از جات بلند نشو!

‫آهای، بهشون بگو اعتراف می‌کنم

‫- ترتیبشو بده. توی اداره ‫- بیا بریم ببینم، وینزلو

‫با پلیس‌ها تماس بگیر و بگو مُقر میام. ‫باشه؟

‫این شرایط منه

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫می‌خوام از تمام حامیان مالی که ‫امشب به اینجا اومدن از طرف...

‫حزب دموکرات کالیفرنیا تشکر کنم

‫به زودی سخنرانی کاندیدای شورای شهر...

‫ویویان کیم رو می‌شنویم...

‫جوانا، امشب خیلی خوشگل شدی

‫برت، تیم رامز برنده‌ی سوپرجام میشه

‫- آره ‫- نگفتم کِی برنده میشه...

‫فقط گفتم برنده میشه

‫وای، چقدر خوشگل شدی

‫ممنون

‫میشه بریم بیرون؟

‫الان؟

‫آره

‫چرا که نه

‫امشب سخنرانی بزرگی در پیش داری

‫حامیان مالی کله‌‌گنده‌ای رو هم ‫باید تحت تأثیر قرار بدم

‫آره. مشکلی برات پیش نمیاد. ‫همیشه همینطوره

‫چیه؟

‫غم‌انگیزه

‫طوری با هم حرف می‌زنیم انگار غریبه‌ایم

‫پاتریک، واقعاً فکر نکنم الان ‫وقت یا زمان مناسبی باشه

‫اتفاقاً بهترین زمان و مکان...

‫برای صحبت راجع بهش همینه

‫درست نیست

‫منصفانه نیست که ازت بخوام ‫وانمود کنی...

‫که ما یه زوج متأهل خوشبخت هستیم

‫مدیر کمپین انتخاباتیت گفت...

‫می‌دونی، استراتژی پیروزیت همینه، ‫تو هم اینو می‌خوای

‫پس مشکلی باهاش ندارم

‫چرا، داری

‫باهاش مشکل داری

‫منم باهاش مشکل دارم

‫یه دروغه

‫آره

‫همینطوره

‫فکر می‌کنم وقتشه که از رابطه‌مون دست بکشیم

‫به خاطر ایزی

‫به خاطر همدیگه

‫به ایزی گفتم هرگز نمی‌تونم ترکش کنم

‫اونو ترک نمی‌کنی

‫منو ترک می‌کنی

‫ببین

‫ممنون که اومدی

‫هنوزم هوش از سرم می‌بری

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫باشه اومدم. خدایا. بله؟

‫تو دروغ گفتی. بهم دروغ گفتی

‫فکر می‌کردم می‌تونم بهت اعتماد کنم

‫اِما...

‫دیروقته. اینجا چیکار می‌کنی؟

‫در رو باز می‌کنم بیای بالا

‫نه، نه، نه. وایستا، نرو. بیخیال

‫سید، منو که می‌شناسی. ‫از سهیم شدن چیزی خوشم نمیاد

‫- نه، اون چیزی که فکر می‌کنی نیست ‫- باهات تماس می‌گیرم

‫چرا بهم نگفتی؟

‫بیخیال...

‫خیلی‌خب، باید کمکم کنی چون نمی‌دونم...

‫- از چی حرف می‌زنی ‫- خواهرم فاحشه بود

‫تن‌فروش بود

‫چرا بهم نگفتی، سید؟ باید بهم می‌گفتی

‫چون به این چشم بهش نگاه نمی‌کردم

‫تو هم مشتریش بودی؟

‫اولش آره

‫- کارش خوب بود؟ حال می‌داد؟ ‫- می‌دونی چیه؟ تمومش کن

‫تو حق نداری قضاوتش کنی

‫هیچ کدوم از ما نمی‌دونیم ‫چه بلایایی سر جن اومده...

‫یا چه تصمیماتی مجبور بوده بگیره

‫خدای من، انقدر به مالری نگو جن

‫اون واسه من اسمش همینه

‫بود

‫متأسفم، اِما...

‫که انقدر برات سخته...

‫ولی من بابت اینکه سعی کردم ‫تلاش کنم که تو...

‫خواهرت رو به بهترین شکل به خاطر بیاری...

‫عذرخواهی نمی‌کنم

‫اون خیلی فراتر از...

‫شغلش بود

‫چه بلایی سرش اومد؟

‫این همه مدت زنده بود و نیومد خونه

‫واسه چی؟

‫سعی دارم همینو بفهمم

‫از اینجا به بعد...

‫هرچی که می‌دونم رو بهت میگم

‫باشه؟

‫ببین، اِما. وقت نمی‌کنم صبحانه درست کنم

‫اونم توی آدم‌ربایی مالری مظنون بود؟

‫مطمئن نیستم. بذار ببینم. خیلی‌خب

‫شخص توی چهره‌نگاری هرگز شناسایی نشد...

‫چون پلیس گولتا هرگز پیگیری نکرد

‫ببین، بهم پیام بده، اِما

‫فقط باید بدونم که حالت خوبه

‫با هم پشت سر می‌ذاریمش

‫سید برنت. الان که سر صبحه

‫چی تنته؟

‫یه چیز خیلی سکسی

‫عه

‫دارم با تلفن حرف می‌زنم

‫فلچر، می‌خوام رد یه گوشی رو برام بزنی

‫فقط می‌خوام بدونم روزها کجا میره

‫دهنتو. معشوقه‌ات بهت خیانت کرده؟ ‫تو لایق بهتر از اینایی دختر

‫نه، فلچر. موضوع خواهر جن، اِما میچل‌ـه

‫کارآگاه‌بازیش گل کرده و...

‫منم می‌خوام به قول معروف باهاش پیش برم

‫عجب خانم آب‌زیرکاهی هستی، سید

‫عه. الان چی گفتم؟ چی گفتم؟

‫فلچر، اصلاً کجایی؟

‫می‌دونی چیه؟ اصلاً نمی‌پرسم

‫شماره رو برات می‌فرستم. باشه، فلچر؟

‫در خدمتم، بانوی من. خیلی‌خب

‫مزاحم تماسم با دوست‌دخترم شدید

‫اینو میگن تلافی

‫اِما به تماسم جواب نداده و منم ‫دوبار بهش پیام دادم

‫جواب میده

‫می‌خواست بدونه شخص توی ‫چهره‌نگاری مظنون بوده یا نه

‫یعنی نباید اولش بپرسه که اون کیه؟

‫- فکر می‌کنی اِما می‌شناستش؟ ‫- بهت پیام میده

‫خیلی‌خب. جریان چیه؟ ‫اصلاً گوش نمیدی چی میگم

‫- هیچی ‫- وای

‫الان مثل نوجوون‌های وحشت‌زده ‫بهم جواب دادی: «هیچی»

‫مثلاً: «عه، شما دوتا توی اتاقتون...»

‫«با در بسته چیکار می‌کردید؟»

‫«هیچی.» چی شده؟

‫حالا طبقه‌ی بالا ‫با در بسته چیکار می‌کردی...

‫سیدنی گیل برنت؟

‫اسم وسط منو به زبون نیار ‫و موضوع رو هم عوض نکن

‫- تو رئیسم نیستی ‫- آها

‫مقتول مربی ریکی لیون، کُری هرنز هستش

‫مطبوعات حسابی این تحقیقات رو ‫زیر نظر می‌گیره...

‫چون فقط یه روز تا مبارزه مونده

‫وزن‌کشی هم امشبه

‫اونا بهمون فشار میارن که ‫یه جواب بگیرن، شهردار هم همینطور

‫پس هرچی سریع‌تر سرنخی گیر بیاریم بهتره

‫ریکی لیون شبیه اون عکسه با عنوان ‫"پسر بدشانس" شده

‫آره، می‌تونه مقابله به مثل...

‫تمام اتفاقات محله‌ی کره‌ای‌ها باشه

‫یه نفر سعی داره پیامی بفرسته

‫که ممکنه به این معنی باشه ‫که اتفاقات بیشتری در راهه

‫بیایید دست بجنبونیم

‫اثری از شکستن قفل نیست، ‫ماشین مظنون اون بیرون پارک شده...

‫مدرکی دال بر این نیست که ماشین...

‫یا شخص دیگه‌ای تا رسیدن ریکی ‫اینجا اومده باشه

‫خب آخه اون یارو که مشخصه ‫خودش خودشو دار نزده

‫خودکشی نبوده. واسه همین...

‫دارم میگم، فقط یه رد لاستیک ‫توی گِل و لای بیرونه

‫حالا قشنگی بارون اینه که...

‫می‌دونی کِی شروع میشه و کِی تموم میشه

‫هرنز هم بعد از بند اومدن بارون رسیده اینجا

‫پزشکی قانونی میگه از دمای بدنش ‫به نظر میاد دو روز از مرگش می‌گذره

‫خب یه جنازه که نمی‌تونه پشت فرمون بشینه

‫- یه جای دیگه کشته شده ‫- پس قاتلمون...

‫ماشین هرنز رو به همراه...

‫جنازه‌ی هرنز داخلش آورده به اینجا

‫یعنی یکی خیلی به دردسر افتاده...

‫که اون جنازه رو در معرض دید ‫ریکی لیون قرار بده

‫این چیزی فراتر از یه پیامه. یه تهدیده

‫ما راجع به هرنز تحقیق می‌کنیم

‫شماها بگردید ببینید چی می‌تونید ‫راجع به ماشینش پیدا کنید

‫ببین، اون کت‌شلواری کیه پیش ریکی؟

‫شاید بهتر باشه بفهمیم

‫ریکی، یه لحظه وایستا ببینم. کجا میری؟

‫هنوز باید چندتا سوال دیگه ازت بپرسیم

‫تا الان هرچی باید می‌گفتم رو گفتم

‫باشه؟ وارد شدم و اونو اونطوری دیدم

‫هرچی دیگه هست باید با وکیلم صحبت کنید

‫بیخیال داداش. سختش نکن

‫ما که اتهامی وارد نکردیم

‫فقط سعی داریم پرونده‌ی ‫قتل رفیقت رو حل کنیم

‫فکر می‌کنی نمی‌دونم این چه جلوه‌ای داره؟

‫ها؟

‫اول روبن، بعدش چوی؟

‫حالا هم هرنز مُرده

‫می‌دونی، ریکی جنازه رو پیدا کرد

‫- بلافاصله میشه مظنون شماره‌ی یک ‫- یا هدف بعدی

‫واقعاً باید به لغو کردن مسابقه‌ات فکر کنی

‫خب چنین چیزی شدنی نیست

‫اگه تو و افرادت وظیفه‌تونو انجام بدید...

‫جای هیچ نگرانی نیست

‫می‌دونی چیه حاجی؟

‫شایدم بهتر باشه مسابقه رو لغو کنیم

‫نه، ریکی. این راهش نیست

‫یه نگاه به اطرافت بنداز حاجی

‫هرکی دور و بر منه داره کشته میشه

More Farsi Persian subtitles for L.A.'s Finest

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left