لومړۍ 200 کرښې.
بد گندي زدم شاون
اين بيرون چيکار ميکني؟
يواش ،جولز خوابيده
اوضاع خرابه شاون
خيلي خيلي خرابه
وحشت برم داشته
ميخوام گريه کنم گريه نکن
نکن
بيا جلوي در
به چيزي دست نزن همه جات کثيفه
ميدونم
ساکت باش
شبيه بروس ويليس تو شدي Blind Date
ميدونم
چه بلايي سرت اومده؟
همه چيز امروز صبح سر کار شروع شد
براي هزارمين بار تو قهوه ام من چي ميريزم؟
دو قاشق شير ،سه قاشق شکر نه
نه ،دو قاشق شير سه قاشق شکر مصنوعي
عقب مونده يِ سبک مغزِ خنگ
عجب ادميه
فکر کرده کيه که اينجوري باهاش حرف ميزنه؟
کريچ ادم اعصاب ضعيفيه
نبايد يه چيزي بهش بگيم؟
شوخيت گرفته؟
هر روز تو ذهنم ميکشمش
از خدامه
افتاد؟
و من نامه هام رو خودم باز نميکنم تو ميکني
کريچ ،کافيه
ببخشيد؟
شنيدي چي گفتم
حتي نميشناسم کي هستي اصلا اينجا کار ميکني؟
من بورتن گاسترم
و اون يه انسانه که داري سرش داد ميزني
اسمش هلن بلينِ
و اون فقط دستيار تو نيست
اون يه انسانِ براي همين نبايد اينطور باهاش صحبت کني
نه تا وقتي من اينحام
واقعا اينو گفتي؟ بلند؟
اره
کاش همونجا تموم ميشد
اما نشد
حدس بزن چي
به تو هيچ ربطي نداره
چون من رئيس توئم
و تو فقط يه پادوي ضعيف و رقت انگيزي
برو پي کارت
هلن ،بيا اينجا
چه بلايي سر نامه ي سن انتونيو اومد؟
فرستادمش کي فرستاديش؟
امروز صبح به ادم اشتباهي
اينو ببر دفتر کريچر
چي؟
ايول داري رفيق
نه شاون ايول نداره
ديوانه شدي؟ برگرد اينجا
بهت افتخار ميکنم
نه فقط براي دفاع از اون دختر
براي جلوي رئيست وايسادنتم
راستش رو بخواي يادم نبود هنوز اونجا کار ميکني
اما اراده ي فولادين ميخواد
اونجوري قد علم کني و استعفا بدي
نه ،نميدونم پيش خودم چي فکر ميکردم
من به اون شغل نياز دارم بايد خرج زندگيم رو دربيارم
بايد خرج دفتر غيبگويي رو دربيارم
بايد خرج تو رو دربيارم
اي حروم زاده ي خودخواه
اين بدترين کاري بود که ميتونستي بکني
ميزاري داستانم رو تموم کنم شاون؟
زود باش
صداي پا شنيدم
اون موقع فکر ميکردم
کريچ داره تا دير وقت کار ميکنه
و هنوز اونجاس
ميخواستم معذرت خواهي کنم
اون مرده بود شاون
کاملا مرده بود
به ضرب چاقو کشته شده بود
به ضرب چاقو؟ اره
تو کشتيش؟ چي؟
نه البته که من نکشتمش
تو چت شده؟
زنگ زدي به پليس؟ ميخواستم
اما بعد يه اتفاقي افتاد
يعني چي يه اتفاقي افتاد؟
چه اتفاقي افتاد؟ از اونجا اومدي بيرون ،درسته؟
از اونجا اومدي بيرون
و به هيچي دست نزدي ،درسته؟
ميخواستم برم
بعد ديدم يادداشتي که براي کريچ نوشتم تو دستشه
اون يادداشت رو خوردي؟ وحشت زده شدم شاون
جاي ديگه اي نبود بزارمش
نميدونستم چيکار کنم
باشه
باشه يادداشت رو خوردي
ولي بعدش رفتي بيرون
بدون اينکه به چيزي دست بزني از اونجا رفتي بيرون
درسته؟
همش... همين بود؟
اروم باش
مطمئنا داري اغراق ميکني
اينقدر هم بد نبوده نه نميکنم شاون
منو نگاه کن ما با هميم
باشه مثل هميشه
من و تو
ميرم شلوار بپوشم
ميرم قهوه درست ميکنم
با هم ميريم اونجا
ميريم يه نگاهي به اونجا ميندازيم و همه چيز رو پاک ميکنيم
باشه اوني که گفتم يعني چه؟
يعني پنير و پوشت با هم تماس نداشته باشن
تماس نداشته باشن تماس پيدا نميکنن
اونا با هم تماس پيدا نميکنن
همنيجا بمون ،من برميگردم
رفيق ،فکر کنم
از چيزي که تعريف کردي خيلي بدتره
تو نکشتيش ،درسته؟ نه
بي گناه بودنت به نفعته
چي؟ فکر کنم بهتره
زنگ بزنيم پليس و ببينيم چي ميشه
الان داري مثل يه سفيد پوست واقعي
حرف ميزني شاون
سياه پوست ها به هم شک نميکنن
من نميخوام تو زندان بپوسم
تو گفتي ما با هميم
بيخيال مرد
ميدوني که برات يه کيک که توش تفنگه ميارم
تو گفتي گوشت
و پنير نبايد با هم تماس پيدا کنن شاون
الان با هم تماس پيدا کردن
ميخواي به من سيخونک بزني و عين ديوونه ها باهام حرف بزني
رفيق
حالا منم سر تا پا کثيف شدم
شاون ،دماغت داره خون مياد
چي؟ دماغت داره خون مياد
بابا ،واقعا واقعا گند زديم
FATEMEH tv center
گوش کنين
همه چيز درست ميشه
تا وقتي که صحنه ي جرم رو دستکاري نکرده باشين
صحنه ي جرم رو دستکاري نکردين که؟
کردين؟
باورم نميشه اينو ميگم
بايد برگرديم اونجا
و شرايط رو ارزيابي کنيم
بايد با چشاي خودم ببينم
نه نه
همينه راستش رو ميگي
نه نه بابا نميتونيم اينکارو بکنيم
من هنوز سياه پوستم
چونه نزن
هنري ،اينجا چيکار ميکني؟
جوليت يه چيزي هست که
ميخوايم بهت بديم
يه هديه ي کوچيکه اما باشه واسه بعد
چون... هاه اينجا چه خبره؟
خوب ،اولا به طرز مسخره اي زود اومدين
يه تماس ناشناس راجع به يه جسد داشتيم
و من دو ديقه پيش بهت پيامک دادم
خوب ،ما رو که ميشناسي
يه نفر تو سانتاباربارا به قتل رسيده
من و گاس سر و کلمون پيدا ميشه
جوليت ،يه ديقه وقت داري
...فکر کنم اينا ميخوان بهت بگن
چي؟دورين کريچ مرده؟
اوه نه
ميشناختيش؟ البته
دورين کريچ. من اينجا کار ميکنم
هنوز اينجا کار ميکني؟
زندگي چه کوتاهه
يه روز طرف رو زنده ميبيني ديروز
و بعدش امروز ،بدون اينکه بين ديروز و امروز ديده باشيش
ميبيني مرده
باشد که پروردگارش بيامرزتش
مطمئنا خانواده اش
از اين جملات احساسيت ممنون ميشن
ديشب چه اتفاقي برات افتاد؟
سوال خوبيه من غيب شدم
من مجبور شدم بابام رو ببرم بيمارستان
چون درد قفسه سينه داشت
و حافظه اش رو از دست داده بود
بابا ،منم ،من اومدم خونه
کافيه شاون
جوليت ،يه چيزي هست که اينا
اقا نه
يه ذره قرمز شدي
و ابروت عرق کرده واقعا؟
خيلي عرق کردي پسرت راست ميگه
بايد با من بياي ...نه من
بابا ،اروم باش ،سرت رو بزار لاي زانوهات
دستت رو بکش کنار شاون ،بيا اينجا
قرباني چندين جاي چاقو
به پشتش داره
کار هر کي که بوده حرفه اي بوده
صحنه ي جرم به شدت تميز شده
و مدارک خيلي کمي باقي مونده
دقت کنين که جوراب قرباني نيست
اما هنوز کفش پاشه
ميتونه يه جور مراسم قتل باشه
No comments yet. Be the first to leave one.