لومړۍ 200 کرښې.
«:: مــتـرجـمــیـن: امــیــررضــا و غــــزل ::» |^| Violet , Amirr3z4 |^|
سلام رفقا، فکر کردم شما کیسه آشغال چهارم رو .آتیش زدید
.خدایا درستش کن لوسچک .کل مسیرت و گند برداشته
.مثل کابوس من هستش
آره، بچههای محل یکروز زودتر .شب خرابکاری رو شروع کردن
من و هدف قرار دادن چون خوشم میومد .با ماشین رمپ اسکیتهاشون رو خراب کنم
.بیاید تو، ام، کفشهاتون رو دربیارید
میدونم که الکل باعث لغزش توی ترکت میشه .برای همین برات نوشابه گرفتم
.کافئین هم باعث لغزش میشه
.بهم اعتماد کن، لازمت میشه
.آلوارز بلد بود چطور مردم رو خواب بکنه
.همگی چند لحظه توجه کنید ،قبل از شروع یارکشی
دوست دارم که یک سری کارهای علمی رو
مثل تنظیم نمونه امتیازدهی فصل قبل .انجام بدم
لطفا برای متوجه شدن به صفحه6 جزوه .داخل پوشه مراجعه کنید
.من پوشهام رو جا گذاشتم
.عزیزم میتونیم باهم نگاه کنیم
مانند همیشه، تمام اتفاقات منجر به امتیاز
باید توسط شخصی ثالث ، جهت تایید، مشاهده بشه
تمام نقل و انتقالات نیم فصل باید توسط من، .رئیس شما، تایید بشه
همچنین قوانین سخت گیرانهی در قبال تقلب و دخالت مانند
تاثیر گزاری،اجبار
و یا اغفال زندانی برای گرفتن امتیاز در پیش .گرفتیم
.بیخیال ،ما همه تمیز بازی میکنیم
همینطور تغییری در امتیازات داشتیم ،در بخش سکس
پوزیشن قیچی به دلیل اینکه چیزی .غیر واقعی محسوب میشه 11 امتیاز داره
سکس دهانی و دیجیتالی به 5 امتیاز تنزل .پیدا کرد. چه بدی یا بگیری
دیجیتال؟ یعنی سایبری؟
.فکر کنم انگشت کردن منظورش میشه
دست همدیگرو گرفتن چی؟
مسلما شایعترین رفتار زندانی محسوب میشه- شاید سال بعد-
در بخش احساسی بولیمیا با هر استفراغ یک امتیاز
خودکشی به 20 امتیاز افزایش پیدا کرده تلاش نافرجامش 10 امتیاز
و در آخر، بخش جسمی
.نزاع دستهای، هر زندانی 10 امتیاز
قتل به 30 امتیاز رسیده، به قتل رسیدن 25 امتیاز
زندانی فراری الان 50 امتیاز داره اما دستگیری دوباره باعث میشه 5 بمونه.
حاملگی 9 امتیاز، طبیعتا چندقلو باشه ضریب .میگیره
پشت پوشه لیست اسامی زندانیها به شکل
.بازیکنان برای یارکشی نوشته شده
.این مدادها گرون هستن
.پس خواهشا در آخر برنامه به من پس بدید
.یا میتونیم از فندرفت استفاده کنیم
فندرفت چیه؟
آره، نرمافزار و هک کردم تا بتونم .اطلاعات زندانیها رو وارد کنم
.خیلی چیزای جالبی تو مملکت به دست میاری
دهنتو- چه خفن-
فکر کنم که رئیس جدیدی برای خودمون پیدا .کردیم
مواقید؟
.آره
تمام کاری که کرد این بود اطلاعاتی که من توی .پوشه نوشته بودم وارد برنامه کرد
.اینجوری مدرنتره .آهنگم داره
ال، چرا نمیشی؟
متاسفم ال، دوران خوبی داشتی .اما من از طریق چشم یاد میگیرم
.باید این دیپ تند پنیری رو امتحان کنی
.خیلی مزه خوبی داره
"بز نر" میگه تو آهنگ نه "کت خز"
نه فکر نمیکنم، بز نر به چه کار بچه میاد؟
خیلی حیوون خونگی عالی میشه. جیغ زدنشون مثل صدای جیغ آدم واقعی.
.خیلی خنده داره
ولی میتونم بهت بگم که بچهی من .خز خواهد داشت
شوهرم، وینی، از الان براش .یک سمور کوچولو خریده
.پسر خالش وارد کنندست
میدونی، آندریا من وقتی برای اولین بار حامله بود
.اونم بیخوابی شدید داشت
. توی شکمش 5تا بچه بود .تمام شب بیدارش نگه میداشتن
.احتمالا به همین دلیل دوتاشون رو خورد
.الان گفتی که خوردشون
.فقط دوتا اولش فکر کردم که فرار کردن
.ولی بعدش تکههای پیدا کردم
.پا اینجا، گوش اونجا. گرفتم دیگه
.مادر بودن کار بیمزدی هستش میخوای ببینیش؟
معمولا اجازه نمیدم، اما .دوباره حامله شده
.شاید بتونید به هم کمک بکنید
.اینجایی پس
خدای من، حال بهم زنه.
چرا؟ زندگی همینه. اگه میخوای بچهدار بشی،
بهتره به دیدن چیزایی خیلی بدتر از این عادت بکنی.
اونی که گوشاش سفیده آندریاست. بچههاشم توی بغلش هستن.
اسمشون رو گزاشتم پس مونده.
-شوخی غذایی بود -آها
فکر میکنم به شک حال بهم زنی...بامزهان.
نترس. گاز نمیگیرن.
راستش، دروغ بود. گاز میگیرن، خیلی شدید محکم.
سلام!
و معاون اول رئیس بودن هم سختی خودش رو داره.
یعنی، رسانههای تو این قضیه پدرمون رو دراوردن.
لازم به ذکر نیست بگم همه رو مجبور به همکاری کردیم.
خوشبختانه از قبل تجربه نجات دادن وجه رو دارم.
انجمن ما تقریبا داشت مجوزاش باطل میشد.
صحیح، راستی، کلاه گیستو دوست دارم.
ممنون، موی واقعی آدمه لطف امسیسی بود.
اجازه میدم دست بزنی بهش
اما با اونهمه شپش توی زندان، نمیتونی خیلی مراقب باشی.
معمولا خیلی مشروب خور نیستم ولی این شراب بینظیره.
مطمئنی که نمیخوای؟
راجع به موضوع مشخصی میخوای با من حرف بزنی ؟
یا بعد ساعت اداری زنگ زدی که بیام شراب خوری؟
ببین، ناتالی، ازت خواستم بیای
چون میخوام که شروع درستی داشته باشم.
نمیخوام از اون رئیسهای باشم
که با زیردستیهای خانوماشون
-خشن و پست رفتار میکنن -ممم
مایلم که یک رابطهی کاری مثبتی با امسیسی ایجاد کنم
نه مثل رئیس اسبق ، جو کاپوتو
که به متهم به داشتن رابطه ستیزه جویانه بود.
خوب، من مثل جو نیستم.
من و اون، با اتفاقات به شکل متفاوتی برخورد .میکنیم
خوبه، اون مرد به عرضهی واقعی بود.
محض رضای خدا، بی کفایتی اون منجر به شورش زندان شد.
دیگه راجع به اصول اخلاقیاش نگم. یا بهتر بگم، فقدانش.
میدونم یا اینکه میدونست یک زندانی اضافی هست توی لیست
توافق کرده بود که من رو روزها اون تو نگه دارن.
راستش، سرشماری آخر یکنفر کسری داشت، تا اینکه زندانی چنگ رو
در حال خواب توی جنازه گوزن پیدا کردیم.
پس حتما جو توی اعداد دستکاری کرده،
در غیر اینصورت چطور با کلی شپش تو موهای تناسلی سر از اوهایو دراوردم؟
یا مسیح.
آره میدونم، نفرت انگیز، درسته؟
جو عوضی بود، منم باهاش چندبار خوابیدم.
آدم افتضاحی. اما توی اعداد دستکاری نکرده.
سرشماری نهایی صحیح بود.
که یعنی ما مشکل بزرگتری داریم.
پس،شما...شما دوتا...حرومزاده.
اگه توی سرشماری نهایی جایگزین یک زندانی شدی
پس اونکه به جاش بودی هرگز محسوب نشده.
بیا اون سوراخ گنده یهووی که توی
فنس زندان بود و بهش اشاره کنیم.
یکی باید دستور تعقیب یده. من باید دستورتعقیب بدم.
راستش، این کاره منه.
اما به نظر میاد که کابوس اجتماع تازه داره شروع میشه.
اوه، در هرصورت، بخاطر شپش متاسفم.
جو همیشه با پشم دوست داشت.
یکی بهمون یه دور دیگه بدهکاره.
هرچی پول داشتم دادم به بامیه که خریدیم.
بیخیال، حساب ،حسابه.
باشه، 3تا دیگه لطفا.
داش، تخمام رو میدم دست اون 2تا.
-مگه یدونه نداشتی؟ -مثال میگم
آره، دوست دارم شومبولم رو بکنم تو واژنش
یا باسنش.
آره، نظر من رو بخوای، باسن واژن جدیده.
ناموسا قبول دارم.
صبرکن، مگه بعد از عمل، باسن زن تو از گزینهها حذف نشد.
-...امشب در اخبار ساعت 9 -خفه خون میگیری؟
تعقیب سراسری در ایالت برای یافتن زندانی فراری که
از زندان زنان لیچفیلد در ناآرامی اخیر فرار کرده
در حال صورت گرفتن هستش.
گفته شده مظنون در حال سپری کردن محکومیت 9 ساله
به دلیل استفاده از سلاح کشنده بوده است.
پلیس ایالتی از مردم درخواست دارد در صورت داشتن هرگونه اطلاعات
در مورد مخفیگاه احتمالی این شخص با آنها تماس بگیرید.
اخبار ساعت 9 تمایل دارد به بینندگان خاطر نشان شود
که اگر این فرد بالقوه خطرناک رو مشاهده نموندین
خود خواهان اعمال قانون نشوید.
کردنی بود.
بیا برگردیم ، بیخیال.
چی؟ چرا؟ به نظر تازه دارن کار و شروع میکنن.
که یعنی حداقل چند هفته وقت داریم.
کلی وقت برای رسیدن به کانادا هست پس.
ببین، قبلا سعی کردم فرار کنم اما گرفتنمون.
مگه اینکه خودت رو بکشی. اونوقت میتونی آزاد بمیری.
متاسفم.
خوب چی؟ همینجوری میخوای خودت رو تحویل بدی؟
بعد از اینکه اینهمه کون خودم رو پاره کردم تا تورو بکشم بیرون؟
نمیخوام که نمکنشناس به نظر بیام.
میگم.. قیافه من توی تمام تلویزیونها نشون دادن.
بیاد برگردم. اگه میخوام که زندگی معمولی داشته باشم.
باید دوران محکومیتم رو بگذرونم.
اینجا حبس شدم.
-نه، کجا داری میری، ها؟ -ایی
-تموم کن...یکی میبینه -چی؟
همینجا میمونی.
داری آزارم میدی، لطفا بس کن.
متاسفم، لعنتی ، متاسفم.
نباید میگرفتمت، متاسفم.
ببین، الان گفتی میخوای زندگی معمولی داشته باشی ، درسته؟
میتونی داشته باشی، با من، تو کانادا.
بیمه سلامت مجانیه! من میتونم هوامون رو داشته باشم
میتونم هرکاری بکنم حتی لازم نیست از خونه بیرون بری.
-دوباره که شکل زندان شد -منظورم این نبود
اگه دستگیر بشیم چی؟
داری میگی حاضری که همه چیز و بیخیال بشی و بری زندان؟
اگه معنیش این باشه که با تو شانسی خواه داشت پس کیر توش، برایم مهم نیست، باشه؟
کمتر از 100 مایل تا مرز مونده.
و میتونیم مستقیم از توی جنگل بریم.
یه محل اتراق قدیمی اون بالا هست که بچگی میرفتم، خوشگله.
مگه همیشه نیمگفتی که دوست داری کمپ کنیم باهم؟
چادر داری؟
شاید. میتونم صندوق عقب رو ببینم.
توی صندوق چادری نیست وگرنه من میفهمیدم. باور کن.
من میرم چک کنم. الان برمیگردم.
میتونیم الان بپیچونیمش.
نه. نمیتونم اینکارو بکنم. همینطوری دست به خایه ولش نمیکنم
میفهمم. فیلم " خوابیدن با دشمن" رو دیدم.
بعضی خانومها از مرد زورگو خوششون میاد.
No comments yet. Be the first to leave one.