لومړۍ 200 کرښې.
« ...آنچه در بابیلون برلین گذشت »
من میتونم توی کُشتارگاه کار کنم - امکان نداره. اون باید بره کار پیدا کنه -
اگه من نمیتونم کاری پیدا کنم، چرا دختره نره؟
عقلـت سر جاشه؟
تونی مدرسه داره. ما به خاطر این میریم سر کار
آروم باشید. من هنوز اینجام
باید اطمینان حاصل کنی این قطار موجب هیچگونه برملایی نشه
اسم من روی بارنامهست
.توی اون واگُنها، فسژن وجود داره یک عامل جنگی شیمیاییِ ممنوعه
با اون مقدار میشه حیات شهری به اندازهی برلین رو بهطور کامل از بین برد
شما مجبور خواهی بود پاسخگوی این باشی
...میشا، یوری
همهی اونا بهخاطر تو کُشته شدن
!همهشون مُردن
،در وارماشتراسه یهجور زیرزمینـه
مرکز فرماندهی «قلعهی سرخ»ـه
ببین، بتونه خشک نیست
به ورقهایی که توی ماشین چاپ مونده باشه «میگن «شاه پرینت
اِیبی سه-دو-دو-یک - استانبول -
،هلگای عزیزم
افکارم روزها و هفتههاست که در سرم در چرخشه، ولی یکیشون قابل درک و استوار شده
من دیگه نمیتونم پنهانکاریمون رو تجربه کنم
تو میگی که صرفاً نمیتونی توی برلین یه زندگی کاملاً نو رو شروع کنی
ولی من هم نمیتونم برگردم به کُلن
برگردم به زندگیای که حقیقت رو نادیده میگیره. من رو ببخش. گیریون
گورت رو گُم کن
مشکل چیه؟ - !برو ردّ کارت -
آقای رت؟ با شما کار دارن
یک لحظه
الو؟
.یک تماس از مستشار بندا دارید وصلتون میکنم
رت؟
آقای مستشار؟
.کارداکوف رو پیدا کردیم دیروز پیداش کردن
به همراه چهارده جنازهی دیگه
فرماندهی جوخهی قتل اونجاست
بودا؟ - شخصاً -
خودشه
زیاد سؤال نپرس، خودش بهت نزدیک میشه
اجازه هست معرفی کنم؟ ...مستشار جنایی گنات، فرماندهی جوخهی قتل
همراهم بیاید
چطوری تعیین هویتـش کردید؟
یه تلگرام، چسبیده بود توی جیب کُتـش
نشونمون بده، کروگر
بهصورت رمزه؟ - بله -
ولی به گیرنده نگاه کنید
کارداکوف - به روسیـه -
کی روسی صحبت میکنه؟
من، قربان - ترجمهش کن، چروینسکی -
بله، قربان
پس حالا دیگه جوخهی منکرات روی پروندههای قتل، تحقیق انجام میده؟
این پرونده برای پلیس سیاسی هم از اهمیت برخورداره
،حضور شما، گواه واضحی بر این موضوعـه آقای مستشار. همراهم بیاید
بهنظر میرسه این سیزده مرد و دو زن
توسط تیربار کُشته شدن
به انضمام شلیکهایی به گردن
همهشون؟ - بله. میخواستن که کاملاً مطمئن بشن -
گلولههایی در ناحیهی گردن پیدا کردیم
به کالیبر 7.62 میخورن
یک جوخهی آتش درستوحسابی
کدومیکی کارداکوفه؟
اینجا، شمارهی شش
میبینید؟
پشت سرش
یک شلیک از فاصلهی نزدیک
در کنار کُلی گلولهی تیرباری
قلعهی سرخ
هنینگ، کمکـش کن
این کارداکوف نیست
کار کی میتونه باشه؟ سرویس مخفی شوروی؟
فرض من همینه
گنات، نظر تو چیه؟ - مدرک محکم -
تا چند ساعت دیگه، پرتابهشناسی چیزهای بیشتری رو برامون روشن میکنه
...ولی
به غیر از روسها، فقط سوئدیها از سلاحهای کالیبر بزرگ استفاده میکنن
برای شلیک به گوزنها
گوزنی توی برلین وجود نداره
این موضوع حساسه، از لحاظ سیاسی
سیاست برای من اهمیتی نداره
من یه کاراگاه سادهام
،من اینجا پونزده مورد قتل دارم این موضوع ناچیزی نیست
چیزی که شما از لحاظ سیاسی از یافتههای من پیدا میکنید، به خودتون بستگی داره
ولی هدفمون یکسانه
ما مرتکبین رو میخوایم
...خب
آقای رت
مستشار به من میگه که شما روی این پرونده کار میکنی؟
پس یه جوخه تشکیل بده. بچسبید به کار
ممنونم
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
«حوزهی «اِی قتل و حملات مشدد
پونزده جنازه
فقط یکیشون مفقود شده: الکسی کارداکوف
میبینی؟ خودت روالش رو میدونی
به همین خاطر دوست دارم دستیار من بشی
خب، هستی؟
...بازرس، باعث افتخارمه، ولی
چیه؟
یه نفر رو میشناسم که خیلی بهتر از من با این پرونده آشناست
ولی من تو رو میخوام - ...بله، ولی -
...ولی من هرچی میدونم، از - ،اگه شارلوت ریتر رو میخواستم -
از اون درخواست میکردم
خب، میتونم روت حساب کنم؟
خوبه
توی چاپخونه بودی؟ - بله -
چیز مشهودی وجود داشت؟
«خب، «شاه پرینت
یه بارنامه. داخل یکی از ماشینهای چاپ گیر کرده بود
.مال یکی از واگُنهای قطار گازیمون مقصدش استانبول بود
که اینطور. کجاست؟
نمیدونم. شاید... شاید شارلوت نگهش داشته باشه
نگهش داشته باشه؟ - ...خب -
کارمون قانونی نبود، طریقی که وارد اونجا شدیم
اون دختر نمیدونه چطوری «قانونی» رو تلفظ کنه
« حمام عمومی »
نیمساعت، 25 فنیگ
شش فنیگ هم واسه یه حولهی اضافه - یهدونه کافیه، ممنون -
همراهـم بیاید
شیر یا خط؟ - خط -
خیلیخب، اول تو، و اینبار دیگه عجله کن
هنوز خبری نیست؟
از طرف آقا کُلنیـه؟ - نه -
میترسم ردّم کرده باشه
و اونیکی؟
کوچولوئه - اشتفان؟ -
اوه، اون خیلی احساساتیه
و رودی؟
اون نادون هم خودی نشون نمیده
اشتباهی ازت سر زده؟
من؟
نه، چرا این رو میگی؟ - ...خب -
چیه؟
خب، تو گاهی اوقات میتونی کمی پُرّو باشی
...از چی حرف
،با سه تا مرد مشغول بودی اونوقت همهشون تنهات گذاشتن؟
اوه، آبزیرکاه
حالا چون خودت اخیراً توسط ویلیـت داغ شدی
اسمـش فریتسه
دیگه بیا بیرون، نوبت منه - انصاف نیست -
چرا؟ - واسه هرکدوم باید یهربع باشه -
امکان نداره. داغی، مدت، چرک وجود داره
منظورت چیه؟ - ،تو از داغی آب استفاده کردی -
واسه همین زمان بیشتری توی آبگوشتـت گیر من میاد
آره. سریع بیا بیرون
واسه توئه
بازش کن
من؟ - پس کی؟ -
اون؟
کثافت
مادر خوابه
بازش کن
از طرف اونه
ممنون
تنـت کن
حتماً، تا بتونی چشمچرونی کنی؟
میخوایـش یا نه؟
بسلف
پول راحت
لذت مفتی
عذر میخوام. دوشیزه ریتر رو کجا میتونم پیدا کنم؟
طبقهی بالا، زیر بام
ممنون
مادر؟
مامان؟
سلام. اینجا منزل خانوادهی ریترـه؟
بستگی داره چی بخوای
من دنبال شارلوت میگردم
حالا دیگه خواستگارهاش میان در خونه؟
برو ردّ کارت. اینجا نیست
و برنگرد
وگرنه پشیمون میشی
یه مسئلهی رسمیه. متوجهید؟
اوه، از شهربانی هستی. چرا زودتر نگفتی؟
دیگه چی میخوای؟
میدونی لاته کجاست؟ - امروز روز حمامه -
.حمام عمومی، گریتچاستراسه همین پشت
فهمیدی یا باید برات کروکی بکشم؟
اوه، پسر
تو چت شده؟
خوب بهنظر میاد
بچهت چی شد؟
دادمـش رفت
ولی زندهست؟ - آره -
کجاست؟
یه جایی توی شهر، به گمونم
اسمـش چیه؟ - موقعی که دادمـش رفت، هنوز اسم نداشت -
دختر یا پسر؟ - یه پسر -
هایو - نه -
چرا؟ هایو که قشنگه
من هِولمن صداش میکنم. واسه خودم
هایو هِولمن
باورم نمیشه
من باز میکنم
.یه ثانیه هم مهلت نمیدن خشک بشی باورکردنی نیست
برگهای که از توی ماشین چاپ برداشتی، کجاست؟
،اولـش بهم میگی برم به درک حالا برمیگردی و چیزی میخوای؟
مدرک رو میخوام
،من سعی کردم باهات ارتباط برقرار کنم ولی تو گفتی بهم بگن که توی شهربانی نیستی
،اگه میخواستم باهات صحبت کنم همینکارو میکردم
مدرک رو بده بهم
No comments yet. Be the first to leave one.