لومړۍ 200 کرښې.
.من کورمورن استرایکم .کارآگاه خصوصیام
.من رابین هستم. رابین الاکوت .منشی موقت جدیدم
چه خدمتی از دستم برمیاد، جان؟ - .قضیهی خواهرمه. لولا لندری -
.فکر میکنم به قتل رسیده
.دوربینهای مداربسته تصویر یه مرد رو گرفتن .هیچوقت نفهمیدن کی بوده
.حتی حالا که مُرده هم دست برنمیدارین
،پس فکر میکنی لولا لندری به قتل رسیده
و ما توی تحقیقات اشتباه کردیم؟
.اصلاً
فقط میخوام تصویر بهتری از .ساعات آخر زندگی لولا داشته باشم
...این خانوادهس
بانو ایوت بریستو .با برادرش تونی لندری
.خانواده چیز پیچیدهایه
.تو یکی دیگه حتماً اینو خوب میدونی
،این گی سومه ست، طراح
،به همراه بهترین دوست لولا، کیارا پورتر
.اِون دافیلد، دوستپسر لولا
.و اینم تهیهکنندهی فیلمه
.حدس میزنم اینم زنش باشه
.این تنزیه .همسایهای که اظهاراتش رو عوض کرد
.از آقا و خانم بستیگویی فاصله بگیر
لولا هرگز اسمی از راشل اونیفاده برد؟
...اوه، راک کوچولوی من
این راشله؟
...راشل
!دست از سرم بردار
با کی داشتی حرف میزدی؟
!یالا، راشل! راشل
استرایک: آوای فاخته
.کورمورن استرایکم علت مرگ رو تشخیص دادین؟
.خودت حدس بزن. هر حدسی .مواد. خفگی زیر آب
،ببین، وقتی از حموم بیرون آوردمش
.آب گرم باز بود
.منبع آب خالی نشده بود
اینطوری میتونی بفهمی .دقیقاً چه مدت اون تو بوده
موقعش که شد یه افسر رو .میفرستم تا اظهاراتت رو ثبت کنه
،و تاریخچهی مکالمتش رو چک کن چون وقتی خواستم باهاش حرف بزنم
.به یه نفر زنگ زد
مثلاً یه موادفروش با سیمکارت اجارهای؟
گوش کن، من سخت درگیر .پروندههای واقعی هستم، پس خداحافظ
.صبح به خیر
.صبح به خیر
دستهات چطوره؟
.هنوز یه کم درد میکنه
حالت خوبه؟
.اولین بار نیست جسد میبینم
...منظورم اینه که .همیشه اولین بار بدتره
،خب، به نظرت تصادفی بوده
مرگ راشل درست بعد از لولا؟
.خب، زندگی خیلی شکنندهای داشته
ولی پول داشته که لباس و خرتوپرتهای مُد روز .و کلی مواد بخره
از کجا؟
لولا؟
.لولا سه ماهه که مُرده .وصیتنامهای نذاشته
بهعلاوه، چرا راشل با دیدنم هول شد؟
و به کی زنگ زد؟
.داشت چیزی رو مخفی میکرد
.مطمئناً پلیس بررسی میکنه
.شاید
وقتشه ببینیم همکارهای لولا .چه واکنشی به این خبر نشون میدن
صبح به خیر، من مایک داندی هستم .از ادارهی ایمنی و بهداشت
برای انجام مصاحبهی مادهی 20
تحت تبصرههای قانونیِ محوله به من
بر اساس قانون ایمنی و بهداشت محل کار .مصوبهی سال 1974 اومدم
.چند تای دیگه
...اون سمت
!یالا، تمرکز
!نور
!کیارا دیشب دیر خوابیدی، جانم؟
گی سومه؟
تو کی هستی؟
.من کورمورن استرایک هستم .کارآگاه خصوصی
.الان سرم شلوغه .از تریشا یه وقت ملاقات بگیر
.راشل اونیفاده مُرده
خدای من... چطوری؟
.یه عالمه مواد و یه حموم داغ - .اشتباه مبتدیانه -
دقیقاً. مبتدی نبود، مگه نه؟
صبر کن. کورمورن استرایک؟ .اسم نادریه
.اولین باره چنین نظری میشنوم
نکنه برادر اَل روکبی هستی؟ - .برادر ناتنی -
.میگفت برادرِ جانبازی به اسم کورمورن داره
.پدرت رو هم چند بار دیدم
.خوش به حالت
و چرا پسرِ جانی روکبی کارآگاه خصوصیه؟
.چون شغلشه
میخوام اگه اشکالی نداره .چند تا سؤال ازتون بپرسم
.من کیارا هستم
.میدونم
،آه، که این طور و آقای بستیگویی کِی برمیگرده؟
.باشه پس، همون موقع تماس میگیرم .خیلی ممنون. متشکرم
.سلام
!آه... ببخشید
ببخشید، کمکی از دستم برمیاد؟
کجاست؟ - کی؟ -
.برادرم
.ممنون
خب، الان برادرم مشغول چه پروندهایه؟
...خب، اه
،یه دختره که خودکشی کرده
.ولی یکی از بستگانش فکر میکنه خودکشی نبوده
کورمورن چی فکر میکنه؟
.به نظرم تمام احتمالات رو در نظر میگیره
بهت گفته مادرمون کی بود؟
.نه
خودت میدونی؟
.بله
،حکم کردن خودکشی بوده
ولی کورمورن همیشه فکر میکرد .مرگش مشکوک بوده
.مرگ مادر خیلی روش تأثیر گذاشت .دانشگاه آکسفورد رو ول کرد و به ارتش پیوست
دانشگاه آکسفورد بوده؟
!میدونم
یه مسئول پذیرش باهوش .پشت این ظاهر خشن و بیذوقش رو دید
« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی
خب، چند وقته توی دفترش میخوابه؟
در مورد چی تحقیق میکنی؟
برادرِ لولا لندری ازم خواسته .نتیجهگیری پلیس در مورد مرگش رو بررسی کنم
.تا مطمئن بشه تحقیقاتو درست انجام دادن
حسابدار؟
.نه، وکیله
.ما همیشه به جان میگفتیم حسابدار
چرا؟
.یه لقبه دیگه مادر عزیزتر از جانش رو چی؟
اونو دیدی؟
.تازگیها نه
.برای همین گی بهش میگفت کوکو
...خانوادهی داغونیه
.لولا توی لونهی مناسبی نبود
.انگار گی زیاد از مرگ راشل ناراحت نشد
.اون موقع کار فقط به یه چیز اهمیت میده
...بیچاره راشل
میتونی از رابطهی راشل با لولا بگی؟
.خب در مورد یه موضوعاتی به لولا کمک میکرد
.هویت، اصالت و این جور چیزها
لولا با شوق زیادی ،دنبال پیدا کردن اصل و نسبش بود
،یعنی اجداد سیاهپوستش .از طرف باباش
.کیارا، عزیزم، نوبت عکاسیته
لولا روزی که از دنیا رفت .مدت زیادی پیش راشل بود
آره، وقتایی که راشل از اون ،حملههای عصبی نداشت
.همیشه با هم جور بودن
.لولا بهش پول هم داده بود
.خب، لولا به هر کسی پول میداد
.ولی آره، راشل هم خوب ازش پول کشید
.هی، عزیزم، گی داره عصبی میشه
.خیلی دوست دارم این گفتگو رو ادامه بدم
،من تا دیروقت اینجا مشغولم ...و بعدش میرم کلوپ اوزی
...باشه، فردا - ولی میای؟ -
.با متروی زمینی بیا تا دالستون کینگزلند
.اونجا توی ایستگاه میبینمت .ساعت 10:30
و مت هم خون جلو چشمش رو گرفته بود و هر بار چادر میافتاد
،مینداخت گردن من ...و بعد بارون اومد
.البته
.بالاخره اومدی
،رابین همه چیزو بهم گفت .پس وسایلت رو جمع کن
ماشینو توی پارکینگ جانلوئیس گذاشتم
.و میای خونهی ما
.نمیام
نمیتونی اینجا .روی تخت سفری بخوابی
این موقته تا زمانی که .یه جایی دست و پا کنم
.بهش بگو، رابین
.ربطی به رابین نداره
،به هر حال نمیمونم .فقط اومدم یه چیزی بردارم
کجا میخوای بری؟ - .چلسی -
.خب، بذار برسونمت
،بذار برم ماشین رو بیارم .این پایین سوارت میکنم
.ده دقیقهی دیگه پایین منتظرتم
،خداحافظ، رابین .از آشناییت خیلی خوشحال شدم
.منم همین طور
.باید اینو امضا کنی
.خیلی عالیه
کی؟
مسخرهست دختری .با این وزن رژیم باشه
.حالا برای عروسی یا هرچیزی
.به من که مربوط نیست
.بچه که بودم اینو خیلی دوست داشتم
خب، پس بگو این دفعه دیگه .واقعاً از شارلوت جدا شدی
.واقعاً جدا شدیم
،مسلمه که از این جدایی متأسفم
ولی حالا که ترکت کرده .خیلی برات بهتره
.من ترکش کردم
.خوبه
،خب، بهتره عجله کنم .چون جک فوتبال داره
.اینجا هر گوشهای منو پیاده کنی خوبه
پسرک بیچاره .نمیتونه بره تیم اصلی
"بهش گفتم "توی تیم اصلی من هستی، عزیزم
...ولی فکر نکنم کمکی بهش کرده باشه - .تو مادر خوبی هستی -
.ممنون، استیک
...میخوام بچههام همیشه - .میدونم -
.هر چیزی لازم داشتی، فقط بگو
.به آقای بریستو میگم اومدین
.آه، بیا تو
...ببخشید، داشتم چیز مامان مرتب میکردم
...آه
.اه... زیاد نباید طولش بدیم
.داروها خیلی گیجش میکنن
تونی؟
.نه، دایی تونی نیست، مامان .آقای استرایکه
.ما خیلی وقت پیش همدیگه رو دیدیم
.دوستِ پسرتون چارلی بودم
.چارلی مُرده .با دوچرخهش پرت شد توی معدن سنگ
.بله
No comments yet. Be the first to leave one.