لومړۍ 200 کرښې.
ســـالـــوادور
زيرنويس از مهدي shine021
خب، ما اومدیم! سلام به همه!
امروز رسید و لحظه موعود فرا رسید. یک چهارم نهایی
بازی در 'برنابئو' بین 'مادرید' و 'مارسی'.
امروز پایتخت ساکت شده تا میزبان بازی باشه.
شالها در اهتزازند،
و قلبها برای آخرین رویای بزرگ اروپایی میتپند.
'آنتون مینا'، اوضاع اونجا چطوره؟ شب بخیر.
سلام 'دنی'. حالت چطوره؟ فضا عالیه.
صدها هوادار از 'فرانسه' سفر کردند...
'سالن ورودی'
...دارن به 'برنابئو' میرسند،
و فضا اینجا فوقالعادهست، چون بازی خیلی بزرگه.
مردم عاشق فوتبالن.
بدون شک این یکی از مهمترین بازیهاست.
و اقدامات امنیتی ویژهای رو میطلبه.
- حالت چطوره 'لورا'؟ - شب بخیر.
درسته 'دنی'. اعلام شده که این بازی خطرناکه.
حدود 2000 پلیس از واحد مداخله سریع هست،
به علاوه واحد سواره نظام ویژه.
در حال حاضر همه چیز طبق برنامه پیش میره.
- امیدوارم اوضاع آروم بمونه. - ممنون. مهمترین نامزدها...
'مادرید' میزبان 'مارسی' در یک چهارم نهایی
- بالاخره وقتش رسید. - سلام!
- آبجو آوردی؟ - آره.
میدونم بیشترتون باورتون نمیشه...
'زندگی بدون الکل'
...اما این حقیقته، من الکل مصرف نکردم.
و همچنین
ناراحتم که وقتی سالها پیش شروع به نوشیدن کردم،
دلیل موجهی نداشتم.
یا حداقل به اندازه دلیلی که الان دارم مهم نبود.
چون به هر چی میخواستم رسیدم.
'جوسلین'، 'دانیلا'، 'حسن'، 'سالوادور'.
به خونه رسیدم.
و خانواده.
به یه همسر رسیدم...
که فوقالعاده بود.
بامزه، باهوش و عاقل بود...
حتی نمیتونید تصور کنید منظورم چیه.
و من فقط یه احمق بودم و زندگیم رو بر این اساس گذروندم.
- بعداً میبینمتون. - خداحافظ 'سالوا'.
گفتنش برام دردناکه، اما این حقیقته.
- خداحافظ. - به امید دیدار.
بذارید بگم که من شوهر خوبی نبودم.
یا پدر خوبی.
فکر نکنم حتی پدر بودم.
اما مشکل اینجاست که نمیدونستم چطور پدر باشم.
زنده باد 'اسپانیا'!
یا شاید نتونستم پدر باشم.
یا دلم نمیخواست.
اوناهاش اومدن، طرفدارای
متعصب قهرمان ها!
اوناهاش اومدن، طرفدارای
حق ندارین تو خیابونای 'مادرید' راه برین!
'مارسی'، آشغالای عرب!
'مارسی'، آشغالای عرب!
مشکلی داری؟
مشکلی داری یا چی؟
ببینم چی داری.
این شام منه. دارم میرم سر کارم.
کارت؟
چی؟ داری از ما قایم میشی؟
کلاهتو بردار احمق.
وقتی باهات حرف میزنم نگام کن.
تو چشمام نگاه کن!
گفتم وقتی باهات حرف میزنم نگام کن!
داری به چی زل میزنی؟
حرفمو تکرار نمیکنم.
داری میری سر کارت؟
داری با اتوبوس میری سیرک؟ یا چی؟
- وایسا. - ولش کن!
- تکون نخور! - باشه! بسه دیگه!
بیا. یه کاری باید انجام بدیم.
- زود باش. - برو بیرون!
برو بیرون احمق.
میندازیمت بیرون عوضی.
زود باشین، بندازینش بیرون!
- اتوبوس رو نگه دار! - بهش بگو وایسه.
اتوبوس رو نگه دار!
- در رو باز کن! - عوضی!
در رو باز کن!
- آشغالو بندازین بیرون! - برو بیرون!
- اوناهاش اومدن، طرفدارا... - پیروزی از آن ماست!
اوناهاش اومدن، اعضای گروه 'ارواح سفید'!
اوناهاش اومدن، اعضای گروه 'ارواح سفید'!
پیروزی از آن ماست!
زنده باد 'اسپانیا'!
اوناهاش اومدن، اعضای گروه 'ارواح سفید'!
دخترم...
ببخشید.
دخترم 'میلنا'،
وقتی کوچیک بود...
منو الگوی خودش قرار میداد.
شاید اینو ندونین، ولی من یه دکتر بودم.
و هنوزم دکترم.
یه جور دکتر متفاوت، فکر کنم.
'(میلنا)'
شماره ای که گرفتین خاموشه یا در دسترس نیست.
لطفا بعدا دوباره تلاش کنید.
سلام 'میلنا'.
دیدم اوضاع بخاطر مسابقه داره متشنج میشه...
پس میخوام مراقب باشی، باشه؟
قضیه اینه که وقتی با دوستاش جمع میشد...
'ایستگاه آمبولانس'
به من پز میداد.
میگفت:
'بابام اسمش (سالوادور) هست و جون مردم رو نجات میده.'
فکر کنم حس کردم اگه کارم رو درست انجام بدم،
میتونم از زن و دخترم محافظت کنم، یا نمیدونم...
'بیمارستان عمومی (مادرید)'
فکر کنم این روشیه که باهاش کارامو برای خودم توجیه میکنم.
که حس گناه نکنم بخاطر نبودنم.
یه منطق مسخرهست ولی باورش کردم.
یا مجبور شدم باورش کنم.
باید باورش کنم.
به هر حال، خیلی ممنون که گوش دادید. واقعا.
- شب بخیر. - دیر کردی 'سالوادور'.
آره، یه مشکلی تو اتوبوس پیش اومد.
بوی آبجو میدی.
نه، یکی ریخت روم.
من نپرسیدم چرا، بیخیال.
یه سری فاشیست آبجو ریختن روم.
بفرمایید. باید نیم ساعت پیش تو 'کاستیانا' میبودی.
تنشها بخاطر مسابقه داره بالا میگیره.
'سالوا'، این 'تونی'ـه، پرستار جدیده.
- حالت چطوره؟ - سلام.
این 'سالوا'ـه، رانندهمونه.
باورنکردنیه.
گوش کن، باید آمبولانسهارو تمیز نگه داریم.
این چیزیه که قانون میگه.
تی و سطل. زود باش.
ببخشید، من پرستارم نه نظافتچی. باشه؟
- اسمت 'تونی'ـه؟ - آره.
'تونی'، من تو زندگی قبلیم قمار میکردم و مشروب میخوردم
و دکتر و مهربون بودم.
و از اونجایی که تعجب نکردی، حتما یکی بهت گفته.
چیزای زیادی هست که نمیتونم تحمل کنم،
و یکیش اینه که حرفمو تکرار کنم.
و برگشتیم به منطقه اطراف استادیوم
چون ظاهرا تنشها داره بیشتر میشه. 'لورا'.
درسته 'دنی'. تنشها داره بالا میگیره.
هزاران طرفدار دارن شعارهایی که عادت کردیم بشنویم رو فریاد
همینطور میتونیم ببینیم که پرچمها الان دارن تکون میخورن
میتونیم تشخیص بدیم که مسابقه داره شروع میشه،
و تا الان پلیس اوضاع رو کنترل کرده،
ولی تنشها در بالاترین سطح خودش قرار داره.
'مارسی'
'(اولتراس المپیک مارسی)'
'مادرید'، لعنت بهت!
«مادرید»، لعنت بهت!
به نظر من اگه فاشیست بودن،
اینجوری مثل میمون تو سیرک این دور و بر نمی گشتن.
ولی چون ضد نژادپرستی و فاشیسم هستن،
پس لازم نیست نگرانشون باشیم.
چرا تو هم نمیری پیششون؟ شاید بذارن تو هم ملحق شی.
حتما ازت خوششون میاد.
تو هم نه 'ماریان'. سعی نکن منو اذیت کنی.
این یه واقعیته.
هزینه 100 تا کولونوسکوپی با یه ساعت هزینه هلیکوپتر برابره.
پس با من فریاد بزنید،
«بهداشت عمومی!»
«بهداشت…»
اجازه بده 'تونی' عزیزترین دوست و بدترین دشمنمو بهت معرفی کنم.
از دیدنت خوشحالم.
میگه از دیدنت خوشحاله.
بهش بگو منم همین حسو دارم.
و اسمم 'آدولفو سوارز' هست، مثل اسم فرودگاه.
که یادش نره.
رفیق، لعنت به تو و رودهات.
از 'مارسی' هستیم و بهش افتخار می کنیم!
ای حرومزاده ها!
ما گروه 'ارواح سفید' هستیم ای کثافتا!
پیروزی از آن ماست!
وای خدای من.
ای حرومزاده ها!
زنده باد 'اسپانیا'!
وای!
بزن بریم!
بزن بریم! بجنبید!
نه! بجنب 'سالوا'!
کپسول اکسیژن و دستگاه مانیتورینگ! زود باش!
- باشه. - بزن بریم.
- باید برش گردونیم. - آره. بجنب 'سالوا'.
بزن بریم!
- اون عرب لعنتی رو بگیرید! - عرب کثیف!
فرار نکن ای موش لعنتی!
فرار نکن ای حرومزاده!
نابودت می کنیم ای ترسو!
تو نابود میشی ای عمامه به سر!
بازیکنا دارن تو زمین گرم می کنن.
لطفا توجه کنید چون هنوز داره با من تکرار میشه…
طبق منابع پلیس،
طرفدارای افراطی درگیر شدن…
«'کمپ نو' رو آتیش می زنیم
و 100 هزار حرومزاده توش
این ارزون ترین راهیه که می تونیم از شر بیشترین تعداد خوک خلاص شیم»
راه رو باز کنید!
مراقب باشید!
No comments yet. Be the first to leave one.