لومړۍ 200 کرښې.
! مامان
چي شده ؟
بابا بابارو بازداشت کردن
( پليس ؟ ( بازداشت کرد
ميگفتن سر مشتري هارو گول ماليده
! آهنگت رو بخون
! يالا بخون
! بلندتر
! خودتون امتحان کنيد
پس اين آب رنگي جادويي ه ؟ ! احمق
! نادون
" زندگي يک خانه به دوش "
تهيه کنندگان ماسومي فوجيموتو
ميکيو ناروسه ، تاداهيو تراموتو
فيلمنامه توشيرو ايده ، سومي تاناکا
بر اساس رماني از فوميکو هاياشي و نمايشنامه اي نوشته کازو کيکوتا
فيلمبردار جون ياسوموتو
کارگرداني هنري ساتوشي چوکو
موسيقي يوجي کوسکي
بازيگران
هيدکو تاکامينه
آکيرا تاکارادا ، دايسوکه کاتو کيجو کوباياشي
کينويو تاناکا ، ميتسوکو کوسابه نوبورو ناکايا ، يونوسوکه ايتو
کارگردان ميکيو ناروسه
من و مادرم کيسه هارو به دوش ميکشيم
! چقدر هوا گرمه
دختري که تلوتلوخوران يک کيسه رو تو اين هواي آفتابي به دوش ميکشه
روز خوش آقا ميشه ازمون بخريد ؟
خيلي قيمتش پايينِ
جنسش خوبه قيمتش پايينه
نميخوام
توکيو خيلي گرمِ
سايه من روي اين مسير سفيد رنگ همچون وزغي سياه رنگ ميخزه
! خوش اومديد
واقعا هوا گرمه نه ؟ کار چطوره ؟
بده از اين بدتر نميشه
زمانه بدي شده
. . . خيلي درآمدي ندارم
اما خب کار ديگه اي ندارم بکنم
ببخشيد ولي ميشه براي اجاره کمي بهمون مهلت بدين ؟
باشه
راستي يه نامه از طرف شوهرت اومده
اوه
مطمئنم همراهش پولي نفرستاده بايد يخورده برامون بفرسته
دوست نداره بليط اتوبوس بفروشه ؟
بليط بفروشه ؟
ماهي 45 ين ميدن
فکر نکنم از پسش بربياد
دختر خيلي عجيبي ه
چرا انقدر دو هوا کردي ؟
ذغالش خيلي بده
پدر چي نوشته ؟
با وجود باروني که اومده نتونسته چيز زيادي در کيوشو بفروشه
بزار ببينم
فکر کنم بهتر باشه برم کمکش
نوشته خيلي کم ميتونه . . . غذايي بخوره
از بخت بدمون من و تو داريم جايي زندگي ميکنيم که اون نميتونه
! به خونه خوش اومدي
هوا گرم شده نه ؟
آره تازه شروع تابستونِ
چرا اينطوري رفتار ميکني ؟
آقاي ياسوکا با تو بود
ازش خوشم نمياد
از پدرمم همينطور
. . . از هيچ مردي خوشم نمياد
چرا از پدرت خوشت نمياد ؟
از هشت سالگي مراقبت بود
بايد از اين بابت ممنونش باشي
من که اينطوري فکر نميکنم
تو مدرسه هم رفتي
يادت رفته ؟
من در حين مدرسه رفتن کار هم ميکردم مگه نه ؟
مثل يه خدمتکار تو کارخونه ها کار ميکردم دستفروشي ميکردم
خرج زندگي خودمو درمي آوردم
حتما بعد از اينکه از مدرسه فارغ التحصيل شدم براش پول ميفرستادم
اينم يادت رفته ؟
نبايد از اين حرفا بزني
برام مهم نيست
ما که پدر و دختر نيستيم
تو برو پيشش ! بزار من اينجا بمونم
اگه فاحشه بشم ميتونم زندگي خوبي تشکيل بدم
ببخشيد از اينا ميخوريد ؟
يخورده براتون خريدم
ممنون لطف دارين
ميرين حموم ؟ بله
ميبينمتون
روز خوش متشکرم
خيلي مرد خوبيه چرا ازش خوشت نمياد ؟
نميدونم چقدر درمياره
پنج سال پيش زنش فوت کرده شايد دوباره ازدواج کنه
به تو ربطي نداره که
به منم ربطي نداره
هنوز کاتوري رو دوست داري نه ؟
اون دانش آموزي که تورو آورد . . . به توکيو
. . . وقتي مدرسش تموم شد
ولت کرد و رفت خونش
آره دوستش داشتم
. . . نميتونمم فراموشش کنم
درست مثل تو که . . . پدرمو دوست داري
و ازش جدا نميشي
کاش ميتونستم يکبار ديگه ببينمت
! کاش پول داشتم
کاش حداقل ده ين داشتم
کاش ميتونستم يه ظرف نودل برات بخرم
. . . نامه نوشتن بهش فايده اي نداره
به مردي که با زني بهتر از من ازدواج کرده
نوشتن اين نامه فقط دل خودمو آروم ميکنه
همينقدر داريم
چيکار ميکني ؟
. . . يک دو سه چهار
پنج ين
! فوميکو
در کل ميشه 12 ين و 60 سن
تو نگران پدري
پولو بردار و برو پيش بابا
. . . نگران نباش من که ديگه بچه نيستم
ميتونم به خوبي از پس خودم بربيام
تنها سي ين در ماه
چرا نميتونم کار پيدا کنم ؟
اگه الان پنج سن داشتم ميتونستم يه کيسه برنج بخرم
بعد برنج رو با ترشي تربچه ميپختم
آرزوم به همين سادگي ه
راه ديگه اي نيست که بتونم به حقيقت تبديلش کنم ؟
. . . صف کم کم کوتاه ميشه
بعضي ها خندون ميان بيرون بعضي ها نااميد
ديگه داريم از وايسادن جلوي در خسته ميشيم
تنها دو نفرو خواستن اما بيشتر از پنجاه دختر اينجا جمع شدن
بالاخره نوبت من شد
داره سوابق شخصي منو ميخونه . . . شخصيتم رو بررسي ميکنه
و يه نگاهي به وضع ظاهريم ميکنه
بعد از اينکه يه مقدار نگام ميکنه ميگه بعدا خبرم ميکنه
دارم به اين روش . . . امتناع عادت ميکنم
اما بازم مسخرست
امروز خيلي به خودم فشار آوردم شبيه دختراي کودن نشم
تصويري از دختر روستايي در شهر
منتظر مدير تئاتر هستم نميدونم چه شکلي ه
يه مرد قدبلند عينکي از کنارم رد ميشه
بسيار خوش تيپ و خوش لباسِ
متقاضي هستي ؟
بله
به راهش ادامه ميده
منم مثل يه سگ ميفتم دنبالش
وارد يه بار کوچيک ميشيم
ميگه گروهش يه به صورت گردشي نمايش اجرا ميکنه
و اونا هنرپيشه زن ندارن براي همين من هر موقع بخوام ميتونم بهشون ملحق شم
دستمالشو از جيب روي سينه کتش بيرون مياره
صورت لاغري داره سخت ميشه چهرشو فراموش کرد
در درونم احساس بدي بهم دست ميده
هر چيزي رو تحمل ميکنم جز اينکه مردي مثل اون گولم بزنه
با سيگاري که لاي انگشتش گذاشته سوابق شخصي منو ميپرسه
بعد ميزاره تو جيبش
شايد چيزي که نياز داره خود من باشم نه مدرکم
يه ليوان آب سيب بهم تعارف ميکنه
و منو به هتلي دعوت ميکنه که دفترش اونجاست
دفترش روبرو ساختمان قرار داره
اتاقي بدون اسباب و اثاثيه که به نظر عجيب مياد
بهم دروغ ميگه براي همين منم بهش دروغ ميگم
عجيب نيست که دنيا پر از دروغ شده
در همين مدت بهم ميگه ميخواد باهام معاشقه کنه
من ميگم از اين حرفاي مزخرف نزن
وقتي از اتاق بيرون ميرم دختري ميگه که نودل آورده
من با لبخندم جواب رد ميدم و از اونجا بيرون ميام
اما اون قوطي هاي قرمز نودل به دلم ميمونه
يعني ميخواد تمام نودل هارو بخوره ؟
ميخوام نودل بخورم
يه کاري تو دفتر سهامي فردي به نام ايواي پيدا کردم
بهت ماهي 35 ين ميديم
ساعت کاري از نه شروع ميشه تا چهار
ميتوني حسابداري کني ؟
چي ؟
دفتر داري ؟
فکر کنم بتونم
باشه امتحان ميکنيم
سي و پنج ين در ماه ! با نهار
واقعا دنياي زيبايي ! جلوي چشمم پديدار شده
! مادر
اگه ده ين برات بفرستم اونوقت از موفقيت دخترت غافلگير ميشي
مردي منو به سمت ميزي بزرگ راهنمايي ميکنه
همينکه پشت ميزي که شبيه تخته سنگ ميده ميشينم
نگران حرفي که زدم ميشم
ميتونم حسابداري کنم
دفتر بزرگي که اون مرده آورد رو باز ميکنم
. . . حسابداري دوبل
با چيزي که آشنايي دارم خيلي فرق ميکنه
عرق سر تا سر صورتم رو ميگيره
ستون هاي بزرگي از رقم هاي بزرگ که تا حالا در زندگيم نديدم
اگه تمام اين روز اين اعداد . . . رو حساب ميکردم و وارد ميکردم
. . . تا شب مثل ديوونه ها ميشدم
اما اگه باهوش بودم ميتونستم از چرتکه استفاده کنم
اگرچه در اين کار هم مهارتي نداشتم
به ياد آوردنش باعث ميشه قلبم سرد بشه
تلگراف براي شما اومده
ممنون
کار پيدا کردي ؟
کار شما به پايان رسيد ايواي
خبر بديه ؟
ببخشيد اجاره انقدر عقب افتاد
دوست نداري بليط فروش اتوبوس بشي ؟
ماهي 45 ين ؟ يه بار درخواستنامه رو پر کردم
رد شدي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.