لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
آیو، آیو.
حومه هیوستون، تگزاس.
آیو، آیو.
آیو، آیو، آیو!
روی، دارن فرار میکنن!
اونا دارن میان!
آیو، آیو، آیو!
نه!
از ماشین بیا بیرون! بیا بیرون! بیا بیرون!
لئو! لئو! لئو!
لئو! لئو!
غریزه.
۲۴ ساعت قبل.
این فقط یه کم اضطرابه، حمله پانیک.
- بعد درد چی؟ - درد طبیعیه.
اون به خاطر اضطرابه.
دوباره آزمایش میدی؟
لازم نیست. فقط دو روز دیگه تا روز زایمانت مونده.
- حالت خوبه. - منم نمیخوام حالم بد باشه.
بچه. امیدوارم حالش خوب باشه.
تو بچهتو از دست نمیدی. باشه. قول میدم.
باید به خانواده یا دوستات زنگ بزنی.
یکی که تو رو برسونه خونه. نمیخوام خودت رانندگی کنی.
میبینی عزیزم، همه چی درست میشه.
امروز یه ماه گرفتگی تو برج قوس هست
و تو داری با انرژی جنسی میلرزونی.
اوه، خواهش میکنم.
رابطه جنسی آخرین چیزیه که این اواخر بهش فکر کردم.
جدی؟ چرا؟
یه روز اومد با یه تخت نوزاد جدید،
میز تعویض و ۲۰ تا اسباب بازی پشمالو.
- ولی این اذیتت میکنه؟ - اذیتم نمیکنه،
ما فقط توافق کردیم که این کارو نکنیم.
نمیخواستیم برای بچه بدشانسی بیاریم.
ولی مگی، همه چی درست میشه، میبینی.
حس ششمم بهم میگه.
منم کارمو به خاطر یه مرد متولد اردیبهشت ول میکنم.
نمیدونی چقدر دلم برای کلاس هنرم تنگ شده.
من توش خوبم. همیشه توش خوب بودم.
تو بهترینی.
نمیفهمم.
هی!
روانی...
- از جونمون چی میخواد؟ - هی، مراقب باش.
برو کنار.
- چی... چی میخواد؟ - چی میخواد؟
- داری چیکار میکنی، عوضی؟ - احمق.
- دیدی؟ - آره.
- روانیه، درسته؟ - خدای من.
منم دیرم شده بچهمو ببرم، درسته؟
- واقعاً؟ - آره.
میدونی چی آخرش باعث شد بیاد بیرون؟
رابطه جنسی.
پیتزای هاوایی با ماهی کولی و زیتون...
...و شربت افرا. - اوه، چندش!
به خدا قسم، آسونترین زایمان دنیا بود.
اومد بیرون...
مثل یه ماهی کوچولو، بچهم.
اون ماشین توئه.
وای، چه بد شد.
- خب، شنبه میبینمت... - باشه.
...تا ببینم حالت چطوره.
صبر کن، شنبه چه خبره؟
آها، درسته!
اون تاریخ زایمانه.
- دوستت دارم. - منم دوستت دارم. ممنون.
مراقب خودت باش!
لئو! منو ترسوندی!
فکر کردم غریبهای.
واقعاً عزیزم؟
خیلی خوبه که میبینم خوابی.
- خیلی دلم برات تنگ شده بود. - منم همینطور، عزیزم.
من ترجیح میدم اینجا باشم تا اینکه برم اون کنگره خیلی خستهکننده.
لئو،
فکر کنم دارم دیوونه میشم.
نه، لازم نیست ناراحت باشی.
اشکالی نداره.
چارلی خیلی خوشحال میشه،
- یه پسر خیلی سالم. - اگه دختر باشه چی؟
آره، چارلی هم اسم قشنگیه برای دختر.
بهتر از داروینه، درسته؟
بگو ببینم، نظرات در مورد کتابت چطوره؟
- نه، هیچکس نخونده. - معلومه که خوندن.
مطمئناً همهشون خوندن.
اونا خیلی مغرورن که ازت تعریف کنن. اونا خوندن.
امروز فقط تو و این برام مهمید.
هنر انتخاب طبیعی
لئو، هاروی داره شروع میکنه به حصار کشیدن، با اینکه گفتیم غیرقانونیه.
آه، من باهاش صحبت میکنم.
ما قبلاً صحبت کردیم. اون گوش نمیده.
باید گزارش بدیم.
من به پلیس گزارش میدم.
هی، هی، مگی. واقعاً؟ نه.
اگه پلیس رو درگیر کنیم، نمیتونیم با صلح کنار هم زندگی کنیم.
واقعاً؟ نه، تصور کن زندگی کردن در تضاد با این آدم.
میدونی کی حلش میکنه؟ ببین.
آره، آره، آره، آره، آره-آره!
باید اون مدرک رو بگیری، درسته؟
مگی، من برای پدر شدن به دنیا اومدم.
عزیزم، عزیزم.
مصاحبهت به زودی پخش میشه.
- وای، چه عالی. - آره.
- من تو گوشیم دنبالش میگردم. - روز خوبی داشته باشی، عزیزم.
- تو هم همینطور. - دوستت دارم.
عشقم بهت بیشتره!
استراتژی اجدادمون که دو میلیون سال پیش برای حل مشکلاتی
مثل زنده موندن از دست شکارچیها به وجود اومده، هنوزم تا به امروز کار میکنه، چه خوب چه بد.
تو نوشتی که قبلاً وقتی جوون بودی خشونت رو دوست داشتی
و داروین زندگیت رو نجات داد.
ببین، پدر و مادرم وقتی چهار سالم بود فوت کردن.
تا دوازده سالگی، شش بار خونهمو عوض کرده بودم.
مطمئنم اگه تو کلاس ششم تکامل رو یاد نمیگرفتم، یا میمردم یا زندانی میشدم.
و دقیقاً یادمه وقتی این کلمات رو خوندم.
برای اینکه یه موجود زنده بتونه زنده بمونه، باید با تغییرات محیطش سازگار بشه.
این ایده به صورت کورکورانه به ما حمله نمیکنه.
این یه ایده سادهست ولی خیلی سازندهست.
قبل از برنامه، تو در مورد پدر شدن صحبت میکردی.
آره، من خیلی خوشحالم.
بچه داشتن یعنی همه چیز، همه چیز برای من.
هی، فقط از زنم بپرس.
واقعاً شگفتانگیزه. داروینیسم درونت چی میگه؟
بقای دیانای من تضمین شده.
احمق! این جنگل مال اون نیست.
عزیزم!
فکر کردم زودتر میای خونه.
بیا اینجا، میخوام یه چیزی بهت نشون بدم.
تازه بالا آوردم، نمیشه اونو برام بیاری؟
نه، نه، نه، نه.
خیلی بزرگه، خیلی سنگینه، و تو حتماً خوشت میاد. بیا.
مصاحبهت عالی بود، عزیزم.
وای خدا، این پلهها منو از پا درآورد!
ببینیم نظرت چیه. آمادهای؟
- داری چیکار میکنی؟ - دارم 'Jaguar' رو عوض میکنم.
ولی تو اون ماشینو دوست داشتی.
آره، ولی این تصمیم مسئولانهتره، برای روزهای پیش رو.
نگفتی که نفرینه، درسته؟
دوستت دارم.
من بیشتر دوستت دارم، عزیزم.
ما تنها تماشاچیان این درام دریایی نیستیم، جایی که خون...
پپرونی متوسط.
و...
هاوایی بزرگ با ماهی کولی و زیتون.
- ناوبر مرموز اعماق. - باشه.
این رقص حریصانه از کجا میاد؟
آبهای به فاصله ۴۰ کیلومتر اونارو از هم جدا میکنه، ولی خبر پخش میشه...
سلام!
بچه کیه؟ کجاست؟
اینجا جاییه که چارلی مسیر بشریت رو تغییر میده.
و این همه چیز خیلی قشنگه.
گوش کن، مگی،
عزیزم،
خیلی ممنونم بابت همه فداکاریهایی که کردی.
به خاطر اینکه با وجود همه موانع، از رویاهامون دست نکشیدی.
تو یه زن فوقالعادهای، مگی.
من خیلی خوشبختم که میتونم زندگیم رو با تو شریک بشم.
چارلی.
تو بچه کوچولوی منی، چارلی.
- لئو، عزیزم، پیتزاها! - اوه، آره؟ من رفتم!
تکون نخور.
یه لحظه!
آروم باش. چند نفر تو خونهست؟
فقط من.
اگه رفتی تو، لطفاً شربت افرا رو بده، باشه!
و زنم، همین.
- حرکت کن. بچرخ. - آروم. آروم. آروم.
برو.
- برو، برو. - لئو.
- اونجا بشین. بشین! - مراقب باش، اون حاملهست.
خاموشش کن.
خاموشش کن!
من نمیتونم کنترل رو پیدا کنم.
کیف پول! موبایل!
- به ما آسیب نزن، خواهش میکنم! - کیف پول و موبایل!
- هر کاری میخوای بکن، آروم باش. - زود باش! کجاست؟
- کیفم اونجاست. - دروغ نگو وگرنه میکشمت.
- پول دیگهای تو خونه هست؟ - آره، تو کیف.
- نه، نه. پول دیگهای نیست. - دیگه چی داری؟
- هیچی ندارم. - داری دروغ میگی، عوضی؟
- نه، نه. چیز دیگهای نیست. - دستت. دستت!
ساعت، انگشتر!
سریع، زود باش، زود باش!
کمکی نیاز داری؟
- میخوای کمکت کنم؟ - خواهش میکنم، نه.
- گیر کرده. - باید انگشتت رو قطع کنم؟ باید؟
- ساکت شو! ساکت شو! - نه!
بده!
ایناها.
جواهرات دیگهای تو خونه هست؟
تو کمد طبقه بالا، تو اتاق خواب.
- بلانکا، برو بالا. - باشه.
- دیگه چی داری؟ - هیچی دیگه.
هیچی دیگه نیست؟ تو این خونه رو داری.
و تو میخوای من باور کنم که چیز دیگهای نیست؟
- دیگه چی داری؟ - دو تا ماشین تو...
تو گاراژ. کلیدها تو آشپزخونهست.
من ماشینهات رو نمیخوام. دیگه چی داری؟
- لیتوگرافی. - چی؟
اون اثر اونجاست. ۱۵۰۰۰ دلار ارزش داره.
- این؟ - آره، آره.
No comments yet. Be the first to leave one.