The Orville

The Orville

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The Orville S03E03 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E03 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Orville S03E03 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E03 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Orville S03E03 1080p WEB H264-CAKES
The Orville S03E03 720p WEB H264-CAKES
The Orville S03E03 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

web
720p
720
webrip
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
په خپور شو: 2022-06-22
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫بیا داخل

‫سلام. خوش برگشتی

‫زود اومدی

‫آره. خب اگه یه هفته با پدر و مادرم ‫وقت بگذرونی...

‫تو هم دلت می‌خواد برگردی سر کار

‫حداقل سفر راحتی داشتی؟

‫آره. می‌دونی، بیشترش راحت بود

‫مامان و بابات حالشون چطوره؟

‫مامانم حالش خوبه. بابامم حالش خوبه

‫همون آدم همیشگیه

‫سخت کار می‌کنه و حسابی تفریح می‌کنه؟

‫فکر کنم ناوگان تنها چیزیه که نمی‌ذاره...

‫بره سراغ کار تمام‌وقت دائم‌الخمر بودن

‫ولی اگه یونیفرمش تنش باشه، ‫می‌تونیم تحملش کنیم

‫به نظر آرامش‌بخش میاد

‫در مقایسه با مسیر برگشتم به اینجا، آره. ‫گزارشمو توی پرونده‌ات گذاشتم

‫گزارش؟ رفته بودی تفریح

‫باقی‌مانده‌ی رد کوانتومی یه کیلان رو...

‫بیرون منظومه‌ی ایویور پیدا کردم

‫خیلی ضعیف بود، واسه همین حدس می‌زنم ‫خیلی وقته که رفتن

‫ولی تمام چیزایی که در حوالی این بخش هستن ‫نگران‌کننده‌ان

‫اونا اینجا چه غلطی می‌کنن؟

‫نمی‌دونم. ولی گفتم شاید فرمانده بدونه

‫بهش خبر میدم

‫اجازه دارم برگردم سر پستم؟

‫برو تو کارش

‫خوشحالم که برگشتی

‫خدای من. اینا دیوونه‌کننده‌ان. ‫شوخیت گرفته؟

‫وای. اسمشون چیه؟

‫تراس شکلات زلیایی. مامانم درست می‌کنه

‫این غلیظ‌ترین شکلاتیه که تا حالا خوردم

‫جاذبه سنگینه، دسرها هم سنگینن

‫بورتوس، می‌خوری؟

‫نه، ممنون. من رژیمم

‫از کِی تا حالا؟

‫مرخصیم سی روز دیگه‌ست

‫با کلایدن می‌خوایم بریم دریای بلجاک ‫توی ماکلس

‫ستوان مالوی بهم توصیه کرد که...

‫بدن ورزشی‌مو رو کنم

‫بعداً ازم تشکر می‌کنی. کلایدن هم همینطور

‫فرمانده. این خیلی عجیبه

‫از سطح ناران 1 ‫دارم امواج الکترومغناطیسی...

‫پهنای محدود دریافت می‌کنم

‫13.4 سال نوری از موقعیت فعلی ما فاصله داره

‫غیرممکنه. حتماً اشتباه داری می‌خونیش

‫پاسخ منفیه. من توان خطا ندارم

‫ناران 1 یه سرزمین بی‌آب و علفه. ‫همیشه همینطوری بوده

‫قربان، منم دارم می‌خونمش

‫پالس‌های هماهنگ، بدون اختلال پس‌زمینه

‫شاید یکی اون پایینه. یه گروه معدنچی ‫یا همچین چیزی

‫امواج الکترومغناطیسی که داره ساطع میشه ‫خیلی بزرگ‌تر از ایناست

‫چنین سیگنال‌های قوی و تنظیم‌شده‌ای...

‫فقط توسط انرژی خروجی جمعی...

‫جمعیت زیادی از گونه‌ی حیاتی ‫می‌تونه تولید بشه

‫گوردون، مسیر رو به سمت ناران 1 تغییر بده

‫بله قربان

‫آیزاک؟

‫اسکن‌ها منابع صنعتی برقی...

‫و شبکه‌های حمل و نقل نشون میده...

‫که نمایانگر حضور چندین شهر پیشرفته‌ست

‫همه‌شون در سطح توسعه‌ی قرن 25 ‫عمل می‌کنن

‫جمعیت سیاره، هشت و نیم میلیارد

‫بیشترشون در نیم‌کره‌ی شمالی متمرکز شدن

‫حتماً یه اشتباهی شده

‫از مرسر به لامار

‫تأیید کن که اسکنر‌های جلویی ‫درست کار می‌کنن

‫تأیید شد، فرمانده. منم دارم می‌بینم

‫هیچ توضیحی براش ندارم

‫تمام بایگانی‌های اتحادیه از ناران 1...

‫تمام اسکن‌هایی که گرفته شده، ‫یه جهان بی‌آب و علف رو نشون میده

‫درسته، فرمانده. گرچه که این اسکن ‫اینطور نشون نمیده

‫تالا، بهشون سلام بفرست

‫فرستادم

‫جوابی نیومد. بذار یه کانال دیگه رو ‫امتحان کنم

‫اسکن‌ها نشون میدن که اونا ‫زیرساخت برای ارتباط برقرار کردن دارن...

‫فقط جواب نمیدن

‫گوردون، یه شاتل فضایی آماده کن

‫تو و بورتوس و تالا، با من و کِلی میایید

‫از مرسر به لامار. بیا به عرشه‌ی فرماندهی ‫و سیستم ارتباطات رو به دست بگیر

‫- چارلی ‫- بله قربان

‫گوردون، مختصات فرود رو تأیید کن

‫تأیید شد، فرمانده

‫باید یه چیزی شبیه مرکز شهر منهتن ببینیم

‫فرودمون بیار

‫اینم از روزمون توی شهر بزرگ

‫شهر رو بیخیال. ‫اینا هم اصلاً نباید اینجا باشن

‫توی ناران 1 جنگل نیست

‫اسکن‌ها چیزی که می‌بینیم رو ‫تأیید می‌کنن

‫این درخت‌ها ‫تا هزاران کیلومتر مربع ادامه دارن

‫گریسون به اورویل

‫لامار هستم، فرمانده. الان می‌خواستم ‫باهاتون تماس بگیرم

‫اسکن‌هات چی نشون میدن؟

‫شهرها ناپدید شدن، قربان

‫بافت گیاهی انبوه می‌بینیم. ‫کل قاره با جنگل پوشیده شده

‫فرمانده

‫اینو ببین

‫چیه؟

‫گونه‌ی حیات

‫چند صدتا انسان در اون سمت

‫خیلی‌خب، بریم

‫قربان؟ اسلحه؟

‫آره

‫این دیگه چیه؟

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫از مرسر به لامار

‫لامار هستم. بگو

‫مجاورت موقعیت ما رو اسکن کن

‫فقط تیم زمینی رو می‌بینیم قربان

‫فقط تیم زمینی؟ چیزی دیگه نمی‌بینید؟

‫مثلاً چی؟

‫یه دبیرستان؟

‫دوباره میگی، فرمانده؟

‫یه دبیرستان. مثل یه دبیرستان قرن 21

‫لامار، به کل هیچ نوع سازه‌ای نمی‌بینی؟

‫پاسخ منفیه

‫فقط بافت گیاهی

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫یه دبیرستان قدیمی زمینی...

‫وسط جنگل توی یه سیاره‌ی بیگانه

‫کاملاً عادیه. تو چیکارا مشغولی؟

‫فرمانده

‫ما تنها نیستیم

‫از مرسر به اورویل

‫از مرسر به اورویل. لامار، می‌شنوی؟

‫تالا

‫بیایید

‫اجازه هست؟

‫بله؟

‫یه جورایی وایستادی جلوی کمدم

‫فرمانده

‫انسان شناسایی شدن

‫- ببخشید ‫- بله؟

‫ما کجاییم؟

‫توی راهروییم دیگه

‫تو کی هستی؟

‫اشلی

‫مکالمه‌ی خیلی باحالیه، ولی باید ‫برم به کلاس زیست برسم

‫آها، امروز چه روزیه؟

‫فکر کنم نوزدهمه

‫نه، نه. سال رو میگم. چه سالیه؟

‫نشئه‌ای چیزی هستی؟

‫احتمالاً. همینو می‌خوام بفهمم

‫ممکنه سفر در زمان باشه؟

‫نمی‌دونم. یه جورایی بعید می‌دونم

‫خیلی‌خب، آسیاب به نوبت. ‫اول باید یه راه خروج پیدا کنیم

‫من و کِلی این طرف رو می‌گردیم...

‫بقیه‌تون اون راهروهای اون طرف رو ‫بررسی کنید

‫ده دقیقه دیگه برمی‌گردیم اینجا

‫آنالیز زیرسطحی برش‌نگاری ‫از سیاره رو امتحان کردی؟

‫پاسخ مثبته. یه اسکن کامل ‫زیست‌سنجی هم اجرا کردم

‫شاتل فضایی به نظر سالم میاد

‫ولی هیچ ردی از گروه زمینی ‫وجود نداره

‫خیلی‌خب. یه تیم نجات می‌فرستم پایین

‫قربان، این کار ممکنه عاقلانه نباشه

‫اگه آسیب دیده باشن، همین سرنوشت...

‫می‌تونه در انتظار گروه دوم باشه

‫اونا همکارانمون هستن، آیزاک

‫شاید کیلان‌ها آدما رو مثل آشغال ‫بندازن دور، ولی ما نه

‫قصدم این نبود که ارزش...

‫افسران گمشده رو بیارم پایین

‫صرفاً پیشنهادم...

‫وقت واسه بحث کردن نداریم

‫آیزاک، یه شاتل دیگه آماده کن...

‫و یه تیم حفاظت بفرست روی سطح سیاره

‫دکتر فین رو هم باهاشون بفرست. ‫ممکنه آسیب دیده باشن

‫بله قربان

‫خب، تا سال 1914...

‫که همه‌چیز به نقطه‌ی جوش رسیده بود...

‫ملل اروپایی متوجه شدن که ‫به دو دسته تقسیم شدن

‫متفقین که می‌شدن روسیه، ‫انگلیس و فرانسه...

‫و متحدین که می‌شدن آلمان، ایتالیا...

‫کمکی از دست من بر میاد؟

‫شاید

‫دنبال یه راه خروجم

‫خب فکر کنم باید با مشاور راهنما صحبت کنی

‫اینجا کلاس تاریخ 103 هستش

‫اجازه دارید توی این کلاس باشید؟

‫آهای! دقیقاً فکر کردی داری ‫چه غلطی می‌کنی؟

‫آهای، بس کن

‫خیلی‌خب، اگه شما دوتا ‫همین الان از اینجا نرید...

‫با دفتر معاون تماس می‌گیرم

‫غیرقابل نفوذه. درست مثل در

‫می‌تونه یه جور میدان نیرو باشه

‫بیرون! همین الان

‫گوردون کجاست؟

‫آهای، یعنی چی؟

‫آخ!

‫جریان چیه؟ شما کی هستید؟

‫- خفه شو ‫- چی؟

‫رندال پولشو می‌خواد، لاشی!

‫رندال کدوم خریه دیگه؟

‫داری اونو عصبانی می‌کنی...

‫و ما رو هم داری عصبانی می‌کنی. ‫حالا بگو کجاست

‫بچه‌ها، خدایی روحمم خبر نداره ‫از چی حرف می‌زنید

‫اصلاً نمی‌دونم کجام

‫نگاه کن. اسکنرش

‫یالا، بگو کجاست، چاقال کوچولو؟

‫به خدا روحمم خبر نداره...

More Farsi Persian subtitles for The Orville

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left