لومړۍ 200 کرښې.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
فعلا مشکوکیم
بفرما، عشقم
ممنونم!
پسرهای گروه کُر پلیس نیویورک آواز خلیج گالوی رو میخوندن
آره!
- یوهو! - ببخشید
کریسمس مبارک!
یوهو!
کریسمس مبارک!
یوهو!
سلام، آقا!
- مگی؟ - باهام تماس گرفت نتونستم جواب بدم
توی دستشویی بودم. وقتی برگشتم، بهم زنگ زده بود
سعی کردم باهاش تماس بگیرم. ولی جواب نمیده
فکر کنم تعقیب میشم
- کی تعقیبت میکنه؟ - نمیدونم
خب، مطمئنی؟
صبر کن. فیلیپ داره زنگ میزنه
- فیلیپ، تلفنی دارم با جیسون حرف میزنم - مگی، تونستی گیرش بیاری؟
- نتونستم به تماسش جواب بدم - فیلیپ، مهمه، با کسی حرف زدی؟
- نه، حرف نزدم. - باید بدونم اگه با کسی حرف زدی
خب، راستش، با کی حرف زدم یا نزدم...
به تو هیچ ربطی نداره، پس...
صبر کن، خودشه. داره بهم زنگ میزنه. الان قطع میکنم و جوابشو میدم
- گوشی دستتون. - وایستا، مگی. وایستا، مطمئن شو...
- مگی؟ - قطع کرد
باشه، فیلیپ، بهم گوش کن
باید بدونم با کسی حرف زدی یا نه، چون فکر کنم دارم تعقیبم میکنن
چی، منظورت از تعقیب شدن چیه؟
فکر میکنی منظورم چیه، لعنتی؟
خب، الان کجایی؟ الان میتونی اونا رو ببینی؟ در امانی؟
من...
مگی ـه
خب، جوابشو بده
مگی؟ باهاش حرف زدی؟ حالش خوبه؟ کجاست؟
مگی؟
مگی؟ مگی؟
مگی، باهاش حرف زدی؟
مگ...
فیلیپ؟
مگی؟ بچهها؟
بچهها، اونجایین؟
مخاطبی که با او در تماس هستید قادر به پاسخگویی نیست
لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیام بگذارید
سلام، منم
میدونم نباید این کار رو بکنم، ولی...
خب، من...
فکر کنم شاید...
توی دردسر افتاده باشم
و تو تنها کسی هستی که خواستم بهش زنگ بزنم
میخواستم بهت بگم...
که من...
«کبوترهای سیاه»
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
بله؟
باشه. متوجهم
- صبحبخیر - صبحبخیر
- بچهها! لطفا دستها، دندونها و صورت رو بشورین - هر کی آخر برسه تخممرغ گندیده مال اون میشه!
اُلی؟
- اُلی! - چیه؟
اسپری تنفسیت کنار دره
نمیدونم. هر چی که فکر میکنه یه شاهزاده سعودی میخواد
یه موشک بالستیک قارهپیما؟
شاید باشگاه من یونایتد؟ اینطوری بدستش میاره، نه؟
آره، باید برم. بسیار خب آره، فقط سعی کن شاد نگهش داری
- همه چی مرتبه؟ - سعودیها همینجورین دیگه. اینو دیدی؟
هر تیتر خبری که با این کلمات شروع بشه، چین میخواهد...
روزم رو چندان بهتر نمیکنه
واقعا چی میخوان؟
سفیرشون اوردز کرده و مرده
بیشتر از یه راهبه با خطکش کتک خورده، بازم...
- چه بلایی سر دخترش اومده؟ - احتمالا یه جایی قایم شده
سعی داره مجبورش نکنن به وطنش برگرده، میدونی؟
تا 20 دقیقه دیگه کاری از دستت برمیاد؟
- احتمالا نه - باشه. پس اونو بخور و آماده شو
روی تخت برات یه پیرهن گذاشتم
- چقدر تو فرشتهای - میدونم
باشه، بیاین بریم
صبر کن ببینم. تقویم روزشماری برای کریسمس رو باز کردین؟
- بله. - باز کردین، آره
چی گیرت اومد؟
- چوپان! - ستاره
چقدر عالی شد! باشه، خوبه. بریم زودتر. سوار تاکسی بشین
دکمه کناری صدای بلندی داره...
انگار که یه چیز بزرگ منفجر شده
بچهها، میشه ساکت باشین؟
هر بار کلمه تایوان رو به زبون میاره...
باشه، باشه. بچهها
باید اینو بنویسین وگرنه پدر کریسمس یادش میره
از سفیر کوفتی چین برام نگو
چن وقتی زنده بود به اندازه کافی دردسر داشت. حالا بدتر هم شده، نه؟
اه...
سلام، به همه. سلام. قول میدم سریع تمومش کنم
ام...
خیلی قشنگه که همه شما رو اینجا میبینم
این مراسم به یکی از سنتهای مورد علاقهمون تبدیل شده...
که بعضی از بهترین افرادمونو دور هم جمع میکنیم...
و برای خیریههای معرکه پول جمع میکنیم
و فقط خواستم بگم که امسال برای خیلیهامون سخت بوده...
و میدونم، من یکی...
وقتی دنیا خیلی نامطمئن به نظر میاد، به دنبال نور میگردم
و بیشتر مواقع در چنین جاهایی پیداش میکنم
پس ممنونم که نور من در تاریکی هستین
و ممنونم از تو والاس، که بیشتر از همیشه میدرخشی
چقدر تهوعآور! خیلی ببخشید. یه لیوان مشروب خوردم، و کریسمس شده
ولی به افتخار همه شما. کریسمس مبارک
کریسمس مبارک
- خوب بود؟ - زیبا بود
- خیلی خوب. - میشه...
- این قاشق دستم موند - بدش به من
- سلام! مرسی که اومدی! - شوخی میکنی؟
- استیون. - بهترین مراسم تعطیلات کریسمسمونه
- چه سخنرانی قشنگی، هلز - میدونستی احساساتیه
نیستم. یه آدم بدبین سنگدلم. نذار کسی خلافشو بهت بگه
یه آدم بدبین اینقدر توی مهمونیش پولکهای براق آویزون نمیکرد
بگذریم، ببخشید. اصلا دوست ندارم زودتر از همه برم
پنج دقیقه وقت دارم دلربایی کنم و بعدش باید برگردم دفتر
این جریان سفیر چین رو باید حل و فصل کنم. ولی ام میمونه
نگران نباشین. میرم کنار دری وایمیستم که مشروب ایتالیایی ازش میاد بیرون
به زودی میایم پیشت
کریسمس مبارک
به مهمونی نوشیدنی روز بعد از کریسمس هم دعوتشون کردی، نه؟
- آره، البته. - ببخشید، وزیر دفاع
والاس صدام کنین، لطفا
البته، فقط خواستم به خاطر مهمونی تشکر کنم
از همسرم تشکر کنین. اونه که هماهنگیهاشو انجام داده
خانم وب. خب، مهمونی خیلی خوبیه
واقعا مهمونیهای کریسمس صدراعظم در برابر این هیچه
- کریسمس مبارک - کریسمس مبارک
- میشناسیش؟ - نه
- نه، منم نمیشناسمش. - احتمالا از مشاوران خیلی قدیمیه
گوش کن. برای خبرنامهت باید جلوی درخت یه عکس بگیریم
باشه
تا من میرم دستشویی با بچههامون مذاکره کن...
تا پیتزاهای کوچولو رو بذارن زمین و از زیر میز بیان بیرون؟
تمام تلاشمو میکنم
اینجا چی کار میکنی؟ نمیتونی همینطوری بیای اینجا...
بامداد امروز ساعت 12:30...
مردی به اسم جیسون دیویس در سوث بنک کشته شد
میشناسیش؟
من...
بله. اون...
یه کارمند دولته
کارمند وزارت دادگستری بود. فکر کنم یه بار...
یه بار دیدمش...
- توی یه مهمونی بود - هلن
باید بدونی که به تازگی از نزدیک مراقبت بودم
پس میدونم دیروز باهاش ناهار خوردی
میدونم هفته پیش باهاش...
بین ساعتهای 6:30 و 8 شب توی هتل بودی
میدونم در بیستم نوامبر با هم دیدار داشتین
میدونم، خب، دقیقا نمیدونم این رابطه پنهانی کی شروع شد...
ولی فکر کنم یه رابطه عاشقانه و پنهانی بوده
یه رابطه پنهانی؟
بله
چند وقت؟
- سه ماه - چرا؟
- چی؟ - چرا؟
یه رابط توی وزارت دادگستری لازم داشتی؟
سعی داشتی روی چیزی کار کنی؟
سعی نداشتم کار کنم. واقعی بود. برای کار نبود. چیز...
چی بود؟
عشق
وای خدا
ممکنه اشتباه شده باشه؟
مگی جونز و فیلیپ بری هم دیشب کشته شدن
فیلیپ یه خبرنگار نشریه بوده
مگی در یه جواهرفروشی به عنوان دستیار کار میکرده
مرگهاشون به طور رسمی ارتباطی با هم نداره...
ولی هر سه تای اونا دیروز صبح همدیگه رو دیدن...
درست قبل از اینکه جیسون با تو ناهار بخوره...
و حالا هر سه تاشون مُردن
- عذاب کشیده؟ - چی؟
عذاب کشیده؟
اصلا به حرفم گوش میدی، هلن؟
سه نفر دیروز همدیگه رو دیدن و حالا مُردن
درست بعد از اون جلسه جیسون رو دیدی. اومد دیدنت و یه چیزی بهت داد
عذاب کشید؟
در کمتر از یه دقیقه مُرده
چی توی کیف بود؟
من دلیل به قتل رسیدنش بودم؟ هدف من بودم؟
- نمیدونیم. - کی اونو کشته؟
نمیدونیم
- کار تو بوده؟ - نه
ولی کار تو بود؟
نه. چی تو کیف بود؟
- یه کادوی کریسمس - چه جور کادوی کریسمسی؟
- نمیدونم. هنوز بازش نکردم - چرا نکردی؟
خب، چون هنوز روز کوفتی کریسمس نشده، مگه نه؟
حرفی بهت زد، اطلاعی داد که ممکنه به کشتن داده باشدش؟
- نه - میدونست تو کی هستی؟
ممکنه با قصد اینکه هویت واقعیتو بفهمه بهت نزدیک شده باشه؟
- نه. - هویت کبوترهای سیاه؟
- نه - میتونی با اطمینان بگی؟
اون بهم نزدیک نشد. من بهش نزدیک شدم
- میشه رد اونو گرفت و به تو رسید؟ - اصلا. مراقب بودیم
- من مراقب بودم - مراقب نبودی
بیاحتیاط و کودن بودی
No comments yet. Be the first to leave one.