لومړۍ 200 کرښې.
حالا داستان خانواده اي که تموم داراييشونو از دست دادن
و پسري که چاره اي نداره
جز اينکه همه رو کنار هم نگه داره
موانع سازتدگي
جرج مايكل داشت براي مدرسه اماده مي شد
كه يهو چشمش به يه جعبه از نامه هايي كه قبلا براي
دختر عمش نوشته بود و نفرستاده بود افتاد.
و سربرگ يكي از نامه ها نوشته بود اگر تو دختر عمه ام نبوي-
و تقريبا اتيشي بر پا كرده بود
هي رفيق مي خواي ببرمت مدرسه
اممممم- نه درواقه. من.....
در واقع دارم با ماشين مامان وباباي ان مي رم
لازم نيست مزاحم اونها بشيد- من هر دوتونو مي رسونم. ماشين پله اي رو هم مي بريم.
درسته. مسئله اينه- من يه جورايي جام اون تو تنگه
در ضمن خيلي از بچه هنوز درباره اينكه تو چطور اون بنرو كندي حرف ميزنند
گوش كن تو ازاينكه سوار اون ماشين بشي خجالت مي كشي
اونكه يه ماشين نيست اما اما نه
من بايد يه ماشين نو بخرم
جرج مايكل تصميم گرفت كه نامه ها رو تو اتاق زير شيرووني مخفي كنه
در همون حال (ميبي) مشكلات خودشو داشت
بعد از دروغ گفتن راجب سنش
اون تونسته كه خودشو بجاي يك مدير اجرايي استديو جا بزنه
ببينم تو اون تيكه هايي از فيلم نامه كه برات فرستاده بودمو گرفتي بخاطر اينكه تو اصلا خسته به نظر نمياي
باهام ازدواج كن- ها! من نظرتو فردا لازم دارم-
مي خواي يه چيزي بنوشيم؟- اره. چرا از زنتم نمي خواي كه همراهمون بياد-
اه پس- فردا ميبينمت.
و اون ور تو خونه باستر يه ملاقات ترتيب داده بود
هي داداش. من يه چيزي لازم دارم- البته كه لازم داري-
من اين هفته به مجلس رقص دعوتم- و همه با دختراي همراهشون مي رقصند
و من الان تو خونه با مامانم- مامان نمي خواد كه بره برقصه-
فكر مكنم مسئله سنامون ديگه داره نمايون ميشه
شايد موقعه اين شده كه بري بيرون و ادمهاي جديدو ببيني، ميدوني که؟
ملاقات با زنها . ملاقات با زنهايي كه به دنيا نياوردنت
شايد تو بتوني با من بياي- منظورم اين نبود- برنامم الان واقعا پره
برنامه من . به هر حال. به اندازه رابطه ام با زنم كاملا بازه
پس چرا ما دوتا با مچ نشيم؟
و-و با هم نريم به شهر.
اوه- من پايت مي شم-
حتي اگه من مجبور باشم با يه چاق بيام بيرون. هنوز هستم
پسر. مسائل خونوادگي براي امروز ديگه بسه
درسته. مايكل حدس بزن امروز كي اخراج شد
جوب تازگيها توسط (سيتول) استخدام شده بود
كمپاني سيتول
درحالي كه اون شروع خيلي خوبي داشت- پنجاهو دو درصد كشور مجردند
اين بازاريه كه براي اجاره دهندگان اپارتمان محيا شده
بزن بريم يه مقدار از اون بازارو بگيريم من اسمشو ميزارم شهر مجردها
ايده اون پيشرفت چنداني نداشت
مثل اينه: هي مي خواي بري پايين به گرداب؟
اره. منكه شوهر ندارم من اسمشو ميذارم شهر شناور
بذار بريم سراغ مناطق جديدتر اگه اشكال نداره
اما جوب به پا فشاري روي ايده اولش ادامه داد
چطوري ميشه بدي ها رو فيلتر کنيم؟
ما اصلا راشون نميديم
اين شامل شماها هم ميشه
چون بعضي موقع ها اونها هم مشكل دار ميشند
اما قنبل ها رو چک کن مرد چون شما تو شهر- زندگي مي كني
.تو اخراجي- پس اينو داشته باش-
منم ابرو هاشو برداشتم
سيتول بيماري داشت كه باعث شده بود که همه موهاي بدنشو از دست بده
اون زياد خوشحال نخواهد شد
نه. مخصوصا وقتي كه با اون دوتا سيبيلي که بجاي ابروهاش گذاشتم به اپرا بره
اوه. اما خبر خوب اينه كه: من برميگدم پيش خودمون
جوب. ما همه چيو تكميل كرديم ، خوب؟
تنها دليلي كه تو رئيس بودي اين بود كه نمايشي داده باشيم
اونها سكوت كردن من شغلو پس گرفتم
نه. نمي خواد رئيس باشم فقط يه دفتر كوچولو يه پست
حتما- چك حقوق-
در ضمن ماشين كمپاني رو مي خوام بايد با سيتول يکي باشي
وايسا ببينم اون بهت يه ماشين شرکتو داد
اره. و اون خيلي از ماشنهايي كه بابا بهم مي داد بهتر بود
اره درسته- منظورم اينه كه كامارو خوب بود-
جدي ميگي؟ بابا كامارورو به تو داده بود-
من فكر ميكردم تو اونو برنده شدي
مايكل من هيچ وقت تو هيچ جا شركت نكردم بابا گفت كه بهت نگيم
مايكل تصميم گرفت كه با باباش رربرو بشه
كه از وقتي فرار كرده بود تو زير شيرووني زندگي مي كرد
بابا؟- اوه ، خدارو شكر كه تو اينجايي
از کسلي داشتم ديوونم ميشدم
،حداقل تو زندوون يه جنگ چاقو و فيلم شب داشتيم
و يه بار هر دوش. اونها از ظرف صابون خوششون نميومد فكر كنم تو بايد اونو بشناسي
اره گوش كن ايا تو براي همه خونواده بجز من ماشين خريدي؟
خوب طبق دفترا من چهارتا براي تو خريدم
جدي باش.من ماشين پله رو مي رونم تو رو خدا
بوي گاز ميده يه بارم منو گرفته
حوب البته كه مي خواستي بگيرتت- من بنرها رو مي كنم خوب؟-
و از همه مهمتر بابا پسرم دلش نمي خواد توش ديده بشه
اما اون دوست داره كه همش با اون دختره باشه
اصلا معني نداره ،ميدونم- نداره-
من هيچ وقت ي- يه ماشين از شركت نگرفتم
نه من به تو يه چيز خيلي مهمتر دادم
شركتو. كه، ظاهرا اصلا دلت نمي خواست بديش به من
به من گوش نميدي- من دوست داشتم بشينم صحبت كنم اما من اين بالا خيلي تنهام-
من بايد برم صبح زود كار دارم من منتظره سر گيجه تو ماشين پله ام
كسيو اينجا ميبيني؟ ميتوني برام يه كتاب بياري بابا بزرگ گرشيام مي خواد
پس تو هر روز با مامانت ميري سر كار؟ احمق
مامانا خيلي بدن اره؟ مثل اينه كه مرده باشي
من مادرمو دوست دارم- هان؟-
اون يكي از دو فرد مهم زندگي منه
ميدوني . اون و كوئينسي
يك سخنران از طرف اقاي جونز هر گونه ارتباطي رو انكار كرده
در حاليكه اون نتونست جريان شش البوم طلايي امصا شده توي اپارتمان استرلا رو توجيه كنه
من هيچ وقت نميتونم با مردي باشم كه مادرشو دوست نداره
اوه- واو-
پس. مايكل گوش كن. من اينجام كه قانعت کنم استخدامم كني
من يه مرده ايده الم . فكر مي كنم من كوه- رو گسترش دادم
گوش كن. من اينو ميخوام. مايكل
من به تو ثابت خواهم كرد كه من ارزش شانس دوباره رو دارم
حتي اگه به قيمت بقيه عمرم تموم بشه
كجا ميري؟
مگه نخواسنه بودي كه من بمونم و اينكارو بكنم
بري - خبراي خوبو حتي بهتر-
سهام شركت ازاد شد
و مشکل من با پادشاهان ال اي داره حل ميشه
چطوري؟ شايد يه جن منو زده. اينطوري ممكنه بشه.
نه ،سهام . الان، اين يعني كه ما ميتونيم بفروشيم اره؟ميتونيم هر كاري مي خواييم باهاش بكنيم
يكاري بهت ميگم نكن اون سهام كمپاني پادشاهان ال اي رو نخر
فكر مي كني بتونم چندتاشو بفروشم تا يه ماشين بخرم
من فكر ميكردم كه تو چهار تا داري اوه منظورت چهارتا واقعيشه. اره حتما
ميتوني يكي بخري تا زمانيكه همه نخوان تمام سهامو يكجا بفروشن
نميخواي كه يكي ديگه كنترل اينجارو بدست بگيره
درسته. مي خواي كه شركت سرجاش بمونه نه؟ بقيه نبايد سهامشونو دست بزنن
شايد تو بتوني يه نامه به سرمايه گذارا بنويسي
بله سهام شركت ازاد شده اما ما اصرار داريم كه شما نفروشيد
اه بله. چچيزي كه گفتي كامل بود چرا از من مي خواي بنويسم؟
فقط برو سرميزت و بنويسش و سريعا بفرستش.يه ماشين داره خريداري ميشه
در همون حال ميبي يواشكي رفت طبقه بالا تا فيلمنامه هاشو بخونه
او. بعد از مدرسه ميام سراغش
و جرج پدر از اينكه چيزي براي خواندن داشت خيلي خوشحلال بود
قيامت
شروع بديه
در همون حال. مايکل رفت تا به اسم شرکت يک ماشين معامله کنه
اوه. يه چيزي مثل اين؟ ما يه چيزي حدود 400 از اين داريم
من چيز اونقدر محبوبي نمي خوام
اونها مجبوبي نبستند ما تقريبا 400 از اون داريم
فروخته شد
در همين حال،اه، متعجبم شايد بايديه ذره بهتر باشه
من يه بچه دارم، و امنيت يكي از ملزوماته. اما خيلي براق نباشه
اين همونه ، نه؟ ميتونم بگم . شما هيجان زدهاي
هستم- من كاغذ بازيو انجام مي دم-
مگر اينكه فكر كني كه خيلي خاکستريه
و خيلي زود شتاب ميگيره
اره، خوب، اين، اه بنظر خيلي براقه
ميدوني ، من در مورد سرعتش زياد نگران نيستم
من ده ساله دوچرخه سواري ميكنم ، البته به استثناي ماشين پله
اوه، شما همون راننده اي كه بنر ما رو كندي
اره . متاسفم تو حال خودم نبودم
حواسمم نبود از اين متنفرم
از اين عينک افتابيا هم مي خوام اينارو رو هر ماشيني ميدن
فقط اين يكي. اونها اين اضافاتم باهاش مي دن چون كم كسايي مي خرنش
صندلي عقب نداره. كه جذابيتشو دو چندان ميكنه
و بيمه اين ماشين به تنهايي با حاقل سه ماشيني که ديديم برابري ميکنه
و باد شكن؟ بادشكنم باهاش مي دن؟
فكر كنم. نميدونم. تا يكي از اينا رو نفروخته بودم
مخرمش
مايكل تازه افراط خودشو با خريدن يك ماشين گرون نشان داد
و دوباره اينجا ، لطفا
در همين حال باستر شب رو با تبايس سپري مي كرد
اينجا دقيقا همون جايي كه دنبالش بوديم
همه خانمن- مممم-
خوب، شنيدم كه اين يونيفرم بهترين راه براي ملاقات با شماست
!لوسيل 2- باستر-
پس تو برگشتي- !اوه، من برگشتم، باستر
اره؟- و حاضره حاضرم ! ديگه مريض نيستم
لوسيل اوسترو تازيگها
از يك ماه موندن در مجموعه درماني سر گيجه برگشته بود
اه. اه ، يه دقيقه. تو خوبي
خوبي.خوبي خوبيم.خوبيم
يكي بزودي خواهد اومد ما خوبيم. ما خوبيم
من مثل يه ميز پايه ام
پس،الان دختري تو زندگيت هست؟
خوب،من به سختي ميتونم مادرمو دختر خطاب كنم
اما، اره، اون هنوز بخش مهمي از زندگيمه.
نه،منظرم اينه، اه، يكي كه بخاطرش اهنگ گوش كني.
اوه. خوب ،اون تقريبا شبيه يه راديوي متحركه.
منظورم، يه دختر كه باعث شه تو عاشقش بشه
و همچنين باعث شه تو اهنگهاي عشقولانه گوش بدي.
اوه،نه
بگمونم چيزي كه مي خوام بگم اينه كه
همه فكر ميكنند اونا فرانك سياترا هستند
شايد كه ما بتونيم از نو شروع كنيم-
و بعد، مايكل يه تماس اضطراري از طرف مادرش دريافت كرد
اون با اونه دوباره باستر داره با اوسيل 2 مي پره
به خاطر اين به من زنگ زدي؟
گفتم كه منشيم يه سري برگهاي مهمو بياره اينجا
فكر كردم كه فوريه- خوب، همش تقصير خودته-
تو اوني بودي كه هميشه مي گفتي اون بايد از مامانش فاصله بگيره
خوب، من نميخواستم بفرستمش پيش يكي ديگه عين همون. اون كجاست؟
اون تو بالكونه
باستر؟
مامان داره يواش يواش كنترلشو از دست ميده
چطوري فهميدي؟ از اينكه دوباره تو بالکوني زندونيت کرد؟
نصفش تقصير منه. فکر مي کردم تو بالکوني گراهام کراکرو ديدم
تو بالکون طعمه گذاشتي؟- ثابتش کن-
خوب من معمولا طرف مامانو نميگيرم
اما موافقم که لوسيل2 به نظر
بهترين انتخاب براي تو نباشه
اگه مامان قبول مي کرد که بياد بولينگ من حتي اونجا هم نمي رفتم
من چطوري مخوام کسيو که علاقه هاي منو داشته باشه ببينم
سلام، مايکل- هي، عاليه-
من اون کاغذها رو ميارم تا تو امضا کني- عاليه-
No comments yet. Be the first to leave one.