My Life as a Zucchini (Ma vie de Courgette)

My Life as a Zucchini (Ma vie de Courgette) (Ma vie de courgette)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

My Life As A Zucchini 2016 Bluray
د لخوا تبصره DoctorBand
Re Sync By DoctorBand , Running Time 1:07:38

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2020-05-12
ډاونلوډونه: 106
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

! شما دروغگويين

! همتون دروغ ميگين

! دروغگوها

چي شده ؟

! ( زوکيني ( کدو سبز

زوکيني ، وقتي ماماني صدات ! ميزنه جواب بده

! هي زوکيني

بله مامان

کي بايد اين کثيفي رو تميز کنه ؟ ماماني ؟

! زوکيني

از قصد اينکارو نکردم

ببخشيد

باهات چيکار کنم ؟

! از اين کارت پشيمون ميشي

! خواهش ميکنم اينکارو نکن مامان ! بدجوري درد داره

! نه

چند سالته پسرم ؟

نُه

مامانت باهات مهربوني ميکرد ؟

اون کلي آب جو مصرف ميخورد

ولي پوره ي سيب زمينيش حرف نداشت

يه وقتايي هم با هم خوش ميگذرونديم

خيلي خب

يه وقتايي هم حتما خوش نميگذشته ديگه

خيلي خب بابات کجاست ؟

اونجا

پيش مرغشه

مامان هميشه ميگفت اون مرغاشو بيشتر از من دوست داره

خب

من ميخوام تورو بفرستم جايي که

بچه هايي شبيه تو اونجا هستن

بچه هاي بي مامان و بابا

ولي من که مامان دارم

! مامانت ديگه اونجا نيست ، ايکار

! اسم من زوکيني ه

. . . زوکيني

مامانت اينجوري صدات ميزد ؟

اسم من ريمونده

مامان تو هم اينجوري صدات ميزد ؟

ميخواي بادبادکت رو هوا کنيم ؟

مياي ، پسرم ؟

صبح بخير جناب

صبح بخير خانم مدير

اين ايکاره

ولي خودش دوست داره زوکيني صداش کنن

زوکيني ؟

مادرش اينجوري صداش ميزده

خيلي هم براش مهمه اين مسئله

درسته کوچولو ؟ خب بيا

. . . به لس فونتين خوش اومدي

زوکيني

نگران نباش

براي ديدنت ميام

خدافظ خانم خدافظ جناب

مياي ؟

رزي اتاقتو نشونت ميده

ميتوني وسايلتو بزاري تو اين کشوي بزرگ

ببين

من خودم بهت ميگم اين تختته

همه چي روبراهه ؟

وسايلتو تميز جابجا کن من تو راهرو منتظرم

! صبح بخير خانم

بچه هاي اين همکلاسي ه جديد شما ايکاره

زوکيني اوه ببخشيد

همکلاسي جديد شما زوکيني

! بيشتر به قيافش ميخوره سيب زميني باشه ! بسه سيمون

! آروم باشيد بچه ها

خيلي خب من ميرم

ميبينمتون آقاي پاول ميبينمتون

بشين پسرم

برو ديگه

گاو يه نشخوار گره

يعني اينکه کارش نشخوار کردنه

اولين بار علف ميخوره

ولي بدون اينکه اونو بجوه بعد دوباره اينکارو ميکنه تا

ياد بگيره بايد با آرامش بجوه

دقيقا نميدونيم . . . چرا گاو

! به زندان خوش اومدي سيب زميني

سيب زميني نشسته روي ! زغال سنگ داغ

! اينجا هنوز کلي جا هست

! بس کن سيمون

! بگير بشين

سيب زميني تو اينجا چيکار ميکني ؟

ها ؟

! بهم بگو

چرا آوردنت اينجا ؟

صبر کن ببينم اينا سيب زميني ه رو بشقابت

! سيب زميني داره سيب زميني ميخوره

بامزه نيست ؟ سيب زميني داره خودشو ميخوره

! بسه سيمون

پدر و مادرت تورو انداختن بيرون ميخواستن از شرت خلاص شن

! يه سيب زميني گنديده

! تو کود

! بس کن

! دهنتو ببند

ببين آليس داره آلارم ميده

! تو هم با اين کارات

رزي بود سر درد گرفتم

! داري همرو آزار ميدي

من ميرم بيرون اصلا تو اينجا چيکار ميکني ؟

! ميرم بيرون

يه توهمي ديگه هم بهمون اضافه شد ‍

! وقت خوابِ

! همه برن سر جاشون

شب بخير بچه ها ! خواباي خوب ببينيد

! امروز خودش رفت بخوابه

زوکيني هم خوابه

احمد جيش کردي ؟

فکر کنم

فکر ميکني يا مطمئني ؟ فکر ميکنم

! خيلي احمقي پسر

! تو هم خيلي احمقي

احمد دختره ميخواد بره خوابه ! بس کن

! يالا کار اونه

! آماده شيد بخوابيد

شب بخير ممنون

تا فردا

سيب زميني خوابيده ؟

نه خواب نيست

اون چشم نداره

! خيلي بالاست

! ولم کن خواهش ميکنم

ديدي چقدر رفت بالا ؟

! ول کن

جدي ؟ مثلا ميخواي چيکار کني ؟

نکنه دوست داري بري اون بالا هري سيب زميني ؟

هري سيب زميني ! چقدر مسخره

! دعوا ، دعوا

! بزن بزن

! زوکيني کونگ فو کار

يه بار ديگه دست به اژدهاي من بزني حسابتو ميدم ، فهميدي ؟

نه

يه بار ديگه اينکارو بکني ! دستتو ميشکنم

! زوکيني ولش کن

! ديوونه خيلي قويه

داشتيم فوتبال بازي ميکرديم از پشت بهم حمله کرد

. . . منم

زوکيني ؟ تو نميخواي چيزي بگي ؟

ميخوام برم خونه پيش مامانم

لطفا بيرون منتظر بمون سيمون

امکانش نيست زوکيني

مامان فوت کرده الان تو بهشتِ

ولي تو اينجايي حالتم خوبه

بهت قول ميدم هيچ مشکلي پيش نياد

! هي سيب زميني

! زوکيني

پدر و مادر من مواد مصرف ميکردن

هر دو تاشون

اونم هميشه

منم براي همينه که اينجام

تو ميگي براي چي اينجايي ؟

من همه چيزو ميدونم

همه چيرو بلدم

بي رو ميبيني ؟ مادرش رفته

وقتي بي تو مدرسه بوده رفته آفريقا

مادر جوجوبي هميشه يخچال رو باز ميکنه

هميشه باز ميکنه و ميبنده

يا داره توالت رو تميز ميکنه وسواس داره

خيلي مريضه

يالا ديگه بزن ! من اينجام

پدر احمد سارق بوده

باورت ميشه ؟

تو پمپ بنزين دزدي ميکرده تا بتونه براش کفش نايک بخره

رزي رو خبر کنم ؟

پدر آليس کاراي حال بهم زن و کثيفي باهاش ميکرده

دقيقا نميدونم

آليس هر شب کابوس ميديده

باباش الان تو زندانه

فکر کنم من مامانمو کشتم

ولي نميخواستم اينکارو بکنم

از قصد نبود

هممون مثل هميم

ديگه کسي نيست دوستمون داشته باشه

صبح از خواب بيدار شديم

و احمد برگشت رو تختش

بعد مسواک ميزنيم

همه به جيز سيمون هميشه وانمود ميکنه داره دوش ميگيره

جوجوبي هم خمير دندون رو ميخوره

مادرش ميگفته اين کار براي سلامتيش خوبه

اين اورانگوتانِ

گوريل

آقاي پاول در مورد آدمايي حرف ميزنه که قبل از ما زندگي ميکردن

زماني زندگي ميکردن که هيچ صابوني نبوده

هيچوقت دوش نميگرفتن

! مثل سيمون

! آقا

جوجوبي هم هميشه درخواست ميکنه بره بهداري

همش به خاطر خمير دندون اينکارو ميکنه

يه وقتايي هم با هم بازي ميکنيم

خيلي خوبه به نظر خيلي شاد مياد

آره همينطوره

چي شده پسرم ؟

اگه ديگه نياي اينجا ديگه اصلا خوش نميگذره

فکر ميکني چون مجبورم ميام ؟

نميدونم اين شغلته

نه شغل من نيست ميام چون دوستت دارم

دوستت هم دارم

اونا از پليسا خوششون نمياد

احمد فکر ميکنه تو باباشو زندوني کردي

!صبح بخير خانم ‍

More Farsi Persian subtitles for My Life as a Zucchini (Ma vie de Courgette)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left