The Apartment Job

The Apartment Job (아파트)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Apartment Job S01E09 1080p NF WEB-DL AAC2 0 H 264-SCOPE persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کره ای عملیات آپارتمان

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-08-08
ډاونلوډونه: 2
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

«عملیات آپارتمان»

حدود ۳۰۰ متر جلوترت یه ایستگاه اتوبوس هست.

می‌بینیش؟

آره، می‌بینمش.

بزن به اون زنی که

اونجا ایستاده!

لطفاً به خواهرم کمک کنید.

منظورتون چیه؟

خواهرم

کانگ ها جونگه.

کانگ ها جونگ؟ مدیر حسابداری؟

فکر کنم...

یه کاری کرده که نباید می‌کرده.

منظورت چیه؟

یه دفتر حساب دستشه.

دفتر حسابی که توش ثبت شده پول‌های آپارتمان چطور اختلاس شدن.

کانگ ها جونگ، مدیر حسابداری،

خواهر کانگ ها ری‌ـه.

چی؟

و دفتر حساب اصلی رو داره که توش ثبت شده چطور از صندوق ذخیره اختلاس کردن.

دفتر حساب؟

دفتر حساب اصلی؟

مگه برای لی چونگ وون کار نمی‌کرد؟

به نظر میاد لی چونگ وون هم از این قضیه خبر نداره.

احتمالاً خانم کانگ اونو درست کرده تا از خودش محافظت کنه.

رئیس، این یعنی حالا یه

-سلاح علیه اون داریم؟ -دقیقاً.

البته فقط اگه بتونیم بهش دست پیدا کنیم.

فعلاً حواستون به کانگ ها جونگ باشه.

-بله، قربان. -بله، قربان.

این قضیه می‌تونه برای ما مسئلهٔ مرگ و زندگی باشه.

دارم بهت می‌گم، من نمی‌تونم این کارو بکنم.

وانمود می‌کنم اینو نشنیدم.

توی اتوبوس ۱۲۵، ردیف سوم از آخر نشسته بود.

آره، داره وارد خونه‌اش می‌شه.

چی شده؟ گیر افتادی؟

نه، چیزی نیست.

ده میلیارد فقط برای رانندگی؟

رئیس، معلومه که نقشه کشیده یکی رو از سر راه برداره.

رئیس، شما نمی‌تونید این کارو بکنید.

رئیس، بذارید من انجامش بدم.

سال‌هاست من جوون‌ترینِ این جمعم.

باید از شما رانندهٔ بهتری باشم.

اون 'پوست اضافهٔ کنار ناخن' که لی چونگ وون گفت حتماً کانگ ها جونگه.

ولی اگه قبول نکنم، دست برمی‌داره؟

فقط یکی رو که پول لازم داره پیدا می‌کنه تا این کارو انجام بده.

باید خودم پشت فرمون بشینم

تا فرصتی برای نجات خانم کانگ داشته باشم.

خانم کانگ، حالتون خوبه؟

ما اومدیم کمکتون کنیم.

این ده میلیارد وونه.

گفتم وقتی این کارو بکنی، پول رو بهت می‌دم.

با این پول می‌تونی رئیس قبلیت رو نجات بدی.

وقتی مریضه، نباید بذاری همون‌جا بمونه.

فقط باید

به زنی که همون‌جا ایستاده بود، می‌زدی.

کارهای سخت‌تر از اینم ازت برمیومده،

ولی از پس ساده‌ترین کار برنمیای؟

شاید من آدم بدی باشم،

ولی تو فقط یه آشغالی.

آشغال؟

با مردی که بهت علاقه داره، خیلی بی‌ادبانه رفتار می‌کنی.

من با آشغال قرار نمی‌ذارم.

پس می‌خوای با من چیکار کنی؟

یه چیزی دارم که بهش علاقه‌مند می‌شی.

دفتر حسابی از تمام کارهای کثیفی که

رئیس یه شرکت ساختمانی برای بالا کشیدن صندوق ذخیره انجام داده

مجتمع آپارتمانی‌ای که خودش ساخته.

پس این چطوره؟

دفتر حساب رو عوض کنیم

با پارک یونگ‌مان.

تو به اون ده میلیارد نیاز داشتی

تا پارک یونگ‌مان رو آزاد کنی.

پس...

کمیسر کوآک جو-گون

بله، آقای لی.

این تماس نصفه‌شبی برای چیه؟

کمیسر، یه خواهشی ازتون دارم.

خودتون رو آماده کنید

که پارک یونگ‌مان رو با وثیقه پزشکی آزاد کنید.

چی؟ پارک یونگ‌مان؟

رئیس پارک هه‌کانگه، همون آدمی که ازش استفاده می‌کردید.

می‌ذارم به کلوب وان ملحق بشید،

پس آماده باشید پارک یونگ‌مان رو آزاد کنید.

باشه. آماده‌ش می‌کنم.

اگه می‌خوای آزادش کنم،

دفتر حساب رو برام بیار.

ساده‌ست، مگه نه؟

خواهرم واقعاً آدم بدی نیست.

قسم می‌خورم.

می‌گن سرطان لوزالمعده داره.

حدود سه ماه دیگه زنده می‌مونه.

همه‌جا رو گشتم، ولی دفتر حساب اینجا نیست.

ظاهراً قبلاً جابه‌جاش کرده.

اونجا نیست؟

پس یعنی دیگه فقط یه سند نیست.

حالا یه سلاحه.

معذرت می‌خوام، قربان. دوباره پیداش می‌کنم.

که نمی‌تونه تا ابد قایم بشه.

خوب کاری کردی، آقای کیم.

واقعاً کاربلده.

ولی اگه همین‌طور غیرقابل‌پیش‌بینی رفتار کنه،

دردسرساز می‌شه.

اگه پشت‌مو بهش کنم...

از پسش برنمیاد.

«عملیات آپارتمان»

هاجونگ!

هاجونگ، خوبی؟ زخمی شدی؟

باورم نمی‌شه!

بهم بگو.

کدوم عوضی می‌خواست تو رو بکشه؟

بهم بگو. حتماً می‌دونی کیه!

کیه؟ کی این بلا رو سر خواهرم آورده؟

دفتر حساب‌ها کجاست؟

نزدیک بود به خاطرش کشته بشی.

دفتر رو قایم کردم.

اون نمی‌دونه کجاست.

دفتر رو بده به من.

این چیزی نیست که از پسش بربیای.

اصلاً چرا باید چیزی به این خطرناکی رو برداری؟

لازمش دارم

که حداقل سعی کنم باهاشون معامله کنم.

معامله؟

با کی؟

با کسی که سعی کرد خواهرم رو بکشه؟

کیه؟

رئیس‌جمهور سابق؟ یا مدیر مجموعه؟

کیه؟

اگه می‌خوان به خاطر اون خواهرم رو بکشن،

پس یعنی اون دفتر نقطه‌ضعفشونه.

پس چرا باید بدمش به تو؟

آقای پارک.

اون دفتر، سوابق جرم‌های خواهرم هم هست.

نمی‌تونم همین‌جوری تحویلش بدم.

کسی که دنبال کشتنشه

کسی نیست که از پسش بربیای.

حتی نمی‌گی این آدم کیه.

چطور می‌تونم دفتر رو بهت بسپرم؟

اون دفتر تنها امید نجات خواهرمه.

الان جونش به اون بستگی داره.

نمی‌تونم تحویلش بدم.

پس منظورت اینه که

مدیر حسابداری، خواهر کانگ هاریه؟

یعنی با اون مرد پنت‌هاوس همکاری می‌کنه.

چطور دشمنمون سر از اینجا درآورد

و درست وسط اتاق نشیمنمون نشست؟

صبر کن. خیلی سخت می‌شه

که برای خانم کانگ و خواهرش هم غذا درست کنیم.

حالا یه شکم دیگه هم هست که باید سیرش کنیم.

خب، این یه وضعیت اضطراریه.

فقط باید برای یه نفر دیگه هم میز بچینیم، مگه نه؟

باشه بابا. لازم نیست این‌قدر جدی بگیری.

امیدوارم مثل یکی که اینجاست شکمو نباشه.

کجا می‌ری، گیونگ‌بوک؟

بفرما.

کانگ ها‌ری گفت

شیرینی برای رفع استرس بهترینه.

شیرکاکائو

مرسی.

پس شکلات دوست داره.

چه بی‌حیا.

واقعاً انگار خیلی غذا دوست داره.

فیلم دوربین‌های امنیتی نزدیک آخرین محل دیده‌شدن کانگ ها‌جونگ به دستمون رسیده.

آخرین بار دیده شده که وارد ساختمان ۱۱۴ ترو ولیو شده.

ساختمان ۱۱۴؟ پارک هه‌کانگ اونجا زندگی می‌کنه.

بله، قربان.

حدس می‌زنیم توی خونه‌ی اون باشه.

چی؟ با هم رابطه دارن؟

کانگ ها‌جونگ یه خواهر کوچیک‌تر داره

به اسم کانگ ها‌ری.

اون همسر پارک هه‌کانگه.

اینجا چه خبره؟

پس باجناق و خواهرزنن؟

در واقع قضیه پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

پارک هه‌کانگ و کانگ ها‌ری به‌عنوان زن و شوهر ثبت نشدن.

برادرهای به‌اصطلاح خودش آدم‌های قمارخونه‌شن،

و پدرش هم در واقع یه قمارباز تحت تعقیبه.

کل خانواده‌اش قلابی‌ان.

چی؟

واو، شوخی می‌کنید دیگه.

چه مسخره.

پس زنش چی؟

از یه مؤسسه‌ی بدل‌کار استخدامش کرده بودن تا نقش عروسش رو بازی کنه.

پس کل این ماجرا فقط

یه توافق کاری بین خودشون بوده؟

فقط یه توافق کاری.

یعنی با شنیدن بوی پول دمشون رو تکون می‌دن و میان

سمت پول.

چه راحت.

دفتر حساب‌ها رو یه جای امن قایم کردم.

هیچ‌کس نمی‌تونه پیداش کنه.

متأسفم.

فکر نمی‌کردم کار به اینجا بکشه.

کی بود؟

کی بهت دستور داد از اون صندوق اختلاس کنی؟

خودم بودم.

خودم این تصمیم رو گرفتم.

هیچ‌کس دستورم نداد.

پس خودمم.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left