Motherland: Fort Salem

Motherland: Fort Salem

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Motherland Fort Salem S03E05 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Motherland Fort Salem S03E05 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Motherland Fort Salem S03E05 1080p WEB h264-GOSSIP
Motherland Fort Salem S03E05 720p WEB h264-GOSSIP
Motherland Fort Salem S03E05 WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

web
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
په خپور شو: 2022-07-20
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه گذشت...

‫حالا که صحبت از برگشتن آدما شد...

‫آلدر برگشته

‫با کالیدا رفت دنبال نغمه‌ی نخست بگردن

‫- ریل کجاست؟ ‫- مُرده

‫نمرده

‫داره بهبود پیدا می‌کنه

‫توی میسلیوم

‫همینجا بمونید و وقتی شورا رسید ‫باهاشون ملاقات کنید

‫به حمایتشون برای مسائل پیش رو احتیاج داریم

‫چرا سعی دارن منو بکشن؟

‫چون تو یکی از ناظران نغمه‌ی نخست هستی

‫- می‌برمت یه جای امن ‫- اگه بهم احتیاج داشتید...

‫یا توی خطر بودید...

‫از این استفاده کنید

‫ایشون ناظر شخصی شما، سرهنگ جرت هستن

‫سرهنگ

‫ارتش در برابر اسپری

‫نه!

‫خیلی‌خب. حالت خوب میشه

‫از اینجا خارجت می‌کنم. خیلی‌خب

‫به نظر میاد هنوز صدای خودتو ‫پیدا نکردی، آلبی

‫...خاکستری

‫در دست انجامه و به زودی مهارش می‌کنم

‫- دیدمش ‫- کیو؟

‫ریل

‫هیچی باقی نمونده بود

‫فکر می‌کنم اون ممکنه جهان رو ‫به پایان برسونه

‫بجنبید، دیرمون میشه

‫کورتز، توی کل دنیا تو تنها کسی هستی...

‫که واسه درس زبان مادری هیجان‌زده میشه

‫چی بگم؟

‫من بانوی منیشه هستم

‫پروفسور گرافتون، چی شده؟

‫کلاس زبان مادری امروز لغو شده

‫چی؟ واسه چی؟

‫لوپه...

‫من جوابشو میدم

‫اسمت چیه؟

‫افسر دانشجو گوادلوپه کورتز

‫محفل استارتی

‫خب، افسر کورتز، همونطور که می‌دونی...

‫من و دوستان افسر ناظرم...

‫اینجاییم که خاطرجمع بشیم...

‫که ساحره‌ها دیگه به چشم ‫یه جامعه‌ی جدا...

‫در کشورمون دیده نشن

‫که به مردم آمریکا اطمینان بدیم ‫که ساحره‌ها...

‫پاسخگوی اعمالشون خواهند بود

‫با این حال به شکلی، یه زبان سِرّی ‫که فقط ساحره‌ها استفاده می‌کنن...

‫به نظر به این هدف آسیب می‌زنه. مگه نه؟

‫ولی تاریخ و مسائل مهم فرهنگی بسیاری...

‫کلاس‌ها تا اطلاع ثانوی...

‫لغو شدن

‫سوال دیگه‌ای هم داری؟

‫چیزی دیگه نیست؟

‫لطفاً به پخش کردن...

‫بوی گند دم و دستگاه بیمارتون...

‫در سرتاسر پایگاه ادامه بدید

‫روز خوش!

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫شاید بهتر باشه قضیه‌ی وید رو ‫به شورا بگیم

‫نه، گفت نباید به کسی بگیم. حتی به اونا

‫آخه اون و مرزیه خیلی واضح...

‫- اینو گفتن ‫- ولی آخه واسه چی؟

‫اصلاً از کجا می‌تونیم بفهمیم ‫که می‌تونیم به اون مرزیه اعتماد کنیم؟

‫از کجا می‌دونید که می‌تونید ‫به شورا اعتماد کنید؟

‫می‌دونی چیه؟ مسئله اعتماد نیست

‫ما بیگناهیم و همینه که مهمه

‫وقتی از خودمون دفاع کنیم متوجه میشن

‫نمی‌تونی انقدر ساده‌لوح باشی

‫نمی‌تونید ثابت کنید وید زنده‌ست

‫کلی توی سشن دردسر درست کردیم

‫شورا که نمی‌تونه اینو نادیده بگیره

‫پس کاری می‌کنیم منطق سرشون بشه

‫این یکی رو با زور و اجبار نمی‌تونی پیش ببری

‫وقتی گفتم کاری می‌کنیم ‫منطق سرشون بشه...

‫منظورم این بود که منطقی باهاشون ‫صحبت می‌کنیم

‫اصلاً چرا انقدر از ملاقات با شورا ترسیدی؟

‫من قرار نیست باهاشون ملاقات کنم

‫یادتون رفته که وضعیت من با شماها ‫خیلی فرق می‌کنه

‫و اسپری...

‫چطوری می‌خوای از زیر ملاقات در بری؟

‫وقتی برسن موانع رو برمی‌دارن

‫- از در پشتی مخفیانه میرم ‫- می‌خوای به همین سادگی...

‫ما رو ترک کنی؟

‫ولی کجا می‌خوای بری؟

‫نگران من نباش، می‌دونی که من همیشه...

‫گلیممو از آب می‌کشم بیرون

‫اومدن

‫اون چیزی که انتظارشو داشتم نیستن

‫اونا نماینده‌ی هفت گروه زبان مختلفن

‫هر کدوم رسوم منحصر به فرد خودشونو دارن

‫مثل چند ملت درون یه ملته

‫من بچگیم مدت زیادی توی سشن بودم

‫حتی واسه یه مدت رفتم مدرسه‌ی ابتدایی

‫بیایید

‫باید از خودمون دفاع کنیم. همین الان

‫شورای گریت ریور به زودی احضارتون می‌کنن

‫هم خبر خوب دارم، هم خبر بد

‫خبر خوب اینه که حالتو خوب کردم

‫خوبی؟

‫حال داغونی دارم ولی زنده‌ام

‫خبر بد چیه؟

‫می‌خوان گلومونو ببُرن

‫بیشتر از یه ساعته که اونجان

‫مثل این می‌مونه که ما ‫پای میز بچه‌ها نشستیم...

‫در حالی که بزرگترا ‫در مورد سرنوشتمون تصمیم می‌گیرن

‫اونجا چه خبره؟

‫باید یه چیزی بهت بگم

‫یه چیزی دیدم. یه چیز بد از آینده

‫یه چیزی که باید جلوشو بگیریم

‫ببخشید، چی گفتی؟

‫ببین، خیلی‌خب

‫توی کریسمس، یه تصویر ‫از آینده دیدم...

‫که ریل یه بمب ساحره‌ای رو فعال کرد...

‫که دنیا رو نابود کرد

‫خب انتظار اینو نداشتم

‫آره. شرمنده که زودتر بهت نگفتم

‫می‌خواستم بگم ولی...

‫تالی، نمی‌تونی به حرفای نیکته اعتماد کنی

‫اون عین آب خوردن دروغ میگه

‫چیزی که دیدم وحشتناک بود

‫یعنی انگار پایان همه‌چی بود

‫فکر می‌کنم فقط انقدر ‫دلت واسه ریل تنگ شده...

‫که بینشت رو به هم ریخته

‫منم درک می‌کنم

‫منم هنوز هر شب خوابشو می‌بینم

‫آره

‫شایدم حق با تو باشه

‫آسیاب به نوبت. باشه؟

‫بیا امروز رو ختم به خیر کنیم...

‫بعدش ریل رو برمی‌گردونیم

‫بعدش می‌تونیم نگران حوادث بعدی باشیم

‫هرچی که باشه حلش می‌کنیم

‫بعد چه کاری از دستمون بر میاد؟

‫نمی‌دونم

‫صبر کن ببینم، تا حالا امتحانش کردی؟

‫اینکه یه چیزی رو ببینی و بعد جلوشو بگیری

‫بفرما

‫وقتشه

‫تو هم میای، بچه اسپری؟

‫حالا من به جمع اونا تعلق دارم

‫و در کنار ریل

‫واقعاً امیدوارم برگردونیش

‫حالا آماده‌ایم که ببینیمتون

‫با من پیش برید

‫ایول

‫اعضای بزرگوار شورای گریت ریور...

‫من ابیگل...

‫بلودر هستی

‫خودمون می‌دونیم

‫بابت اینکه فرصتی دادید که بی‌گناهی‌مون رو ‫ثابت کنیم ممنونیم

‫ولی قبلش...

‫به زبان سالیش: به نظر سر حال میایید

‫به زبان ششون: از دیدار با شما خوشوقتیم

‫به زبان لاکوتا: عینک خیلی جذابی دارید

‫وای. زبان مادری

‫به زبان اوجیبوه: امیدوارم سفرتون تا اینجا ‫راحت بوده باشه

‫به زبان چِروکی: مشتاق رسیدن شما بودیم

‫به زبان ماسکوگی: از مهمان‌نوازی‌تون ممنونیم

‫به زبان ناواجو: منت گذاشتید ‫به دیدن ما اومدید

‫خب، چهچهه‌ی این خوشتیپ رو داشتی؟

‫محترمانه درخواست داریم که در سرزمین شما ‫بهمون پناه داده بشه...

‫تا وقتی که برای برگشت به خونه ‫جامون امن باشه

‫پناه بدیم؟

‫مگه بچه‌گربه‌ی گمشده‌اید؟

‫فکر نکنم متوجه شده باشی، سرباز

‫ما از قبل تصمیممون رو گرفتیم

‫همه‌تونو برمی‌گردونیم به جایی که ‫بهش تعلق دارید. واشینگتن

‫متوجه نمیشم. اگه فقط می‌خواید ‫ما رو برگردونید...

‫پس چرا می‌خواستید باهامون ملاقات کنید؟

‫به خاطر اینکه به جواباتون احتیاج داریم

‫احتیاج یه مقدار اغراقه، پالین

‫بیایید سریع تمومش کنیم. باشه؟

‫من امشب باید برم بازی بینگو

‫هر چی می‌خواید ازمون بپرسید

‫بیایید با این شروع کنیم که چرا...

‫یه مِلک شخصی رو در سرزمین ما تخریب کردید

‫ما قصد تخریب چیزی رو نداشتیم

‫ولی باید کاماریا رو متوقف می‌کردیم

‫می‌دونم که خوب موندم، ‫ولی قصه‌های تخیلی دیگه از سن من گذشته

‫برخلاف آمریکا...

‫مردم ما این مزخرفات تفتیش عقاید رو ‫باور نمی‌کنن

‫ساحره‌ها و غیرساحره‌ها ‫اینجا در توازن زندگی می‌کنن

‫کاماریایی در بین ما نیست

‫اشتباه می‌کنید

‫ما هم نمی‌خوایم خیلی دیر متوجه بشید

‫بعد از اینکه مثل هند و فورت سیلم ‫اینجا هم نابودی به بار بیارن

‫تنها نابودی‌ای که ما دیدیم...

‫توسط تو و دوستای دوزاریت به بار اومده

‫راجع به کاماریا داریم حقیقت رو میگیم

‫اونا مردم من رو تا مرز انقراض بردن

‫همه‌مونو شکار کردن

‫تو یه تریم هستی

‫قلبم برای تو و مردمت به درد میاد

‫با این حال باید ‫معاهده‌ای که داشتیم رو حفظ کنیم

‫دولت شما هم ظاهراً تصور می‌کنه...

‫شما رئیس‌جمهور وید رو به قتل رسوندید

‫- که یه دروغه ‫- می‌دونیم

More Farsi Persian subtitles for Motherland: Fort Salem

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left