لومړۍ 170 کرښې.
رسانه اینترنتی مای موویز MyMoviz جامعترین سایت فیلم و سریال
!چیزی واسه گفتن نیست ,فقط یه مردیه که باهاش کار میکنم
!بیخیال …وقتی باهاش میری بیرون
,حتماً باید یه مشکلی داشته باشه
پس قوز داره؟ قوز و کلاه گیس؟
صبر کن، گچ میخوره؟
فقط، چون نمیخوام بلاهایی که با ,کارل" سرم اومد سرش بیاد"
خیلی خب، همگی آروم باشین, اصلاً یه قرار هم نیست,
فقط دوتا آدمیم که واسه شام میریم بیرون و سکس هم نمیکنیم,
!واسه من که شبیه یه قراره
،خب، قبلاً تو دبیرستان ,,,وسطِ کافه تریا وایسادم
,و یه دفعه متوجه میشم کاملاً لختم
من این خواب رو دیدم,
بعد پایین رو نگاه میکنم و ,,,متوجه میشم که یه تلفن
,اونجاست
,,,به جای - ! درسته -
,هیچوقت این خواب رو ندیدم- , نه-
,یه دفعه، تلفن شروع به زنگ زدن میکنه
…و معلوم میشه که مادرمه
که خیلی خیلی عجیبه ،چون… اون هیچوقت بهم زنگ نمیزنه!
,سلام
,اینجوری که این گفت سلام،میخوام خودمُ بکُشم
خوبی ،عزیزم؟
،فقط حس میکنم یکی دستشُ کرده تو گلوم روده کوچیکمُ گرفته، از دهنم کشیده بیرون
و دور گردنم گره زدهتش, - شیرینی؟ -
,کارول" وسایلش رو امروز برده"
- بذار برات یه قهوه بیارم, - مرسی,
,نه، نکن! هالهمُ پاک نکن
فقط دست از هالهم بردار،باشه؟
درست میشم، باشه؟ واقعاً ،بچهها, امیدوارم "کارول" واقعاً خوشحال باشه,
نه، اینطور نیست!- نه نیست، بره به جهنم، اون منو ول کرده!-
و هیچوقت نفهمیدی همجنس بازه!
نه! باشه؟! چرا همه به این قضیه گیر میدین؟
خودش نمیدونست، من چطوری باید میدونستم؟
بعضی وقتها آرزو میکنم لزبین بودم,
اینو بلند گفتم؟
,خیلی خوب ،"راس"، ببین
,الان دردِ زیادی حس میکنی ,عصبانیای,آسیب دیدی
میخوای بهت بگم دوای دردت چیه؟
!کلوپِ رقص
بیخیال، مجردی! یه خورده هورمون داشته باش!
ببین، من نمیخوام مجرد باشم، خب؟
من فقط، فقط میخوام دوباره متأهل باشم,
و منم فقط یه میلیون دلار میخوام!
ریچل"؟"
,اوه، خدا، "مانیکا"! سلام! خدا رو شکر
الان رفتم خونه تون و اونجا نبودی و ,,,بعد این مرده که چکش گندهای داشت گفت
,,,ممکنه اینجا باشی و !اینجایی، اینجایی
- میتونم برات یه قهوه بیارم؟ - بدون کافئین!
خب،بچهها، این "ریچل"ـه، یکی دیگه از کسایی که از دبیرستان"لینکولن"جون سالم به در بردن,
,"اینم بچه هان، این "چندلر"ـه و "فیبی
جویی"، و داداشم"راس" رو یادته؟"
,حتماً- ,سلام-
خب، الان میخوای بگی؟ یا باید منتظر چهارتا ساقدوشِ خیسِ آب باشیم؟
اوه، خدا، خب، تقریباً نیم ساعت قبل از عروسی شروع شد,
تو اتاقی که همه کادوها …رو گذاشته بودیم بودم
و داشتم به یه ظرفِ ,سس خوری نگاه میکردم
,یه ظرفِ خیلی قشنگِ مارک "لاماژ"ـی
,,,که یه دفعه شکر رژیمی؟
,,,فهمیدم
فهمیدم با این ظرف سسه بیشتر تحریک میشم تا با "بری"!
،و بعدش جداً ترسیدم ,و اون موقع بود که زد به سرم
چقدر "بری" شبیه آقای سیب زمینی میمونه,
همون اسباب بازیه تو) (Toy Story
میدونی؟ یعنی، همیشه ,,,میدونستم "بری" آشنا میزنه ،ولی
هرچی، باید از اونجا بیرون میاومدم و با خودم فکر کردم،
"چرا دارم این کار رو میکنم، و برای کی دارم این کار رو انجام میدم؟"
،پس هرچی، فقط نمیدونستم کجا برم ,و میدونم من و تو یه مدته از هم بی خبر بودیم
ولی تو تنها کسی بودی که ,میدونستم تو شهر زندگی میکنه
,که به عروسیت هم دعوت نشده بود
,اُه، یه جورایی امیدوار بودم مشکلی پیش نیاره
حدس میزنم مرده اُرگِ ,,,بزرگِ کلیسا رو براش خریده
و زنه هم اصلاً از این موضوع خوشحال نیست,
بابا، من اصلاً، نمیتونم باهاش ازدواج کنم!
,ببخشید
فقط دوستش ندارم,
خب، واسه من مهمه!
اوه، اون هیچوقت نباید اینجور شلوارها رو بپوشه,
من میگم از پلهها بندازش پایین,
از پلهها بندازش پایین! از پلهها بندازش پایین,
ببین ،بابایی، گوش بده!
،انگار تو تمام زندگیم ,همه همیشه بهم گفتن" تو یه کفشی
"تو یه کفشی! تو یه کفشی! تو یه کفشی!"
بعد یهو وایسادم و گفتم، "اگه نخوام کفش باشم چی؟
اگه بخوام یک کیف باشم چی،
میدونی؟ یا یه کلاه؟"
،نه، نمیخوام برام یه کلاه بخری ,,,میگم خودم کلاهم
استعارهست، بابا!
,میشه فهمید با کجا مشکل داشته
ببین ،بابایی، زندگیِ خودمه,
خب، شاید اینجا پیش "مانیکا" بمونم,
خب، فکر کنم فهمیدیم که ,اینجا پیش "مانیکا" میمونه
خب، شاید این تصمیم من باشه,
,شاید پولتُ لازم نداشته باشم
!صبر کن، صبر کن! گفتم شاید
فقط نفس بکش، همینه,
,فقط سعی کن به چیزهای خوب و آروم فکر کنی
,شبنم روی گل رز، سیبیل روی صورت پیشی
,زنگوله در، زنگوله سورتمه، و چیزهایی با دستکش
,لا لا لا ، یه چیزی با نخ و سیم
,,,اینا- ,الان بهتر شدم-
,کمک کردم
خب، ببین، این شاید برات بهتره، میدونی؟
استقلال, ,بدست گرفتنِ کنترل زندگیت
و هی، اگه چیزی لازم داشتی، همیشه میتونی بیای پیش "جویی",
, من و "چندلر" اون سمتِ راهرو زندگی میکنیم ,و خیلی وقتهام بیرونه
جویی" نمیخواد مُخش رو بزنی!" روز ِعروسیشه!
چیه؟ مگه قانونی چیزی هست؟
،لطفاً دیگه این کارُ نکن ,صداش وحشتناکه
من "پال"ـم, - بازکن بیاد تو!-
- "پال" کیه؟ - "پال"، همون "پال شرابی"ـه؟
,شاید
یه دقیقه صبرکن, اون قراری که میگفتی یه قرار واقعی هم نیست، با "پال شرابی"ـه؟
- بالاخره ازت خواست؟ - آره!
اوه، این از اون لحظاتیه که ,باید تو دفتر خاطرات نوشته بشه
,ریچ"،صبر کن,میتونم کنسل کنم"
نه بیخیال، برو، چیزیم نمیشه!
راس" تو چی، خوبی؟" میخوای بمونم؟
میموندی خوب میشد,
- واقعاً؟ - نه، برو! "پال شرابی"ـه!
,سلام، بیا تو ,,,پال" اینا"
،همه بچههان ,بچهها، این"پال"ـه
,- هی! "پال"! سلام! مرد شرابی! سلام - ببخشید،اسمتُ نگرفتم, "پال" بودش؟
,بشین، دو ثانیه ای میام
اوه، الان چهارتا مُژه در آوردم, نمیتونه خوب باشه,
خب، "ریچل"، امشب چی کارهای؟
خب، یه جورایی قرار بود امشب ,"برای ماه عسل برم "آروبا
پس هیچی!
درسته،حتی به ماه عسلت هم نمیرسی, ,خدایا
،اگرچه، "آروبا" توی این موقع از سال
,,,از چیزهاش بگو
,مارمولکهای بزرگش
…هرچی، اگه نمیخوای امشب تنها باشی
جویی" و "چندلر" دارن میان تو" ,سرهم کردنِ مبلمان جدیدم کمک کنن
بله، و خیلی هم هیجان زدهایم!
خب راستش،مرسی، ولی فکر کنم امشب همین جا بمونم,
,- یه جورایی روز طولانیای داشتم - باشه، هر جور راحتی,
هی ،"فیبز"،کمک میخوای؟
!کاش میتونستم ولی نمیخوام
خب،باید یه چیز "ال" شکل رو ,به این چیزای کناری بچسبونم
,با استفاده از یه مُشت از این چیزهای کرم مانند
،هیچ چیز "ال"شکلی ندارم ,به هیچوجه کرمی هم نمیبینم
,و نمیتونم پاهامُ حس کنم
این چیه؟
,اصلاً نمیدونم
!کتاب خونه تموم شد- ,- تمومش کردیم
,این آبجوی موردعلاقه "کارول" بود
،همیشه با قوطی میخورد ,باید از همین جاش میفهمیدم
,راس"، بذار یه چیزی ازت بپرسم"
,,,مبلها به اون رسید، استریو، تلویزیون خوبه
تو چی گیرت اومد؟
شما بچهها,
,- سرت کلاه رفته ،رفیق , - اوه، خدای من
- اوه ،خدای من! ,- میدونم، میدونم، خیلی احمقم
فکر کنم از اینکه هفتهای چهار پنج بار ,میرفت دندون پزشکی باید میفهمیدم
یعنی، مگه دندونها چقدر میتونن تمیز بشن؟
,داداشِ منم تو همین وضعه، خیلی داغونه
چطوری باهاش کنار میایی؟
خب،میتونی با شکستنِ یه چیزی ,که واسه طرف ارزش داره شروع کنی
…بگیم مثلاً - پا؟ -
!آره،اینجوریم میشه
,من، رفتم سراغ ساعتش
واقعاً ساعتشُ شکستی؟ عجب!
بری"، ببخشید،خیلی متأسفم, "
میدونم احتمالاً فکر میکنی ,,,همهش بخاطر چیزیه که
اون شبی درباره عشق بازی ,وقتی جوراب پاته گفتم، ولی نیست
,,, قضیه منم، و من فقط
,سلام،پیغام گیر بازم روم قطع کرد, بگذریم
میدونی ترسناک ترین قسمتش کجاست؟ اگه واسه هرکی فقط یه زن باشه چی، میدونی؟
یعنی اگه یه زن گیرت بیاد و تموم چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.