لومړۍ 200 کرښې.
الیزابت بلیگ با من ازدواج می کنی؟
آره میکنم
خانم داگلاس گدارد
الیزابت - به افتخار مادر -
در کلیسای کاتولیک
ابطال در شرایط خاصی امکان پذیر است
فقط به این دلیل نیست که نمیتونم بچه دار بشم
تو بهم دروغ گفتی
اونجا نیستش
دوستت دارم
دیوید بلای
چطور میتونم دوستت داشته باشم و پست بزنم؟
همونجا بمون
فکر نکن بهش صدمه نمیزنم
فقط یه بهونه دستم بده
همین که منو دیدی یعنی میتونم از خودم دفاع کنم
بخاطر دیوونگی بی گناه اعلام میشم
خب، اون از نظر روانی وضع درست و حسابی نداره
جک میگه اون جنون قدرت طلبی داره
شرایطش ریشه در سالها پیش داره
آنها برخلاف ما که زندهایم و پیر خواهیم شد، به چنین سرنوشتی دچار نمیشوند
گذر سن آنها رو خسته نمیکند و سالها برایشان به شیرینی خواهد گذشت
هنگام غروب خورشید
و در صبحگاه ما آنها را به یاد خواهیم آورد
بیاید فراموششان نکنیم
و اکنون ما دو دقیقه سکوت خواهیم کرد
نگهبان
نگهبان
ساکت
باید خیلی سریع دکتر ساموئل رو ببینم
خواهش میکنم
جنگ افروزای بدبخت
پسرهی یه لاقبا
عجب جوونک احمقی
اون تخم جن کی بود؟ درست نتونستم ببینمش
خیلی مطمئن نیستم
چایی میخواید آقای فاکس؟
صبحونهمو تو بیمارستان میخورم
اونو با نامههای دیگه، پست کن
بله قربان
بیا اینجا
الان نه اد
فقط میگم کارت احمقانه بود ...اگه منو میدیدن
تمام حواسشون به من بود
به عمو آیزاک میگن
ما همه عاشق جنگیم عجب چرندیاتی
هیچ وقت باور نمیکنه تنها کاری که با هم کردیم، حرف زدن باشه
باید برم
به چیزی که گفتم فکر میکنی؟
تو میتونی انجامش بدی
یکی باید به اون منگل احمق قوانین رو یاد بده
یه ذره احترام حالیش نیست
خودت وقتی جوون بودی، اینطوری نبودی؟
مثل اونا پدر سوخته نبودیم
والا تا جایی که من شنیدم خودتونم خوب آتیش میپروندید
بریم صبحونه بخوریم
هر وقت گشنه میشه میخواد پاچه بگیره
آره - دیگه آدم نمیتونه حرف دلش رو بزنه -
وقتی غذا بخوره میتونه - خوب اهلیش کردهـها -
یکی هم باید اون پسر رو اهلی کنه
مطمئنم یکی میکنه
جورج انگار سرش شلوغه اگه بخوای میتونیم برسونیمت
منتظرش میمونم
اون یارو بومیه، چه سریع گذاشت رفت
امثال اون، هیچ وقت جایگاه خودشون رو نمیدونن
حتی تو همچین شرایطی؟
متاسفانه
شهر به شهر، رفتارشون عوض میشه
نه دارم زور میزنم بهت بگم
بیخیال رفیق یه لطفی به هر دومون بکن
یا برو روی یه نیمکت بشین یا بزن به چاک، باشه؟
یکی از این دو تا از اونطرف میتونی بزنی به چاک
چه خبر شده اینجا؟
کلا تو روز آنزاک همیشه مست و پاتیل فت و فراوونه
ولی این دیگه نوبرشه و از کله سحر، مسته
چرا نمیبری روی یه نیمکت بشونیش تا آروم بشه؟
به این روز احترام بذار داداش
هی
این با من
اگه آروم نگرفت زنگ بزن پلیس
این حرفتون رو به نخست وزیر منتقل میکنم
کشور داره به بدبختی و ویرونگی کشیده میشه
اونا یه مشت جوون نمیشه علیه شور و نشاط جوونی، قانون وضع کرد
واسه اینکه احترام بذارن باید بتونی چنین قانونی رو تصویب کنی
مطمئنم خواهر نوردمن هم باهام موافقه
درسته
همونطور که مطمئنم آقای منزیس هم نظرش اینه
قطعا، قطعا
قطعا
اون پسره رو میشناسی، درسته؟
لری گری
همون قدر پسر بدیه که ظاهر امر نشون میده؟
خب، امیدوارم واسه خاطره آیزاک گلد هم که شده، اینطوری نباشه
سارا
واسه سرویس صبح اومدید دلیل این ساعت اومدنتون رو مشخص میکنه
خب، داشتیم رد میشدیم و میدونستیم سحرخیز هستید
باید یه چیزی از لیا بپرسم
درباره کلینیک زنونه هستش مربوط به یکی از دوستاشه
موضوعات زنونهست، آره؟
پس باید خصوصی باشه - اینجوری که عالی میشه -
امشب برای مراسم شبات، میبینیمتون دیگه؟
حتما
امشب جورج
لیا خانم نوردمن اینجاست
منتظرش نذار دختر خوبی باش
من تازه از خواب بیدار شدم.
زود امدی.
دیدمت.
تو خوش شانسی دوریس کالینز این کار را نکرد.
بهتر است در مورد آن بحث شود قبل از امشب
-میخوای بگی؟ - بستگی داره چه جوابی بگیرم.
خب چیزی نیست برای انجام با شما
خاله میریام از من پرسید برای مراقبت از شما
من می توانم از خودم مراقبت کنم.
بنابراین من فرض میکنم تو دزدی کردهای بعد از اینکه عمویت به خواب رفت
و لری داشت شما را به خانه می آورد، بله؟
خوب، به این دلیل است که ما می رویم. من او را برای چند سال نمی بینم.
اولین بار بود.
- چیکار میکردی؟ - نه اونی که تو فکر میکنی
نمیدونم چی فکر کنم
آیا ... آیا اسحاق می داند که شما او را می بینید؟
خب او یهودی نیست البته که نه.
من می دانم دارم چه کار می کنم.
من هر روز دخترا رو میبینم در کلینیک
که فکر می کنند کنترل دارند تا زمانی که نباشند
آنها در نهایت با یک فرزند، شهرت یا هر دو
می شکست دل عمویت
داره منو میکشه به اسرائیل
- داره مال من رو میشکنه - برای ملاقات با خانواده!
- من حتی آنها را نمی شناسم. - موضوع این نیست لیا.
پس چی؟ من بیرون ماندم.
من نباید برمیگشتم بعد عمو نتوانست مرا بکشاند.
اگر دوست داری بهش بگو برام مهم نیست
گوش کن نیازی نیست برای ناراحت کردنش،
اگر قول بدهید شما آن را دوباره انجام نخواهید داد
من در آن قایق خواهم بود قبل از اینکه فرصتی پیدا کنم
قول میدهم.
اما منصفانه نیست.
از دست دادن عمه درد کافی بود
برای هر دوی شما.
من تو را به آن نگه می دارم.
تو برو
متشکرم.
آه، گری. فکر کردم شاید امسال شما را نبینیم
شنیدم کار پیدا کردی
این را از دست ندهید برای ماهی، خانم
خوب، این یک برجسته است از تقویم من نیز
از صبحانه ات لذت ببر.
شما واقعا باید آن را مشاهده کنید
اوه حالم خوبه هوای صبح.
اوه، پس فکر می کنید اشکالی ندارد، او اینطور فریاد می زند؟
به نسل او، جنگ روسیه و بمب A است.
تجلیل از آن دیوانه کننده به نظر می رسد.
هیچ برنده ای وجود نخواهد داشت در جنگ جهانی سوم
هیچ کس چیزی را تمجید نمی کرد. احترام است
میدونی یه جنگ جهانی دیگه اگر فراموش کنیم احتمال بیشتری وجود دارد.
اینطوری جوان ترها نسل آن را می بیند
فقط یاهوهایی مثل او
اوه خدا
او کارکنان را وادار می کند که صحبت کنند، راهی که او می رود
خانواده اولیویا رو داشته باش تعجب در انتهای دیگر
- دوستان برای دوستان بنویسند. - تقریبا هر روز؟
خطابش می کند «آقا و خانم».
در بدترین حالت آنها فکر می کنند او عاشق او است
یا آن را حل خواهند کرد.
ما نیازی به رئیس جدید نداریم جراحی با آن شهرت
جک
من خوشحال خواهم شد زمانی که او یک چهارم تمام شد و او رفت.
شما مشتاق هستید.
فکر یک گذر. قهوه هست
- اجازه بدید ببینم. - وقتی کارم تموم شد
کتاب، نه متن.
کدام کی است؟ شما مدام از سوال اجتناب می کنید.
نمی آید همانطور که من می خواهم.
ناشر شما حق چیوی دارد
- پر کردن؟ -مم لطفا
و معشوق شما حق بوسه دارد
به دیوید بگو دوستش دارم و گربه ها را عذاب ندهیم.
من عادت داشتم حیوانات را اذیت کنم در سن او
سپس او پسر پدرش است.
من باید تمام می شد تا نیمه بعدازظهر
چه اتفاقی افتاده است؟
آه، او مثل یک خرخر مست است. داره خوابش میبره
او را در مراسم سحر دیدم. او کاملا هوشیار به نظر می رسید.
سلام آقا؟
سلام؟
آیا همه چیز...
باشه، من نیاز دارم کمکی در اینجا
- آقای روباه گفت که او را ترک کنم. - آقای فاکس اشتباه کرد.
به سرعت!
ما فقط می خواهیم ببرمت داخل، باشه؟
سرش را بگیر بازویش را از زیر بیاورید.
در اینجا ما می رویم. یک دو سه. بالا
- آیا اتاق 2 رایگان است؟ - آره.
- عالی. - به او گفت.
استفاده های بهتری داریم برای تخت، خواهر
او می تواند در بیرون هوشیار شود.
او به داخل می رود یک کمای دیابتی
من نیاز به تنظیم مایعات IV دارم خون های فوری و فوری
- برای بررسی سطح گلوکز خود. - خواهر...
No comments yet. Be the first to leave one.