لومړۍ 200 کرښې.
اینجا «بِرک»ـه
اونقدر دورافتادهست که انگار اصلاً وجود نداره
دهکدهی من؟
در یک کلمه، مستحکمـه
نسلهاست که پا بر جاست ولی
تکتکِ خونهها نوسازن
،اینجا هوا پاک و تازهست آب زلالـه و
منظرهها؟ بد نیستن، گِلهای نیست
تنها نکتهی منفیش آفتهاشـه
خب، آفتِ بیشتر جاها موش یا پشهست
...ولی ما
اژدها داریم
هر کی بود از اینجا میرفت
ولی ما نه
ما «وایکینگ» هستیم
.ما از جنگ فراری نیستیم .خودمون جنگ راه میندازیم
!«آهای! «هیکاپ - شب بخیر -
!برو خونه - ...باشه، به محض اینکه -
!دوباره اومدی تو دست و پا
!هیکاپ، خودتو بزن به مُردن
ببینید، اژدهاها یه مدتی
دردسرساز شده بودن
هم اینجا و بقیهی جاها
واسه همین دست به کار شدیم و خودمون اومدیم سراغشون
براتون سؤالـه که در چه حالیم؟
چه غلطی میکنی؟
این دوباره این بیرون چه غلطی میکنه؟
برو داخل. بجنب
،اون استویکِ بزرگـه
رئیس قبیله
،میگن وقتی بچه بوده
سر یه اژدها رو از تنش قطع کرده
باورم میشه؟
آره، باورم میشه - چیا داریم؟ -
،سنگکله، تیغدَرنده دُمپیچک، برقکوب
اسنورتی هم یه «کابوسسوز» دید
خشم شب» چی؟»
تا الان که نه، رئیس
خوبـه
دنبالم بیاید - چشم، رئیس -
زود باشید، فلکزدهها
شنیدید چی گفت. بجنبید، بچهها
دوباره اومدی بیرون؟
فرض کن من اینجا نیستم
...تا چشم به هم بزنی زحمت رو کم میکنم
کجا با این عجله؟
بیخیال، لطفاً
این کلهخرِ گنددماغ که
دستش قابلتعویضـه اسمش «گابر»ـه
بگیر. بجنب
از همون بچگی شاگردش بودم
حواسم بهت هست
من نباید الان اینجا باشم
آره! چقدرم که تو حرفگوشکنی، نه؟
دمِ انبارهای غلات نگهبانی بدید
بله، رئیس - از دامها محافظت کنید -
بله، استویک
مراقب خشم شبها هم باشید
پتک
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
!آتیشنشونها اومدن
آها، گروه آتیشنشونها
بچهباحالهای بِرک
اونا اجازه دارن تو درگیریها شرکت کنن
!بچهها، از سر راه برید کنار
،ولی بدون فرماندهشون هیچی نیستن
گل سرسبدِ نسلِ ما
مادرزادی فوقالعادهست
یه سر و گردن از همشون بالاتره
استرید
چیـه؟
از وقت خوابت نگذشته؟
یالا، برگرد سر کارت
من هم باید برم اون بیرون
،یه خودی نشون بدم نشون بدم چی تو چنته دارم
،تا حالا زیاد نشون دادی چیا تو چنته داری هیچکدوم به درد بخور نیستن
،دو دقیقه مهلت بده یه اژدها رو میکُشم
زندگیم از این رو به اون رو میشه
شاید حتی دوستدختر هم پیدا کنم
!یه دمپیچک پُشت سرتـه
استرید؟
ولی اون یه وایکینگِ واقعیـه
تو نه میتونی چکش بزنی
نه میتونی تبر دستت بگیری
نه حتی بلدی از اینا پرت کنی
ببین... با این پرت میکنم
بازم دستگاه ساختی - از نو طراحیش کردم -
...این بار
...این بار
دوتیرهست
دیدی؟ دقیقاً منظورم همینـه
فقط یه کوچولو تنظیماتش به هم ریخته، همین
اگه میخوای یه زمانی بزنی به دل نبرد و
،با اژدهاها بجنگی ...باید این چیزها رو
بذاری کنار
الان به کل هیکلم اشاره کردی
آره، از ریشه باید تغییر کنی
آره
جناب، داری با دُم شیر بازی میکنی
میخوای دست و پای منو ببندی؟
عواقب سنگینی در انتظارتـه
خب، خطرش رو به جون میخرم
بگیر این شمشیر رو تیز کن. همین الان
یه روز، میرم اون بیرون
چون کُشتن اژدها اینجا مهمترین چیزه
سنگکلهها سرسختن
،اگه یکیشون رو بکُشم دیگه کسی نمیتونه منو نادیده بگیره
دُمپیچک؟
نادر و هیجانانگیز
دوتا سر داره، افتخارش هم دوبرابره
،اگه سر یه تیغدرنده رو بزنم
قطعاً بهشون ثابت میکنه که جای من اینجاست
!یالا، بچهها
گوسفندها رو پیدا کردن
پس هر چی داریم رو سرشون خالی کنید
گزینهی بعدی هم
کابوسسوز
!پُر کنید
فقط بهترینِ بهترینها میرن سراغشون
،اما گنج نهایی
اژدهاییـه که کسی تابحال ندیدتش
...بهش میگیم - !خشم شب -
!بپرید
یه خشم شب هم هست
،هیچوقت غذا نمیدُزده هیچوقت خودشو نشون نمیده
هیچوقت هم خطا نمیزنه
وقتشـه گابرِ پیر دست به کار بشه
از جات جُم نخوری
همینجا بمون. شوخی ندارم
کسی تابحال خشم شب نکُشته
!حمله
واسه همین میخوام اولین نفر باشم
!بازم که تویی! برگرد داخل - به روی چشم -
!خودتو به کُشتن میدی، هیکاپ
میدونم! ببخشید
بدش من
!مراقب باش
این تیغدرنده هنوز یکم آتیش داره
یالا
.یه چیزی بده بزنمش .یه چیزی بده بزنمش
یالا، خودتو نشون بده
« ترجمه از علی محمدخانی، امیر فرحناک و نـیـک » .:: cnlttie & FarahSub & AliMK_Sub ::.
زدمش
!زدمش
کسی دید؟
منظورم تو نبودی
خدایا
اسپایتلات، نذار فرار کنه
دمت گرم
آتیشت تموم شد
بیا ببینیم بدون آتیشت چند مرده حلاجی
آره، انتظار دیگهای هم نداشتم
یه چیزی رو از قلم انداختم
!مراقب باشید
ببخشید، بابا
!مراقب باشید
خیلیخب، ولی یه خشم شب رو زدم
بابا، این بار فرق داره
واقعاً یکیشون رو زدم
آره، اژدهایی که تابحال کسی ندیدتش
چون توی تاریکیِ شب استتار میکنه
اگه چشماتو تیز کنی، میتونی سایهاش رو روی ستارهها ببینی
اینجوری زدمش - !بس کن -
تمومش کن
،هر بار که پات رو میذاری بیرون یه گندی به بار میاری
نمیبینی مشکلات بزرگتری دارم؟
چیزی تا زمستون نمونده و
باید شکم یه دهکده رو سیر کنم
حالا بین خودمون بمونه ولی مردم دهکده هم
میتونن کمتر بلمبونن
!شوخی بردار نیست، هیکاپ
چرا حرف تو کلهات نمیره؟
چون نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
،خب؟ وقتی یه اژدها میبینم دلم میخواد بزنم بکُشمش
آخه... ذاتم همینـه
پسرم، تو کارهای زیادی ازت برمیاد ولی
کُشتن اژدها قطعاً یکی از اونا نیست
برگرد خونه
مطمئن شو تو خونه بمونه
مگه یه نفر چقدر میتونه گند به بار بیاره؟
هر کس دیگهای بود تا الان تبعید شده بود
گمونم پسرِ رئیس قبیله بودن هم مزایای خودشو داره
...ولی اگه به خاطر رئیس نبود
بگذریم، بابای من که ...حسابی بهم افتخار میکنه
...بابا، همین الان ذکر خیرت
تو جمع با من صحبت نکن
واقعاً یه اژدها رو زدم
معلومـه که زدی، هیکاپ
هیچوقت گوش نمیده
خب، مثل اینکه تو خونتونـه
،وقتی هم که گوش میده
همیشه قیافهاش جوری دلخور و نااُمیده که
انگار یکی یادش رفته تو غذاش گوشت بریزه
میدونم چی میگی
هوی. کلاً اشتباه متوجه شدی، خب؟
به ریخت و قیافهات کاری نداره
رفتارهات رو نمیتونه تحمل کنه
مرسی بابت توضیحاتت
...وایسا. حرفم اینـه که
اینقدر تلاش نکن کسی باشی که نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.