لومړۍ 181 کرښې.
..برای شکستن اتمسفر موجود در فضا باید یک موشک به سرعت
25000 مایل در ساعت برسد. "مسخره اس اگه اونا از این سریع تر برن
وقتی رو صندلی هاشون نشسته باشن له میشن! و تو اطراف پخش نمیشن!
تو شتاب رو با سرعت اشتباه گرفتی تو شتاب رو حسش میکنی,
اما وقتی به سرعت برسی اونو متوجه نمیشی، مثل همین الان
که ما تو سیاره ای هستیم که با سرعت 1000 مایل در ساعت حرکت میکنه. که سرعت چرخش سیارس.
همچنین ما به دور خورشید هم با سرعت 67000 مایل برساعت حرکت میکنیم. سیستم خورشیدی
که از کهکشهان های دیگه خارج میشه و یا از کهکشان های دیگه دور میشه چون جهان ما در حال گسترش است.
واااااووو!
T
Tr
Tra
Tran
Trans
Transl
Transla
Translat
Translate
Translated
Translated
Translated b
Translated by
Translated by
Translated by S
Translated by Sa
Translated by Saj
Translated by Saja
Translated by Sajad
Translated by SajadW
Translated by SajadWi
Translated by SajadWic
Translated by SajadWick
Translated by SajadWick
S
Sy
Syn
Sync
Synch
Synchr
Synchro
Synchron
Synchroni
Synchroniz
Synchroniza
Synchronizat
Synchronizati
Synchronizatio
Synchronization
Synchronization
Synchronization B
Synchronization By
Synchronization By
Synchronization By 3
Synchronization By 3r
Synchronization By 3rP
Synchronization By 3rPH
Synchronization By 3rPHu
Synchronization By 3rPHuN
Synchronization By 3rPHuN
B reakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Br eakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Bre akingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Brea kingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Break ingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Breaki ngSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Breakin gSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
Breaking Soldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingS oldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSo ldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSol diers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSold iers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldi ers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldie rs ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldier s ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers " "تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers "" تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""ت حولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تح ولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحو لی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحول ی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی د ر زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در ز یرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زی رنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیر نویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرن ویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنو یس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنوی س: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس : به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: ب ه زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به ز ودی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زو دی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زود ی""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی ""
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی" "
BreakingSoldiers ""تحولی در زیرنویس: به زودی""
توهم صدارو شنیدی؟ جرقه جت بود کاپیتان.
انگار ی نفر داره میاد تو خونه! صبح انجامش میدم.
اون چی بود؟
!خدای من هاااال! -الان میرم میگیرمش لوییس
!من دارمش
چه اتفاقی میافتاد اگه ریس اونو دستگیر نمیکرد؟
اون تلویزیون و استریو مارو دیده و دونسته حالا اشتاه وحشتناکی کرده. دست منو ول کن!
اون دقیقا از پنجره ی جلو ما اومد تو من نمیتونم توضیح بدم
شبیه این بود که انگار ما نمیتونستیم کاری کنیم. پسر من درحالیکه داشت چوبو میچرخوند اومد تو
اون همه مارو نجات داد! اره این خیلی خوبه و خیلی خوب بود که ریس قبل از من خودشو رسوند
و جناب شما کجا بودید؟ من تو تخت بودم. گیر کرده بودم.
همسر من اصرار داره که منو توی گوشه گیر بندازه.
منظورم اینه که, من واقعا توش گیر کرده بودم!
من سرشو دیدم. ی جورایی شبیه ی هلو چاق توی بشقاب نشسته بود.
اگر فقط بچهای بیشتری شبیه شما بودن
خیابون های بیشتر امنیت داشت. ممنونم. تو خیلی اشنا میای.
تاحالا توی برنامه ی اسب سواری شرکت کردی؟ سورتا
مثل اینکه توی ی جلیقه باشی و تو ورقه های لرزان لعنتی پیچ خورده باشی
و نتونی کاری کنی! مهمترین اتفاق اینه که ما اونو گرفتیم.
بذار بهت نشون بدم. دنبال من بیا اتاق خواب تا من تورو گیر بندازم قربان !!!!
تو افسر های پلیس رو گیر نمیندازی.
کریگ، من ناهار تورو برداشتم. ببخشید دیر کردم من برگر هارو برداشتم
من مجبور شدم تو کل شهر رانندگی کنم تا جوجه ات رو از ناجت ورلد بگیرم!
من فک کردم تو گفتی میخای کمک کنی من زندگی راحتری داشته باشه!
مایو اضافه رو گرفتی؟ اررره از کجا؟
وقتی که میشی پرستار خب برای اینه که من سرم خیلی شلوغ شده
با دست و پای شکسته ای که من دارم وقتی که داشتم از دست بچهای تو مثل سگ از تو ترافیک
خارج میشدم(!) من نمیتونم بخوابم چرا که گربه من داره از ضربه روحی رنج میبره
وقتی که من تمام مدتی که دارم حموم میکنم باید یاد بگیرم چطوری از چوب پیشانیم استفاده کنم. و تو همچنان فقط ی مادر میمونی.
کراگ، شرکت بیمه به تو پول گرفتن یک پرستار رو داد! لویس
فقر و شیرینی، پول هدر دادنه لوییس. من به تو چیز بهتری میدم.
اولیور
اوه خدای من این ی میمونه! این ی میمونه کمکیمه.
اینا خیلی اموزش دیدن. اونا به افراد معلول همیشه کمک میکنند.
تو همیشه معلول نمیمونی!
کراگ، من نمیتونم از تو و یک حیوون وحشی مراقبت کنم! اون حیون وحشی نیتس.
این ی میمون کاپوچینیه اونا پیش خدمت طبیعین.
و من یکی از بهترین هاشو دارم. همچین برادرش داره برای استیفن هاوکینگ کار میکنه
این چیر اخرین باری که تمیز شد کی بوده؟
"" تحولی در زیرنویس: به زودی ""
این بدترین کار تو دنیاست!
چرا ما داریم این کارو میکنیم؟ من هنوز دارم تو مدرسه حقوق درس میخونم.
بچها واضح بگم بهتون شماها اخراجید چی؟ اردوگاه تعطیل شد.
اونا اخرین درخت رو بریدن. کسی میخاد با این عکس بندازه؟
ی شرکت معدن این زمین رو خریده شماها باید امروز اینجا رو ترک کنید.
ما باید بدون اطلاع قبلی از اینجا بریم؟ این دایره زندگیه
شرکت معدنی اینجا رو خریده و شرکت این زمین رو از بین میبره.
سپس اونها اینجا رو مثل یک زباله دان هسته ای تبدیل میکنن و ترک میکنن
خودمون رو باید از وابستگی های ناسالم به نفت خارجی محروم کنیم!
خب من حدس میزنم من باید با پدر و مادرم به عقب برگردم.
اونها به من از طرف ایستگاه یک تور دادن! ولی خب میدونی اینه تو اتاق بازجویی دوطرفه اس!
خیلی خوبه اونا قبلا این کارو نکردن
"برای قهرمانی و اقدام شایسته"! من بهت افتخار میکنم
دیوی، میخای بری بری بخوابی؟ ? تو همه ی پلیس هارو دیدی
و میدونی کافه ها چقد قوین! اره ولی و هلیکوپتر برای ی ایستگاه پلیس
خیلی بزرگه تا اون رو به مخفیگاه زیر دریا منتقل کنن.
ولی - ولی بی ولی دویی! اون دزد دیگه الان پشت میله هاس و نمیتونه فرار کنه
با سیستم حقوقی ما اون احتمالا الان برگشته باشه نو خیابونا! دوییی !!
مامان، بابا اونا منو به فکر انداختن. همیشه این پلیس ها منو
پرت میکردن عقب ماشینشون. ولی امروز اونا برام دست زدن.
تو واقعا قهرمانی! این خیلی باحاله! محافظت از شما بچها!
نجات زندگی شماها بازم ممنون. باعث شد که من به بهش توجه کنم
برای اولین بار تو زندگیم فهمیدم که هدفم تو زندگی چیه.
فک میکنم خاستمم پیدا کردم مامان بابا من میخام خوک بشم.
'بروووو بخاب
من هنوز میترسم برام ی قصه بخون
لطفااا
من قبلا هرکتابی اینجا بوده خوندم لطفااا
"اردوارک پستاندارانی از افریقای جنوبی."
"انفارکتوس، بافت عضله ای قلب."
همه چیز خوبه، اتفاقی نیافتاده
من بودم که چراغ رو روشن کردم. کجاییی؟؟؟
میدونستم تو دوباره برمیگردی
بیا ببینم مادر خراب
ببخشید
بخوابید.
بیا و برو.
No comments yet. Be the first to leave one.