Moonshine

Moonshine (꽃 피면 달 생각하고)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Moonshine E12 HD-WEB[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

web
HD
په خپور شو: 2022-04-16
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

فکر کردی زیر اون نمیشناسمت؟

فکر کردم مردی

واقعا فکر کردم مردی

وقتی از یه مجرم با خبر بودم چطور میتونستم بمیرم؟

!فکر کردم دیگه نمیبینمت

آخ، درد داره، بس کن

بس کن- بانو-

عالیجناب

شما دو تا چطور...؟

جناب یونگ

فکر کردم مردی، چه خبره؟

...نام یونگ تو

بانو

جفتتون سالمین

...عالیجناب لطفا

اون چیه؟

وایسین

لطفا

...ای پسرک

عالیجناب، درد داره واقعا

لطفا ولم کنین- نمیخوام-

واقعا درد داره

بالاخره همو دیدیم

...برو به اون دنیا

و جلوی پسرم زانو بزن

...از الان

تا وقتی انتخاب همسر ولیعهد تموم نشده از خونه بیرون نمیری

فهمیدی؟- بله پدر-

به حرفتون عمل میکنم

ممنونم

راستی، چیکار کردی که به حرفم گوش کنه؟

،قبل از اینکه کاری کنم

همدیگه رو ملاقات کرده بودن

جناب، میشه اینو بدی بانو؟

...این چرا

مال بانو رو سوئه

مال پدرش بوده یا همچین چیزی

به هر حال، حتما به دستش برسون

من درستش کردم

خوب نیست؟

...روزی که پدرم فوت کرد

مثل امروز هوا بادی بود

...شاید اون لحظه

زمانی بود که زندگیم به فنا رفت

اگه روح واقعی باشه

پدرم خیلی وقت پیش میومد دیدنم

اما تا حالا تو خوابمم نیومده

میخواستم اینو بدم به دخترم

ولی میدمش به تو

هر اتفاقی افتاد بیرون نیا

آقای یونگ

آقای یونگ

متاسفم

برای چی؟

خیلی دیر کردم

واقعا متاسفم

اشکال نداره

هنوز زنده ای

...زنده بودنت

بیشتر از کافیه

...مرسی

...که زنده موندی

...و

برگشتی پیش من

::::::::: آيــــ(مهشید)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

!ارباب

از هانیانگ روزنامه رسیده

که اینطور، بده ببینم- بله-

یکم دیر رسیده، ولی اخبار یه هفته توشه

،با اینکه تو منطقه روستایی زندگی میکنم

همیشه باید اخبار هانیانگ رو بدونم

این چی میگه؟

...نام

پسرم مرده؟

چی؟ ارباب جوان مرده؟

نه

...اون

اون زندست

آیگو

چه خبره دیگه؟

"،لحظه ای که بازرس یونگ"

"که فکر میکردن مرده وارد قصر شد"

"همه شوکه شدن"

چه خبره؟- زنده ست؟-

"بازرس نام شهادت داد کسی که تونل رو کنده"

"تا مشورب قاچاق کنه، و به اون آسیب زده"

"شیم هونه"

"بازرگان بندر دسانگ"

"اعلیحضرت"

"از اعمال فجیع قاچاقچیان خشمگین شدن "

"،پس"

"به بازرس نام ترفیع به رتبه پنجم، و مقام سر بازرس دادن"

فکر کردن مرده

ولی زنده بوده

و الان ترفیع گرفته؟

خیله خب، بیاین تو

خدا

فقط اشراف زاده ها این نزدیکی زندگی میکنن پس محله آرومیه

حیاطشم حسابی بزرگه

دیگه خونه ای مثل این پیدا نمیکنین

پسرم، نظرت چیه؟

خوبه، نظر تو چیه همسر عزیزم؟

موافقم، خوبه

...باید تظاهر کنی

که خیلی خجالتی ای

...نمیتونی قیافتو نشون بدی

یا بری بیرون

نیازه این کارا؟

همه عالم و آدم دیدن تفنگ به دست چه معرکه ای راه انداختی

...دختر وزیر جنگ هان ئه جین

گروگان ماست

چون فکر میکردم مردی اونکارو کردم

دقیقا، همش بخاطر من بود

،زندگیت بخاطر من به خطر افتاد

پس من مسئول امنیتتم

اینجایین؟

واو اتاق بانو چه خوبه

وایسا، این چرا اینجاست؟

...دقیقا مثل مال- !چونگه-

نباید اینجوری چشمت دنبال مال بقیه باشه

...خب پس- چیه؟-

ساکت

خب، آره، درسته

...یعنی

مردا و زنا باید جدا بمونن، پس ما رفتیم

...وایسا ولی اون- هیس کن-

...آخه فقط- بیرون-

واقعا نمیخوای بهش بگی؟

،اگه چیزی که گفتی درست باشه

پدرش اینو براش درست کرده

یه روزی بهش میدمش

هر چند اون روز الان نیست

...اگه قبل از اینکه بفهمم چرا شیم هون

،پدرش رو به قتل رسوند بهش بگم

دوباره میفته توی خطر

راست میگی

...همه چیز دفن شده بود

و هر کسی هم که دخالت داشته به قتب رسیده

نمیتونه یه پرونده قتل ساده باشه

(گزارش کالبدشکافی محافظ کانگ هو یون)

...این چطور- منم دنبال یه چیزایی گشتم-

...پدر رو سو

جزو محافظین جناح راست برادرم بود

محافظ ولیعهد فقید بوده؟

...ده سال پیش

برادرم ناگهانی فوت کرد

شایعه شده بود با زهر کشته شده

اونا سم توی اتاق صیغه سلطنتی اوم پیدا کردن

...صیغه سلطنتی اوم اعتراف کرد

،و ادعا کرد که خودش اونُ کشته که به قضایا خاتمه داد

،قبل از اینکه یه ماه تموم شه پدر رو سو مرد

محافظ راست طی سوگواری ولیعهد کشته شد

...فکر میکنین این

به مرگ ولیعهد سونگ هیون ربطی داره؟

پس به غیر از این چی میتونه باشه؟

...چرا باید یه قاچاقچی محض

محافظ راست ولیعهد و بکشه؟

کسی غیر از شیم هون یادت میاد؟

،اگه اون مقام دولتی بود من مطمئنم خودشُ پوشونده تا بکشتشون

و اون طی زمان سوگواری برادرم بود

یادم نمیاد

لطفا به این قضیه نگاهی بندازین

من شیم هونُ دستگیر میکنم و مجبورش میکنم اعتراف کنه

...همه کنجکاون بدونن مردی که زنده برگشته

چه شکلیه

،با توجه به شایعه ها تو تابوت خودتُ باز کردی و اومدی بیرون

چطور این ممکنه؟

...اون یه سوتفاهم ساده بود

چون یکی نشان اسم و لباسای منُ دزدیده بود

لابد اون وقتی که داشته برای چیزهای خوبی که دزدیده میجنگیده کشته شده

کمترین کاری که میتونن بکنن اینه که به کسی که تو شرایط بدیِ کمک کنن

اونا از تو دزدی کردن و یکی دیگه رو کشتن؟

مدرکی داری؟

همه اونا هم رفتن؟

بله

،من یه نامه دادخواست داشتم

ولی راهزنا اون رو هم گرفتن

،الان که مدارک از بین رفتن

هیچ انتخابی بجز پیدا کردن گناهکار و مجبور کردنش به اعتراف نداری

این نشان فراخوانی سربازه

اعلیحضرت اینُ به تو عطا داد تا هر جور مایلی از ارتش استفاده کنی

اگه هر چیز دیگه ای خواستی، فقط بهم بگو

با خوشحالی کمکت میکنم

ممنونم، وزیر ارشد سلطنتی

و اون دختر

میدونی چه اتفاقی واسش افتاده؟

...شنیدم اون دختر وزیر جنگُ دزدیده

و اومده پایتخت، درسته؟

...من

یه خبرایی بعد از اینکه به هوش اومدم شنیدم

که اینطور

من شنیدم شما دوتا برای مدتی زیر یه سقف زندگی میکردین

حتما توهم استرس داری

...پدر اون

تنها کسی بود که بدون تبعیض با من رفتار کرد

با اینکه من از یه خانواده خدمتکار بودم

هرآنچه، جرم جرمه

،به عنوان مقام دولتی

من نمیتونم از جرمش بخاطر دوستی قدیمیمون چشم پوشی کنم

More Farsi Persian subtitles for Moonshine

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left