لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه: thetrueali
سلامی گرم، گپ و گفت دوستانه
با اظهار...
خیلیخب. بیا شر و ور رو تموم کینم و بریم خونهی خاله تالولا
تا هنوز آب استخر گرمه
وای نه، دوباره تولدشه؟
امسال نمیتونم باهات بیام
نه. چرا؟
کل روز رو برنامهریزی کردم
قراره تمرین کنم، شاید یه حرکت رقص جدید یاد بگیرم
بعد میرم به جلسهی زنان فضا اشغال میکنند
زفام
و بعد کارآموزیم توی قنادی، امشب شروع میشه
یه روز پر از فعالیتهای خود نیروبخش
حتی یه لباس برای بعداً انتخاب کردم
درسته. امروز، شنبهی مراقبت از خوده
برتی، خیلی بهت افتخار میکنم
هفتهی پیش، نمیخواستی بری بیرون
و حالا همهی این کارای عالی رو برای خودت انجام میدی
یه نوع لباس میپوشی که غیرممکنه بشه باهاش شاشید
خیلی شجاعانهست
آره، چیز مهمی نیست. فقط زدمش کنار
شرمنده که امروز نمیتونم باهات بیام. پیش خالهات مشکلی پیش نمیاد؟
از بعد از ترک مشروب، اولین باریه که میری اونجا
آره، آره. اون اندازهی جفتمون مشروب میخوره
ولی باید برم دیگه
چون باید سوار این اتوبوس کند احمقانه تا بیکشایر بشم
کی میخواد بره بیکشایر؟
من. تک و تنها. انفرادی
صبر کن ببینم. من راجع به اون محله، توی دانشکدهی معماری خوندم
اونجا دوتا کاخ وجود داره
- یه عمارت. یه خونهی ییلاقی - حقیقیت داره
میدونستی که توی اون خونهی ییلاقی...
یه بوفالوی رقاص زندگی میکنه؟
خالهی توکا توی یکی از خونههای راندا پجت زندگی میکنه
جدی میگی؟
- توکا، یه فکر دیوونهوار - چی گفتی به من؟
چطوره همراهت، تا خونهی خالهات بیام؟
یه روز توکا و اسپکل
اصلاً چه شکلی میتونه باشه؟
باحال میشه
- عجیب به نظر میاد - من که نمیتونم تصورش کنم
- میتونم رانندگی کنم - من جلو میشینم
ایول
- پادکست معماری؟ - نه
- پادکست سیاسی؟ - هو
تو شبیه اون پدر حوصله سربری هستی که هرگز نداشتم
خیلیخب، خیلیخب. فکر میکنم یه چی داشته باشم که ممکنه خوشت بیاد
کهنهترین حکایت تاریخه. یه پسر، یه دختر رو میبینه
باهاش ازدواج میکنه. دختره رو میکشه
و با خواهر دختره توی یه مراسم تو حیاط پشتی روی قبر...
کم عمق دختره ازدواج میکنه
البته تا اینکه جنازه پیدا میشه
قتل
همهی اینها در بخشهای یک تا چهار پوشش داده شده
امروز، فکر کردیم یه قدم به عقب برگردیم...
و مفهومی از طرز کار دادگاه استیناف رو یاد بگیریم
نه
- فراموشش کن. بذار حرف بزنیم - البته
خب، خالهات چطور از پس هزینهی یه خونه توی بیکشایر برمیاد؟
با یه سرمایهدارِ پولدار ازدواج کرده؟
اون با چند سرمایهدار پولدار، با چندتا کلهگنده....
یه آدم سرشناس، سهتا با نفوذ و یه آدم فعال ازدواج کرد و طلاق گرفت
ولی اینا بعد از قضیهی ثروتمندشدنش توی صنعت پرهای زینتی بود
خیلی ممنون
- به نظر یه زن شاهکاره - در واقع اون، من ضربدر دهه
ضربدر ده. وای پسر. این...
- خیلیه. - خودت میدونی که دوست داری. اسپکل
به چپ تاب بخورید، بعد به راست
یادتون باشه که کلهتون رو با بیس تکون بدید
راحته
لعنتی. کارم خوبه
شاید بهتر باشه یه ویدیو از خودم بگیرم و بذارم تو اینترنت
اومدم نگاهی به سینک بندازم
من از این موضوع مطلع نبودم
صاحبخونه ازتون خواسته؟
- آره. یه جا نشتی داره - عجب
- نمیدونم این موضوع برام راحت باشه که... - عجب پرندهی ریزی هستی
خیلی قدت کوتاهه
شرط میبندم همزمان میتونم دوتا اندازهی تو رو بلند کنم
ممنون؟
- شوهر یا دوستپسر داری؟ - چی؟
اگه داری، باید کفشهای گِلیشو بذاری بیرون خونه
که همه بفهمن این خونه یه مرد داره
- چی؟ - فقط دارم یه مکالمهی مودبانه میکنم
بهم گفتن که وقتی تو سکوت زل میزنم، ناخوشآینده
من باید...
[برتی: امروز لولهکش میاد؟ صاحبخونه: آره]
عالی شد. خیلی مفید بود
نشتی رو پیدا کردم
- این یکم طول میکشه - من باید برم
خیلیخب، پس به گمونم، وقتی خواستم برم، در رو قفل میکنم
خودم کلید دارم
برگام
همینو بگو
برنارد. منم از دیدنت خوشحالم
و تولهسگا هم. سلام جیگرا
تو دیوونهای، برنارد
لعنتی
وای
اون قدمهای آهسته فقط میتونه متعلق به خواهرزادهی عزیزم، توکا باشه
تقصیر تو نیست، عزیزم. تو نفرین به داشتن اون پاهای بزرگ شدی
و این خپل پر برجستگی کیه؟
خاله تالولای منه، یا یه چاقالوئه که دارن ماساژش میدن؟
یه مرد پیشته که بوش رو حس میکنم...
یا فقط عطر عرقی خالص توئه؟
مایهی مباهاته که میبینمت، تالولا
باید بگم، این خونه، از نزدیک تحسینبرانگیزتر هم هست
میدونی، یکی از اون چیزایی که با بالا رفتن سن، بهتر میشه
خب، هر چیزی که ارزش داشتن رو داشته باشه، همینطوریه
آره. به جز دونات
منو ببین
کاملاً جلوی مهمونم لخت شدم
- یه دقیقه بذارید لباس عوض کنم - آره، عجله نکن
میدونی، من میتونم تا ابد، این اطراف رو نگاه کنم
چی؟
روی جلد مجلهی پرهای تیل اند امپ بودی؟
چندین بار
بهت گفتم که، خالهام، واسه خودش کسیه
توکا، عاشق اینم که پز منو میدی
بی صبرانه منتظرم تو هم به یه جایی برسی که من پزشو بدم
بهتره عمر درازی داشته باشی، عجوزهی پیر
وای
چهره و مغزهای متفکر کلکسیون پلومکو فدرت...
به طور مساوی در هر دو سمت دوربین قرار گرفتن
مدهای ساخته شده که خانهدارها، ستارهها و سرمایهدارها رو خوشحال نگه میداره
سقف شیشهای رو شکست و وارد شد و تیکههای خونیشو رها کرد...
برای زن بعدی که ازش بالا بره
به نظر میاد که برای این نماد مد جایی بجز پیشرفت نیست
خب، به امیر گفتم که خودم میتونم یه مشروب سردو-بیآرم
خیلی ممنون
دوبی
آزاد شدم
به هر حال، این از موندن توی خونه بهتره
هوای تازه
جون بابا
چه رون نازی، جیگر
ببخشید، میدونید که از کجا میتونم...
بذار زندگیمو کنم
چرا امروز همه بهم حمله میکنن؟
اسپکل؟
اسپکل؟
اون یارو کجا رفت؟
ورود غافلگیرانهی قشنگی بود
خیلی هیجانزده بودم که اینو اینجا پیدا کنم
معمار اینجا به هوسباز بودن معروف بود
و تمام این مسیرهای مخفی رو توی خونههاش درست کرده
این پلکان مستقیم میرسه به اتاق زیر شیروونی
نه بابا
این واقعاً باحاله
اینطور که کلماتی که از منقارت خارج میشن برام جالبه
چه اتفاقی داره میافته؟
تو توسط بانوی شیفتهگر، یعنی معماری، اغوا شدی
دنبالم بیا
بیا. این ککتل معروف خالهی منه
شراب میوهی گل ساعتی، شامپاین و یه ذره آجوی زنجبیل
اسمش رو گذاشته، "دردسر معده"
فوقالعادهست
بیا. مال منم بخور
چرا به خالهات نمیگی که دیگه مشروب نمیخوری؟
تولدشه
نمیخوام با یه سری صحبت از هشیاری، جشن رو خراب کنم
فقط مشروبمو بخور و کمک کن تظاهر کنم همهچی عادیه. باشه؟
باشه
- این داخل چیه؟ - سوراخ دید زدن
اینجایید. لیوانها خالی و به طرز نامناسبی لختن
برنارد
ککتلهای بیشتری به اتاق رختکن بیار و مشروبت به راه باشه
کسی نیست؟ آقای لولهکش چندشآور؟
دارم صدامو با گوشی ضبط میکنم، واسه اینکه شاید پامون به دادگاه باز بشه
رفته
خوب شد که امروز به اون جلسهی قدرتبخشی میرم
میرم سریع حموم کنم
اگه برگرده چی؟
یا توی لولهها دوربین گذاشته باشه چی؟
ردیفم
عجب پاچههایی، خوشگله
نمیتونم چشم از ساق پات بردارم
دختر، من عاشق درشتنی و نازکنیات شدم
- ها؟ - من یه جراح استخوانم
ولی شب که میشه، یه منحرفم
خیلیخب. بهتره که اینو نپوشم
آره
بالاش خیلی شله
باید بیشتر اندازه باشه
باید بگیره ولی فشار نیاره
خاله، تو همیشه به سینه گیر میدی
من ترجیح میدم بقیهی داراییهام تو چشم باشه
- هرچی که داری، بریز بیرون - چی، این کیسههای کهنه؟
ادامه بده
در این مقطع، اونجا هیچی احساس نمیکنم
خیلی احساس آزادی دارم
آره، عزیزم، شگفتآوره
ببخشید که دیر کردم
خیلی ببخشید
ما اینجا از این کارا نمیکنیم. همین قضیهی عذرخواهی
درسته
ببخشید
اینو بذار تو شلوارت
No comments yet. Be the first to leave one.