Alex Rider

Alex Rider

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Alex Rider S03E07 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Morteza_Lkz

تګونه

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
XviD
په خپور شو: 2024-04-22
ډاونلوډونه: 77
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫«شمشیر نامرئی». سه روز وقت داریم... « آنچه گذشت »

‫که پیدا و نابودش بکنیم

‫چشم‌هات رو ببند

‫تو گفتی پدرم دوستت بوده

‫من دیدم «سازمان» باهاش چی‌کار کرد

‫زندانی‌ها در موقعیت هستن. شلیک کنید

‫حتماً دلت می‌خواسته انتقام بگیری

‫تو باید پشت‌سر بذاری‌ش

‫اگه این کار برای تو شخصی نیست، چرا انجامش می‌دی؟

‫چون شغلمه

‫و توی کارم ماهرم

‫تو هم می‌تونی باشی

‫ولی باید احساسات رو از معادله کنار بذاری

‫جونز اون رو کُشت

‫تو به من دروغ گفتی

‫تو بابام رو کُشتی

‫- یه چیزی بگو! ‫- متأسفم. واقعاً متأسفم، الکس

‫جولیا راتمن تو رو فرستاده؟

‫از کجا می‌دونی؟

‫جک بهمون گفت

‫و تام و کایرا

‫اسم‌هاشون رو به زبون نیار

‫باشه

‫«اسکورپیا» حقیقت رو بهم گفت

‫برای اولین‌بار

‫خودم شنیدم که گفتی

‫شنیدم که گفتی: «شلیک کنید»

‫می‌خوای من رو بکُشی، الکس؟

‫طوری نیست. طوری نیست

‫طوری نیست

‫- آسیب دیدی؟ ‫- چه اهمیتی برات داره؟

‫معلومه که برام مهمه

‫ولی نه‌فقط به‌خاطر اینکه مأمور منی

‫من مأمور تو نیستم

‫دیگه نیستم

‫بشین

‫واقعاً متأسفم

‫می‌دونم همۀ این‌ها تقصیر منه

‫اشکالی نداره نوشیدنی بخورم؟

‫چه افتضاحی

‫همۀ دروغ‌ها و ناروزدن‌ها

‫دیگه هیچی واقعی به نظر نمیاد

‫تا اینکه آدم‌ها می‌میرن

‫اون‌موقع واقعیه

‫دکمۀ کمک اضطراری داری؟

‫آره

‫بهتره فشارش بدی

‫فشار داده‌ام. متأسفم

‫الکس، وقت زیادی نداریم،

‫ولی ازت می‌خوام یه چیز رو بدونی

‫می‌تونستی اونجا من رو بکُشی، ولی نکُشتی

‫- چون ضعیفم ‫- نه، تو ضعیف نیستی

‫تو قاتل نیستی

‫تو مثل «اسکورپیا» نیستی

‫مثل ما هم نیستی و ازت می‌خوام این رو یادت باشه

‫تو یکی از قوی‌ترین آدم‌هایی هستی که دیده‌ام

‫قراره اوضاع خیلی پیچیده بشه، الکس

‫- از جات جُم نخور! ‫- تکون نخور!

‫روی زانوهات

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

« لندن داکلندز »

‫مطمئنی اینجا بود؟

‫ظاهراً ناآرامی توی یکی از انبارها

‫- فکر می‌کردم این‌ها همه خالی باشه ‫- باید باشه

‫دژبان از سیرا لیما ۴، وضعیت ۲ در گرووْنر لینِ شمالی

‫شب به‌خیر

‫ببخشید مزاحم می‌شیم

‫سلام. همه‌چی مرتبه؟

‫آره، فقط فکر می‌کردیم اینجا خالیه

‫اوه، ما همین الآن به اینجا منتقل شدیم

‫کرایۀ کوتاه‌مدت

‫فکر کنم آقای مکاوْلی یه‌جور قرارداد بست

‫مشغول به نظر میاید

‫- دقیقاً چی می‌خواید بسازید؟ ‫- شاید من بتونم توضیح بدم

‫نیکولای، اون‌ها رو از سر راه بردار

‫و خاطرجمع شو که کمتر از یک ‫ساعت دیگه آمادۀ استقرار بشیم

‫خودش خطا زد

‫- تو خوبی؟ ‫- آره

‫کیسۀ جسد

‫من رو نکُشت

‫نه‌بابا!

‫اون‌ها پل رو نشونش دادن

‫اینکه اون رو ببینی و شلیک نکنی،

‫اون استثناییه

‫همیشه بوده

‫حالا باید تصمیم بگیریم که چطور بهش رسیدگی کنیم. ‫و الآن هم باید تصمیم بگیریم

‫من کمتر از ۴۸ ساعت وقت داریم

‫منظورم «اسکورپیا» نیست. منظورم الکسه

‫فکر می‌کنی اون از «اسکورپیا» نیست؟

‫اون از ماست

‫اگه حرفم رو باور نمی‌کنی، ‫باید بری و باهاش صحبت کنی

‫ما بهش نیاز داریم، اون هم به ما نیاز داره

‫لارنس تمام اطلاعات موردنیاز رو براتون فرستاد؟

‫بله. تمام نقشه‌ها،

‫محاسبات مهندسی، همه‌چی تأیید شده

‫ما از «سنگ حمام» بازیابی‌شدۀ قرنِ‌نوزدهمی برای تعمیرات استفاده می‌کنیم

‫دسترسی به پشت‌بوم از اون بالاست؟

‫۲۱۲ پله

‫اما چشم‌اندازهای زیبایی داره

‫می‌تونید کل شهر رو از بالای برج ببینید

‫ممنون، لیسا، دیگه بقیه‌ش با ما

‫ازحالابه‌بعد، این سمت از صومعه و دسترسی به پشت‌بوم ‫برای عموم ممنوعه

‫البته

‫و واقعاً فکر نمی‌کنید تعمیرات زیاد طول بکشه؟

‫خیلی زود همه‌ش تموم می‌شه، قول می‌دم

‫صبر کنید. صبر کنید

‫هی. اون رو از دستش باز کن

‫اون رو از دستش باز کن!

‫- قربان، به ما گفتن... ‫- به حرفش گوش کنید

‫هی

‫روبه‌راه می‌شی، خب؟

‫فقط صبر کن و ببین

‫پس شماها پلیس‌های خوب هستید؟

‫ما خیلی‌وقته از اون چیزها گذشتیم، ‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

‫دفتر من

‫دربارۀ اون پل بهت گفتن؟

‫- پل رو بهم نشون دادن ‫- کاش وقت داشتیم درباره‌ش حرف بزنیم

‫وقت جور کن

‫نمی‌شه

‫جان صدهزار نفر در خطره، وقت داره می‌ره

‫- به کمکت نیاز دارم ‫- من به شما کمک نمی‌کنم

‫پس مردم می‌میرن

‫«شمشیر نامرئی»...

‫بذارید خیالتون رو راحت کنم. ‫چیزی درباره‌ش نمی‌دونم

‫اسم شهر رو لازم دارم

‫کدوم شهر؟

‫شهری که «اسکورپیا» هدف قرار داده

‫شهری که قراره نابود کنن

‫من نمی‌دونم

‫خواهش می‌کنم، الکس

‫خواهش می‌کنم

‫تو داخل «اسکورپیا» بودی

‫چیزی به گوشِت خورده، نگاهت به چیزی افتاده

‫اسم. نقشه، عکس

‫هرچی. حتماً یه چیزی بهت گفتن

‫آره، حقیقت رو بهم گفتن

‫دربارۀ بابام بهم گفتن

‫دربارۀ دعوای توی مِیخونه

‫اخراج با بی‌آبرویی،

‫زندان، «اسکورپیا»...

‫هر چیزی که شما مخفی نگه داشتید

‫دروغ از زبونت نمی‌افته، مگه نه؟

‫حقیقت می‌تونه پیچیده باشه

‫من دیدم روی اون پل چه اتفاقی افتاد

‫بابای من غیرمسلح بود، و خانم ‫جونز یه گلوله توی کمرش کاشت

‫الکس

‫«اسکورپیا» ۲۴ ساعت دیگه قراره ‫یه شهر از بریتانیا رو نابود کنه

‫این وظیفۀ منه که جلوش رو بگیرم

‫نمی‌دونم چطور

‫می‌دونم از دستم عصبانی‌ای

‫عصبانیت حتی گوشه‌ای از...

‫این رو هم می‌دونم که تو هیولا نیستی

‫همین حالاش هم یازده آدم بی‌گناه مُرده‌ان

‫- از چی حرف می‌زنی؟ ‫- یه تیم فوتبال

‫جوون، هم‌سن‌وسال تو

‫قربانی شدن

‫به‌عنوان نمایش ارادۀ «اسکورپیا»

‫صدها هزار جان دیگه پشت‌بندش میاد

‫این بزرگ‌تر از من و توئه

‫این بزرگ‌تر از جون یک نفره

‫حتی اگه اون مرد پدرت باشه

‫اسم شهر رو نمی‌دونم

‫فقط اسم عملیات رو می‌دونم. «شمشیر نامرئی»

‫همین

‫نمی‌دونم چیه، چطور کار می‌کنه

‫هیچی دربارۀ یه هدف نمی‌دونم

‫خب، به امتحانش می‌ارزید. کوره‌شانس

‫ممنون، الکس

‫ببرش

‫الکس؟

‫تو الآن باید اینجا می‌بودی

‫یه‌سری مشکلات پیش اومد

‫چه مشکلاتی؟

‫- وضعیت مأموریتت چیه؟ ‫- قابل‌قبول

‫جونز مُرده

‫یه کیسۀ جسد توی صحنه داشتیم

‫برای بازیابی گزارش کالبدشکافی،

‫وارد سرورهای رایانۀ سردخونه شدم

‫دو تیر به بالاتنه، یکی به سر

‫الآن دارم می‌فرستمش

‫و مشکل کجا بود؟

‫الکس دستگیر شد

‫«سازمان» گرفتش

‫بیا اینجا. فوراً

‫اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

‫فکر می‌کردی کجا می‌خوایم بریم؟

‫زندان؟

‫واقعاً کاری کردی که ارزش زندان‌رفتن داشته باشه؟

‫بلانت گفت «اسکورپیا» یه شهر رو هدف قرار داده

‫- بله ‫- و یه‌سری‌ها مُردن

‫من اونجا بودم. قرار بود ازشون محافظت کنم

‫یه‌کم استراحت کن

‫اگه کارمون داشتی، جامون رو بلدی

‫- الکس! ‫- سلام

‫وای، پسر

‫فکر کردیم... خب، اصلاً نمی‌دونم چی فکر می‌کردیم

‫دیگه هیچ‌وقت از این خونه بیرون نمی‌ری، فهمیدی؟

‫اگه بخوای بری، به میز منگنه‌ت می‌کنم

‫- حالت خوبه؟ ‫- خوبم

‫جک بدجوری داره فشارم می‌ده ولی

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left