لومړۍ 200 کرښې.
از اینجا همهچی خیلی قشنگـه
واقعاً
تمام هفته تو فکر تو بودم
نمیتونم بهت فکر نکنم
منم به تو فکر میکردم
خدایا! واقعاً فوقالعادهای
میدونستی؟
چه مشکلی هست؟
...فقط اینکهـ
لیاقت تو بیشتر از این حرفهاست
...کنار هم بودنمون توی این لحظه
تنها چیزیـه که نیاز دارم
...تام
...متأسفم
نمیـ... نمیتونم
مشکلی نیست
مشکلی نیست
اِما، باید باهام حرف بزنی
اینطوری جواب نمیده
نباید این رابطه رو ادامه بدیم
گوش کن
میدونم انتظار نداشتیم .رابطهمون اینطور پیش بره
...ولی
واقعاً برام مهمی
نمیتونی بگی تو هم این حس رو .نسبت به من نداری
مهم نیست من چه حسی دارم
اِما؟
!صبر کن، اِما
!فقط بذار فردا هم همدیگه رو ببینیم
نمیخوام این آخرین باری باشه که میبینمت
نمیشه
چرا؟
چون سالگرد ازدواجمـه
متأسفم
دیگه تمومـه
« تا پای مرگ »
« ترجمه از یـاشـار جـماران » ::.:: TAMAGOTCHi ::.::
دفتر مارک وبستر
لطفاً گوشی دستتون باشه
سالگرد ازدواجتون مبارک، خانم وبستر
!وای، خیلی قشنگن .ممنون
.مرسی که منتظر موندید چه کمکی ازم ساختهست؟
نه، همونطور که قبلاً هم اعلام کردم .نمیتونیم نظری بدیم
« ادارۀ پلیس نیویورک » « محرمانه »
« اِما دیونپورت »
دفتر مارک وبستر
« سرقت ناموفق »
« ...ضارب نابینا... »
مرسی، سلنا
سلام، عروسک
مگه قرار نبود اون لباس قرمزه رو بپوشی؟
میدونی که اونو خیلی دوست دارم
میدونم
...فقط پیش خودم گفتم
شاید بد نباشه یه لباس متفاوت رو امتحان کنیم
اشکال نداره
هنوز وقت هست سر راه بریم خونه .لباست رو عوض کنی
اون چیه؟
هیچی
اِما؟
میدونی که این فقط باعث میشه .اضطراب پیدا کنی
...ببخشید
با پروندۀ من چیکار داری؟
میخوان عفو مشروطش رو باطل کنن
،دوست نداشتی هنوزم امثال اونو
بهجای آزاد کردن، میانداختی زندان؟
بههیچوجه دلم واسه زندگی تو یه خونۀ قوطی کبریتی
توی بیرمنگام و پوشیدنِ .کتشلوارهای دوزاری تنگ نشده
و اصلاً هم دلم واسه انجام کارهای .خلاف و ناخوشایند دیگران تنگ نشده
اینجا کثافتکاریها رو دیگران برام انجام میدن
ولی میدونی واسه چی دلم تنگ شده؟
دلم واسه اون دختر بیدغدغه تنگ شده
یکی از معدود عکسهاییـه که ازت دارم
یعنی تو سرش چی میگذشته؟
یادم نیست
تام
قربان
ببخشید - قبلاً با همسرم آشنا شدی -
مگه نه؟
...گمون نکنم
اِما، ایشون تام گورمن ـه
راستش پارسال تو مهمونی کریسمس همدیگه رو دیدیم
درسته. یه سری از عکسهاتون رو به مزایده ،گذاشته بودید
تا پولش رو به خیریه اهدا کنید
کارهای بینظیری بودن - خب، خب -
هردوتون میدونید که تو مهمونی کریسمس .باهم آشنا نشدید
توی جشن پایان سالِ دفتر بود
اونجا با خانمِ مقید به نزاکت سیاسی آشنا شدی
آخرهفتۀ پرمشغلهایـه؟
...فقط یه سری کاغذبازیـ
اِما... عزیزدلم؟
بله؟
...من میرونم
...درسته
بازم از دیدنت خوشحال شدم
دوشنبه
باید گفت واقعاً
خوشمزه بود
دسر میل دارید؟
من نمیخوام. ممنون
کیک خامهایهای فرانسویتون چطورن؟
فوقالعاده
بسیار عالی
دوتا برامون بیارید
چشم
مگه قرار نبود به هم هدیه ندیم؟
میخواستم امشب غافلگیرت کنم
میگن بهترین دوست یه دختر الماس و جواهر ـه
...ولی بعد از یازده سال
ظاهراً سالگردمون فولادیـه
واسه همین اینو دادم سفارشی درست کنن
قشنگـه
ممنونم
امتحانش نمیکنی؟
!وای، خدای من
!هورا
همین یه مدت پیش تو هم .توی اون موقعیت بودی
!هی
حواست پیش ماست؟
آره
مگه قرار نبود به هم هدیه ندیم؟
سوپر بول؟
.وسط زمین توی بهترین جایگاهـه همیشه میگفتی که
دوست داری بری و پیش خودم گفتم شاید امسال
تیم «پیتسبرگ استیلرز» به سوپر بول برسه
!عمراً
.امسال اوضاعشون خرابـه .برخلاف 4 و 12
بذار بندازمش گردنت
سالگردمون مبارک، عروسک
حالِت خوبـه؟
آره، خوبم
...میدونم که به من هیچ ربطی نداره
...ولی
میفهمم الان حس میکنی که
اونجا زیر بار تعهد و مسئولیت بزرگی رفتی
ولی دوست دارم اینو درک کنی که هیچی
غیرقابلتغییر نیست
!بله، خوب گفتی !به شما هیچ ربطی نداره
...نه، منـ
...میدونم، حق با توئه
معذرت میخوام
تبریک میگم
ممنون
،قبل از اینکه بریم خونه .یه سورپرایز نهایی هم برات دارم، عزیزم
یه نگاه به جیبت بنداز
میشه لطفاً بهم بگی داریم کجا میریم؟
نه
چیزی نمونده برسیم. قول میدم
الان یه ساعتـه داری همینو میگی
آره، ولی این دفعه دیگه راست میگم
میشه فقط سعی کنی یهکم بهت خوش بگذره؟ !ای بابا
راستش بیشتر از یک ساعت چشمبسته بودن .بهنظر من خوش گذروندن نیست
اول ازدواجمون که نظرت فرق داشت
.نمیخوامـ... دیگه ادامه نمیدم .نمیتونم
.دارم دچار ماشینگرفتگی میشم ...درشمیارم. نمیتونـ
نکن
سورپرایز رو خراب میکنی
...مارک
،واقعاً نمیدونم
داری چه بازیِ عجیبغریبی درمیاری
ولی اصلاً حوصلۀ لوسبازی ندارم
!مارک
مارک؟ داریم کجا میریم، مارک؟
خونۀ نزدیک دریاچه؟
!سورپرایز
گفتم واسه امشب آمادهش کنن
تو زمستون ظاهر عجیبی داره
اینجا کلی خاطرههای قشنگ داریم
...پیش خودم گفتم بد نیست اگه
بعضیهاشون رو دوباره زنده کنیم
75، 76
77، 78
79...
!برو بابا
با تمام وجود دوستت دارم
تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه
« منو پخش کن »
!حسابی طولش دادی ها
میدونی، واقعاً نامردیـه
چی؟
اینکه تو هرچی سنت میره بالا، خوشگلتر میشی
خب... آخه اولش خیلی زشت بودم
...هوم
!اِما
...میدونم که
رابطهمون بد بوده
یه مدتی هست که بد شده
و از این بابت متأسفم
تو خیلی سختی کشیدی و
من برات شوهر خوبی نبودم
میدونم یه سورپرایز مسخره تو سالگرد ازدواج
قرار نیست همهچی رو درست کنه
ولی بههرحال یه شروعـه
لااقل این حق رو که داریم، بد میگم؟
!وای، خدایا! چقدر سرد ـه
اوه
صبح بخیر، عزیزدلم
حالِت چطوره؟
بهخاطر مستی دیشب گیج میزنم
خوابهای قشنگفشنگ دیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.